RSS

دو سال و سیزده روز

عجب روزگاری شده ها! آدم وقت نمی کنه یادش بمونه که چه روزی سالگرد ازدواجشه! انگار همین چند روز پیش بود که خدمت آقای خاتمی و آقای ابطحی رسیدیم تا عقد من و حدیث عزیز رو جاری کنن! یادش بخیر…

پ.ن۱: باز شانس آوردم که خودم اول یادم اومد :دی

پ.ن۲: خدای نکرده در چنین شرایطی انتظار ندارید که بتونم دنبال کارهای فیس آف و بلاگستان باشم؟! متاسفانه شدیداً در این فکرم که بزودی انحلالشون رو رسماً اعلام کنم.

  • Share/Bookmark
۱۰م بهمن ۱۳۸۷ | ۱۹ نظر | موضوع: خودنوشت |

یکسال پس از شوهر شدن…

هر سال که میگذرد بر تعداد سالروزهایی که باید بگیریم افزوده می شود! و این موضوع تا آنجا پیش می رود که سالی فرا رسد، هر روزش خاطره. و اینجا یک قدمی پایان است…

بگذریم! تا آن روز راه بسیار است. تازه امروز اولین سالروز عقد من و حدیث جون است.

۳۶۵ روز است که من شوهرم! چقدر زود می گذرد ایّام و چه ها که در ایّام نمی گذرد!

روزی که ما آغاز کردیم من نه شغل درست و حسابی داشتم و نه پولی در چنته. اما مطمئن بودم که باید بشود و البته حدیث هم پا به پای من یاریم می کرد. ما با هم و در کنار یکدیگر فعل خواستن را توانستیم و از کارمان لذت می بریم.

به طور کلّی امروز پس از یکسال زندگی مشترک، معتقدم که اینگونه زندگی از مجرد بودن خیلی بهتر است. متأهل بودن این احساس را دست می دهد که شما، یک روح هستید در دو تن. پشتتان گرمتر می شود. چشمانتان نادیده ها را می بیند و گوشهایتان ناشنیده ها را می شنود. حتی گاهی مجبور می شوید خودتان را بیشتر اصلاح کنید!

یکسال گذشته همه روزهایش شیرین نبودند، اما من همه آنها را دوست دارم.

حتّی شب قبل از روز عقدمان را که پدرم بلبشویی راه انداخته بود که نپرس! که نکند ما را سر کار گذاشته باشند و آقای خاتمی برای خواندن خطبه عقدمان نیاید! حتی آن روز هم به من اعتماد نداشت! ولی در عوض حدیثه مثل کوه پشتم بود…

و البته ۲۷ دی ۸۵ را هم دوست دارم. تا صبح نخوابیدنش را و ساعت ۵ صبح حرکت کردنش را به سمت تهران به اتفاق پدر و پدرخانوم با ماشین شوهرعمه.

یادش بخیر! کنار عوارضی تهران لباس دامادی به تن کردم و یکراست به دفتر نشر و حفظ آثار امام رفتیم! خاتمی از نزدیک، خوش تیپ تر و پر احساس تر از عکسها و فیلمها به نظر می رسد. و سورپرایز آن روز ابطحی بود، که بعنوان وکیل من در کنار خاتمی خطبه عقد را قرائت کردند تا ساعت ۱۲:۴۰ آن روز برای همیشه برجلد زندگی مشترکمان حک گردد…

  • Share/Bookmark
۲۷م دی ۱۳۸۶ | ۱۷ نظر | موضوع: خودنوشت |

النّکاحُ سُنَّتی…

تنها خدا را آغازی نیست و غیر از او هر چه را آغازی است.

از آنگاه که متولد می شویم، بسیار آغازها را به اشکال مختلف تجربه می کنیم به این امید که به بهترین نحو به پایانشان بریم.

و در این راه گرچه انتخابِ گونه ای برتر جهت به مقصد رسیدن مهمترین است اما آغاز نیز خاطره ای است فراموش ناشدنی.

از مهمترین و برترین آغازهای زندگی، آغاز زندگی مشترک با کسی است که در بَرَش آرامش را تجربه می کنیم.

من و حدیث جون هم ساعت ۴۰/۱۲ روز چهارشنبه ۲۷ دی ماه، با کلام زیبای دکتر سیّد محمّد خاتمی و محمدعلی ابطحی آغاز زندگی مشترکمان را جشن گرفتیم به این امید که هرگز آنرا پایانی نباشد…

پ.ن: با تشکر فراوان ازآقایان حنیف مزروعی عزیز، رمضانی و رضا صالح جلالی.

