جواب ترور، ترور نیست

یعقوب مهرنهاد، روزنامه نگار، وبلاگ نویس و فعال بلوچ روز گذشته اعدام شد. این خبر واکنشهای متعددی را در بر داشته است.

زهرا در این باره می گوید که با مخالفت کورکورانه مخالف است:

چرا من باید از این آقایی که اعدام شده دفاع کنم؟! به خاطر اینکه روزنامه نگار بوده؟ خوب میتونست شغلش هر چیزی باشه! معمولا کسی که با یک گروه تروریستی خشن کار میکنه، خیلی خوب بلده وجهه اجتماعیش رو مناسب کنه که دیر بهش شک بشه، چرا روزنامه نگار؟ میتونست معلم باشه، میتونست یه آدم خیر باشه، میتونست بقال باشه! فرقی به حال ماجرا میکنه؟ کسی که عضو القاعده باشه مثلا فرقی میکنه شغل اجتماعیش چی هست؟ بله اعدام حکم واقعا خشنی هست، اما سوال مهم اینه: آیا فرد معدوم یک فرد بی گناه و نا خشنی بوده؟! آیا گروه جندالله گروه بی آزاریه و کاری به کار کسی نداره؟

اما حمیدرضا معتقد است که مسئله مخالفت کورکورانه با اعدام نیست مسئله دادگاه عادلانه است:

خبر دارم این فرد فقط در کارهای فرهنگی و عام المنفعه فعالیت میکرده است؟!اصلا چنین آدمی چطور ممکن است در طراحی و همکاری نقشه های گروهک ریگی نقش داشته باشد؟! قبول دارم نباید احساسی با مسایل برخوردکرد ولی اگر یکبار به چنین مناطقی سفر کرده باشید متوجه خواهید شد اوضاع از چه قراره؟ من خودم چند بار به این مناطق رفته ام از نزدیک با درد این مردم آشنا شدم با همه مهربانی و خونگرمی که دارند ولی در چهره هایشان و در چشمانشان میبینی که رنج بزرگی دارند که در دلهایشان مانده !و آنهم تبعیض است!شما هم نباید احساساتی برخورد کنید به ریشه های به وجود آمدن خشونت در جامعه نگاه کنید؟دلیل اینهمه خشونت آنهم در مناطق مرزی و اقلیت نشین را در چه میدانید؟امیدوارم شما هم دست استکبار را فقط مقصر ندانید!من مخالف خشونتم از هر که باشد !…

دوستان زیادی دارم که از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی گاهاً دو آتشه محسوب می شوند. بسیاری از آنها روزها و ماهها را در زندان سپری کرده اند و همواره مورد اذیت و آزارهای مختلف حکومت ایران قرار گرفته اند. برای بسیاری از آنان حکمهای سنگینی در نظر گرفته شده است و سالهای جوانی شان را به پای داشتن ایرانی آزاد فنا کرده اند. اما هیچ یک از آنان به اعدام محکوم نشده اند!

شاید کارنامه حکومت در سالهای پیشین پر از اعدامهای ناعادلانه باشد، اما چند صباحی است که دایره اعدام شوندگان را تنگتر کرده اند و هر کسی را با هر بهانه کوچکی اعدام نمی کنند. گرچه معتقدم که این دایره هنوز هم باید کوچکتر شود و به گره کوری بدل شود تا دیگر دامان کسی را نگیرد.

اما باورم نیست که جوانی را تنها به جرم وبلاگ نویس بودن یا روزنامه نگار بودن و یا حتی فعالیتهای ضد انقلابی مسالمت آمیز (!) اعدام کرده باشند. محتمل تر آن است که رابطه مهرنهاد با گروه تروریستی جندالله اثبات شده باشد و برای تلافی کردن ترورهای اخیر این گروه، وی را اعدام کرده باشد.

و حتی شاید این موضوع آنقدر جنبه امنیتی هم داشته که دادگاه وی بصورت علنی برگزار نشده باشد. و ممکن هم هست که دادگاهش بصورت کاملاً عادلانه برگزار شده باشد! اما به نظر من جواب ترور، ترور نیست!

من بیشتر با آرش کمانگیر موافقم که می گوید:

نکته اساسا این نیست که یعقوب میرنهاد چه کرده است. سوال این است، کشتن یک آدمیزاد ۱۰ دقیقه وقت می خواهد، طناب را بنداز و بکش بالا. پا می زند و تمام. اما که چه؟ چه می خواهیم بدست بیاوریم از این خشونت؟ آدمیزاد را به نام اراذل و مخالف سیاسی بالای دار کشیدن می خواهد چه بدهد به من و تو؟ جز این که اصرار می کنیم بر این عقیده ی خام که “خشونت حلال مشکلات است”؟ فرض کنیم یعقوب میرنهاد رفیق غار تروریست بلوچستانی است. با بالای دار کشیدنش جز این است که بهانه می دهیم به جوانک که باز رهزنی کند؟ جز اینکه کمکش می کنیم برای تبلیغ عقیده اش؟

مرداد ۱۵م, ۱۳۸۷ | ۳ نظر | موضوع: سیاست |

آرش بهمنی

با آرش بهمنی در دوره دانشگاه همکلاس بودیم. و بهترین دوران دوستیمان بر میگردد به زمانی که نشریه دانشجوئی سها را با هم عَلَم کردیم.

