بلاگ نوشت

برچسب ‘’

دوباره یک شدم!

بعد از اینکه با از دست دادن تمام اطلاعات کامپیوترم، صفر شده بودم، از تلاش کردن باز نیاستادم و چند نرم افزار دیگر را هم دانلود کردم تا آنها هم سعی شان را در برگرداندن اطلاعاتم بکار گیرند: Stellar Phoenix Windows Data Recovery، EASEUS Data Recovery Wizard Professional و چندین نرم افزار دیگر.

دیگر واقعاً بیخیال اطلاعاتم شده بودم، خواستم تا هارد را کامل فرمت کنم و زندگی از سر گیرم، اما اجازه دادم تا Power Data Recovery کارش را تمام کند.

مثل خیلی از نرم افزارها دیگر، لیست کامل اطلاعاتم را نشان داد. فوراً رفتم سراغ فایلهای برنامه حسابداری، و بازیابی شان کردم.

و ناگهان فریاد شادیم به هوا رفت… اکثر فایلهای مهم بازیابی شدند و سالم هستند و کار می کنند.

خسته نباشی Power Data Recovery و دستتان درد نکند بچه های گروه FreeDanload که این نرم افزار را برای دانلود کردن، گذاشته بودید.

و اما تجربه نهایی: هرگز خدا را از یاد نبرید، و کار را نیمه کاره رها نکنید.

10 نظر

من صفر شدم!

می گویند در عصر اطلاعات و ارتباطات، هرکس که اطلاعات بیشتری داشته باشد، قدرتمندتر است! اما ابزارهای ذخیره کننده اطلاعاتی ما در صورتی که به درستی محافظت نشوند، زیاد هم قابل اعتماد نیستند.

روز جمعه در یک حرکت انتحاری، ناگهان متوجه شدم که یکی از درایوهای هاردم بصورت unlocated در آمده است. معلوم شد که پارتیشن آرشیوم بوده که کلیه نرم افزارها و فایلهای دانلودی و مهمتر از همه آنها، بکآپ حسابداری در آن قرار داشتند.

بقیه درایوها هم از این عملیات انتحاری بی نصیب نمانده بودند. My Documents که در پارتیشن E قرار داشت و حاوی کلیه اطلاعات شخصی من بود، باز نمی شد!

ابتدا فکر کردم که شاید بلایی روی Permissionهای سیستم عامل آمده باشد، اما فاجعه بسیار پیچیده تر از آن بود!

شاید جدول پارتشین های هارد صدمه دیده باشد! نرم افزار Partision Table Doctor را نصب کردم، اما گویا این هم نبود!

از انجام دادن سایر اقدامات که ممکن بود مشکل را بیشتر کند، خودداری کردم. فوراً هارد را جدا کرده و روی سیستم دیگری نصب کردم تا عملیات Recovery را آغاز کنم.

Get Data Back for NTFS، Search and Recover، Easy Recovery Professional، Media Recover، Zero Recovery، O&O Disk Recovery، File Rescu Pro، MultiStage Recovery، Recover My Files و چندین نرم افزار دیگر نتوانستند کاری از پیش ببرند! بعضی از آنها تنها قادر بودند لیست فایلها را ردیف کنند و بعد از برگرداندن، هیچکدام از فایلها قابل استفاده نبودند. حتی نرم افزارهای ترمیم فایل نیز قادر به مرمت کردن فایلهای صدمه دیده نبودند.

این اولین باری است که بعد از حذف اطلاعاتم، نتوانسته ام آنها را بازیابی کنم. به هر حال اکنون بعد از دو روز تلاش شبانه روزی به این نتیجه رسیده ام که متاسفانه گویا باید بی خیال تمام اطلاعات های از دست رفته شوم و از صفر شروع کنم.

اما این بار بیش از همیشه متوجه این موضوع شده ام که “همیشه و همه اطلاعات قابل بازیابی نیستند” لذا عقل حکم می کند که حتماً از اطلاعاتتان نسخه پشتیبان داشته باشید تا به درد من دچار نشوید.

6 نظر

دوست دارم و دوست ندارم

یکی از حسنهای دوران متاهلی این است که شما در همه بازی های وبلاگی همسرتان دعوتید! مثل الان که حدیث جون من را به بازی 10 تا از چیزهایی که دوست دارم و 10 تایی که دوست ندارم، دعوت کردند.

دوست دارمشان

1- خدا (که هرگز تنهایم نمی گذارد، اما من خیلی تنهایش می گذارم!)

2- حدیث جون (که نمادی از خانواده است!)

3- بلاگ نوشت (که نماد زندگی مجازیم است!)

4- کامپیوتر و اینترنت (که بدون آنها کاری از دستم بر نمی آید!)

5- مایکروسافت و خصوصاً شخص بیل گیتس (هر کسی عرضه ندارد آرزوهایش را جامه عمل بپوشاند.)

6- کوه (البته فقط سر سبزش را دوست دارم. مثل کوههای دیلمان را)

7- دریا (خنکایش را دوست دارم و بزرگیش را)

8- ماکارونی (بهترین نوعش همانی است که حدیث جون درست می کند و اینجا نماد خوراک است!)

9- بستنی (بهترین هله هوله دنیا!)

10- پول (چون اگر باشد، زندگی خواهم کرد!)

دوست ندارمشان

1- شیطان (که هر چه بدبختی است از اوست!)

2- تزویر (یک رو داشتن چه عیبی دارد که بعضی ها دو رو دارند؟!)

3- زورگویی (خدا انسان را آزاد آفرید تا آزادانه زندگی کند. این دنیا ارثیه کسی نیست!)

4- شک (شوینده ایمان)

5- بیکاری (عامل همه فتنه ها)

6- گرما و سرمای زیاد (آدم را کلافه میکنند!)

7- گرسنگی و تشنگی (مخ را از کار می اندازند!)

8- سوسکیجات و سنجاقیجات (چندش آورند!)

9- احمدی نژاد (نماد انسانهای نادان و گمراه!)

10- پول (چون اگر نباشد، زندگی مختل است!)

خوب این هم یک جورش بود!

گویا ده نفر هم باید دعوت کنم: جوزف، کاپیتان، امین، محمود، بریر، نونوا، و… و… و… و شمایی که الان داری این متن رو می خونی!

6 نظر

تقدیم به مخالفان عقایدم

مدتی است دوست عزیزی یافته ام که هر از چندگاهی به وبلاگم سر می زند و مرا از نظراتش بهره مند می سازد. بنده نیز سعی کرده ام در پای هر کدام از نظراتشان، دیدگاهها و پاسخهای خودم را بدهم. اما سوالاتی که در آخرین نظرشان مطرح کرده اند، سوالاتی بودند که شاید خیلی های دیگر هم داشته باشند. بد ندیدم، پاسخشان را در این پست بدهم:

ابتدا نظری اندازیم به گفت و شنودهای قبلی ما:

در زیر پست نتایج دور دوم انتخابات در آستانه اشرفیه

دانستن حق مردم است:

صادق جان سلام
به پدر مودب و رضا صالح سلام برسان.
حتما شما ادب را از اصلاح طلبان وبابا جونت یاد گرفتی که وقتی شکست می خورید به زمین وزمان فحش میدید .دلیل بی حوصلگی مردم عملکرد نفاق گونه جریان تازه به دوران رسیده دوم خرداد وبازی با شعور ملت بود .حالا کلی باید زحمت کشید با عملکرد صحیح اصولگرایان اعتماد مردم را برگرداند.
با تشکر

البته من هر چه گشتم در آن پست، فحشی ندیدم که ایشان مدعی آن بوده اند، اما به هر حال در پاسخشان آورده ام:

آقای بی نام و نشان!
همین از حرف زدنتان مشخص است که چقدر مودب هستید!
بگذریم! نتیجه اعتماد مردم به اصولگرایان هم در جامعه کاملاً مشهود است! مردم از گرسنگی حتی نای آمدن به پای صندوقهای رای را هم ندارند و کل آرای آستانه به زیر بیست درصد می رسد! به به ! به به! ممنونیم از اصولگرایان!

ایشان در کامنت دیگری آوردند:

دانستن حق مردم است:

صادق جان سلام:
از اینکه پس از گذشت سالها اینقدر به فکر مردم افتادید جای بسی خوشحالی دارد.
البته مردم هم جواب زحمات شما را طی چندین انتخابات گذشته داده اند.
و علاقه شدید وارادت خود را به مردم دوستان ومدیران با کفایت از جمله خاتمی و کروبی نشان داده اند.قربون نتایج درخشان انتخابات برم.
این کار غربیهاست که ما را مشغول این بازی های مزحک کرده اند .ببینم میزان مشارکت در غرب چقدر است ملاک فقط همین است.
از خیانت های آقایان در پرونده هسته ای و … بگو (با ما همراه شو عزیز)
عملکرد اصولگرایان در داخل وخارج و … ملاک نظر است.

و من پاسخ دادم:

همین قدر می دانم که اگر نظرات شما مقبول مردم بود، جرئت می کردید اسمتان را بگذارید تا همگان شما را بشناسند و تحسین تان کنند!
در مورد انتخابات در غرب، بایستی به عرضتان برسانم که بنده به هیچ وجه یک غربزده نیستم که آنجا را با کشور عزیزم مقایسه کنم! فکر هم نمی کنم این دو هیچ سنخیتی با هم داشته باشند. اما بد نیست بدانید که در غرب مردم برای شرکت در انتخابات مجبورند مالیات هم بدهند! که این رقم در آمریکا از همه جای دنیا سنگین تر است. اگر خیلی به خود می بالید از هر نفر رای دهنده هزار تومان بگیرید تا متوجه شوید که چند نفر رای خواهند داد!

همزمان با این نظر، ایشان با تغییر دادن نامشان اما با همان IP، در چند دقیقه بعد، نظری در زیر پست النّکاح سُنّتی گذاشتند، که واقعاً بی شرمانه بود و من مجبور شدم بعضی از جملات آنرا که توهین به دیگران بود از زیر تیغ سانسور بگذرانم، اما از آنجایی که به این بحث ربط چندانی ندارد، از ذکر آن در اینجا خودداری می کنم.

و اما نظری که دقایقی پیش گذاشتند:

دانستن حق مردم است:

صادق جان سلام ؛
برای من خیلی جالب بدانم شما ها دنبال چی هستید.چه تعریفی از دنیا و … دارید؟
آیا هشت سال دوم خرداد که بعدا با خط انور آبی ها اسمش را دوران اصلاحات گذاشتند کافی نبود.
آیا لیدر های شما مثل آقای خاتمی وکروبی و… میتوانند برای شما مدینه فاظله درست کنند.شما ها اصلا میدانید دنبال چی هستید.یا مثل هشت سال هی باید یگید ما تعریف درست از خواسته های مان نداریم.و بعدا که مردم را از دست دادید مثل دوران قاجار بروید با سفارت خانه های خارجی به شور بپردازید مثل محمد رضا خاتمی و…
در ضمن صادق جان شما چکار به اسم من داری؟

در پاسخ به این نظرات و نظرات مشابهی که اخیراً این وبلاگ را مورد هجمه قرار داده اند، نکاتی چند را به عرض می رسانم. اما قبل از آن توجه داشته باشید که هدف من از بیان این مطالب تنها تبیین اعتقادات اولیه ام بوده اند که بصورت مختصر و سطحی بیان گردیده اند:

1- عقاید هر کس محترم است.

همنوع عزیزم! قبل از هر چیز بیا با هم بیاموزیم که نظر هر کس محترم است! این هم یکی از آموزه های دینی است و هم از قوانین اساسی کشوری که در آن زندگی می کنیم.

لذا یادمان باشد که حق نداریم عقیده دیگران را، هر چند که مخالف عقاید ما باشد، مورد توهین و بدزبانی قرار دهیم. پس بیا سعی کنیم با دلیل و منطق سخن بگوئیم و اگر هم درباره چیزی مطمئن نیستیم، انگشت اتهام به طرف کسی نگیریم.

اینها نکات ساده ای هستند که اگر رعایت شوند، همه زندگی بهتری خواهیم داشت. پس لطف کنید از این پس در نظراتتان بجای دشنام دادن، سعی کنید با دلیل و منطق نظرتان را به کرسی بنشانید.

2- عقاید دینی من:

من به خدای واحدی که الله خوانده می شود، معتقدم و محمّد (ص) را آخرین فرستاده او، و دینی را که آورده است، کاملترین دین آسمانی می دانم.

من معتقدم اسلام، دین صلح و دوستی است. نه دین زور و جنگ. تفسیر من از اسلام با قرائت کسانی که میخواهند به واسطه آن بر ضعفا حکومت کنند، یا آنرا پتکی کنند و بر سر غیر مسلمانان بزنند، متفاوت است.

حالا که اعتقادات دینی ام را بصورت شفاف برایتان بازگو کرده ام، خواهشمندم از این پس در نظراتتان مرا به “بی دینی” متهم نکنید، و اگر منطقاً دلیلی برای کارهایی که شما و هم سانان تان با نام دین انجام می دهید، دارید، بیاورید!

3- اعتقادات سیاسی من:

آنچه مسلّم است اینکه من وضع فعلی حکومت در ایران را نمی پسندم. چرا که قبل از هر چیز معتقدم در آن اقلیتی قدرتمند با تفسیرهای غلط خویش از دین و عدالت اجتماعی، مشغول ظلم کردن بر اکثریت هستند. اینان کسانی هستند که با به خدمت گرفتن زر، زور و تزویر تمام منابع مادی و معنوی این کشور را به تاراج می برند. و مهمتر از اینها، تصویری دیکتاتورمآبانه و ظالمانه از اسلام به جهانیان نمایش می دهند.

اما برای تغییر وضع فعلی بنده به هیچ وجه معتقد به حمله مسلحانه توسط نیروهای داخلی یا خارجی نیستم، اعتقادی هم به انقلاب بصورتی که در سال 57 اتفاق افتاد ندارم. آنچه من به دنبالش هستم، اصلاح حاکمان از طریق اصلاح مردم است. تا وقتی که مردم با حقوق خود آشنا نباشند، در این مملکت تر و خشک باید با هم بسوزند. اما برای آشنایی مردم با حقوق شان هم شرایطی لازم است.

