برای دوست داشتن
برای دوست داشتن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد
قلبی که دوستش بدارند
قلبی که هدیه کند
قلبی که بپیذیرد
قلبی برای من
قلبی برای انسانی که من می خواهم
تا آن را کنار خویش حس کنم
احمد شاملو
بمناسبت تولد سهراب

خانه دوست کجاست ؟ در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید و به اگشت نشان داد سپیداری و گفت
نرسید به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر به در می آرد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا میگیرد
در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا جوجه بردارد از لانه نور و از او می پرسی
خانه دوست کجاست
بیست و پنج دقیقه مهلت
به مناسبت این روز بزرگ در زندگیمون، شعر زیر از شل سیلوراستاین رو میکوبمش اینجا:
برای اینکه دوستت بدارم
بیست و پنج دقیقه مهلت
برای اینکه دوستم بداری
بیست و پنج دقیقه مهلت برای عشق
زمان کوتاهی است…
با این همه
من بیست و پنج دقیقه از عمرم را کنار میگذارم
تا به تو فکر کنم
تو هم اگر فرصت داری
بیست و پنج دقیقه
فقط بیست و پنج دقیقه به من فکر کن!…
بیا بیست و پنج دقیقه از عمرمان را برای همدیگر پسانداز کنیم…
عشق خودش میآید
عشق هزاران برابر میآید،
ولی بایستی خودش بیاید، نبایستی آنرا مطالبه کنی،
زیرا در این صورت هرگز نمیآید،
اگر عشق را به زور بطلبی،
آنرا میکشی و از بین میبری،
بنابراین ببخش.
توئیتلاگ
اشتراک خوراکی
با اشتراک در خوراک (خمیرمایه) بلاگ نوشت، آخرین مطالب آنرا در خوراک خوان تان تحویل بگیرید:


