دانشجو

«دانشجو» برای من کلمه مقدسی است. با شنیدن این کلمه به یاد پرشورترین و در عین حال پرشعورترین نسل جامعه می افتم. نسلی که پلی است بین دیروز و امروز. هم تجارب دیروز رو به یدک میکشه و هم با شرایط امروز آشناست. اما متاسفانه این ویژگی مختص همه اقشاری که به این نام خونده میشن، نیست.

در دانشگاهها اگر بگردید در می یابید که اکثر دانشجویان امروز به روزمرگی زندگی می گذرونند و زیاد یا شاید اصلاً به جامعه ای که در اون زندگی می کنن توجهی ندارند. نظر خیلی از اونها درباره اتفاقات استراتژیکی که در کشور می افته مثل نظر مردم عادی هست. و تنها برتری شون شاید این باشه که احیاناً اگر وقت کنند صدای برخی از دوستان فعالشون رو در دانشگاه بشنوند و بدون داشتن هیچگونه تحلیلی به گونه ای دیگر رای دهند.

این گروه، البته جزو اون دسته ای نیستند که باعث میشن تا «دانشجو» برای من کلمه مقدسی قلمداد بشه. دانشجوئی که در ۱۶ آذر پاسداشت میشه باید افکاری متناسب با این روز داشته باشند. حتماً می دونید که در این روز احمد قندچی، آذر شریعت رضوی و مصطفی بزرگ نیا در اعتراض به سفر نیکسون به ایران شهید شدند. و حالا انتخاب چنین روزی بنام دانشجو باید همواره گوشزدکننده این مهم باشه که «دانشجو» در کنار جستن دانش، نباید جامعه اش رو از یاد ببره و باید مهمترین ناقد حکومتها و دولتهای جامعه اش باشه تا اونها نتونن کوچکترین سهل انگاری در اونچه که باید و نباید انجام بدن.

و چه زیبا گفت دکتر شریعتی که: «… آنها را در پیش پای نیکسون قربانی کردند! این «سه یار دبستانی» هنوز مدرسه را ترک نگفته اند، این سه تن ماندند تا هر که را می آید بیاموزند، هر که را می رود سفارش کنند. آنها هرگز نمی روند، همیشه خواهند ماند، آنها شهیدند. این «سه قطره خون» بر چهره دانشگاه ما همچنان تازه و گرم است…»

آذر ۱۵م, ۱۳۸۵ | ۳ نظر | موضوع: جامعه, سیاست, مناسبت |

دانشگاهها درسهایشان را روی وبلاگها ارائه میکنند

وبلاگها بصورت فزاینده ای توسط دانشگاهیان و دانشجویان مورد استفاده قرار میگیرد.

تا چند ماه پیش، بیشتر به وبلاگها یا بلاگها به عنوان یک رسانه تجاری یا سیاسی نگاه می شد. هر چند که بسیاری از دانشگاهیان هم بلاگ نوشتهای «سلم پکس» بلاگر معروف بغدادی را که درباره جنگ عراق می نوشت را دنبال می نمودند. امروزه این تکنولوژی منابع بسیاری از خبرها را به دانشگاهها می آورد و کاملاً وارد زندگی دانشگاهیان شده است.

بلاگها به ادارات، کارمندان و دانشجویان آزادی بیان می دهد تا یک مجله و یا حتی روزنامه درخور شأن داشته باشند. کارشناسان وبلاگ می گویند که تکنولوژی برای دانشجویان دستیابی آسان به وب را فراهم نموده است و بحثهای خارج از کلاس آنان را بهبود بخشیده است.

ذخیره کردن عقاید

خانم استر مک کالوم استوارت (Esther Maccallum Stewart) استاد تاریخ سوسکس (Sussex) یکی از اولین بلاگ نویسان انگلیسی است که از این تکنولوژی برای تدریس و توزیع نمودن تحقیقات بهره برده است.

او درباره فرهنگ عمومی در دوران جنگ جهانی اول تحقیق می کند و در همین زمینه وبلاگی را باز نموده است که هرگاه به مطالب جدیدی میرسد عقایدش را در آن می آورد که البته این نوشته ها بیشتر جنبه دانشگاهی دارند.

دانشجویان او هم به این وبلاگ به عنوان مکانی برای دسترسی به منابع تحقیق و اطلاعات نگاه میکنند.

این وبلاگ روی سِروِر دانشگاه جای گرفته است و او میتواند سوالاتی را که دانشجویانش مطرح میکنند در آن ببیند و پاسخ آنها را برای همه اعضای گروه بفرستد.

او میگوید: «من دریافته ام که به کمک وبلاگ می توانم از جاهای مختلفی به کارم بپردازم، حتی در جاهایی که دستگاه یا دیسکهایم با من نیستند. به نظر من وبلاگ مکانی است برای ذخیره کردن عقاید، ارتباطات و منابع تحقیقی.» او می افزاید:«من کاملاً عقیده دارم که که همه اطلاعات بایستی روی اینترنت قرار گیرند. من فکر میکنم که دانشگاه ها می توانند خیلی نزدیکتر از این با هم باشند. آنها بایستی به جمع آوری دانشها بپردازند»

به همین دلیل هم است که دانشگاه وارویک (Warwick) به کارمندان و دانشجویان خود فضای رایگان می دهد تا برای خودشان وبلاگ بسازند.

پروژه بلاگها در دانشگاه که از ماه سپتامبر گذشته شروع شد در نوع خودش بسیار بی نظیر است. در این مدت تعداد کاربران آن ۲۶۰۰ نفر میباشد که این نسبت به سایر پروژه های مشابه بسیار بزرگ بحساب می آید.

در حقیقت وارویک نخواست که در چهار دیواری خودش بماند و خواست که خودش را از طریق وب به جهان بنمایاند.

جان دال (John Dale) رئیس سرویس IT دانشگاه میگوید که هدف دانشگاه این است که فرصتهای شخصی دانشجویان را افزایش دهد و معتقد است که وبلاگ یکی از ابزارهایی است که به انجام رسیدن این هدف کمک خواهد میکند.

آقای دال می گوید: «ما معتقدیم که وبلاگ میتواند فرصتهای جدیدی را برای کارمندان و دانشجویان بوجود آورد. این ابزار به دانشجویان امکان میدهد تا بصورت گروهی روی پروژه ها کارکنند.»

چنین وبلاگهایی در مدرسه تجارت وارویک وجود دارد و دانشگاه امیدوار است که کارمندان نیز از این تکنولوژی برای انجام پروژه های گروهی استفاده کنند.

در وبلاگهای دانشگاه تفاوت فاحشی بین وبلاگهای دانشجویی و اساتید وجود ندارد. برخی از دانشجویان از وبلاگهایشان برای ارتباطات درسی استفاده میکنند و برخی از اساتید نیز درسها را برای آنها می فرستند.

رویا حکمت پناه (Roya Hekmatpanah) یکی از دانشجویان سیاست بین المللی اقتصاد هر هفته وبلاگش را به روز میکند و از آن برای فرستادن پیام به دوستانش و به اشتراک گذاشتن تصاویر با دوستان و آشنایانش استفاده میکند.

سوء استفاده

اما رابرت اُتول (Robert O’Toole) دانشجوی دکترای فلسفه، از وبلاگش هم برای اهداف دانشگاهی و هم برای اهداف شخصی استفاده میکند. مطالب او شامل موضوعاتی چون خلاقیت در تکنولوژی، تشریح فلسفه و جزئیات سفر اخیرش به بوتس وانا (Botswana) است. او میگوید که از دور و نزدیک پیامهایی را در وبلاگش دریافت میکند.

او میگوید: «تصمیم گرفته ام که موضوع پایان نامه ام وبلاگ باشد.» او می افزاید: «وبلاگ مرا قادر ساخته است که در بحثهای دانشگاهی خارج از انگلستان هم شرکت کنم و دانش خارجی ها را جمع آوری نمایم. وبلاگ جایی است که من میتوانم هر روز بصورت منصفانه درباره وقایعی که اتفاق افتاده است، بنویسم.»

با اینکه وارویک به موفقیتهایی دست یافته است اما هنوز این پروژه دوران کودکی اش را پشت سر میگذارد. کارشناسان عقیده دارند که برقراری توازن بین فرصتهای مثبت و منفی که این تکنولوژی می آورد مشکل است. آنها پیشنهاد میکنند که دانشگاه بایستی با سوء استفاده هایی که از این تکنولوژی میشود برخورد کنند.

دیوید ساپل (David Supple) مدیر راهبردی وب در دانشگاه بیرمنگهام (Birmingham) میگوید: «همانگونه که وبلاگها بعنوان ابزاری قدرتمند برای جمع آوری اطلاعات، سودهای مهمی برای دانشگاهیان به همراه می آورد اما طبیعت غیرساختمند آن باعث بروز مشکلات متعددی هم میشود.» او هشدار می دهد که «دانشگاهها بایستی هوشیار باشند. در این نوع تکنولوژی آزادی مطلق وجود دارد که میتواند وسوسه کننده باشد.»

شولا آدنکان (Shola Adenekan)
منبع: BBC
بهمن ۶م, ۱۳۸۳ | نظر | موضوع: فناوری اطلاعات و ارتباطات, وبلاگ |

کارت دانشجوئی بین المللی

کارت دانشجوئی بین المللی من چند روزیه که بدستم رسیده. خداییش کارت باکلاسیه، اما همونقدر که باکلاسه، بی بخار هم هست! یعنی تو ایران ازش هیچ جا نمیشه استفاده کرد، البته شاید به جز ویدئو کلوپها و اینجور جاها! اما از حق نگذریم برای خارجیها خیلی مفیده، چون هر فروشگاهی که برن، چه فروشگاههای پوشاک و چه فروشگاههای خوراک و حتی آژانسها و…، از تخفیف برخوردار می شن. اما تو ایران هیچکس این کارت رو فعلاً به رسمیت نمی شناسه.

یکی دیگر از تبلیغاتی که روی این کارت صورت می گرفت این بود که این کارت می تونه توی ۶۰ کشور کارت تلفن شما هم باشه، اما متاسفانه تلفن های ایرانی کارتهای خود شرکت مخابرات رو به زور قبول می کنن چه برسه به این کارت! در ضمن برای استفاده از تخفیف ۷۵ درصدی در هزینه مکالمات هم بایستی حداقل ۲۰ دلار از یک کارت اعتباری بین المللی به این کارت تزریق نمود که یعنی این هم به درد ما نمی خوره!

در مورد ایمیل و voicemailش هم باید عرض کنم که بانیان محترم لطف میکنن و یه ایمیل به نام خودتو بصورت yourname@isic.org واستون باز میکنن اما فقط ۱۰ mb فضا بهتون تعلق میگیره که این فضا در برابر فضاهای سرویس دهنده های رایگان چونYahoo! اصلاً به چشم نمی آد.

بالاخره بگذریم، اگه تصمیم دارین این کرات رو بگیرین و ازون تو ایران استفاده کنید، کور خوندین! اما به نظر من ۴۵۰۰ تومانی که پرداخت میکنید به داشتن چنین کارت باکلاسی می ارزه، فقط همین!

ضمناً برای اطلاعات بیشتر درباره کارت دانشجوئی بین المللی به www.isic.org مراجعه کنید.

دی ۱۸م, ۱۳۸۳ | نظر | موضوع: خودنوشت |
  • بنرلاگ

    Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان

  • عکسلاگ