به نظر من خاتمی در دوران هشت ساله ریاست جمهوری خود، این شرایط رافراهم آورده بود. در آن زمان با آنکه نفت بشکه ای 9 دلار بود، اما مردم کمتر از آنچه که امروز شاهدش هستیم، دغدغه نان داشتند و افکار عمومی بجای تمرکز داشتن بر مسائل روزمره زندگی، یک گام فراتر رفته بود و به فکر تشکیل جامعه مدنی افتاده بود. اما امروز با وجود اینکه قیمت نفت به بشکه ای 130 دلار هم رسیده است، مردم بیش از همیشه دغدغه نان دارند، و حوصله پرداختن به مسایل دیگر را ندارند.

به همین دلیل هم من و امثال من سنگ خاتمی را به سینه می زنیم. با وجود اینکه می دانیم اصلاحات واقعی از عرضه او و هم کیشانش خارج است، اما به حداقلهای موجود برای بالا بردن سطح فرهنگ و شعور سیاسی مردم و رسیدن به اصلاحات حقیقی، بسنده می کنیم.

و اما در انتها بد نیست شما هم به چند سوال بنده پاسخ دهید!

1- شما که در جریان سیاسی فعلی نظام مشکلی ندارید! پس چرا از نامهای مستعار استفاده می کنید؟! آیا می ترسید که با شناساندن خودتان به مردم، از سوی آنها طرد شوید؟! یا نکند خدای نکرده به پایه های این نظام اطمینان ندارید، و به فردا می اندیشید؟!

2- مدتهاست که همه ارکان این کشور در دستان رهبران شماست. و شما هر کاری که دلتان می خواهد انجام می دهید. تنها هشت سال ریاست جمهوری و چهار سال هم مجلس شورا، بصورت نصف و نیمه از دستان شما خارج شده است. که نمی دانم اگر چنین نمی شد، این همه مشکلات مملکت را روی کول کی می انداختید! حالا آیا واقعاً زندگی مردم اسلامی و عادلانه است؟! شما واقعاً فکر می کنید در میان مردم مقبولیت دارید؟! ما را که به منافق بودن و کافر بودن متهم می کنید، اما آیا شما جدی فکر می کنید بهشت زیر پای شما و امثال شماست؟!

3 نظر

هله هوله

بازی وبلاگی این روزها، هله هوله خوریه! که شاخ به شاخ عزیز لطف کردن و من رو به این بازی دعوت نمودند.

البته من زیاد باکلاس نیستم که یه هله هوله تک مضرابه همه روزه داشته باشم! اما از نظر من زندگی به همه نوع طعم نیاز داره: ترشی، شیرینی و تلخی. اگه فقط شیرین بخوریم، دلمونو میزنه، ترشی خوری زیادی هم مزاج رو بهم می زنه. فکر هم نکنم کسی پیدا بشه که بتونه فقط تلخیجات نوش کنه! پس همه جوره می خوریم تا زندگیمون همه طعمی بشه!

بستنی مگنوم رو با کاکائوی زیاد و پسته بادوم بسیار خیلی دوست دارم. برخلاف همسر که کاکائوی بستنی رو دوست نداره، من این قسمتش رو بیشتر ترجیح میدم.

دوست ندارم چیپس بخورم (بخاطر سلامتی و اینجور چیزا) اما اگه باشه، نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم! لذا طعمهاش برام فرقی نداره. اما نمیدونم چرا هیشکی زیاد دنبال ساده اش نمی ره؟!

پفک رو به چیپس ترجیح میدم. موتوری چی توزش هم که خوشمزه ترینه!

آلوچه اگه تر باشه، شیرینش رو می پسندم و اگه خشک باشه، ترشش رو.

یه روزگاری هم اوربیت (بدون توجه به طعمش) همیشه دهانم بود. حیف که ترکش کردم. برای آدمی مثل من که زیاد اهل مسواک زدن نیست، خیلی فایده داشت!

یه هله هوله گرم هم اینجا داریم که بهش میگن واویشکا یا شکمه! تشکیل شده از دل و روده گاو با چاشنی پیاز و گوجه. بوش مست کننده است. فکر کنم بهترین هله هوله برای مواقع گرسنگی باشه!

از بس از خوردنی ها نوشتم، گشنه ام شده! فکر کنم تا همین جا کافی باشه!

دوستانی که به نظرم هله هوله زیاد میخورن رو دعوت میکنم به این بازی: Jozeph، کاپیتان، شاهین، سینای دلبسته که جدیداً تو شهر ما دانشجو شده و همه گذرکنندکان دیگه ای که هله هوله خوارن!

13 نظر

  

لینکلاگ

Subscribe to RSS headline updates from:
Powered by FeedBurner

آرشیو