دوران فراموش ناشدنی ای بود…

بعد از آنکه سها به اتهام سبّ النّبی توقیف شد، هر کدام راه تازه ای را در پیش گرفتیم. آرش، رشته دانشگاهیش را حتی عوض کرد و رفت تا جامعه شناسی بخواند. من هم که…

نمیدانم کدام یک از ما راه درست تری را برگزید. آرش که پدال گاز را به ته چسباند، یا من که تقریباً پا از روی پدال برداشته ام؟!

شاید هم این ضرب المثل اینجا صدق کند که نه به آن شوری شور، و نه به این بی نمکی!

پ.ن: در تازه ترین خبری که از آرش شنیده ام، وی به دلیل نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و همچنین توهین به امام زمان (عج) به ۱۶ ماه حبس محکوم شده است! خدا کند جدی نباشد!

آبان ۲۳م, ۱۳۸۶ | ۲ نظر | موضوع: سیاست |

اوریانا فالاچی

اوریانا فالاچی را تا همین امروز هم نمی‌شناختم! ولی امروز که سومین روز درگذشت این روزنامه‌نگار و نویسنده ایتالیایی است، در روزنامه‌ها و وبلاگهای بسیاری از وی خواندم. بیشتر شهرت اوریانا بخاطر سبک بخصوص مصاحباتش با افراد بزرگ است که در آن مکرراً بر سوال خود تاکید می‌ورزد و به مصاحبه‌شونده اجازه نمی‌دهد که از پاسخ دادن به سوالاتش طفره رود.

از جمله مصاحبه‌های جنجالی او مصاحبه با شاه سابق ایران، آیت‌اله همینی، علی‌بوتو، یاسر عرفات، معمر قذافی، هنری کسینجر و… هستند. که خیلی دوست دارم بتوانم آنها را تهیه کنم و بخوانم.

شهریور ۲۵م, ۱۳۸۵ | ۳ نظر | موضوع: مناسبت |

دو خبر خوب

۱- کوروش ضیابری، روزنامه نگار جوان و با استعداد گیلانی، به عنوان جوان ترین روزنامه نگار جهان شناخته شده است. متن کامل خبر را می توانید در ایرنا بخوانید.
مایه بسی افتخار است که کوروش عزیز در خطه سرسبز گیلان می زید و هم ولایتی ما بحساب می آید. این واقعه را ابتدا به کوروش دوست داشتنی و سپس به خودم و همه هم ولایتی های سبزم تبریک و تهنیت عرض می نمایم!
۲- خبرچین افتتاح شد! خبرچین نام یک وبلاگ گروهی است که بتازگی شروع به کار نموده است و فضائی است برای انتشار لینکهای مفید. چیزی شبیه صبحانه. بد نیست که آنرا هم به لیست روزانه هاتان بیافزائید.
اسفند ۱۳م, ۱۳۸۳ | نظر | موضوع: مناسبت, وبلاگ |

آرش سیگارچی آزاد باید گردد

انگار وضع آرش سیگارچی خیلی خراب است! برایش دویست میلیون تومان وثیقه مقرر کرده اند! یعنی به حسابی اگر هر دو جایزه صد میلیون تومانی موسسه بنیاد را ببرد میتواند بطور موقت آزاد شود!!

به هر حال امیدوارم که مشکلش هرچه زودتر حل شود. خوشحال میشوم که اگر کاری از دست من بر می آید به من خبر دهید.

در اولین قدم هم نامه ای را که علیرضا تمدن در وبلاگش قرار داده است و خواسته که همه آنرا در وبلاگهایشان بگذارند می آورم تا برادری خویش را ثابت کنم:

دوستان اصلاح طلب! آقای معین، آقای خاتمی، آقای آرمین، آقای مزروعی، آقای تاجزاده، آقای نبوی آقای…!دیروز، ما برای امروز شما هم صدا شدیم و حامی. امروز این شما هستید که باید برای فردای آرش و ما و حتی خودتان دست ها را بالا بزنید. این فرصتی است تاریخی برای شما تا اثبات نمایید که با مردمید و در جبهه مردم. این فرصت طلایی و این موقعیت عالی را نه از خود دریغ کنید، نه از آرش و نه از مردمی که دلسردی آنها مساوی است با شکست اصلاحات.به شما اطمینان می دهیم که تامین وثیقه آرش سیگارچی و مهیا نمودن شرایط آزادی او گام بلندی خواهد بود برای حفظ آخرین و تنها پایگاه اصلاحات از جانب شما. هشت سال فرصت سوزی کافی است! این آخرین فرصت ها را دیگر نسوزانید!

فکر کنم بهترین جایی که بتوانید خبرهای جدید و بلاگ نوشتهای جدید را درباره آرش پیدا کنید وبلاگ مجید زهری باشد. که به ایشان هم خسته نباشید عرض می نمایم.
بهمن ۵م, ۱۳۸۳ | نظر | موضوع: سیاست |
  • بنرلاگ

    Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان