خداحافظ خاتمی

خاتمی دارد می رود. کسی که هشت سال رئیس جمهورمان بود. هشت سال که برایمان تجربه ای متفاوت بود. مدحش را نمی گویم. ولی اخلاق حکم میکند که خدماتش را قدر بدانیم و کوتاهی هایش را هم …. نمی دانم با قصورش چه باید بکنیم. اما می دانم که او میرود و ما حتما حتما حسرت کسی مانند او را خواهیم خورد.
پیشنهاد می کنم برایش بنویسیم. از هر احساسی که نسبت به او داریم. اگر برایمان نامه ای برای فردا نوشت ما هم برایش نامه ای برای همیشه بنویسیم.
هادی عزیز برای این طرح یک وبلاگ تاسیس کردم به نام خداحافظ خاتمی . شما هم اگر حرفی با خاتمی دارید به koomeh@gmail.com بفرستید تا در byekhatami.blogspot.com ثبت گردد.
تیر ۱۸م, ۱۳۸۴ | نظر | موضوع: سیاست |

کدامیک تغییر موضع داده اند: ایران یا اسرائیل؟

خبری که امروز، بیشتر اهالی وبلاگستان را به خود مشغول کرده است، مربوط می شود به دیدار، یا بهتر است بگوئیم احوالپرسی رئیسان جمهور ایران و اسرائیل در مراسم تشیع پاپ (متن خبر در BBC).
بیشتر وبلاگ نویسان از جمله مقام معظم هودری این اقدام را ناشی از تغییر موضع ایران می دانند و از این اقدام خاتمی بسیار تعریف و تمجید می کنند. اما به نظر من وضع به گونه ای دیگر هم می تواند باشد.
اولاً توجه داشته باشیم که این دیدار می تواند کاملاً تصادفی باشد و هیچگونه منظوری در آن نهفته نباشد. به هر حال اینکه دولت ایران با دولت اسرائیل مشکل دارد، دلیلی نمی شود که مردم ایران با تک تک مردم اسرائیل دشمن باشند و هر کجا که آنها را دیدند، از آنها دوری کنند. اگر یادتان باشد آقای خاتمی هم در همان سالهای اول ریاست جمهوریش در مصاحبه با خبرنگار آمریکایی به این موضوع اشاره کرده بود و گفته بود که اینکه ما شعار می دهیم «مرگ بر آمریکا»، بدین معنی نیست که مرگ تک تک مردم آمریکا را خواستار باشیم، بلکه ما بر مواضع مستکبرانه دولت آمریکا مرگ می فرستیم. پس دشمنی ایران با اسرائیل دلیلی نمی شود که آقای خاتمی با یکی از همشهریی هایش که دست بر قضا رئیس جمهور اسرائیل از آب در آمده، احوالپرسی نکند. به نظر من این همان کاری بود که از ایشان به عنوان یک فرد تحصیلکرده و آغازگر مبحث گفتگوی تمدنها در جهان انتظار می رفت، هر چند که از سوی افرادی در داخل کشور تحت فشار هم بوده باشند.
اما مسئله دومی که در این رابطه به نظرم رسید، آنکه اصلاً چرا احوالپرسی محمد خاتمی و موشه کاتساو، به عنوان تغییر موضع ایران تلقی می گردد؟ چرا این اتفاق را به عنوان تغییر مواضع اسرائیل در نظر نگیریم؟
اگر توجه کرده باشید، رئیس جمهور اسرائیل علاوه بر احوالپرسی با رئیس جمهور ایران، با روسای جمهور سوریه و الجزایر نیز دست داد. و همانگونه که مستحضرید این کشورها نیز به عنوان دشمنان اسرائیل بحساب می آیند. پس احتمال اینکه این تغییر موضع از سوی اسرائیل باشد، به نظر من بیشتر است.

به هر حال، کاری است که شده!! تا ببینیم که واکنشهای بعدی چه خواهد بود…

این هم اولین واکنش: تکذیب خبر توسط خاتمی!!!

فروردین ۲۰م, ۱۳۸۴ | نظر | موضوع: سیاست |

یک روحانی ایرانی بلاگ نویسان را برای اصلاحات جمع کرده است

محمدعلی ابطحی، یکی از معاونین رئیس جمهور ایران که چندی پیش در اعتراض به سختگیری های مجلس شورای اسلامی از سمت خویش استعفا داد، یکی از اصلاح طلبانی است که در راه ارتباطات آزاد ملت میکوشند.

بیشتر از یکسال پیش آقای ابطحی، یکی از روحانیون میانه رو که ارتباطات خیلی نزدیکی با رئیس جمهور محمد خاتمی دارد، وبلاگی را افتتاح نمود تا عقایدش را با دیگران مطرح نماید و با دیگر کاربران اینترنتی ارتباط برقرار نماید.

آقای ابطحی بیشتر وقتش را در دفتر کار خود، که در منطقه ای مرفه نشین در شمال تهران است، به گپ زدن الکترونیکی با مردان و زنان جوان می پردازد که گاهی با تردید به صداقتش می نگرند.

اصلاح طلبان ایران تقریباً بیشتر محبوبیت خود در میان جوانان را از دست داده اند. جوانانی که برای اصلاحات بی حوصله شده اند، اعتقاد دارند که آقای خاتمی و متحدانش وقتی که مجلس را در دست داشتند، در راه رسیدن به جامعه ای آزاد بسیار ضعیف عمل کرده اند. اصلاح طلبان سال گذشته در پی سختگیری های مرکز تشخیص صلاحیت نامزدهای انتخاباتی ]شورای نگهبان[ بسیاری از کاندیداهای خود را از دست دادند و تعداد بسیار زیادی از رای دهندگان نیز در اعتراض به این امر در انتخابات شرکت نکردند.

یکی از بازدیدکنندگان جامعه مجازی Orkut درباره آقای ابطحی می نویسد: «ما نباید به او اطمینان کنیم، او هم یکی از آنهاست و قصد دارد که ما را دوباره گول بزند».

اما آقای ابطحی همچنان ایستادگی می کند. او اظهار می دارد انتقاد کم کاری اصلاح طلبان کاملاً درست است و با آن موافقت می کند.

آقای ابطحی، که هم اکنون مشاور رئیس جمهور ایران است، در مصاحبه ای می گوید: «تاسیس یک وبلاگ خیلی شهامت می خواهد. برای جوانان خیلی سخت است که به یک روحانی اعتماد نمایند. در ابتدا آنها فکر می کردند که من میخواهم برایشان موعظه کنم. ولی حالا ما با هم دوست شده ایم.»

وبلاگ او (وب نوشت) به یکی از پر بیننده ترین سایتهای فارسی زبان تبدیل شده است. این وبلاگ بارها توسط هکرها مورد حمله قرار گرفته است. بسیاری از سایتهای سیاسی و وبلاگها در داخل و خارج از ایران به سایت وی لینک داده اند.

روزبه میر ابراهیمی، یکی از وبلاگ نویسانی که سال گذشته در پی درگیری هایی که برای آزادی بیان رخ داده بود، دو ماه زندانی شده است، میگوید: «سایت ابطحی از نظر سیاسی خیلی اهمیت دارد. گزارشات او از داخل دولت بسیاری از مسائل را برای مردم روشن می سازد.»

آقای میر ابراهیمی می افزاید: «آقای ابطحی به وبلاگها وجاهت قانونی بخشیده است و ثابت کرده است که وبلاگها ابزاری برای براندازی نظام نیستند.»

آقای ابطحی می گوید که در اینترنت متوجه شکاف عظیمی شده است که بین دولتمردان و نسل جوان ایران وجود دارد.

او می گوید: «ما همدیگر را درک نمی کنیم و نمی توانیم با هم صحبت کنیم. ما به عنوان دولتمرد گزارشات زیادی از آنچه که در جامعه میگذرد دریافت می کنیم. اما من احساس می کنم که با خواندن وبلاگهای جوانان و دریافت روزانه ۴۰ تا ۵۰ ایمیل از آنان، خیلی بیشتر از قبل آنها را شناخته ام. چیزهایی که من آموخته ام خیلی با آن نامه های رسمی که در پشت میز می خواندم متفاوت است.»

وقتی او نوشتن در وبلاگ را آغاز نمود، اظهار داشت که فقط میخواهد «محمدعلی ابطحی» باشد، بدون در نظر گرفتن موقعیتش در دولت.

او نوشته بود که وبلاگش را تاسیس کرده است تا عکسهای جالبی را که با گوشی همراه مجهز به دوربینش از دیگر دولتمردان ایرانی گرفته است، با دیگران به اشتراک بگذارد.

اما او درباره موضوعات جدی و گاه خطرناک هم می نویسد. بعضی اوقات گفتن حقایق می تواند زندانی شدن را به دنبال داشته باشد. آقای ابطحی اخیراًً در سایتش چیزهایی درباره روزنامه نگاران و وبلاگ نویسانی که پاییز گذشته زندانی شدند، نوشت. آنها بارها مورد ضرب و شتم قرار گرفتند تا اینکه بینی یکی از خانمها شکسته شد. همچنین او نوشت که آنها مدتها در زندانهای انفرادی نگه داشته شدند.

پس از آن او درباره دیدارش با دو تن از زندانیان آزاد شده، نوشت، که دادستان تهران، سعید مرتضوی، به آن پرونده رسیدگی می نمود. دو روزنامه نگار حقایق دردناک و وحشت آوری را فاش نمودند، که اشک را بر چشمان حاضرین جاری نموده بود.

آقای ابطحی که به عنوان نماینده آقای خاتمی در جلسه شرکت نموده بود، می نویسد: «ما مرتب به آنها آب می دادیم تا آنها بتوانند حرف زدنشان را ادامه دهند.»

آقای مرتضوی به زندانیان رها شده هشدار داد تا درباره مشاهداتشان جایی صحبت نکنند. آقای ابطحی نیز کمی پس نوشتن گزارش آن جلسه به دادگاه ویژه روحانیون فراخوانده شد.

اما پس از آنکه گزارش آقای ابطحی منتشر شد، آقای خاتمی و آیت الله محمود شاهرودی، رئیس قوه قضائیه، قول دادند که به این موضوع رسیدگی نمایند.

آقای میر ابراهیمی می گوید: «اگر آقای ابطحی و وبلاگشان نبود، ما جرات نمی کردیم که آنچه بر ما گذشت را فاش نمائیم. قبل از اینکه ما آنها را ببینیم، او با آنها ملاقات کرده بود و زمینه را آماده کرد، در غیر اینصورت آنها حرفهای ما را باور نمی کردند.»

حتی در میان اصلاح طلبان نیز کسانی هستند که با وبلاگ آقای ابطحی مخالفت می کنند. عطاءالله مهاجرانی، یکی از اصلاح طلبانی که سابقاً وزیر فرهنگ و ارشاد بود، آقای ابطحی را مورد سرزنش قرار داده و گفته است که کار او کاری «پست» است.

آقای ابطحی این موضوع را مطرح نکرد که خودِ آقای مهاجرانی نیز وب سایت دارد، اما او دوربینی برای گرفتن عکسهای جالب ندارد، و از سوی دیگر او زبان برقرار کردن ارتباط با جوانان را نیز نمی داند.

  • بنرلاگ

    Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان