روزی که Face Off را شروع کردم، هرگز فکر نمی کردم چنین کار سخت و وقت گیری باشد! از یک سو طراحی سوالات و انتخاب نامزدها، و از سوی دیگر هماهنگی بین شرکت کنندگان و ارسال سوالات برایشان و دریافت پاسخ از آنها، انرژی و زمان زیادی لازم دارد. خصوصاً اگر نامزد پیشنهادی سرش شلوغ باشد و دیر به دیر به ایمیلهایش سر بزند، که در این صورت استرس نرسیدن به موقع پاسخها هم به تمام مشکلات دیگر اضافه می شود.
گرچه این بار تنها نبودم و دوستان عزیزم دکتر مجیدی، فواد و فرشاد در پیشنهاد نامزدهای این دوره و طرح سوال برای آنها کمک زیادی کردند. که از همه آنها صمیمانه سپاسگزارم. اما با این حال، یکی از عواملی که می تواند در بهتر شدن برگزاری این رویارویی ها کمک کند، داشتن زمان بیشتر است. به همین دلیل با مشورت دوستان تصمیم گرفته ایم تا Face Off را از این پس در روزهای اول و پانزدهم هر ماه برگزار کنیم. البته مدت نظرسنجی ها برای هر Face Off به همان یک هفته محدود می ماند.
در دومین فیس آف، رقابت تا ساعات آخر بسیار نزدیک به هم بود و واقعاً معلوم نبود که کدامیک از شرکت کنندگان برنده خواهند بود. اما به هر حال، وقت نظرسنجی به اتمام رسید و فرشاد یوسفی با ۸۱ رای از مجموع ۱۴۸ رای و با کسب ۵۵ درصد از کل آرا از سوی خوانندگان بعنوان نفر برتر رویارویی انتخاب شد.
این اصلاً انصاف نیست که همیشه شرکت کنندگان Face Off مرد باشند! به هر حال، زنان وبلاگستان هم پا به پای مردان عمل می کنند و در خیلی از موارد حتی از آنها پیشی می گیرند.
(نامها به ترتیب حروف الفبا مرتب شده اند. نام جلوی هر سوال، مربوط به طراح سوال می باشد.)
زهرا اچ بی: نویسنده وبلاگ زهرا در آدرس www.zahra-hb.com که با قدرت وردپرس مدیریت می شود. از وبلاگ نویسان قدیمی است که گویا آرشیوش را پنهان کرده! اما لوگوی وبلاگش همیشه تصویر همان دخترک کوچک کلاه به سری بوده که گلی را پشت سرش پنهان کرده است. زهرا روزانه می نویسد، از تمام ماجراهایی که در روز ممکن است برای یک زن اتفاق بیافتد.
لوا زند: نویسنده وبلاگ بلوط به آدرس www.balootak.com که با قدرت موویبل تایپ مدیریت می شود. قالب وبلاگش از آغاز همینی بوده که هست. یادم هست خیلی از قالبش خوشم آمده بود. سادگی در عین کامل بودن. لوا روزانه هایش را از آمریکا می نویسد، درباره جامعه، مهاجرت و خصوصاً کتابهایی که می خواند و دوستانی که دارد.
۱- فواد: روز اولی که شروع به وبلاگ نویسی کردید، چه تصوری از این کار داشتید، و امروز چگونه به آن می نگرید؟
زهرا: روز اول فکر میکردم یه جاییه که راحت میتونم حرفامو بزنم و دیگرن هم بشنوند. اون موقع هیچ وقت فکر نمی کردم تبدیل به همچین جای شلوغی بشه. الان هم فکر میکنم یه جایی که باید حرفامو بزنم ولی خوب به علت اینکه دوستان، خانواده، همکاران و برخی آشنایان میخونن دیگه مثل اون موقع ها راحت نیستم و بیشتر خودمو سانسور میکنم. اون موقع از جزئی ترین حوادث زندگیم هم می نوشتم، الان عمرا جرات اینکارو ندارم…
لوا: روز اول برای پر کردن تنهایی بود. الان بخش مهمی از زندگی است.
۲- فواد: فکر می کنید وبلاگ نویس معروفی هستید یا محبوب؟
زهرا: نسبتا معروف. اما اگه قشر عمده وبلاگ خونها و یا استفاده کنندگان اینترنت رو در نظر بگیریم نه اصلا محبوب نیستم.
لوا: هیچکدام.
۳- فرشاد: برخی می گویند وبلاگ نویسی اگر کار بیهوده ای نیست، کار مفیدی هم محسوب نمی شود. نظرتان در این باره چیست؟
زهرا: به نظر من نه تنها بیهوده نیست، که مفید هم هست. من خودم خیلی چیزها رو از وبلاگ نویسها یاد گرفتم و خیلی خوشحالم که با دنیای وبلاگستان آشنا شدم. البته خوب وبلاگ داریم تا وبلاگ. بستگی به محتوای تولیدی وبلاگ نویس هم داره. اما در کل حتی خواندن یک وبلاگ نامفید هم بهتر از نخواندنش هست. حداقلش اینه که با یک ایده متفاوت و با یک آدم متفاوت آشنا میشید اونم صرفا با یک کلیک و با هزینه اندکی. شما دیگه کجا میتونین این حجم بالای از افکار و اطلاعات مختلف رو به صورت فارسی و یکجا بخونین؟ دیگه کجا میتونین اینقدر راحت با افراد دیگه آشنا بشید، راجع بهشون بخونید؟ خیلی کم اتفاق می افته شما در دنیای واقعی با یک کسی از جنوب ایران و یا چه میدونم فردی در عربستان آشنا بشید. اما در دنیای مجازی محدودیتی وجود نداره و شما راحت میتونین همه جا سرک بکشید.
لوا: نه بیهوده است نه نا مفید. برای پر کردن تنهایی خوب است. برای تمرین نوشتن خوب است. برای دوست پیدا کردن خوب است. برای دق دلی خالی کردن خوب است. برای غر زدن خوب است. مزیتهایش برای من از ضررهایش بیشتر بوده.
۴- فواد: گویا وبلاگ شما در ایران بصورت مقطعی فیلتر شده است! این موضوع چه تاثیری بر آن داشته و شما چگونه با آن روبرو شده اید؟
زهرا: وبلاگم در برهه هایی فیلتر شده بود و الانم تا جایی که میدونم تو برخی جاهای دولتی (مثلا شرکتهای تابعه وزارت نفت) فیلتر شده که البته اینم سیاست ISP های مربوط به برخی وزارت خونه هاست که کاربران دولتی رو از وبگردی و وبلاگ خونی معاف کنند. به طور اخص میدونم برخی دامنه های مشهور مربوط به وبلاگ نویسی رو فیلتر کردند. اما اگه فکر میکنین وبلاگی فیلتر شده و ویزیتور براش مهمه به ایمیل filter@dci.ir بزنین و توی موضوع ایمیل آدرس وبلاگ/سایت فیلتر شده رو قرار بدید و علت رو بپرسید خیلی سریع جواب میدن بهتون. اگه دیدید اصلا چاره ای ندارید راهی نیست جز استفاده از پراکسی و VPN و نیز فید و گوگل ریدر.
