شنبه, مرداد ۱۹م, ۱۳۸۷
همزمان با آغاز المپیک ۲۰۰۸ پکن که قرار است مظهر صلح و دوستی بشریت باشد، جنگ روسیه و گرجستان نیز کلید خورد!
همانطور که قبلاً هم گفته بودم، جنگ از نظر من ابتدایی ترین راه حلی است که می توان برای حل یک مسئله پیدا کرد. کشتن انسانهای دیگر و خراب کردن آبادی ها برای رسیدن به مقاصد جاه طلبانه زیر لوای دروغین دفاع از آزادی کار بسیار زننده ای است که جز جنایت نمی توان نامیدش.
به عنوان یک بشر واقعاً شرمنده ام از اینکه برخی از هم نوعانم بدون مدارا همدیگر را می کشند. فکر نمی کنم در قرن حاضر مشکلی وجود داشته باشد که نتوانش با گفتگو برطرف نمود. پس هر کجای دنیا که هستید به عنوان یک انسان خواهش میکنم دست از جنگ بردارید…
ارسال شده با موضوع سیاست | ۳ دیدگاه »
شنبه, مرداد ۱۹م, ۱۳۸۷

در دنیای پر از جنگ و جدال ما، المپیک طعمی دیگر دارد. طعمی از جنس صلح و دوستی، طراوت و شادابی، صفا و صمیمیت.
البته متاسفانه هستند هنوز کسانی که فضای پاک المپیک را هم آلوده می کنند. هنوز کشورهایی هستند که در بازی های المپیک برای هم خط و نشان می کشند و از در کنار هم بودن بیزارند!
کاش روزی برسد که المپیک مان پاک و هر روزمان المپیکی باشد…
ارسال شده با موضوع سیاست, ورزش | ۷ دیدگاه »
شنبه, تیر ۲۹م, ۱۳۸۷
معمولاً افراد ضعیف النفسی که بعد از تلاشهای مستمر از پس حل کردن مسئله ای بر نمی آیند، تلاش می کنند تا صورت مسئله را پاک کنند! این مشکل نه تنها در مسائل شخصی نمود دارد که در سطح وسیعی چون جامعه بین المللی نیز بارها اتفاق می افتد. یکی از نمونه های بارز آن هم انتخاب گزینه نظامی برای به اصطلاح از بین بردن مشکلات جهان، و در واقع غالب کردن تفکر خود است.
جنگ از نظر من نوعی پاک کردن صورت مسئله است. ابتدایی ترین و ناکارآمدترین راه حلی که میتوان برای حل یک معضل پیشنهاد داد! این راه حل اغلب از سوی افرادی که قدرت پیش بردن کارها از مسیر درست را ندارند، مطرح می گردد.
در روزهای اخیر شاهد آن هستیم که آمریکا و اسرائیل و برخی دیگر از متحدانشان که از پس حل کردن مشکلاتشان با ایران بر نیامده اند، مدام تهدید می کنند که گزینه نظامی را برای حل کردن مسئله انتخاب خواهند نمود. از سوی دیگر حکومت ایران نیز، در پاسخ به این تهدیدات، ضمن انتخاب روشی مشابه، شروع به رجزخوانی نموده و از این تهدیدات به نوعی استقبال کرده است!
اصلاً برایم مهم نیست که حاکمان ایران و یا آمریکا و اسرائیل چه می خواهند! چرا که هر دو طرف تنها نماینده گروه اندکی از جامعه شان هستند که به چیزی جز زر و زور تعلق ندارند. اما آنچه که این بار مرا به نوشتن این سطور واداشته است، خطری است که کشور عزیزمان ایران را تهدید می کند.
ایران کشوری است متمدن که زادگاه بسیاری از تمدن های امروزی بوده است. ایران مهد مردمی دانا و صاحبنظر است که در طول تاریخ همواره با ظلم و استبداد و استعمار مبارزه کرده اند و همیشه کوشیده اند تا وضعیت خود را بهبود ببخشند. هرچند که شاید به دلایل استراتژیکی، همیشه مورد طمع زورگویان داخلی و خارجی قرار گرفته اند و به همین دلیل هم در جایگاه واقعی خویش قرار نگرفته اند. اما با این حال مردمش در طول دست و پنجه نرم کردن با همه مشکلات سالهای پیش، تجارب زیادی اندوخته اند، و مستحکمتر و قویتر شده اند.
روند روئیدن دانه مردم ایران، از زیر صخره ای عظیم و سخت، با اینکه کند است، اما طبیعی است. اینکه امروز زورگویان و فرصت طلبان داخلی و خارجی می خواهند تا با عنوان تسریع کردن این رویش، صخره را منفجر کنند، نه تنها مطلوب نیست که نتیجه ای کاملاً معکوس دربرخواهد داشت. و شاید کلاً موجب نابود شدن ساقه نازکی شود که هنوز زیر خاک آرمیده است.
