بیل گیتس از زبان دیگران

سه شنبه, تیر ۴م, ۱۳۸۷

جای تعجب ندارد که در طی این سالها بیل گیتس موضوع بسیاری از صحبتها بوده است. افراد زیادی در سخنانشان از او نام برده اند، از رقیبانش تا کمدینها و سایر مردم. با نزدیک شدن به زمان کناره گیری وی از مایکروسافت، برخی از سخنان مثبت یا منفی ای را که دیگران درباره گیتس گفته اند، در زیر لیست می کنیم:

بیل بطور مرتب دنبال ایده هایی می گردد تا آنها را بدزدد. این واقعاً روش عاقلانه ای است. این روش او را خیلی موفق می کند. بعد او شروع می کند به پول گرفتن، بخاطر ایده هایی که دزدیده است. او واقعاً فکر می کند که از اول، آن ایده ها، مال خودش بودند… او نمی تواند خودش را مثل Rockefeller تصور کند، او فکر می کند که Edison است.

لری الیسون (Larry Ellison) ـ مدیر کمپانی Oracle ـ نقل شده از کتاب “نرم افزار: ایده ای گرفته شده از لری الیسون و اوراکل” نوشته متیو سیموندز (Matthew Symonds) با اضافاتی از شخص لری الیسون

بیل نخستین کمپانی نرم افزاری بزرگ را بنا نهاده است.

استیو جابز (Steve Jobs) - مدیر کمپانی Apple ـ نقل شده از کنفرانس مشترک با بیل گیتس در سال گذشته

در تکنولوژی های پیشرفته سه شرکت انحصاری ـ Intel، Cisco و Microsoft ـ وجود دارند، اما فقط یکی از آنها از این بابت دچار مشکل است. [گیتس و مدیرش استیو بالمر (Steve Ballmer)] مثل جوانان میانسالی هستند که نمی دانند بزرگ شده اند، و همه چیز را این ور آن ور پرت می کنند.

باب متکالف (Bob Metcalfe) ـ خالق اترنت (Ethernet) و موسس کمپانی ۳Com ـ نقل شده از مقاله ای در واشنگتن پست در سال ۲۰۰۰

کرنش کردن شما در برابر بیل ممکن است کمی خطرناک باشد… او می توان انتخاب اول برای شروع کارهای گروهی باشد.

ورن رابرن (Vern Raburn) ـ یکی از اولین مدیران مایکروسافت در بخش محصولات

IT تجارتی است که من در آن سررشته ای ندارم، اما من بیل گیتس رو بخاطر عظمتش تحسین می کنم. من وی را از نزدیک می شناسم و فکر میکنم که در تجارت فردی افسانه ای است.

وارن بافت (Warren Buffett) ـ سرمایه گذار ـ نقل شده از یک سخنرانی در دانشگاهی در شمال کارولینا

مهم نیست که بیل گیتس چقدر از راههای دیگر درآمد دارد، او اینترنت را از دست داده است. درست مثل قطار سریع و السیری که او آمدنش را نمی بیند و نمی شنود.

جیم کلارک (Jim Clark) ـ از موسسین کمپانی ارتباطات Netscape ـ نقل شده از کتاب «i-Quote: استعدادها و استهزاهای عصر اینترنت» نوشته دیوید گرین (David Green)

[بیل گیتس] سهم باورنکردنی ای دارد… خیلی سخت است که تصور کنیم بدون استاندارد شدن سیستم عاملها توسط مایکروسافت، این صنعت امروزه چه جایگاهی داشت. من فکر میکنم که اگر این اتفاق نمی افتاد، امروزه این صنعت خیلی کوچکتر و ضعیفتر می بود.

مارک آندرسن (Mark Andreessen) ـ از موسسین کمپانی Netscape ـ  نقل شده از سخنرانی در نمایشگاه وب۲ در ماه آوریل

گیتس به بهترین نحو با ساختن MS-DOS از روی CP/M کار مرا از من گرفت.

گری کیلدال (Gary Kildall) ـ از دیر پیشقدمان صنعت سیستم عامل ـ نقل شده از خاطرات منتشر نشده ای تحت عنوان “ارتباطات کامپیوتری” در کتاب «آنان که آمریکا را ساختند» نوشته هارولد ایوانز (Harold Evans) با همکاری گیل باکلند (Gail Buckland) و دیوید لفر (David Lefer)

شاید خطرناکترین و قدرتمندترین فرد در صنعت دوران ما.

اسکات مکنلی (Scott McNealy) ـ رئیس شرکت Sun Microsystems ـ نقل شده از گزارش ارائه شده به کمیته قضایی در سال ۱۹۹۸

گویا این بصورت یک رسم در آمده که هروقت شما از این در می گذرید به بیل انگشت نشان دهید؟

ریچارد استالمن (Richard Stallman) ـ رهبر جنبش نرم افزار آزاد ـ نقل شده به یک دانشجو در خارج از ساختمان بیل گیتس در دانشگاه استنفورد ـ گزارش شده توسط Salon.com در سال ۱۹۹۸

امروز بیل گیتس خیلی پولدار است… میخواهید بدانید چرا؟ پاسخ یک کلمه است: ورژنها.

دیو بری (Dave Barry) ـ طنزنویس ـ نقل شده از کتابش با عنوان «دیو بری در دنیای مجازی»

بیل گیتس مثل آدمی است با عینک تک چشمی یا یک گربه ایرانی است که مرتباً در فیلم های جیمز باند از اینکه آدم پستی باشد، دوری می کند.

دنیس میلر (Dennis Miller) ـ کمدین ـ نقل شده از کتابش با عنوان «من بزله گویی میکنم، پس من هستم»

منبع: Computer World

ترجمه: صادق جم

در همین رابطه: بیل گیتس از زبان خودش ـ بیل گیتس و مایکروسافت در گذر زمان

بیل گیتس از زبان خودش

دوشنبه, تیر ۳م, ۱۳۸۷

همه حرفهایی که بیل گیتس (Bill Gates ـ موسس کمپانی Microsoft) در عمر حرفه ای خویش زده است، درست و منطقی نبودند. بعنوان مثلا، نقل شده است که او در سال ۱۹۸۱ گفته بود: «مقدار ۶۴۰K حافظه برای همه کافی است».

او درباره این حرفش در سال ۱۹۹۶ به اخبار تجاری Bloomberg گفت: «من تاکنون حرفهای احمقانه و اشتباهی زده ام،  اما این سخن را من نگفته ام. هیچ کس هیچگاه نمی تواند بگوید که یک مقدار مشخصی از حافظه، برای تمام زمانها و تمام افراد کفایت می کند. من از نسبت داده شدن این سخن احمقانه که میگوید ۶۴۰K حافظه کفایت می کند، ضربه خورده ام. این شایعه مدام تکرار شد و تکرار شد. زمانی کامپیوتر میرفت تا به حافظه ۵۱۲K دست یابد، اما ما همیشه سعی می کردیم تا این مقدار را افزایش دهیم. من هرگز چنین حرفی نزدم، من عکس این سخن را گفته ام.»

برای جمع آوری سخنانی که گیتس واقعاً آنها را نقل کرده است ما به سراغ آرشیو سایتهای معتبری چون Microsoft و IDG News رفتیم. مرور مصاحبات و سخنان بیل گیتس یادآوری می کند که وی یک مرد رویایی و باهوش است با گستره عظیمی از دانش.

در زیر بعضی از سخنانی که از هوش و ذکاوت وی ناشی شده اند را می خوانید:

اگر من شخصی بودم که فقط میخواست برنده شود، تاکنون باید وارد عرصه دیگری می شدم. فکر نمی کنید که اگر من در ذهنم خط پایانی را متصور بودم، سالها پیش می بایست از آن گذر کرده باشم؟

مصاحبه با مجله Playboy ـ ۱۹۹۴

ما همیشه درباره اتفاقاتی که در دو سال آینده رخ خواهد داد، اغراق می کنیم، اما آنچه که در ۱۰ سال آینده رخ خواهد داد را خیلی کم تخمین می زنیم. هرگز اجازه ندهید که رکود و سکون به سراغتان بیاید.

کتاب «راه پیش رو» ـ انتشارات پنگوئن ـ ۱۹۹۶

آرزو دارم که فرصتی برای نوشتن کدهای بیشتری بدست آورم. دور و برم خیلی شلوغ شده است. اجازه نمی دهند که کدهای من در محصولات نهایی منتشر شود. هشت سال است که این کار را با من می کنند! هر وقت که به آنها می گویم در تعطیلات آخر هفته روی این کد کار خواهم کرد، آنها آنطور که باید و شاید حرف مرا جدی نمی گیرند!»

سخنرانی در سانتیاگو ـ ۱۹۹۷

خوب، یادتان باشد که من مالک دلارها نیستم. من فقط مالک سهامی در مایکروسافت هستم. بنابراین این ارقام وحشتناکی که شما نقل می کنید، تنها از طریق ضرب کردن بدست می آیند!

مصاحبه با مجله Playboy ـ ۱۹۹۴

آرزو داشتم که ثروتمند نبودم. چون از آن چیزهای خوبی بعمل نمی آید.

سخنرانی در سیاتل ـ ۲۰۰۶

منصفانه است اگر آنچه که امروزه ابداع می شوند را با اختراع ماشین چاپ، تلفن و رادیو یکسان بدانیم. این ابزارهای ارتباطی تاثیرات شگرفی دارند. آنها جهان را به مکان کوچکتری بدل می کنند. آنها به علم کمک می کنند تا شایسته تر پیش رود. آنها به سیاست کمک میکنند تا گام در مسیر جدیدی بگذارد. حالا کامپیوترهایی که به اینترنت متصل می شوند، از همه ابزارهای ارتباطی موجود، قدرتمندتر عمل می کنند.

کنفرانس «جوامع اینترنتی» ـ دانشگاه هاروارد ـ ۱۹۹۶

کامپیوترهای شخصی و اینترنت میروند که بعنوان ابزارهای پایه ای و اساسی درآیند. گرچه هنوز به آن درجه نرسیده اند اما ما در مسیر رسیدن به این هدف قرار داریم. درست مثل اینکه سوار اتومبیلی برای رسیدن به مقصد باشیم.

کنفرانس «عرضه Windows 98» ـ سانفرانسیسکو ـ ۱۹۹۸

می دانید که بسیاری از مردم تصمیم می گیرند تا دارایی هایشان را به فرزندانشان ببخشند، و البته برای این انتخاب یک مشروعیت کاملاً قانونی دارند. اما در مورد من، فکر میکنم که برای جامعه و برای فرزندانم بهتر باشد تا قسمت بزرگی از دارایی هایم به انجمنهای خیریه مهمی واگذار شود تا در چیزهایی مثل تکنولوژی، تحصیلات، تحقیقات پزشکی، خدمات اجتماعی و خیلی موارد دیگر مصرف شود.

مصاحبه با چارلی رز ـ ۱۹۹۸

یکی از مزایای موفقیت در این کشور، درگیر شدن با رسیدگیهای دولتی است، که کار بسیار ارزشمندی است. ما صنعت بسیار شهوت انگیزی داریم. اگر شما کارمند دادگستری باشید،  مشتاقید که به کدام مورد رسیدگی می کنید: نان یا نرم افزار؟ ما همیشه با دادگستری سر این موضوع بحث داریم که آیا باید نرم افزارهایمان را ناقص کنیم یا نه! برای نمونه آیا میتوانیم یکی از محصولاتی را که بصورت جداگانه تولید کرده ایم با سیستم عاملمان ادغام کنیم. مثلاً مرورگر اینترنت، یا رابط گرافیکی یا چیزهای دیگری را که تولید کرده ایم روی سیستم عاملهایمان بگذاریم تا مردم مجبور نباشند برای خرید جداگانه آنها پول بپردازند و یک محصول کامل داشته باشند…. خوب ما در Windows 98 چیزی را تغییر ندادیم، اما متاسفانه آنها از ما خواستند که محصولی ناقص تولید کنیم، و این خیلی بد است. این موجب می شود که عقبگرد کنیم. اما ما مطمئنیم که چنین اتفاقی نخواهد افتاد.

سخنرانی در دانشگاه استانفورد ـ ۱۹۹۸

من به شدت ایمان دارم که هر ابزاری که ارتباطات را افزایش می دهد، تاثیر شگرفی روی روشهای یادگیری مردم از یکدیگر می گذارد. و بدین ترتیب آنها می توانند به آزادی ای که به آن علاقمندند دست یابند. پست الکترونیک در روسیه ابزار بسیار کلیدی ای بود برای اینکه مردم با هم در ارتباط باشند و صحبت کنند درباره اینکه آیا می خواهند به سبک حکومت قبلی بازگردند یا نه. شما میتوانید در هر کشوری، تفاوتی را که این ابزارها بوجود آورده اند را ببینید.

از وقتی که احساس بشردوستی در من بوجود آمد، به عقب نگاه کردم تا ببینم چه بنیادهایی در تاریخ بنا نهاده شده اند. و به اینکه چه ابزارهایی می توانند تغییر ایجاد کنند. و اولین چیزی که نظر من را به خود جلب کرد موضوع رشد جمعیت بود. خانواده ها اطلاعاتی در زمینه کنترل جمعیت بدست آورده بودند و اطمینان حاصل کردند که اگر رشد جمعیت کمتر باشد آنها می توانند تغییرات زیادی بوجود آورند. و در نتیجه این تصمیم منابع بیشتری برای تحصیل کردن، و کلاً بهتر زندگی کردن در دسترس قرار گرفت. این یکی از پایه های اساسی و مفیدی بود که بنا نهاده شد.

کنفرانس «مزیتهای دیجیتالی شدن» در سیاتل ـ ۲۰۰۰

یکی از دلایل اینکه امروز ایالات متحده رهبری جهان را در دست دارد، به ۲۰ سال پیش برمیگردد که ما فروتنی و تواضع زیادی داشتیم. ما به ژاپن نگاه می کردیم و با خودمان می گفتیم «واو! مدل برتری هم وجود دارد؟ آیا مدلی وجود دارد که از مدل ما قویتر باشد؟» و همه این دلایل موجب اوج گرفتن ما شد. اگر در طی این سالها ما تواضع نمی داشتیم به کشورهای دیگر توجه نمی کردیم، و از آنها یاد نمی گرفتیم، سیر پیشرفتمان نزولی می شد.

کنفرانس «مزیتهای دیجیتالی شدن» در سیاتل ـ ۲۰۰۰

تا هنگامی که ما به هر کودکی، به بهترین روش آموزش می دهیم، و تا هنگامی که شهر درونمان را پاکیزه می کنیم، در کارهایی که انجام می دهیم، کوچکترین نقصی وجود ندارد.

مصاحبه با مجله Playboy ـ ۱۹۹۴

دیروز یکی از بهترین همکارانم، اسکات مک نلی (Scott McNealy) اینجا بود و درباه بازار دیجیتالی حلقه ای (Digital Market Ring) صحبت می کرد. همه همیشه می گویند که Microsoft سعی دارد تا همه کار انجام دهد. اما الان من بطور رسمی می خواهم اعلام کنم که این بازاری است که Microsoft نمی خواهد وارد آن شود.

نمایشگاه ابزارهای الکترونیکی در لاس وگاس ـ ۱۹۹۸

تمام صنعت کامپیوترهای شخصی پیرامون این دستاورد گرد آمده اند. Windows XP قدرتمندترین، سریعترین، و مطمئن ترین سیستم عاملی است که ما تاکنون تولید کرده ایم. اینطور بگویم که ما میلیونها دلار توسعه در این محصول جدید ریخته ایم! ما از طریق فیدبکهای مشتریانمان و بر پایه این نگاه که کامپیوترهای شخصی را به انجام دادن کارهای جدیدی واداریم، به این محصول دست یافتیم. برای ما امنیت و حفاظت از حریم خصوصی، خیلی مهم بود. در سیستم تبادل پیام فوری، اساس نوینی را بنا نهادیم. این تجربه شخصی جدیدی از دنیای دیجیتال است. Windows XP و Office XP دو ابزار جدیدی هستند برای دنیای تجارت آینده.

کنفرانس «عرضه Windows XP» ـ نیویورک ـ ۲۰۰۱

ما در دوره شگفت انگیزی زندگی می کنیم. اگر با نیازهای فرودستان آشنا شویم، می توانیم از طریق تخصیص دادن درآمدها، و ساختن تجارتهای جدید، فقر را ریشه کن کنیم. این کار بی انتهاست و هرگز به پایان نمی رسد. احساس خاتمه دادن به این چالش، موجب می شود که با اشتیاق جهان را تغییر دهیم. و من خیلی خوشحالم که جزئی از این مسیر هستم.

سخنرانی در مجمع جهانی اقتصاد ـ سوئیس ـ ۲۰۰۸

در حالی که تکنولوژی های جدیدی در حال عرضه شدن هستند، والدین این نگرانی را دارند که این تکنولوژی ها چگونه استفاده می شوند. و اینترنت در بالای این لیست قرار دارد. شما میدانید که بزرگترین فرزند من ۱۱ ساله است. و ما هنوز به سالهای سخت وارد نشده ایم. مثلاً داشتن حساب Facebook یا صرف حجم زیادی از وقت در مسنجرها. اما من مطمئنم که این اتفاق در پیش خواهد بود. ما مراقب هستیم که کامپیوترهای خانه مان آزاد نباشد. بنابراین فرزندانمان می دانند که هر کاری که روز کامپیوتر انجام میدهند، ما در جریانش خواهیم بود. البته ما از اعمال محدودیتهای زیاد، مثلاً محدودیت در تخصیص زمان یا چیزهای ویژه، دوری می کنیم. ما فقط نگاه می کنیم که اوضاع چطور پیش می رود و چه صحبتهایی رد و بدل می شود.

سخنرانی در کمیته علوم و تکنولوژی ایالات متحده ـ ۲۰۰۸

هنگامی که من به دبیرستان می رفتم، کامپیوتر، چیز وحشتناکی محسوب می شد. مردم درباه کارتهای پانچ و دستگاه شیطانی که صورتحسابهای اشتباهی برایشان می فرستاد سخن می گفتند. هیچکس تصور نمی کرد که روزی همه کارها به این ماشین واگذار شود.

سخنرانی در دانشگاه الینویز _ ۲۰۰۴

اگر بخواهم درباره چیزی که بهترین احساس را به من القا می کند، صحبت کنم، از بودن در جریان انقلاب نرم افزاری و نتایجی که از آن ناشی می شود، خواهم گفت. شما می توانید به سراسر جهان بروید و در تمام مدارس و بیمارستانها این کامپیوترها را ببینید که مورد استفاده قرار می گیرند. و خواهید دید که چگونه این ابزارها برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات و در نتیجه بوجود آوردن جهانی بهتر و آزادتر بکار گرفته می شوند.

سخنرانی در دانشگاه استانفورد ـ ۲۰۰۲

۳۰ سال پیش، زمانی که پل آلن (Paul Allen) و من Microsoft را تاسیس کردیم، آرزوهای بزرگی درباره نرم افزارها در سر داشتیم. ما آرزوهایی از تاثیراتی که کامپیوترها می توانند در زندگی داشته باشند، داشتیم. ما رویای وجود کامپیوتر بر روی هر میز، و در هر خانه را در سر می پروراندیم. این خیلی شگفت انگیز است که می بینیم بسیاری از آن آرزوها به واقعیت بدل شده اند و ما می توانیم آنها را احساس کنیم. من هیچگاه تصور نمی کردم که کمپانی ما بتواند بر پایه آن رویاها چنین جهشی کند.

کنفرانس خبری درباره کار تمام وقت در زمینه خیریه و کار نیمه وقت در مایکروسافت - ۲۰۰۶

منبع: Computer World

ترجمه: صادق جم

در همین رابطه: بیل گیتس از زبان دیگران ـ بیل گیتس و مایکروسافت در گذر زمان

گفتگوی خداحافظی بیل گیتس

چهارشنبه, دی ۱۹م, ۱۳۸۶

Engadget : بسیار خوشحالیم که در طی این سالها نشستهای متعددی با آقای بیل گیتس (Bill Gates) داشته ایم. و برایمان جای بسی خرسندی است که وی را یکی از طرفداران خود بنامیم. آرزو داریم که این آخرین نشست ما نباشد، اما متاسفانه، شاید چنانکه نشست دیگری هم در پیش باشد، این بار ایشان متصدی Microsoft نباشند.

این بار میخواهیم، با ایشان درباره نشست تاریخی شان با استیو جابز (Steve Jobs - مدیر شرکت Apple)، نقشه هایشان برای سازمان خیریه بیل و ملیندا گیتس، و همچنین آینده کاریشان در Microsoft سخن بگوئیم.

از وقتی که برای صحبت با ما گذاشتید، سپاسگزاریم. دیشب در حال نت برداری برای مصاحبه امروز بودم که به فیلم مصاحبه اخیرتان برخوردم که در آن گفته بودید دنبال شغل جدیدی می گردید! فقط میخواستم بگویم که ما در Engadget دنبال نویسنده می گردیم!…

عالیه!

من میدانم که شما اخیراً برای گاردین چند مقاله نوشته اید…

بله! من کارهای شما را هم خیلی دوست دارم…

به هر حال میدانید که مرا کجا باید پیدا کنید!…

البته
(خنده)

من دیدار شما و استیو جابز را از نزدیک نظاره گر بودم. اینکه شما روبروی همدیگر قرار می گرفتید، به نظر من گذشته از اهمیت تاریخی آن، برای بسیاری از مردم هیجان انگیز بود. میخواهم بدانم که برای شخص شما چه احساسی داشت؟ فکر میکنم که خیلی از مردم میخواهند بدانند که این دیدار برای شما طعم تلخی داشته یا بالعکس. من احساس میکنم که به نوعی تلخ و شیرین بوده است!

خوب من به استیو علاقمندم. و همیشه نسبت به برخورد او با صنعت کامپیوترهای شخصی، بسیار احترام قائل بوده ام. به هر حال همانگونه که استحضار دارید، صنعت کامپیوترهای شخصی توسط افراد جوانی پایه گذاری شد که آنرا باور داشتند و همه آنها با هم به رشد آن کمک کردند. من و استیو هم سن و سال هستیم. البته او کمی از من بزرگتر است، و سه سال پس از آنکه نخستین کامپیوتر شخصی تولید شد، وارد این صنعت گردید. استیو، شانزدهمین مشتری مفسر زبان بیسیک من بوده است. من کمودور را شش ماه قبل از آن عرضه کرده بودم، و اگر به خاطر داشته باشید هشت ماه قبل از آن هم TRS-80 را ارائه کرده بودم، که آن زمان Floating Point BASIC را اجرا میکردند. در طی همین سالها هم من شهرت پیدا کرده بودم. و در واقع آن زمان، ما بیشتربا استیو وازیاک (Steave Woziak - از پایه گذاران Apple در کنار استیو جابز) سر و کار داشتیم - استیو جابز هنوز درگیر این کار نشده بود -. استیو واز (Woz) هم در آن روزها سعی میکرد که BASIC خودش را طراحی کند که البته موفقیتی بدست نیاورد.

ما روی پروژه های مختلفی با هم کار کرده ایم. وقتی که استیو، MAC را ارائه کرد، ما رابطه نزدیکی با هم داشتیم. سی نفر در Microsoft و بیست نفر در Apple بر روی رابطهای گرافیکی با هم رقابت میکردند. تجارب خوبی در آن زمان نصیب ما میشد. هنگامی که آنها به سمت حافظه های ۵۱۲ کیلوبایتی رفتند، ما هم رقیب آنها بودیم. آنها فکر میکردند که نرم افزار Jazz یک پیشرفت غیرمنتظره در صنعت خواهد بود، اما ما به آنها نشان دادیم که این Excel است که محصول غیرمنتظره ای محسوب میشود.

من واقعاً معتقدم که استیو مهارتهای منحصر به فردی دارد که من آنها را ندارم. شما کارهای خارق العاده ای از او می بینید که تولیدات متفاوتی را ناشی میشود.

خوب وقتی که آنجا با او روبرو می شدید چه احساسی داشتید؟ استیو به Beatles گفته که او احساس نامانوس و عجیبی داشته است. رقابتی که غیر قابل توصیف و توضیح بوده!

البته! هر کدام از ما شانسهایی داشتیم. من فکر میکنم که من و استیو، افراد خوش شانسی در صنعت بوده ایم، و این رقابت بود که ما را به این موفقیت نائل آورد. ما میدانیم که این گزینه ویژه ای است و آنجاهایی که ما در کنار هم کار کرده ایم؛ به صنعت کمک زیادی شده است. و هنگامی که ما این ارتباطات را کاملتر کنیم، صنعت کامپیوترهای شخصی وارد فاز جدیدی خواهد شد.

در ماههای اخیری که تصدی Microsoft را در دست دارید، چه می کنید؟ آیا بیشتر زمان تان را در سازمان خیریه می گذارنید؟ یا هنوز روی تکنولوژی متمرکز هستید؟

من در حال حاضر بطور تمام وقت، در Microsoft هستم. چه بعنوان رئیس و چه به هر عنوان دیگری. شما میتوانید این موضوع را از کارکنان کمپانی بپرسید. اما اول جولای که بیاید، تغییراتی در پیش خواهد بود. ممکن است در ماه ژوئن حضور من در Microsoft کمی متفاوت باشد. نه به این خاطر که من بر کارهای دیگری تمرکز کنم، نه! بلکه از آن جهت که آخرین ماه کاری من در Microsoft خواهد بود… به هر حال در حال حاضر، من سخت تر از هر زمان دیگری در یک دهه اخیر به کار مشغول هستم.

چیزی روی میزتان مانده که احساس کنید که هنوز شروع نشده یا کاملاً به پایان نرسیده است؟

خوب! تکنولوژی همراه (Tablet) هنوز در مسیر اصلی خودش قرار نگرفته است. تماشای تلویزیون از طریق اینترنت نیز همچنین - البته منظورم فراگیر شدن این تکنولوژی هاست. بطوری که میلیونها کاربر از آنها بهره ببرند-. در حقیقت اینها در مسیر رسیدن به جاده اصلی هستند ولی هنوز در آن قرار نگرفته اند.

وقتی که من برنامه های مختلف را نگاه میکنم، می بینم که ما در بسیاری از موارد پیشرفتهای بیشتری نسبت به دیگران داشته ایم.

یا مثلاً بهره وری، چیزی است که ما هنوز باید بر روی آن کار کنیم.

محاسبه در ابر (Computing in the cloud) موضوع جدیدی است که بررسی میکند چگونه نرم افزار بطور خودکار منابع سخت افزاری را به کار گیرد. این چیز خارق العاده جدیدی است که ما برای سیستم های اطلاعاتی مصرف کنندگان خانگی و تجاری آنرا در دست انجام داریم.

اکنون، دوره زمانی شگفت انگیزی است! من معتقدم که همه این چیزها به وقوع خواهند پیوست. اما به زمان نیاز است. درست همچون تکنولوژی های پزشکی که زمان بیشتری از آنچه که من دوست دارم، برای به نتیجه رسیدن، نیاز دارند.

درباره بهره وری صحبت کردید. من فکر میکنم که Microsoft واقعاً در طی سالیان، بهره وری را از آنِ خود کرده است و بازار را در دست داشته. و این واقعاً پشتوانه محکمی برای Microsoft است. اما با این حال، شما هنوز احساس می کنید که در بدست آوردن بازار مشتریان قصور کرده اید؟ یعنی واقعاً روی مشتریان تمرکز نداشتید اما استیو جابز و شرکت Apple داشتند؟ یا اینکه آرزو میکنید که همه مشتریان دیگر را هم تحت پوشش می گرفتید؟

من فکر میکنم که کلید اصلی، مفهوم کامپیوترهای شخصی و صنعت نرم افزاری است. این چیزی است که ما در سال ۱۹۷۵ بر آن اساس، هسته اصلی شرکتمان را بنا نهادیم. برنامه های کاربردی ثالثی هستند که مصرف کنندگان، آنها را بر روی Windows اجرا میکنند. من فکر میکنم که ما مسیر اصلی را به آنها داده ایم، و شما می بینید که آنها هر روز بهتر میشوند. این نقش کلیدی ما را نشان میدهد. بله! Microsoft خودش برای موزیک و عکس و همه اینها برنامه دارد، اما آنچه که ما را متمایز میکند، این است که ما به نرم افزارهای ثالث هم وسعت اجرا میدهیم. سخت افزارها متنوع هستند، و نرم افزارها هم همینطور.ما به مرزهای تازه ای نیاز داریم که من فکر میکنم، واسط طبیعی و سرویسهای اتصال، میتوانند ما را قادر به حرکت به سمت این مرزهای جدید کنند.

ما بخاطر بازیهایی که مردم بر روی Windowsها اجرا میکنند، به خود افتخار میکنیم. اما حرکت به این مرزهای جدید، میتواند نوید وارد شدن به مرحله جدید را به آنها بدهد.

به نظر من تاکید و اهمیت دادن به شرکتهای دیگر، کاری است ما همیشه بهتر از بقیه آنرا انجام داده ایم و امیدوارم که این موضوع ما را در موقعیت مناسبی قرار دهد.

درباره Windows، یکصد میلیون لیسانس فروخته شده، بدیهی است که مقدار هنگفتی است. اما فکر میکنم در ماههای اخیر، خصوصاً با تبلیغات رسانه ها و وبلاگها، Vista واقعاً در بین مردم ضربه خورده است. خیلی از کاربران به XP بازگشت کرده اند یا حداقل از بازگشت سخن میگویند. احساس نمی کنید که بی اعتبار شده است؟ آیا در طراحی محصول اصلی کمپانی، انتظارات مصرف کنندگان لحاظ نگردیده است؟

من اینطور فکر نمی کنم! هر نسخه ای از Windows امکانات جدید زیادی دارد که مردم از آنها بهره می برند، امکاناتی که با دوام هستند اما گاه سخت!