  • Share/Bookmark
۳۰م دی ۱۳۸۵ | ۴۳ نظر | موضوع: خودنوشت |

کدامیک تغییر موضع داده اند: ایران یا اسرائیل؟

خبری که امروز، بیشتر اهالی وبلاگستان را به خود مشغول کرده است، مربوط می شود به دیدار، یا بهتر است بگوئیم احوالپرسی رئیسان جمهور ایران و اسرائیل در مراسم تشیع پاپ (متن خبر در BBC).
بیشتر وبلاگ نویسان از جمله مقام معظم هودری این اقدام را ناشی از تغییر موضع ایران می دانند و از این اقدام خاتمی بسیار تعریف و تمجید می کنند. اما به نظر من وضع به گونه ای دیگر هم می تواند باشد.
اولاً توجه داشته باشیم که این دیدار می تواند کاملاً تصادفی باشد و هیچگونه منظوری در آن نهفته نباشد. به هر حال اینکه دولت ایران با دولت اسرائیل مشکل دارد، دلیلی نمی شود که مردم ایران با تک تک مردم اسرائیل دشمن باشند و هر کجا که آنها را دیدند، از آنها دوری کنند. اگر یادتان باشد آقای خاتمی هم در همان سالهای اول ریاست جمهوریش در مصاحبه با خبرنگار آمریکایی به این موضوع اشاره کرده بود و گفته بود که اینکه ما شعار می دهیم «مرگ بر آمریکا»، بدین معنی نیست که مرگ تک تک مردم آمریکا را خواستار باشیم، بلکه ما بر مواضع مستکبرانه دولت آمریکا مرگ می فرستیم. پس دشمنی ایران با اسرائیل دلیلی نمی شود که آقای خاتمی با یکی از همشهریی هایش که دست بر قضا رئیس جمهور اسرائیل از آب در آمده، احوالپرسی نکند. به نظر من این همان کاری بود که از ایشان به عنوان یک فرد تحصیلکرده و آغازگر مبحث گفتگوی تمدنها در جهان انتظار می رفت، هر چند که از سوی افرادی در داخل کشور تحت فشار هم بوده باشند.
اما مسئله دومی که در این رابطه به نظرم رسید، آنکه اصلاً چرا احوالپرسی محمد خاتمی و موشه کاتساو، به عنوان تغییر موضع ایران تلقی می گردد؟ چرا این اتفاق را به عنوان تغییر مواضع اسرائیل در نظر نگیریم؟
اگر توجه کرده باشید، رئیس جمهور اسرائیل علاوه بر احوالپرسی با رئیس جمهور ایران، با روسای جمهور سوریه و الجزایر نیز دست داد. و همانگونه که مستحضرید این کشورها نیز به عنوان دشمنان اسرائیل بحساب می آیند. پس احتمال اینکه این تغییر موضع از سوی اسرائیل باشد، به نظر من بیشتر است.

به هر حال، کاری است که شده!! تا ببینیم که واکنشهای بعدی چه خواهد بود…

این هم اولین واکنش: تکذیب خبر توسط خاتمی!!!

  • Share/Bookmark
۲۰م فروردین ۱۳۸۴ | نظر | موضوع: سیاست |

پرزیدنت بوش و پرزیدنت معین!

در این مدتی که بدلیل مشکلات زندگی(!) از نوشتن در این بلاگ محروم ماندم اتفاقات مهمی افتاده است که برد جهانی داشته اند. دلم نیامد به عنوان جز کوچکی از این جهان پهناور نظرم را درباره آنها ننویسم.

پرزیدنت بوش بار دیگر ایران را تروریست خوانده است و حمله به آنرا جز برنامه های خویش قرار داده است. اما من تقریباً مطمئن هستم که حمله هر کشوری به ایران به شکست محکوم است. ایران با همه کشورهای دیگر فرق دارد و راه حل حمله نظامی درمورد آن عملی نیست و دور از تدبیر است. اگر آقای بوش نگاهی به جنگ هشت ساله ایران هم بیندازد حتماً متوجه خواهند شد که در آن زمان ایران در واقع همه جهان را شکست داده است.

به نظر من بوش برای کمک به برقراری دموکراسی در ایران بایستی در پی راههای دیگری غیر از حمله نظامی باشد.

خبر مهم دیگر این بود که دکتر مصطفی معین، یکی از نامزدهای مطرح انتخابات آینده ریاست جمهوری محمدرضا خاتمی را به عنوان معاون اول خویش برگزیده است. گرچه محمدرضا خاتمی در عالم هپروت سیر مینمایند و به نظر میرسد که اطلاع کمی از اوضاع واقعی کشور و نظر مردم دارند، اما اینکه برای اولین بار مشارکت در راه حزبی کردن انتخابات گام برداشته است قابل ستایش است و لایق پشتیبانی!

  • Share/Bookmark
۱۷م بهمن ۱۳۸۳ | نظر | موضوع: سیاست |
  • لاهیج‌مارکت