امروز نه آمریکا و اسرائیل توانایی حذف کامل حکومت ایران را دارند، و نه ایران توانایی مقابله قدرتمند در برابر حملات نظامی آنها را دارد. لذا نتیجه حرکت احمقانه جنگ، تنها کشته شدن بسیاری دیگر از جوانان و از بین رفتن بسیاری از آبادی هایی است که به کندی و با مشقت های فراوان بنا شده اند.
بنابراین با شدّت و حدّت هرچه تمامتر مخالفت خودم را با هرگونه عملی که موجب تجاوز نظامی به ایران و هر کشور دیگری گردد، اعلام می دارم و شما را نیز به پیوستن به این حرکت دعوت می نمائم.
ارسال شده با موضوع سیاست | ۷ دیدگاه »
چهارشنبه, تیر ۱۹م, ۱۳۸۷
مدتها بود که در پی فرصتی می گشتم تا دلایلم را از لزوم آمدن خاتمی برای انتخابات دور دهم ریاست جمهوری بنویسم. تا اینکه امروز یادداشتی را از آرش بهمنی خواندم با عنوان «خدا کند که نیایی». این مطلب بهانه ای شد تا من هم از دغدغه هایم بگویم:
شاید امیدی نباشد که خاتمی از دوران هشت ساله اش، بهتر که هیچ، بدتر عمل نکند! چرا که شاید اصلاح طلبان اینبار با کول باری از تجارب به میدان بیایند، اما اقتدارگرایان هم بیکار نخواهند نشست و تمام تلاششان را بکار خواهند گرفت که از یک سوراخ دوبار گزیده نشوند، و در این راه شاید هر نه روز که هیچ، هر روز توطئه ای بچینند.
اما آنچه که در این سالها اتفاق افتاد، چنان فاجعه آمیز بود که مرا نه تنها به حداقلها که حداقلها از حداقلها قانع می کند!
خاتمی را برای حمایت از ۱۸ تیر نمی خواهم!
خاتمی را برای برگزاری انتخابات آزاد نمی خواهم!
خاتمی را برای اصلاحات نمی خواهم!
خاتمی را برای لوایح دوقلو نمی خواهم!
خاتمی را برای محافظت از مطبوعات نمی خواهم!
خاتمی را این بار حتی برای این حداقلهای دموکراسی نیز نمی خواهم!
قبل از هر چیز خاتمی را می خواهم چون می تواند رای بیاورد! چون اینبار نمی خواهم ریسک کنم! چون خسته ام!
خاتمی را می خواهم تا بتوانم نفس بکشم.
خاتمی را می خواهم تا از گرسنگی نمیرم.
خاتمی را می خواهم تا در جهان محترم باشم.
خاتمی را می خواهم تا کشورم در زیر پوتینهای استعمارگران به تاراج نرود.
خاتمی را می خواهم تا انتخابات حداقلی را سالم برگزار کند.
خاتمی را می خواهم تا اگر روزنامه ای تعطیل شد، یکی دیگر از پسش درآید.
خاتمی را می خواهم تا فیلمی باشد که بتوانم به سینما بروم.
خاتمی را می خواهم تا حداقل بتوانم مردگی کنم! (که اکنون آن هم بر من حرام شده است!)
همین ها برایم کافیست. گرچه امیدم بیش از اینهاست.
خاتمی امروز با خاتمی اولین دوره تجربه اصلاحات، خیلی فرق دارد. سالهاست که خاتمی به بازخوانی دوران هشت ساله اش نشسته است. حالا او می داند که برای بهتر شدن، چاره ای جز تغییر نمانده است.
خدا کند که بیایی، که اگر نیایی…
پ.ن: یاری کنید که بیاید…
ارسال شده با موضوع سیاست | ۳۶ دیدگاه »
یکشنبه, فروردین ۱۱م, ۱۳۸۷
فیلم یکجانبه گرایانه “فتنه” ساخته گیرت ویلدرز هلندی، بیش از آنکه یک اثر مفهومی باشد، فیلمی است سراسر کینه و نفرت به اسلام که می کوشد تا با پنهان کردن حجم وسیعی از واقعیات، حقیقت را دگرگون نمایش دهد.
این فیلم با ربط دادن کارهای احمقانه گروهی از افراطیون اسلامی ـ که من نام خوارج زمان را شایسته آنها می دانم ـ به برخی از آیات قرآن مجید، می کوشد تا اسلام را دینی خشن و فاشیستی معرفی نماید. در صورتی که حقیقت غیر از این است.