لوا: زیاد نگران نیستم. چون تقریبا هرکسی که از قبل میخواند الان با این فیدخوانها میخواند. راستش حالم یک مقدار گرفته شد اما من از اول هم زیاد خواننده نداشتم که نگران از دست دادنشان باشم. همان هایی هم که بودند لطف دارند یا با فیلتر شکن یا با فید خوان هنوز بلوط را دنبال می کنند.
۵- از نگاه شما آیا وبلاگ نویسی تاثیری هم بر جامعه ایرانی داشته است؟
زهرا: شاید جامعه ایرانی و اتفاقاتش روی وبلاگ نویسی تاثیر داشته باشه اما برعکسش رو در حال حاضر فکر نمی کنم. من اعتقاد دارم شکاف زیادی بین کاربران مجازی اینترنتی و جامعه واقعی ایرانی وجود داره. (اگه استثناءات رو بذاریم کنار و قشر عمده رو در نظر بگیریم).
کمااینکه اینم در نظر بدید که ترجیح اکثر وبلاگ نویسان اینه که مجازی بمانند و دامنه فعالیتهاشون رو تا دنیای واقعی گسترش ندن. خیلی به اون صورت اتفاقات دسته جمعی وبلاگی و یا قرارها و برنامه های دسته جمعی وبلاگی نداریم که مثلا عموم مردم ازش آگاه بشند و یا در جریان قرار بگیرند و بخوان مشارکت کنند و یا اصلا نهادهای وبلاگی و یا وب ۲/۰ ای خاصی هم نداریم که بخوان در دنیای واقعی هم توی زمینه هایی فعالیت کنند و مثلا افکار عمومی رو راهبری کنند. اگه تاثیری هم داشته باشه به نظرم خیلی کمرنگه.
لوا: نه خیر.
۶- گویا مدتی است که در وبلاگ انگلیسی تان نمی نویسید؟ آیا این بخاطر عدم استقبال از آن است؟
زهرا: این سوال فکر میکنم بیشتر به فرد مقابل برمیگرده که ظاهرا وبلاگ انگلیسی معروفی هم دارند. چون برای من خیلی معروف نیست و ضمن اینکه خیلی فرصت نمی کنم آپدیتش کنم و در کل چیز مهمی هم نیست
لوا: نه . به خاطر تنبلی است در درجه اول و بعد هم هدف من یک مدل هایی حفظ ارتباطم با ایران بود. چون در هر حال تمام نوشته های دیگرم به انگلیسی است . البته روزمره نوشتن به انگلیسی هم تمرین خوبی است که متاسفانه تنبلی و کمبود وقت اجازه اش را خیلی نمی دهد.
۷- آیا مشکلات خاصی که زنان در دنیای حقیقی با آن مواجه هستند، در دنیای مجازی هم نمود دارد؟
زهرا: متاسفانه بله. غیر از موارد فیزیکی به نوعی سایر مشکلاتش کاملا نمود داره و برخی مواقع خیلی هم آزار دهنده است. همون متلکها، همون برخوردها، همون طرز تفکرات منفی و …
لوا: نه در آن حد دنیای واقعی. ولی وجود دارد. زیاد هم وجود دارد.
سکسیزم مخصوصا به شدت رواج دارد.
۸- زنان وبلاگستان را در مقایسه با مردان چگونه می بینید؟
زهرا: سوال خیلی کلی بود. از چه نظر چه چگونه میبینیم؟
از نظر شغلی و درجات اجتماعی یا فعالیتهاشون؟ یا نوع وبلاگ نویسی؟ یا منظور سوال چیز دیگری بوده. در هر صورت ، روحیات، دغدغه ها و نوع چیزهایی که زنان و مردان می پسندند، خوب با هم متفاوته. طبیعیه که وبلاگهاشون هم متفاوت باشه. اما در کل هر دو گروه در زمینه های خاصی موفق تر از گروه دیگر هستند. زنان در حوزه فعالیتهای اجتماعی موفق تر عمل کرده اند و مردان در حوزه فناوری اطلاعات موفق تر هستند. اما خوب توی هر دو گروه هم بد و خوب داریم:)
لوا: هیج وقت با این دید به وبلاگستان نگاه نکردم. وبلاگ وبلاگ است. مگر زنانه و مردانه دارد. (عرض نکردم سکسیزم وجود دارد)
۹- فواد: چقدر وب ۲یی هستید؟ رابطه تان با شبکه های اجتماعی تحت وب چطور است؟
زهرا: اسمایلی معتاد به فرند فید:دی
من حقیقتش خیلی اهل شبکه های وب ۲/۰ ای نیستم غیر از فرندفید که این خودش اکثر اونها رو در برداره. منظورم از شبکه های وب ۲/۰ ای سایتهای دوستیابی و چه میدونم آپلود عکس و فیلم و ویدئو و آهنگ و اینهاست…
لوا: فیس بوک هم وب ۲ است؟ اگر هست که آنجا فعالم. اگر نه. که نیستم. در حال ترک بالاترین هم هستم. خیلی خوب است. آدم معتاد میشود. دیگر وب ۲ بلد نیستم.
۱۰- هر چه می خواهد دل تنگت…!
زهرا: کاش بیشتر همدیگه رو تحمل می کردیم و این آزادی رو به همه میدادیم که چیزهایی که دلشون میخواد رو راحت بنویسند و ما بهشون برچسب هایی نظیر متحجر و عقب مونده و مزدور و اینها نمی دادیم… کاشکی فضا هرچی بود غیر از این حالت که آدم مجبور نشه اینقدر خودش رو سانسور کنه فقط برای اینکه مثلا فحشهای بیشتری روانه اش نشه و یا به شخصیتش توهین نشه… خیلی از مواقع طرف حتی فکر نمی کنه کسی که پست این سطور نشسته ممکنه دلی، قلبی، احساسی چیزی داشته باشه…
من راستش حتی برای جواب دادن به این پرسشنامه تردید داشتم و حتی تا آخرین لحظه هم گفتم که میخوام انصراف بدم و ترجیحا بهتره من نباشم. بیشتر به خاطر اینکه از فیدبکهای احتمالی منفیش می ترسیدم و میترسم…
لوا: زیاده عرضی نیست.
و اما سوال آخر!
فرشاد: بعضی ها می گویند یکی از هم و غمهای زنان، پیدا کردن یک شوهر خوب و جنتلمن است! نظر شما چیست؟
زهرا: ما هم میگیم یکی از هم و غمهای مردان، پیدا کردن یک زن خوب و جنتلوومن هست.
مشکلی در هیچ کدام از دو گزاره فوق نمی بینم. راستش به نظر من دغدغه یافتن یک همسر مناسب اصلا چیز بدی نیست به شرطی که تمام افکار و اعمال شب و روز آدم مربوط به این مورد و یا در این راستا نباشه:)
یعنی اگه الان کسی بگه من توی زندگیم به یک ثبات نسبی رسیدم ولی دنبال همسر/شوهر نیستم به نظر من چاخان میکنه! مگه میشه کسی به همچین موضوعی فکر نکنه و یا زیرش بزنه؟! اما این به معنی نیست که لزوما خانومها وبلاگ مینویسن که شوهر پیدا کنند! میان توی فرند فید که مخ بزنن و یا چه میدونم جملاتی از آن قبیل:دی
لوا: آدمها زیاد گاهی حرف می زنند. نباید جدی گرفت. این هم از همان موارد بود.
چنانکه مستحضر باشید، هفته گذشته رویارویی را بین وبلاگ نویسان فارسی زبان آغاز نمودیم، با نام Face Off. که در افتتاحیه آن دکتر مجیدی و دکتر مزیدی را رو در روی یکدیگر قرار دادیم.
در طی برگزاری Face Off قبلی، دوستان لطف کردند و نظرات و پیشنهادات خود را برای بهتر برگزار شدن این رویاروییها، بیان کردند. با بررسی نظرات داده شده و مشورت اهل فن، تاکنون برای برگزاری Face Off به جمع بندیهای زیر رسیده ایم:
۱- در هر Face Off، دو وبلاگ نویس تقریباً هم سطح انتخاب می شوند و سوالات مشترکی بصورت جداگانه برای هر کدام از آنها، از طریق ایمیل ارسال می گردد.
۲- شرکت کنندگان در هر Face Off از نام و مشخصات رقیب خود تا زمان انتشار، اطلاع نخواهند داشت.
۳- در انتهای هر Face Off یک نظرسنجی به کمک سیستم Polldaddy قرار داده می شود، تا خوانندگان از طریق آرا، برنده Face Off را انتخاب کنند.
۴- شرکت کنندگان هر دوره Face Off، در طرح سوالات برای شرکت کنندگان دوره بعد همکاری خواهند داشت.
پیشنهادات دیگری نیز مطرح شده اند که هنوز بصورت خام باقی مانده اند و باید بیشتر روی آنها بحث شود. برای مثال بسیاری پیشنهاد داده اند که برای این رویارویی ها جوایزی هم در نظر گرفته شود، که همانطور که گفتم هنوز تصمیم قطعی درباره آنها گرفته نشده است.
به هر حال، خوشحال خواهیم شد، چنانکه شما هم پیشنهاد یا انتقادی دارید، بر ما منّت گذاشته و برای بهتر برگزار شدن فیس آفها، آنها را با ما در میان بگذارید.
در ضمن لازم به ذکر است که فعلاً روزهای سه شنبه هر هفته برای انتشار Face Offها در نظر گرفته شده است. و نظرسنجی هر فیس آف تا زمان برگزاری فیس آف بعدی (به مدت یک هفته) باز خواهد بود.
و اما قبل از پرداختن به دومین Face Off، به اطلاع می رسانم که
در فیس آف قبلیدکتر مجیدی با کسب ۱۴۲ رای از مجموع ۲۰۱ رای اخذ شده، و با دارا بودن ۷۱ درصد از آرا، از سوی خوانندگان بعنوان برنده رویارویی اعلام می شوند.
البته قابل تاکید است که این نظرسنجی ها تنها جنبه هیجانی موضوع را تشکیل می دهند، و همگان واقفیم که دکتر مزیدی یکی از بزرگان عرصه وبلاگ نویسی می باشند.
و اما این بار به سراغ دو تن از وبلاگ نویسان می رویم که اگر اهل توئیتر و فرندفید باشید، حتماً آنها را می شناسید. چرا که آنها یک پای ثابت این دو سیستم میکروبلاگینگ هستند:
فرشاد یوسفی: ملقب به فری چاقوکش! نویسنده وبلاگ شاخ به شاخ به آدرس http://shakh.wordpress.com. آن طور که بالای سر برگ وبلاگش نوشته شده است وبلاگش جایی است برای شاخ بازی! به طنزنویسی علاقمند است و اگر سری به وبلاگش بزنید، حتماً این موضوع را در خواهید یافت. در خبرگزاری تازه تاسیس توئیتر و فرندفید علاقمندی های وی اینگونه اعلام شده اند: سیگار، جنس مونث، چاقویش و فواد!
فواد: وبلاگش راه من است به آدرس www.rah-e-man.com . 15 خرداد امسال، پنجمین سال وبلاگ نویسی فواد است. به شعر و شاعری علاقمند است و سربرگ وبلاگش نیز گویای این موضوع است: «ترانه مال مردم نت به نت، پیدا ولی گم بود». فواد را در توئیتر و فرندفید، لیدر خطاب می کنند. وی از بنیانگذاران گروه مافیایی بالالابی است! TTFF News علاقمندی های او را این گونه اعلام کرده است: شهیار قنبری، مهرداد، شعر و فرشاد!
۱- چرا اسم وبلاگتون اینه؟ اگه این نبود چه اسمی براش انتخاب می کردین؟
فرشاد: چون بنده کلاً آدم شاخ و قدری هستم و روی دست من در چاقوکشی کسی نیست یعنی جرات ندارد که باشد وگرنه قلمع قمع میشود و به سزای اعمال وقیحانهاش میرسد فلذا اسم شاخ به شاخ بیانگر شاخ بودن و قدر بودن بنده است و از سوی دیگری برای خودم تعاریف خوبی از این اسم دارم همچون با من درنیفت. شاخ نشو. برو کنار بگذار باد بیاد. شاخ بازی داری درمیاری؟ ها؟ حرفی داری؟ یعنی اگه رای نیارم من میدونم با شما؟ برید بپرسید فریچاقوکش کیه؟
فواد: خب باید یه اسمی میبود که به مطالب و نوشتههای من بیاد یعنی حال و هوای خودم باشه، راه من داریوش و شهیار چند ماهی بود بیرون اومده بود و من دوستش داشتم، به پیشنهاد یکی از دوستام همین اسم رو واسهی وبلاگ و دومین شخصیم انتخاب کردم. قبل از مستقل شدن سه تا وبلاگ عوض کردم که ۱۵ خرداد میشه پنجمین سالگرد وبلاگ نویسی من، اول گربهی قرمز بودم! بعد طوفان و بعدش هم موقتآ سرگیجه تا که توی راه من قدم گذاشتم. اما اگه این اسم وبلاگم نبود مطمئنآ با دوستم مشورت می کردم و اسمشو یه چیزی میذاشتم مثلآ “جرج” یا “کریستینا” مهم نیست اسمش چی باشه مهم اینه که سالم باشه!
۲- چی باید تو وبلاگتون باشه که الان نیست؟
فرشاد: در مورد وبلاگنویسی من سعی کردهام در زمینههایی که سررشته ندارم و توانایی پرداختن به آن را ندارم از آن دوری کنم و مواقعی که حرفی برای گفتن ندارم چیزی هم نمینویسم چون میدانم حاصل کار بازخوردی هم نخواهد داشت. به طنزنویسی علاقه دارم و از این موضوع هم خوشحال هستم که در وبلاگستان به عنوان طنزنویس مورد پذیرش واقع شدم وهیچ موقع نسبت به این سوال تو غبطه نخوردم چون میدانم مضمون مطالب وبلاگم باید همینی باشد که الان هست و غیر از این قطعاً در وبلاگنویسی دچار رکورد و رخوت میشدم.
فواد: شکر خدا به همت مسئولین همه چی داریم، آب، برق، تلفن، گاز، نفت و حتی جدیدآ توی دهاتمون هم اینترنتکشی شده. اما فکر می کنم تنها چیزی که جاش خالیه توی وبلاگ منبع درآمده که حالا حالاها باید سماقشو بمکیم.
۳- در روز تقریباً چند تا فید می خونین؟ چند تا Share می کنین؟
فرشاد: نمیدانم فیلم دورافتاده با بازی تام هنکس را دیدهاید یا نه. در این فیلم تام هنکس تک و تنها در جزیرهای میافتد با هزار سختی و مصیبت بعد از پنج سال جان سالم به در میبرد و بعد از اینکه نجات پیدا میکند در هتل فندک گازی را هی روش و خاموش میکند برق اتاق را روش و خاموش میکند حالا حکایت ماست مایی که از چنگال بلاگرولینگ بیرحم و مروت و قیلطر شده نجات یافتهایم و از وارد کردن لینک به صورت دستی جهت لینک روزانه به ستوه آمدهایم و گوگلریدر و امکان به اشتراک گذاری که میتوان از آن به عنوان وسیلهای ابزاری جهت لینکدانی روزانه استفاده کرد برایمان جذابیت وافری دارد مثل تام هنکس که بعد از ۵ سال که نجات مییابد آتش فندک برایش جذابیت دارد.
فیدخوانی ارتباط مستقیم با حس و حال بنده دارد یعنی اگر حوصله داشته باشم ممکن است هر چه فیدنخوانده باشد را برملا کنم وگرنه دکمه مارک آل چارهساز است در ادامه سوالت عرض کنم چون من از شیر استفاده ابزاری میکنم(لینکدانی روزانه) حتیالمقدر سعی میکنم اعتدال را در شیرکردن رعایت کنم مثال نقض: اسمایلی مزیدی!
فواد: داغ دل دوستان رو تازه نکن، زیاد فید میخونم، مطالب وبلاگها و شیرهای دوستان به طور متوسط ۲۰۰ تا هست رو به بالا! منم خیلیاشو شیر میکنم. باید از دوستان پرسید فکر میکنم ۳۰-۴۰ درصدی شیر میکنم از این مطالب رو.
۴- ترجیح میدید بیشتر مینیمال بخونید یا پستهای کامل و بلند؟
فرشاد: اجازه بده که این سوال تو را باز کنم و با این جمله جواب بدهم که من با مینیمال به پستهای بلند رسیدم یعنی اینکه چند وقت تصمیم گرفتم طنزی را در خبرگزاری توییتر و فرندفید منتشر کنم سه چهار تا ایده به ذهن مبارکم خطور کرد که ایدهها را به صورت مینیمال در توییتر منتشر کردم به این نیت که هر ایده لایک بیشتری بگیرد آن را به پست بلند درمیاورم. ضمن اینکه در توییتر به خاطر لایک یک حس رقابت هم بین اعضا به وجود آمده که منجر شده همه برای خودشان پرویز شاپور شوند و خواه ناخوه مینیمال میخوانیم در توییتر. در مورد پست بلند هم اگر مطلب ارزشش را داشته باشد و در آخر نکتهای اندرزی عایدمان شود چرا که نه، حتمن میخوانیمش.
فواد: چون من دست به شیرم خوبه، دوستان ترجیح میدن من مینیمال بخونم، اما متاسفانه یا خوشبختانه، ۳-۴ خط اول مطلب که منو بگیره دیگه تا آخرش ولم نمیکنه! پس برام فرقی نمیکنه که مطلب مینیمال باشه یا بلند. البته مطالب دوستان رو احتیاط مرامی هست که خونده بشه.
۵- چند ساعت از وقتتان را در وبلاگستان می گذرونید؟
فرشاد: بستگی دارد. یک موقع است که سوژه و ایده های جالبی برای نوشتن مطلب هست که طبعاً ممکن است در روز بیش از حد معمول در وبلاگستان باشید و بچرخید یک موقع هم هست که بلاگر چنته اش خالی است و هیچ چیز برای گفتن ندارد و ترجیح میدهد بخواند تا بنویسد.
فواد: بهتره سؤال عوض بشه، اینکه چند ساعت از وقتمو توی وبلاگستان نمیگذرونم. اینقدر این جامعهی مجازی صمیمیتش رکه، این صمیمیت رک که میگم یعنی چه دوستی و چه خدای نکرده دشمنیهاش قابل تشخیصه و این خیلی مهمه. البته به دلیل اینکه ارتباطها آزاده حتی دشمنیها هم به راحتی میتونه به دوستی منجر بشه با یک گفتگوی مسالمتآمیز. ضمن اینکه من مطالعه رو دوست دارم و این مطالعه می تونه خوندن یه کتاب باشه یا مطلب یه وبلاگ، مطالعهی هر چیزی قابل ستایشه. اما جواب سؤال رو از پدر و مادرم بپرسین بهتر متوجه میشین.
۶- در وبلاگستان به چی شهرت دارید؟ دوست دارید به چه چیز دیگری مشهور باشید؟
فرشاد: من در وبلاگستان به فری چاقوکش معروف هستم اما نمیدونم این مهران چرا هر بار که من رو در وبلاگش اسم میبره میگه فرشادچاقوکش که قافیه نداره! و موجب سرخوردگی بنده میشود. ضمن اینکه فری جکسون، فری فرفره و اینها هم بد نیست البته به منتقد بی رحم هم معروف هستم.
فواد: توی وبلاگستان به چیز خاصی شهرت ندارم، یا اینکه نشنیدم که به چیزی شهرت داشته باشم، اما در توییتر و فرندفید تا دلتون بخواد لقب دارم: لیدر، فؤاد شبپره، فؤاد کولا، تیم روث (راث) و … اسامیای که خاطرم نیست. اما دوست داشتم یک ترانهی اجرا شده داشتم تا به ترانهسرای وبلاگستان شهرت پیدا کنم. البته هستند ترانهسراهای وبلاگنویس مثل مونا برزویی و افشین مقدم و دیگران، اما هیچ کدوم وبلاگنویس معروفی نیستند، البته اگه من خودم رو وبلاگنویس معروف حساب کنم که کار بیجایی میکنم.
۷- بیشتر به وبلاگ نویسی معتقدید یا فرندفیدیسم و توئیتریسم؟
فرشاد: به نظرم فرندفید باعث بازتاب بیشتر وبلاگستان میشود و ملت را به راه و روش اصولی وبلاگنویسی آشنا میکند. به نظرم فرندفید میتواند مکمل خوبی برای وبلاگستان باشد و محل خوبی باشد برای اینکه شما متوجه شوید دوستانتان از کدام دسته از مطالب وبلاگتان بیشتر خوششان میآید ضمن اینکه توییتر هم جهت پیوند دوستیها در وبلاگستان محل خوبیست من دوستان بلاگر بسیار زیادی تواستم به واسطه توییتر پیدا کنم و که با وجود آنها و تبادل اطلاعات با آنها در زمینه وبلاگنویسی در پیشرفت وبلاگم کمک شایانی داشت.
فواد: اینایی که گفتی مکتبن دیگه؟ فرندفیدیسم و توییتریسم و درستش اینه وبلاگیسم! باید بگم من به هر سه تا معتقدم چون هر سه تا در یک راستا هستند: تولید محتوا و چقدر خوبه که این تولید محتوای فارسی هست بدون نظارت و ممیزی. هر کدوم از این سه مکتب کاربرد خاصی برای من دارند و من به هر سه تا به یک اندازه معتقدم. اما چون ما ایرانی ها به قدمت احترام بیشتری میذاریم، پس وبلاگ برای من از احترام بیشتری برخورداره.
۸- شما با مافیای وبلاگستان هم نسبت دارید؟!
فرشاد: اگر منظور همان حلقههای وبلاگیست که دوستان بلاگر معروف یا غیرمعروف هوای هم را دارند و در جریان منازعات و چیزهای دیگر به هواخواهی هم بلند میشود واگر منظور از مافیا این باشد باید بگوییم بعله به واسطه همین توییتر و فرندفید و قدیمیبودنم دوستان بلاگر نام آشنایی دارم که همه با هم دوست هستند و هوای هم را دارند و کارهای زیادی از دستمان برمیآید از برتربودن در پروژههای دیدیش بگیرید تا داغ کردن لینک مطالبمان در بلاترین. من خودم از سرکردههای مافیا در وبلاگستان هستم. حرفیه؟
فواد: از شما چه پنهون داریم دو تا فیلمنامه مینویسیم با بچهها بر همین اساس. برای دو دسته مافیای وبلاگستان: مافیای آیتی و مافیای فمنیسم. اسامیش رو هم موقتآ گذاشتیم پدرخوانده و مادرخوانده. برای نقش اول پدرخوانده دکتر مجیدی رو در نظر گرفتیم با تشکر از خانوادهی مزیدی، و نقش اول مادرخوانده رو هم صنم دولتشاهی بازی میکنه البته اگه شرایط تهیهکننده رو قبول کنه وگرنه باید یه تصمیم دیگه براش گرفت. به نظرم فیلم تجاری موفقی میشه!
و اما جواب سؤالی که پرسیدی…خب نسبت که دارم، من فؤادشونم.
۹- به ازدواج وبلاگی اعتقاد دارید؟
فرشاد: در مسئله ازدواج چیزی که مطرح است و همیشه ذکر و خیرش هست مسئله مهم و حیاتی تفاهم و علائق مشترک میباشد. یقین دارم که تفاهم و علاقه دو طرف به وبلاگنویسی و دنیای مجازی به تحکیم رابطه زناشوییشان کمک مثمرثمری خواهد کرد. بدیهیست که وبلاگنویس مذکری که عاشق وبلاگنویس مونثی میشود در مطالب وبلاگنویس مونث چیزهایی یافته که به علائق و خصوصیات خودش نزدیک بوده و به دلش نشسته و در نهایت او را پسندیده و به مونث مورد نظر گفته و او را حضوری دیده و و تمامی شرایط را سنجیده چه حقیقی چه مجازی چه واقعی چه خارجی و بعد با خانوادهها در میان گذاشته و به خواستگاری رفته و خانوادهها راضی بوده و مبارکا باشه.
خود بنده اگر قسمت شد با یک مونث بلاگر مزدوج شدم یک وبلاگ دونفره به اسم زندگی دیجیتالی من و فلان(اسمش) درست میکنیم و دو تایی آن تو عشقولانه میلاگیم. مثال) زندگی دیجیتالی من وسارا !
فواد: اعتقاد که دارم اما قصدشو ندارم. به نظر من ازدواج وبلاگی موقعی خوبه که باعث تعطیل شدن وبلاگ نویسی نشه، برای مثال شما و خانمت خیلی خوبه که وبلاگ نویسی رو ادامه می دین. وبلاگنویسایی هم بودن که بعد از ازدواج وبلاگشون تعطیل شده. به عقیدهی من وبلاگ باید جزئی از زندگی آدم باشه و کنار گذاشتنش بیرحمیه، مگر اینکه جبر زمانه باعثش بشه.
۱۰- هر چه می خواهد دل تنگت…!
فرشاد: نیدونم اسمایلی لوس شدن
فواد: اگه دل تنگی مونده باشه! قسمتی از یک ترانهمو تقدیم می کنم به تمام دوستان نادیده، اگر ضعفی داره ببخشید:
این لحظهها که می گذره، چقدر حرومه به چشام
دارم میمیرم بیخودی، وقتی که مرگو نمیخوام
یکی بریده رگمو تا اعتراضی نکنم
تا تو خماری بمونم، موقع بیدار شدنم
کاش می دونستم اون کیه، تا بازی رو عوض کنم
داوریا رو تا ابد، بیقصد و بیغرض کنم
نمیتونم! خوب میدونم قصهی بید و باد نیست
تو دست یکی افتادیم، ترانههاش که شاد نیست
یکی داره بیدغدغه، سر میبره حقیقتو
دلم گرفت از این قفس، کجاست پس این حق وتو
و اما درخواست آخر:
یه چیزی بگو که طرف مقابلت آتیش بگیره!
فرشاد: بنده فقط چاقوکشی میکنم اسید پاشی در مرام ما نیست حالا بگذار ببینیم که طرف مقابلمان کیست شاید در کامنتها اسیدپاشی هم کردیم.
فواد: والله من که همچین جسارتی به کسی که نمیشناسم نباید بکنم، اما چون جزء سؤالاته باشه میگم: امیدوارم صفار هرندی از شما به عنوان وبلاگنویس نمونهی سال تقدیر و تشکر کنه و جایزهتو از دست رئیس جمهور بگیری.
شما کدامیک از دو شرکت کننده را برنده Face Off 2 می دانید؟
نتیجه Face Off 2: آق فری چاقوکش wins فواد
در دومین فیس آف، رقابت تا ساعات آخر بسیار نزدیک به هم بود و واقعاً معلوم نبود که کدامیک از شرکت کنندگان برنده خواهند بود. اما به هر حال، وقت نظرسنجی به اتمام رسید و فرشاد یوسفی با ۸۱ رای از مجموع ۱۴۸ رای و با کسب ۵۵ درصد از کل آرا از سوی خوانندگان بعنوان نفر برتر رویارویی انتخاب شد.
خواندن سری مطالب مفید Bloggers Face off مرا بر آن داشت تا چنین Face Offهایی را بین وبلاگ نویسان فارسی زبان هم راه بیاندارم. از نکات مثبتی که چنین رویارویی هایی در بر دارد، می توان به توسعه فرهنگ وبلاگ نویسی و ارتقای سطح علمی آن اشاره کرد.
اما اصلاً این رویارویی ها چطور برگزار می شوند؟!
در هر سری دو وبلاگ نویس تقریباً هم سطح و موفق انتخاب می شوند و یک سری از سوالات بصورت جداگانه از طریق پست الکترونیک در اختیار آنها قرار داده می شود تا به آنها پاسخ دهند. سپس سوالات و پاسخها را در بلاگ نوشت منتشر خواهم نمود. (غیر از اولین رویارویی که در این پست شاهدش هستید، بقیه وبلاگ نویسان رقبای خود را قبل از انتشار پاسخها نمی شناسند!) سعی کرده ام تا سوالات را به گونه ای انتخاب کنم که ضمن ترغیب خوانندگان به پدیده وبلاگ نویسی، حاوی نکاتی باشند که در مسیر توسعه این رسانه مجازی کمک کنند.
در انتهای هر رویارویی، یک نظرسنجی قرار داده خواهد شد تا خواننده نظرش را درباره دو وبلاگ نویس از طریق رای اعلام کند. این نظرسنجی ها توسط سیستم Polldaddy طراحی و مدیریت می شوند و با وجود تمام کنترلها، هنوز راههای تقلب کردن در آنها بسیار است! اما به هر حال بنده که دلیلی برای تقلب کردن نمی بینم!
شاید لازم به توضیح نباشد که این نظرسنجی ها بیشتر جنبه هیجان و سرگرمی این رویاروییها را تشکیل می دهند، و نتیجه آنها به هیچ وجه نشانی از برتری یکی از این دو وبلاگ بر دیگری نیست. و هدف اصلی همان تجاربی هستند که این دو ابر مرد وبلاگ نویس با ما به اشتراک می گذارند.
و اما اولین رویارویی را با کسانی آغاز می کنیم که به پزشکان وبلاگستان معروفند. این دو عزیز از فعالان عرصه وبلاگ نویسی هستند. اما خوب، همیشه فعالان سرشان شلوغتر از بقیه است. قرار بود کلید افتتاحیه Face Off وبلاگ نویسان فارسی را روز گذشته، مصادف با پنجمین سال تولد وردپرس بزنیم، اما به هر حال یکروز از برنامه عقب افتادیم:
(ترتیب اسمها به حروف الفبا بر می گردد!)
دکتر مجیدی نویسنده وبلاگ یک پزشک به آدرس www.1pezeshk.com آنگونه که بر سربرگ وبلاگش حک شده است از پزشکی، اینترنت، ادب و هنر می نگارد. سبک وبلاگ نویسی وی مرا به یاد دانشنامه هایی چون ویکی پدیا می اندازد. به هر موضوعی که می پردازد بصورت کامل و جامع درباره اش داد سخن سر می دهد. شک نکنید که وبلاگ پرخواننده دکتر مجیدی، یکی از مهمترین پایگاههای تولید مطلب به زبان فارسی در دنیای مجازی است.
دکتر مزیدی نویسنده وبلاگ وب۲ که به دلیل فیلتر شدن وبلاگ قبلیش اکنون در آدرس http://mhmazidi2.wordpress.com قلم می زند. پدیده وب۲ یکی از مهمترین علایق وی محسوب می شود، و سعی بسیاری در ترویج این فناوری در جامعه مجازی ایرانیان دارد. مزیدی به زبان ساده می نویسد و سعی می کند از هر فرصتی برای معرفی یکی از سرویس های مفید اینترنتی استفاده کند. گزاف نیست اگر او را لیدر توسعه و ترویج وب۲ و پدیده های مرتبط با آن در خیل وسیعی از ایرانیان بنامیم.
۱- چند وقت است که وبلاگ می نویسید؟
دکتر مجیدی: سه سال و چند ماه
دکتر مزیدی: حدود یک سال و نیم
۲- چرا وبلاگ می نویسید؟
دکتر مجیدی: دلیلش را میتونم در اشتراک علایق خلاصه کنم! قبل از اینکه وبلاگ بنویسم، حالت کسی را داشتم که موقع خوندن یه روزنامه، کتاب یا مجله جالب، چیزای جالبی میخونه، سرش را بلند میکنه که بگه : «ببین چی خوندم!»، ولی میبینه تو یه اتاق، تنهاست! من موقع وبگردی دقیقا احساس چنین آدمی را داشتم، پیش خودم فکر میکردم این مطالب باید برای خیلیها جالب باشه. این شد که تصمیم گرفتم، یه وبلاگ باز کنم. اول در بلاگر می نوشتم، بعد چند ماه، دومین ابتیاع کردم، امتی روش نصب کردم و وبلاگم شد، همین ناقابلی که الان میبینین.
دکتر مزیدی: می میزنم برای اینکه فراموش کنم می زدن را
۳- تاکنون از وبلاگ نویسی چه چیزی عایدتان شده است؟
دکتر مجیدی: فکر نکنم هیچ وبلاگنویس فارسی پیدا بشه، که بگه درآمد مالی خوبی از محل وبلاگنویسی داشته. اما صرفنظر از انگیزههای اقتصادی، وبلاگنویسی فواید زیادی برای من داشته، قبلا هم گفتم که وبلاگ نوشتن برای من یه نوع تسکینه، یه نوع خلاص شدن از زندگی روزمره غالبا تکراری و نوعی تمدد اعصاب.
گذشته از این وبلاگنویسی در این مدت باعث شده، یه تمرین مستمر نوشتن داشته باشم، فکر نکنم اگه ۴ سال قبل از من میخواستیم در مورد یه موضع مطلبی بنویسم، میتونستم در کمتر از یه ساعت، ماده خام مقاله را پیدا کنم، بخونمش و دربارهاش بنویسم.
از اونجا که یه وبلاگنویس تعهدی نانوشته به خوانندههاش در مورد صحت و درستی نوشتههاش داره، من در خیلی از موارد مجبور شدم در مورد بعضی از مسائل تعمق بیشتری کنم و دانش شخصیام را اضافه کنم.
به علاوه وبلاگنویسی من را با دوستانی خوبی، هم آنلاین و آفلاین آشنا کرد!
و خوشبختانه پایم را به نشریات کاغذی هم باز کرد.
دکتر مزیدی: لذت؛ دوستی
۴-بزرگترین اشتباهی که در زمینه وبلاگ نویسی تاکنون داشته اید چه بود؟
دکتر مجیدی: نمیدونم در جواب این سؤال چی بگم، گاهی پیش خودم فکر میکنم، نوشتن با اسم حقیقی و مستعار ننوشتن، چون در این صورت می تونستم، محافظهکاری کمتری داشته باشم و در محیط وبلاگستان فعالتر باشم. گاهی هم فکر میکنم که نوشتن با اسم واقعی گرچه محدودیتهایی به همراه مییاره، ولی یه تعهد خوب به نوشتهها در آدم ایجاد میکنه.
دکتر مزیدی: نمی توانم وبلاگ نویسی را در خودم کنترل کنم
۵- آیا شما به رتبه بندی های وبلاگتان (مثلاً در گوگل یا آلکسا و…) هم توجه دارید؟
دکتر مجیدی: مطمئن باشین که هیچ بلاگر فعالی نیست که ترافیک و لینک های ورودی به بلاگش را مرتب چک نکنه. هیچ کسی هم نیست که نخواد رنک بالایی داشته باشه. رنک بالا ثمره دهها و صدها لینکی هست که از وبلاگها و سایتهایی مییاد که نوشتههای آدم را پسندیدین.
اما باید بگم من نه برای ترافیک مینویسم و نه رنک، برای من داشتن خوانندههایی که وفادارانه وبلاگم را دنبال میکنن، مطالبم را با دقت میخونن و نظر میدن، بسیار مهمتره.
دکتر مزیدی: بله
۶- بیشتر فید (خوراک، خبرمایه) میخوانید یا بلاگ؟
دکتر مجیدی: در مجموع بیشتر فید میخونم، شاید بیشتر از ۹۰ درصد موارد، وبلاگها را با فید میخونم و مستقیما وارد صفحهشون نمیشم. اما، خوب در مواردی ترجیح میدم برای نظر گذاشتن یا دیدن کامنتهای یک نوشته، وارد وبلاگ بشم.
اگه خواننده وبلاگم باشین، میدونین که من یه «خوراکپرست» تمامعیار هستم!
دکتر مجیدی: خوب، بالاترین معتبرترین سایت لینکپراکنی اجتماعی ایرانی هست و یه وبلاگنویس ایرانی باید به اون توجه خاصی داشته باشه. گرچه انتقاداتی هم به بالاترین وارده، اما خیلی اوقات من موفقیت نسبی نوشتههام با داغ شدنشون در بالاترین ارزیابی میکنم.
اما در کل اگر در نظر بگیرین، دیگ معتبرترین سایت لینکپراکنی اجتماعی در وب هست، بنابراین برای مطلع شدن، از اخبار داغ فناوری و یا حوزههای دیگه من به طور روزانه از این سایت استفاده میکنم، البته باز بیشتر از طریق فید.
دکتر مزیدی: بالاترین
۸- رمز موفقیت تان در وبلاگ نویسی چیست؟
دکتر مجیدی: البته شما به صورت پیش فرض من را وبلاگنویس موفقی ارزیابی کردهاین، ولی بدون تعارف من معیارهای شخصیای دارم که بر اساس اون، نمی تونم خود را بلاگر کاملا موفقی بدونم.
اگه بخوام به سؤالتون جواب بدم، باید بگم سعی کردهام همیشه مطالب دست اول را در وبلاگم بیارم، به عبارت دیگه اوریجینال باشم.
هیچ وقت سعی نکردهام، برای بالا بردن ترافیک وبلاگ، مطالب سطحی بنویسم و مبدل به یه نشریه آنلاین تابلوئید بشم.
و همیشه تعهد خاصی به خوانندههای وبلاگم داشتهام و سعی کردهام به شعور اونها احترام بذارم.
پر واضحه که نقاط ضعف زیادی هم این مدت داشتهام.
دکتر مزیدی: رفیق ناباب؛ زغال خوب هم بی تاثیر نبود
۹- آینده وبلاگستان فارسی را چگونه می بینید؟
دکتر مجیدی: راستش الان در مرحلهای قرا گرفتهایم که دیگه تب چند سال اولیه وبلاگنویسی از بین رفته، دیگه کسی به خاطر مد یا اینکه بگه من هم وبلاگی دارم نمینویسه، خوانندههای وبلاگها هم دقیقتر و نکتهبینتر شدهاند و خودشون دسترسی مستقیم به خیلی از منابع معتبر وب دارن، دیگه نوشتن یه سری مطالب روتین توجه اونها را جلب نمیکنه.
همه اینها در کنار افزایش دانش تکنیکی وبلاگنویسها، میتونه برایند مثبتی ایجاد کنه.
من انتظار دارم رفته رفته، افرادی با سطح بالای تحصیلات رو به وبلاگنویسی بیارن و وبلاگنویسی را تخصصیتر کنن.
انتظار دارم در کنار وبلاگنویسی سیاسی، آیتی و روزمرهنویسی، اشکال قدرتمند دیگه وبلاگنویسی هم ظهور کنن. نشانه های پیدایش این انواع متفاوت وبلاگنویسی را هم تا حالا شاهد بودهایم، مثلا الان گروهی از وبلاگنویسها هستن که در مورد محیط زیست می نویسن.
انتظار دارم وبلاگستان فارسی، واقعا به جایگاه خودش به عنوان یک رسانه معتبر محتواساز برسه و از سوی دیگه بتونه تعامل مثبتی با رسانههای سنتی دیگه برقرار کنه.
در کنار اینها میشه آرزوهای بلندپروازانهتری هم داشت، مثل حرفهای شدن وبلاگنویسی و احترام به کپیرایت!
