ولنتاین را با سپندارمذگان آشتی دهیم

ویکی پدیا: تاریخچه کامل و دقیقی از ولنتاین در دست نیست و آنچه از پیشینه این روز میدانیم با افسانه درآمیخته است. اما آنچه مشهورتر است اینکه در سده سوم میلادی که مطابق میشود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن میکند. کلودیوس به قدری بیرحم وفرمانش به اندازهای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتاین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری میکرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار میشود و دستور میدهد که والنتاین را به زندان بیندازند.
والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان میشود. با توجه به آنچه که در افسانه آمده کشیش ولنتاین برای او نامه هایی نوشته و آنها را با نوشتن «از طرف ولنتاین تو» (From Your Valentine) امضاء کرده است، اصطلاحی که تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روی کارتهای ولنتاین مشاهده میشود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق بر خلاف قانون کلودیوس دوم اعدام میشود. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق میدانند و از آن زمان والنتاین تبدیل به نمادی برای عشق شده است.
اما در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، بلکه از چند هزاره پیش از میلاد، جشن هایی برای ابراز مهر و وفاداری و عشق بوده است، که از آن جمله اسفندگان یا سپندارمذگان می باشد.
در گاهشماری های مختلف ایرانی، علاوه بر این که ماهها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بهعنوان مثال روز اول هر ماه «روز اورمزد»، روز دوم هر ماه، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم هر ماه، اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم هر ماه، شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم هر ماه، «سپندارمذ» بودهاست. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق میورزد. زشت و زیبا را به یک چشم مینگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان میدهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بهعنوان نماد عشق میپنداشتند.
در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی میشده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن میشد، جشنی ترتیب میدادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً روز آبان در ماه آبان جشن «آبانگان» است یعنی جشن ستایش آب و روز آذر در ماه آذر جشن «آذرگان» است یعنی جشن ستایش آتش و همین طور روز پنجم ماه دوازدهم (اسفند)، «سپندارمذ» یا «اسفندار مذ» نام داشت که جشنی با همین عنوان میگرفتند. «سپندارمذگان» جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا میکردند. روز «سپندارمزد» جشن زمین و گرامیداشت مقام زن است.
به نظر من بایستی به پاسداشت روز باستانی “سپندارمذگان” پرداخت، و آنرا اشاعه داد. تا همگان بدانند که ایرانیان از ابتدا دوستدار “عشق” و “محبت” بوده اند. اما اینکه برای پاسداشت سپندارمذگان، “ولنتاین” را تحریم کنیم،به نظر من کار درستی نیست.
ولنتاین در فرهنگی دیگر، نماد عشق و دوستی است، و باید نمادهای عشق و دوستی را در هر فرهنگی گرامی داشت. تحریم کردن ولنتاین، میتواند نشان از سستی فرهنگ ما باشد که بخاطر ترویج آن ناچاریم دیگران را حذف کنیم! و این پیام خوبی برای فرهنگهای اطراف ما نمی تواند باشد. پس بیایید بجای حذف ولنتاین، آنرا با سپندارمذگان آشتی دهیم.
۱۴ فوریه تا ۵ اسفند
دهه عشق بر شما گرامی باد




