RSS

نعره‌ی گربه‌های ایرانی

«کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره» فیلمی است براساس یک ماجرا، مکان‌ها و شخصیت‌های واقعی، ساخته بهمن قبادی.

فیلم با صدای آژیر و رگه‌های رژه رونده‌ی نور متمایل به زرد آغاز می‌شود که خود حکایت از اخطاری بودن داستان دارد. در همان صحنه‌ی ابتدایی، کارگردان اعلام می‌کند که قصد دارد تا درباره‌ی یکی از بیماران رو به موت جامعه‌ی ایران سخن بگوید. اما کدام بیمار؟ موزیک زیرزمینی! که جرقه‌ی پرداختن به این موضوع، کنسرت زیرزمینی‌ای در کرج بود که طی آن چهارصد نفر توسط نیروهای انتظامی دستگیر شدند.

هیچکدام از بازیگران فیلم، به جز حامد بهداد، سابقه‌ی حرفه‌ای بازیگری را ندارند و عموماً دست اندرکاران موزیک زیرزمینی هستند تا بازیگر. گرچه فیلم براساس داستان شکل گیری یک باند موسیقی و تلاش‌شان برای خروج از ایران پیش می‌رود اما سشاختار فیلم مستندگونه است و تلاش دارد حال و هوای موسیقی زیرزمینی ایران را به مخاطب بشناساند. البته تاکید فیلم بر آن دسته از دست اندرکاران موسیقی است که از ننه‌شان قهر نکرده‌اند و موسیقی‌شناسند!

شخصاً هیچ شناختی از نحوه‌ی کار گروه‌های زیرزمینی موسیقی ایران نداشتم، اما هرگز فکر نمی‌کردم موزیک‌‌هایی تا این حد حرفه‌ای و گوش‌نواز در چنین شرایط سخت و طاقت فرسایی تهیه شوند. و این امر، نشان از عشق عمیق جوانانی دارد که در ناامیدی، تمام امیدشان را جزم کرده‌اند تا به علائق هنری‌شان بپردازند. گرچه عشق آسان نمود اول و افتاد مشکل‌ها ولی ایشان هم مست عشقند و نترسند از چوب شه‌شهان! به هر حال چاره‌ای هم ندارند جز خطر کردن که حصار فکر آنها، اندازه‌ی ایشان نیست و مجبورند با نعره‌شان حصار را بشکافند، گرچه حرفشان که مجرم نیست، بالای دار رود!

سر تعظیم من نثار این راد مردان که پا در ره بی بازگشت دارند…

۲۰م دی ۱۳۸۸ | ۴ نظر | موضوع: جامعه, فیلم و رسانه | |

آندره ریو

نخستین شب ژانویه برای اولین بار یکی از کنسرتهای آندره ریو را دیدم. آهنگهای بیاد ماندنی در کنار رفتارهای انرژی زای این فرد آن چنان در من تاثیر گذاشت که به شدت علاقمندش شدم.

این کلیپ زیبا با نوای گوشنواز رومئو و ژولیت رو از این آهنگ ساز بزرگ ببینید و لذت ببرید:

۳۰م دی ۱۳۸۷ | ۲ نظر | موضوع: فیلم و رسانه | |

برای رسیدن به یه شاخه نیلوفر

برای دیدن اندازه اصلی تصویر، روی آن کلیک کنید

برای دیدن اندازه اصلی تصویر، روی آن کلیک کنید

از بهمن ماه ۸۳ خیلی ها از ما با صدای سوزناک محسن چاوشی لحظات تلخ و شیرینی را گذرانده ایم. محسن چاوشی در قلب بسیاری از ما جای دارد، اما قدرشناسی محدود به دوست داشتن نیست. باید مزد زحمتهای شبانه روزی وی و کسانی را که برای منتشر شدن آلبوم هایش زحمت می کشند را داد.

شاید پیش از این، به دلیل غیرمجاز بودن آلبومهای محسن چاوشی و ممنوع الصدا بودن او راهی برای جبران لذتهایی که با صدایش می بردیم نبود، اما حالا که نخستین آلبوم مجاز وی در استریوهای سراسر کشور در حال فروش است، این نهایت بی شرمی است، اگر تنها ۱۵۰۰ تومان ناقابل را از سالها زحمت وی و یارانش دریغ کنیم.

راههای رسیدن به آلبوم “یه شاخه نیلوفر” محسن چاوشی به اندازه تعداد آدمهاست! اما انسانها برای رسیدن به آن راه مشخصی را می پیمایند.

پ.ن۱: اگر مثل من تنبلی تان می آید و نمی توانید تا استریوی محله تان بروید، می توانید آلبوم ارجینال یه شاخه نیلوفر را از آهنگسرا (لینک به دلیل ضعف امنیتی سایت حذف شد)، Final eShop سفارش دهید و دم در منزل تان تحویل بگیرید و پولش را بپردازید.

پ.ن۲: سایت رسمی یه شاخه نیلوفر – محسن چاوشی

۲۸م مهر ۱۳۸۷ | ۱۳ نظر | موضوع: جامعه, فیلم و رسانه | |

یک زن راز آسمونه

زنیک زن از این دنیا عشقه نیازش
خدا اونو ساخته از جنس سازش
عشق همسر . عشق مادر
مرامشه نوازش
یک زن راز آسمونه
یک زن نور کهکشونه
یک زن لطف آشیونه
حرفش حرف دل و جونه تو خونه
نازکدل . یک زن سنگ صبوره
درمون هر دردش . اشکای شوره
اگه یک کوه غم و درده
ولی پر از غروره
یک زن راز آسمونه
یک زن نور کهکشونه
یک زن لطف آشیونه
حرفش حرف دل و جونه تو خونه
با کمک اندیشه هام نامه نوشتم به خدا
پرسیده بودم که چرا نازکدل آفرید مرا
خدا با ناله نسیم یه شب جوابمو رسوند
وجود زن اگه نبود کارش نیمه تموم میموند
یک زن راز آسمونه
یک زن نور کهکشونه
یک زن لطف آشیونه
حرفش حرف دل و جونه تو خونه

ترانه نازکدل ـ مریم جلالی

۴م تیر ۱۳۸۷ | نظر | موضوع: ادبیات, جامعه | |

هفت ترانه

حدیث جون و جوزف عزیز منو به بازی «ترانه ها» دعوت کردند. بازی قشنگیه. پر از خاطره است. خاطره های موزیکی!

من موسیقی شنوی رو با شادمهر عقیلی شروع کردم. روزی رو بخاطر دارم که اینجا «عشق» جرم بود، اما شادمهر با شجاعت از اون خوند. و چه زیبا بود سر تیتر این نوار که با «مسافر» شروع می شد:

مسافر خسته من بار سفر رو بسته بود

تو خلوت آیینه‌ها به انتظار نشسته بود

می‌خواست که از اینجا بره اما نمی‌دونست کجا

دلش پر از گلایه بود ولی نمی‌دونست چرا

و این شد که شادمهر به خواننده محبوبم بدل گردید. تا اینکه شاهکارش رو آهنگ «پاپ کرن» میدونم:

می خواستمت ولی نموندی پیشم

حتی بمونی عاشقت نمیشم

فایده نداره اشک گریه زاری

نه خودت رو می خوام نه یادگاری

دروغ نگو تقصیر این زمونست

هر دومون می دونیم اینا بهونست

به جون تو نباشی اصل حاله

زندگی بی تو پر عشق و حاله

عشق و حاله

در کنار شادمهر، منصور هم با آلبوم «فقط به خاطر تو» گل کرده بود. که «وقتی نیستی»ش رو از همه بیشتر دوست داشتم:

وقتی نیستی

دنیا برام زندونه

قلب عاشق

بی تو شده دیوونه

میخونه

نذار کسی تو قلبت

جای منو بگیره

آروم آروم عشق من

در یاد تو بمیره

و پس از اون آلبوم زیبای «قایق کاغذی»:

قایق کاغذی رو آب داره میره

من نگاهش میکنم و گریه‏م میگیره

قایق کاغذی میره و میدونم

که برای گریه کردن دیگه دیره

سیاوش قمیشی، بدون شک یکی از محبوب ترین خواننده های نسل من خواهد بود. خصوصاً آلبوم «بی سرزمین تر از باد»ش:

تن تشنه مثل خورشید

بی سرزمینتر از باد

کولی تراز ترانه

بی پرده مثل فریاد

تنهاتر از سکوتم

روشنتر از ستاره

عاشقتر از همیشه

با من بخون دوباره

خیلی ها از شهرام کاشانی خوششون نمیاد! اما من دیوونه بازی هاش رو دوست دارم! آهنگ «گل یخ» هم که اخیراً خونده کلی قشنگه:

یک شب از خواب پریدم

خواب بد می دیدم

توی خواب گل یخ میچیدم

وقتی بیدار شدم

دیگه رفته بودی

روی میز نامه تو میدیدم

گفتی خسته شدی

و پر بسته شدی

گفته بودی که تمومه (تمومه)

و در انتها، یکی از آهنگهای موندگار ذهنم، که زیبایی واژه «زن» در اون به تصویر کشیده شده، ترانه «نازک دل» از مریم جلالی است:

با کمک اندیشه هام نامه نوشتم به خدا

پرسیده بودم که چرا نازکدل آفرید مرا

خدا با ناله نسیم یه شب جوابمو رسوند

وجود زن اگه نبود کارش نیمه تموم میموند

یک زن راز آسمونه

یک زن نور کهکشونه

یک زن لطف آشیونه

حرفش حرف دل و جونه تو خونه

به رسم بازی های وبلاگی دعوت میکنم از  کاپیتان بدون هواپیما، یک احسان، مرد تنها، دکتر مزیدی، فواد، شاهین شیدا و همه علاقمندان به موسیقی که گذرشان از این جا می گذرد، برای ادامه دادن این راه.

۱۲م اسفند ۱۳۸۶ | ۵ نظر | موضوع: خودنوشت | |
  • لاهیج‌مارکت
  • گوگل‌فرند



Switch to our mobile site