دکتر مزیدی: افزایش کمیت و کیفیت در آن
۱۰- هر چه میخواهد دل تنگت بگو…!
دکتر مجیدی: از هر طرف که رفتم جز حیرتم نیفزود/ زنهار از این بیابان، وین راه بینهایت
نمیدونم چرا این بیت الان تو ذهنمه!
دکتر مزیدی: دلتنگم
و اما سوال آخر:
۱۱- فکر میکنید شما بهتر جواب داده اید یا طرف مقابلتان؟!
دکتر مجیدی: راستش سوالهات چندان چالشبرانگیز نیست که تفاوت زیادی در پاسخهای من یا مزیدی عزیز ایجاد کنه. ولی فکر میکنم مزیدی تونسته باشه، بهتر جواب بده و با توجه به اینکه روابط عمومی بهتری هم داره و در وبلاگستان محبوبیت خاصی داره، بیشک من در این دوئل بازنده هستم و دستهام را به نشانه تسلیم بالا میبرم.
دکتر مزیدی: این هم از ان سوالهایی است که جوابش هیچ مقبول خواننده نخواهد بود.چون وقتی میگویم معتقدم دکتر مجیدی در این موارد بهتر جواب میدهد، ان را به حساب شکستهنفسی میگذارند یا چاپلوسی. پس اجازه دهید نگویم که جواب دکتر مجیدی البته که بهتر خواهد بود!
نتیجه Face Off 1: در این رویارویی دکتر مجیدی با کسب ۱۴۲ رای از مجموع ۲۰۱ رای اخذ شده، و با دارا بودن ۷۱ درصد از آرا، از سوی خوانندگان بعنوان برنده رویارویی اعلام می شوند.
بعد از انتشار پست “چگونه جز برترین وبلاگهای فارسی باشیم؟!”و آموزش دادن نحوه پیشی گیری در به اصطلاح رقابت نظرسنجی بسیار ابتدایی سایت پرشین وبلاگ، اینک قصد دارم به دوستانی همچون امین ثابتی عزیز، که دوست ندارند نام وبلاگشان در این رقابت حضور داشته باشد، نحوه خروج از رقابت را آموزش دهم!
برای این کار تنها کاری که لازم است انجام دهید، نوشتن یک پست انتقادی از نظرسنجی فوق الذکر می باشد! که اگر کمی بد و بیراه هم چاشنیش کنید، کارتان سریعتر پیش خواهد رفت.
حالا پست منتشره را از طریق فید و بالالابی در سطح وسیعی انتشار دهید. هر چه زمان انتشار آن در سطح وب کوتاهتر و گستره آن بزرگتر باشد، نام وبلاگ شما زودتر از گردونه خارج خواهد شد!
این راه کاملاً تضمین شده است! چون خودم این کار را انجام دادم و حالا که ۱۵ صفحه این نظرسنجی را جستجو میکنم، خبری از آدرس بلاگ نوشت نیست!
اما چرا اینچنین است؟!
این برمیگردد به ضعفی که مدیران پرشین وبلاگ در زمینه انتقادپذیری دارند! خوب بجای اینکه مشکل مطرح شده را حل کنند، سوال کننده را از دور خارج می کنند! و اما همچنان راه برای محبوب شدن باز است!
پس از چند روزی که از نظرسنجی پرشین وبلاگ برای انتخاب برترین وبلاگهای فارسی گذشته است، حضور برخی وبلاگها در صدر این جدول، تعجب مرا برانگیخت! و باعث شد درباره این نظرسنجی بیشتر کنکاش کنم!
نتایج پویشهای من در این زمینه، منجر به دست یابی روشی برای بالا آمدن رتبه وبلاگ در این رده بندی گردیده است، که در زیر به آن می پردازم. اما قبل از آن از صدرنشینان واقعی این رده بندی پوزش می خواهم. بدون شک قصد من به هیچ وجه زیر سوال بردن برتری آنها ـ که برای همگان مسجل است ـ نمی باشد.
همانگونه که در تصویر زیر نیز مشاهده می کنید، در فرم، تاکید شده است که “شما فقط یکبار حق شرکت در نظرسنجی را دارید”:
اما تنها عامل بازدارنده از تقلب در این نظرسنجی، همین یک جمله است! و اگر خدای نکرده فرد غیر مقیّدی پیدا شود براحتی می تواند از روی یک سیستم با همان یک IP (و حتی بدون زحمت پاک کردن کوکی های مرورگر) هر قدر که حوصله کند به وبلاگ مورد نظرش رای دهد!
عمق فاجعه در این فرم تا آنجاست که حتی به شما اجازه می دهد در هر پنج قسمت، نام یک وبلاگ را وارد نمائید!
در حالی که امروزه سیستم هایی مثل Polldaddy حداقل امکاناتی که به فرمهای نظرسنجی شان افزوده اند، بلاک کردن از طریق کوکی و IP می باشد. واقعاً برای پرشین وبلاگ، که با تبلیغات گسترده قصد معتبر کردن نظرسنجی اش را دارد، باید متاسف بود به این حداقلها هم توجه نکرده است!
پ.ن۱: آنچه که در بالا آمد، پس از ساعتها آزمایش تجربی به دست آمده است! شما هم میتوانید این روش را تست کنید! ناگفته نماند که من در طی آزمایشها، فقط به وبلاگ خودم رای ندادم!!
پ.ن۲: نمونه ای از نظرسنجی هایی که از طریق کوکی و IP قصد جلوگیری از آرای تکراری را دارند می توانید در وبگاه تخصصی نظرسنجی (نظرلاگ) امتحان کنید.
از نظرسنجیهایی که در زمینه انتخاب بهترین وبلاگها صورت می گیرد، خوشم نمیاد. نه به این خاطر که وبلاگ من جز بهترینها نیست، بیشتر از آن جهت که وبلاگ برای من مفهومی است شخصی که دوست دارم در آن راحت باشم. درست مثل خانه! هر کس، جدا از آنکه کاخ دارد یا کوخ، در خانه اش از همه جای دیگر احساس راحت تری دارد. حالا تصوّر کنید اگر بیائیم و مسابقه محبوب ترین خانه دنیا را برگزار کنیم چقدر مسخره می شود!
مقدمه خوبی برای خبری که میخواهم بدهم نبود! چون تناقض کامل دارد!
امسال هم پرشین وبلاگ اقدام به برگزاری نظرسنجی برای انتخاب وبلاگهای محبوب فارسی نموده است. با اینکه احساس خوبی از این رفیق بازی ها ندارم، اما یکبار رای دادم. بد نیست شما هم پنج وبلاگ محبوبتان را در این نظرسنجی معرفی کنید.