کافیست نگاهی به آیات زیر بیاندازید تا متوجه شوید که خداوند صلح را بر جنگ ارج نهاده است و پیش از آنکه مسلمانان را به جنگ فراخواند، آنان را به پذیرش صلح و دوستی با دشمنان فراخوانده است:
وَإِن جَنَحُواْ لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ - الأنفال / ۶۱
و اگر به صلح گراییدند تو [نیز] بدان گراى و بر خدا توکل نما که او شنواى داناست - انفال / ۶۱
if they incline to peace, incline to it also, and put your trust in allah. surely, he is the hearing, the knowing. Al-Anfal / 61
**********
فَإِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقَاتِلُوکُمْ وَأَلْقَوْاْ إِلَیْکُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ عَلَیْهِمْ سَبِیلاً - النساء / ۹۰
پس اگر از شما کنارهگیرى کردند و با شما نجنگیدند و با شما طرح صلح افکندند [دیگر] خدا براى شما راهى [براى تجاوز] بر آنان قرار نداده است - نساء / ۹۰
therefore, if they keep away from you and do not fight you, offering you peace, then allah does not make any way for you against them. - An-Nesa / 90
**********
اصولاً کتاب آسمانی مسلمانان صلح را مایه خیر و نیکی می داند:
وَالصُّلْحُ خَیْرٌ - النساء / ۱۲۸
و صلح و آشتی بهتر است - نساء / ۱۲۸
for reconciliation is better - Al-Nesa / 128
**********
قرآن کریم همچنین اهل کتاب را به اصول مشترک دین شان که بزرگترین بنیان همزیستی مسالمت آمیز است دعوت می کند:
قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَةٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ - آل عمران / ۶۴
بگو: «ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است، که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم، و بعضی از ما، بعض دیگر را - غیر از خدای یگانه - به خدایی نپذیرد. هر گاه (از این دعوت،) سرباز زنند، بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم!» آل عمران / ۶۴
say: ‘people of the book, let us come to a common word between us and you that we will worship none except allah, that we will associate none with him, and that none of us take others for lords besides allah. ‘ if they turn away, say: ‘bear witness that we are muslims. ‘ Al-e-Imran / 64
**********
قرآن هرگونه تعدی، تجاوز و ستمگری را محکوم و از آن نهی می کند:
وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبِّ الْمُعْتَدِینَ - البقره / ۱۹۰
و از حد تجاوز نکنید، که خدا تعدی کنندگان را دوست نمیدارد! - بقره / ۱۹۰
but do not aggress. allah does not love the aggressors. - Al-Baqara / 190
**********
قرآن همچنین هرگونه اجبار را در پذیرش دین نفی میکند:
لاَ اِکْرَاهَ فِی الْدّینْ قَدْ تَبَّینَ الْرُّشْدُ مِنَ الْغَیْ - البقره / ۲۵۶
هیچ اجباری در دین نیست؛ زیرا هدایت و رشد، از گمراهی روشن شده است. - بقره / ۲۵۶
there is no compulsion in religion. righteousness is now distinct from error. Al-Baqara / 256
**********
آنچه گذشت تنها گوشه ای از واقعیاتی بود که امثال گیرت ویلدرز قصد پنهان کردنش را دارند اما در همین چند آیه هم به خوبی روشن می شود که اولاً در چشم انداز قرآن صلح یک «قاعده» است، و جنگ «استثنا»؛ ثانیاً لشکرکشی و نبرد در راه تحمیل عقیده و اجبار در پذیرش دین در منطق قرآن مردود و بیاساس است.
اما ساختن چند باره چنین فیلمها و مطالبی از سوی مغرضان، بیش از پیش لزوم مقابله با خوارجی را که با افکار متحجرانه و بی اساس شان اسلام را دینی خشن و جنگ طلب به جهانیان معرفی می کنند، روشن می سازد. به نظر من امروز بزرگترین دشمن اسلام، کافران یا صهوینیسم و از این دست نیستند، بلکه بزرگترین دشمن امروز اسلام و مسلمانان همین خوارجی هستند که اعمال و گفتارشان دست مایه ساختن چنین فیلمهایی را فراهم می کند.
پ.ن: این پست بعنوان پرداختن به وقایعِ همزمان با نوروز، تقدیم شد به جشنواره نوروزی ۸۷ وبلاگستان فارسی.
ارسال شده با موضوع دین | ۷ دیدگاه »
سه شنبه, فروردین ۶م, ۱۳۸۷
امروز روز جشن ادیان است!
زاد روز تولد آشو زرتشت،
گذشتن حضرت موسی (ع) از رود نیل (روز پساور)،
روز بازگشت حضرت عیسی (ع) (عید پاک)،
و ولادت خاتم الانبیا، حضرت محمد مصطفی (ص)؛
به میمنت مصادف شدن این اعیاد، کاش در این سال، شاهد صلح و دوستی و محبّت بیشتری بین پیروان ادیان مختلف الهی باشیم.
ارسال شده با موضوع دین | ۱دیدگاه »