در گذار از XP به Vista ما چیزهای زیادی برای تغییر دادن داریم. آیا درایورهای سخت افزارها آماده این گذار شده اند؟ آیا ما به روزرسانی را تا آنجائیکه میتوانستیم برای این گذار آسان کرده ایم؟

وقتی که مردم به سمت Vista حرکت میکنند، آنها در کل احساس خوبی دارند. این خوشنودی شاید کامل نباشد، اما احساس خوبی است. به هر حال ما به گذار برای بهتر شدن کارها نیاز داریم.

در حال حاضر درایورها در دسترس قرار گرفته اند. بطور کلی وقتی که ما به محصولی نگاه میکنیم و میگوئیم که «خوب است!» ممکن است چیزهای خوب بسیاری در آن باشد، اما ما برای چیزهایی که برای انتقال به نسخه جدید لازم هستندذ، بایستی آمادگی پیدا کنیم. بنابراین بازگشت میکنیم تا آماده شویم.

پروسه های سختی در Windows وجود دارد که ما درباره آنها بررسی میکنیم و آنها را آسانتر ارائه میدهیم. نظرات برای ما خیلی مهم هستند. اما Vista محصولی است که امکانات فوق العاده ای دارد. من مردم را به استفاده از آن تشویق میکنم. ما به امکانات Vista افتخار میکنیم!

بله، البته! اما آیا خودتان به شخصه از آن کاملاً راضی هستید؟

من هیچ وقت از هیچ محصول Microsoft رضایت کامل ندارم!

پس این جمله را تصدیق میکنید که «نرم افزارها هیچگاه کامل نیستند، بلکه فقط کنار گذاشته میشوند»؟

همیشه ویژگی هایی وجود دارند که من میخواهم به نرم افزارها اضافه گردند، یا امکاناتی که دوست دارم، کمی بیشتر به آنها رسیدگی شود.

افرادی که در این کمپانی موفق هستند، کسانی هستند که بطور خنده آوری سخت کوش و مصمم هستند. آنها تقریباً وادار میشوند که کار را رها کنند و در این زمان، اصلاً کار آماده ارائه شده است! اما من در هر محصولی جستجو میکنم و آرزوهایم را برای بهتر شدن آن بیان می دارم.

بخشی از سازمان خیریه بر روی تکنولوژی متمرکز است تا به بالابردن سطح سلامتی در کشورهای در حال توسعه کمک کند. آیا قصد دارید که از آن بعنوان یک شرکت نرم افزاری یا یک کمپانی در زمینه تکنولوژی استفاده کنید؟

البته که نه! مسلماً این مسئله کاملاً متفاوت است. من فکر نمیکنم که کمپانی هایی که در زمینه تکنولوژی فعالیت دارند، همه شبیه به هم باشند. اینجا در سازمان خیریه، شما با تحقیقات آکادمیک، دانشمندان بزرگ شرکتهای دارویی، دولتهای توسعه یافته و در حال توسعه، سازمانهای غیر انتفاعی و… سر و کار دارید که برای عموم فعالیت میکنند.

بزرگترین بخش سازمان خیریه ما به پیدا کردن درمان برای بیست نوع بیماری مختلف می پردازد. مالاریا، ایدز، سل و بیماری های دیگری که بسیاری از آنها در کشورهای فقیر شیوع دارند و برخی از مردم ثروتمند حتی نام آنها را نشنیده اند مانند Visceral و Leishmaniasis.

خوب راهی که ما در پیش گرفته ایم، هماهنگی بیشتر انرژی و منابع است. اما محرّک ما برای این مسیر، بازار نیست. این مسیر نیاز به ابداعات و اختراعات دارد. و چون ما هنوز در مراحل اولیه هستیم، من هم به این گروه پیوسته ام. و میخواهم چیزهای زیادی یاد بگیرم.

من کتابخانه بزرگی از کتب علمی و خصوصاً علوم زیستی جمع آوری نموده ام. در نیمه دوم سال، که بیشتر وقتم را صرف آنها خواهم نمود.

شما سازمان خیریه را راه اندازی نموده اید و بطور خارق العاده ای هم به آن کمک مالی میکنید. مسیر اولیه چیست؟ اولین سال سازمان چگونه خواهد بود، و شما آرزو دارید که در دوازده ماه اول چه کاری انجام گیرد؟

خوب من در سازمان بصورت پاره وقت حضور خواهم داشت. آنجا افراد بزرگی هستند که بطور تمام وقت فعالیت میکنند، از جمله پتی استونسیفر (Patty Stonesifer - سرپرست بنگاه خیریه گیتس) و همسر من که وقت زیادی میگذارد.

ما از کمک مالی ۱/۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۶ به ۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۹ خواهیم رسید. بنابراین ما در حال صعود کردن هستیم، و این نشان میدهد که ما بلند پروازیم. ما میخواهیم که یک کار غیرمنتظره انجام دهیم، مثلاً کشف یک واکسن جدید، و در این راه شما واقعاً به پول بیشتری نیاز خواهید داشت. اما خوشبختانه اقبال عمومی نسبت به این کارها بیشتر شده است. اجماع سازمان Global، Bono و سازمان ما که به تازگی آغاز شده است، باعث می شود تا بهتر به آنچه که می خواهیم برسیم.

خوب من با روسای سازمانهایی که در این باره تجارب زیادی دارند و بیشتر درگیر این نوع کارها هستند، دیدار خواهم کرد و از آنها برای همکاری دعوت میکنم. همچنین با افراد خیّر و نیک اندیش، نشست خواهم داشت و درباره لذّتی که از این کار نصیب من شده است سخن خواهم گفت، و آنها را ترغیب به همداستانی می کنم. به هر حال، هر کاری که از دستم بر بیاید انجام خواهم داد. اما هدف اصلی سازمان تلاش برای سلامتی دو میلیارد انسان فقیر دنیاست تا آنها هم همچون دو میلیار فرد ثروتمند احساس سلامتی داشته باشند. این هدفی بود که از ابتدا اتخاذ شده بود و من تنها جهت تسریع آن تلاش خواهم نمود.

و اما سوال آخر؛ چه محصولاتی در Microsoft است که دوست دارید قبل از رفتن ناخنکی به آنها بزنید؟

من واسط طبیعی کاربر (Natural User Interface) را دوست دارم و دلم میخواهد که با گروهی که در این باره کار میکنند، بمانم تا آنگاه که وقتش برسد و آنرا در جریان اصلی استفاده قرار دهیم.

جستجو، پروژه عظیم دیگری است که افراد مستعدی در حال پیش بردن آن هستند. افرادی که مردم آنها را نمی شناسند، اما در حال خلق چیزهای واقعاً متمایزی هستند. استیو بالمر (Steve Ballmer - رئیس جدید Microsoft) استارت این پروژه را زده است.

زمانی که در Microsoft نیستم، بر روی نرم افزارهایی برای سیستمهای درمانی و آموزشی فکر خواهم کرد. تا زمانی هم که اینجا هستم، جستجو میکنم ببینم که در این زمینه ها Microsoft چه گامی میتواند بردارد.

به هر حال در این مدّت باقیمانده، فکر کنم شاید در سه پروژه با Microsoft همکاری داشته باشم.

از نشستی که با ما داشتید بسیار سپاسگزارم.

خواهش میکنم. مصاحبه خوبی بود.

موفق باشید.

پ.ن: اگر در ترجمه، کم و کاستی بود، عذرخواهی میکنم.

مصاحبه گیزمودو با بیل گیتس

چهارشنبه, دی ۲۳م, ۱۳۸۳

در راه لاگاردیا برای رسیدن به پروازی به مقصد لاس وگاس، با لاری کوهِن در مایکروسافت تماس گرفتم و با او درباره امکان یک مصاحبه با بیل گیتس صحبت کردم. درست نمی دانستم که چه چیزهایی از او بپرسم، اما نمی خواستم که او ساکت بماند. قصد داشتم تا سوالات سختی از او بپرسم: آیا بالمر واقعاً بچه ها را می خورد؟ من می توانم در صندوق پولهایت شنا کنم؟ من توپم را پر کرده بودم تا از این دست سوالات از او بپرسم، اگرچه او موضوع را به واقعیات نزدیکتر کرد. در حقیقت، همانطور که از عکس مشخص است او مرا مانند یک عروسک خیمه شب بازی در دستانش گرفت!

به هر حال آنچه که در زیر می آید صحبتهای من با بیل گیتس درباره وبلاگها، قانون کپی رایت و آینده ویندوز است.

گیزمودو: اجازه بدهید ابتدا درباره وبلاگها صحبت کنیم، چیزی که همیشه مورد علاقه شما بوده است. شما وبلاگهای زیادی را می خوانید؟ تاکنون چیزی در آنها بوده که شما را به خود جذب کند و برای خواندنش به وب سایتش بروید، یا اینکه شما فقط آنهایی را می خوانید که برایتان ارسال می شوند؟

امروزه تقریباً همه چیزهایی که در وب منتشر می شوند از تکنولوژی RSS استفاده می کنند، پس چه لزومی دارد که من به وب سایتها سر بزنم، من به لیست موضوعات مورد علاقه ام رجوع می کنم و موضوعات مورد علاقه ام را در آنها می یابم. من به Outlookم می روم که به من اجازه می دهد تا آن چیزها را ببینم. اما با این حال هنوز هم من مستقیماً به Slate Magazine ویا Wall Street Journal می روم تا آنها را بخوانم.

گیزمودو: پس شما زیاد از RSS استفاده می کنید؟

من پلاگ این (Plug-in) RSS را برروی Outlookم نصب کرده ام، و وقتی که بیکار هستم خیلی از آن استفاده می کنم. بیشتر بلاگهایی را که من می خوانم از روی ایمیل هایی است که مردم به من می فرستند و از من می خواهند که نگاهی به آن بلاگ بیاندازم. من خیلی سرم شلوغ است…به همین خاطر به جای اینکه مرتباً به پنج یا شش سایت بروم، بیشترِ وقتم را می گذارم تا ببینم که چه موضوعات جدیدی در آنها وجود دارد.

به نظر من وبلاگها خیلی خیلی مهم هستند و ما باید بر روی نرم افزارهای این بخش بیشتر کار کنیم. و ما این کار را با نسخه بتای MSN Spaces شروع کرده ایم. این سرویس دهنده به شما کمک می کند که وبلاگها، عکسها و موسیقی هایتان را منتشر کنید، ارتباطات دوستانتان را ببینید و از مسنجر بهره بیشتری را ببرید. تاکنون یک میلیون نفر از طریق این سرویس دهنده بلاگ شخصی ساخته اند. البته باید دید که چند تن از آنها همچنان باقی خواهند ماند، اما به هر حال تعداد زیادی عضو شده اند.

گیزمودو: شما با وبلاگها چطور برخورد خواهید کرد؟ آنها نظرات شخصی افراد هستند که امروزه به طرز وسیعی گسترش یافته اند، و مردم آنها را با عنوان مطبوعات شهروندی می نگرند، آنها باید حقوقی داشته باشند، مانند جراید و سازمانهای بزرگتر. آیا شما هیچ سیاستی در این باره دارید، یا اینکه حداقل دستورالعملی در این باره دارید؟ برای نمونه تصور کنید که شخصی در چین وبلاگی را تاسیس میکند و در آن نظراتی مخالف دولت را بیان می کند، آیا شما آنرا مهار می کنید یا اینکه به مدیریت آن وبلاگ خواهید پرداخت؟

خوب، ما مفتخریم که در صنعت رایانه های شخصی نقشی را بازی کنیم که اجازه دهیم تا صداهای زیادی وجود داشته باشند و آنها را برای دیگران در دسترس قرار دهیم. تاریخ این موضوع را اثبات کرده است، نشریه «بارُن» در شهرها صدای بسیاری از مردم بود، و آنها تاکنون هرگز نیاز به استخدام کردن نویسنده های خوب نداشته اند، چون آنها نفوذ و گسترش بی نظیری در بین مردم داشتند.

ما خودمان را بصورت حرفه ای یک منتشرکننده آن لاین نمی دانیم. ما تجارب Slate Magazine را بکار می بریم برای آزمودن و تجربه کردن اینکه شما چه چیزهایی و چه فرمتهایی را می توانید در مجله الکترونیکی تان منتشر نمائید که متفاوت از آن چیزهایی باشد که قبلاً انجام گرفته اند.

ما مفتخریم که در این رابطه پیشقدم بوده ایم – تقریباًحدود ده سال پیش- و آنرا در رابطه با Washington Post گذرانده ایم. البته من کارشناس مسائل رسانه نیستم و بهتر است که کارشناسان در این باره صحبت کنند.

گیزمودو: آیا درست است بگوئیم که ایده شما درباره Spaces دور دست تر خواهد بود؟ پس شما تنها قابلیت انتشار را به اشخاص می دهید و توجهی به آنچه که آنها می گویند، ندارید؟

نه. همواره سختگیری هایی درباره مطالب منتشر شده اعمال می گردد، بخصوص در مواردی که مطالب به اصطلاح دزدیده شده و یا مستهجن انتشار داده شود. قوانین انتشار آن لاین همانند انتشار کاغذی است. که در آن شما مسئول مطالب انتشار یافته می باشید و افرادی هستند که درباره آنها به شما توجه می دهند…

گیزمودو: پس شما نسبت به مطالبی که روی سِروِرتان می نشیند دقت بیشتری خواهید نمود؟

نه، قوانینی در این باره وجود دارد… اگر ما گزارشی دریافت کنیم که آن مطالب دزدیده شده هستند، و یا مطالبی مستهجن هستند و یا از این موارد، وارد عمل خواهیم شد. سیاستهای ما تنها وابسته به قوانین هستند. عقیده ما آزادی اختیار است که همین امر هم باعث علاقه مردم به رایانه های شخصی شده است. همانگونه که در دهه های گذشته دیده شده است، قدرتی که رایانه های شخصی به مردم می دهد تا آزادانه عقایدشان را بیان کنند و آزادانه به ارتباط با همدیگر بپردازند باعث تفاوت بسیار بزرگی در کنترل اطلاعاتی مردم شده است. و به همین دلیل است که صنعت رایانه های شخصی به توسعه ای باورنکردنی دست یافته است.

گیزمودو: برای عوض کردن بحث البته با حفظ نظم موضوع، اجازه دهید درباره آینده رایانه های شخصی بپرسم، به نظر شما رایانه های شخصی به کجا می روند؟ برایمان از Longhorn بگوئید. البته بدیهی است که موضوع رایانه های شخصی پیرامون زیادی دارد، مثل شبکه بندی و یا مراکز رسانه ای مالتی مدیا و…، اما حتماً شما نقطه ای را در نظر دارید که مایکروسافت را بخواهید در آن جهت حرکت دهید و ممکن است که ویندوز هم یک سکوی پرتاب برای شما بوده باشد. در این باره برایمان بگوئید.

خوب، شرکتی وجود ندارد که تا این اندازه متفاوت کار کند که نرم افزارهای مختلفی برای سخت افزارهای مختلف از شرکتهای مختلف بنویسد. ما برای همه چیز نرم افزار می نویسیم، از ساعتهای ورزشی گرفته تا تلفن ها و اتومبیل ها و… . بنابراین ما یکی از کمیاب ترین شرکتهایی هستیم که نامتمرکز کار می کنیم. هر کجا که نرم افزار می تواند بر ارزش کارها بیافزاید، ما آنرا انجام خواهیم داد.

به عقیده من برخی عاملهای طبیعی وجود دارند. برای مثال داشتن یک صفحه کامل و بزرگ برای نوشتن نامه ویا تکالیف. صفحه کامل و بزرگ در این موارد از صفحات جیبی و کوچک بهتر هستند. به همین خاطر است که مردم از تجارت موبایلی (m-commerce) صحبت می کنند، شما دوست دارید که اتومبیل تان را به سمت خانه برانید و برای خرید یک یخچال جدید توقف نکنید. به همین دلیل شما دوست دارید که از طریق گوشی همراهتان انواع مدلها را ببینید و از همان طریق هم آنها را بخرید. مردم دوست ندارند که توضیحات مربوط به یخچالها را در صفحه کامل و بزرگ ببینند و به مقایسه مدلهای مختلف بپردازند، همان صفحه کوچک و جیبی تلفن همراه کافیست!

هر جزئی بایستی نقش خودش را ایفا کند، و جادوی نرم افزاری بایستی درخصوص برنامه های شما، تماس های شما، یادآوری کارهایتان و… به شما اطمینان دهد. البته درست است که همه آنها به اینترنت متصل خواهند شد و فرمتهای خاصی را می توانند پشتیبانی کنند. بطور کلی همزمان سازی چیزی است که ما تمام وقت روی آن کار میکنیم تا آنرا بهتر نمائیم. ما می توانیم انجام چند کار همزمان را بهبود بخشیم. ما می خواهیم عملیاتهای ترکیبی و خودکار را با هم جمع کنیم.

گیزمودو: شما درباره شایعات اخیر مبنی بر اینکه شرکت Apple حمله به رقبایش را آغاز کره است، در رابطه با تولید برنامه Office Suite چه نظری دارید؟

آنها همیشه محصولات کار شده را ارائه کرده اند. من نمی دانم که آنها چگونه فکر میکنند اما ما همیشه رابطه خوبی با Apple داشته ایم.

منبع: Gizmodo.com

ترجمه من از این مصاحبه را در سایت خبرگزاری تکنولوژی اطلاعات ایران (ایتنا) به آدرس مستقیم http://www.itna.ir/archives/interview/001887.php نیز می توانید بخوانید.

لینکلاگ

یافتن مطالب :