جواب ترور، ترور نیست

سه شنبه, مرداد ۱۵م, ۱۳۸۷

یعقوب مهرنهاد، روزنامه نگار، وبلاگ نویس و فعال بلوچ روز گذشته اعدام شد. این خبر واکنشهای متعددی را در بر داشته است.

زهرا در این باره می گوید که با مخالفت کورکورانه مخالف است:

چرا من باید از این آقایی که اعدام شده دفاع کنم؟! به خاطر اینکه روزنامه نگار بوده؟ خوب میتونست شغلش هر چیزی باشه! معمولا کسی که با یک گروه تروریستی خشن کار میکنه، خیلی خوب بلده وجهه اجتماعیش رو مناسب کنه که دیر بهش شک بشه، چرا روزنامه نگار؟ میتونست معلم باشه، میتونست یه آدم خیر باشه، میتونست بقال باشه! فرقی به حال ماجرا میکنه؟ کسی که عضو القاعده باشه مثلا فرقی میکنه شغل اجتماعیش چی هست؟ بله اعدام حکم واقعا خشنی هست، اما سوال مهم اینه: آیا فرد معدوم یک فرد بی گناه و نا خشنی بوده؟! آیا گروه جندالله گروه بی آزاریه و کاری به کار کسی نداره؟

اما حمیدرضا معتقد است که مسئله مخالفت کورکورانه با اعدام نیست مسئله دادگاه عادلانه است:

خبر دارم این فرد فقط در کارهای فرهنگی و عام المنفعه فعالیت میکرده است؟!اصلا چنین آدمی چطور ممکن است در طراحی و همکاری نقشه های گروهک ریگی نقش داشته باشد؟! قبول دارم نباید احساسی با مسایل برخوردکرد ولی اگر یکبار به چنین مناطقی سفر کرده باشید متوجه خواهید شد اوضاع از چه قراره؟ من خودم چند بار به این مناطق رفته ام از نزدیک با درد این مردم آشنا شدم با همه مهربانی و خونگرمی که دارند ولی در چهره هایشان و در چشمانشان میبینی که رنج بزرگی دارند که در دلهایشان مانده !و آنهم تبعیض است!شما هم نباید احساساتی برخورد کنید به ریشه های به وجود آمدن خشونت در جامعه نگاه کنید؟دلیل اینهمه خشونت آنهم در مناطق مرزی و اقلیت نشین را در چه میدانید؟امیدوارم شما هم دست استکبار را فقط مقصر ندانید!من مخالف خشونتم از هر که باشد !…

دوستان زیادی دارم که از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی گاهاً دو آتشه محسوب می شوند. بسیاری از آنها روزها و ماهها را در زندان سپری کرده اند و همواره مورد اذیت و آزارهای مختلف حکومت ایران قرار گرفته اند. برای بسیاری از آنان حکمهای سنگینی در نظر گرفته شده است و سالهای جوانی شان را به پای داشتن ایرانی آزاد فنا کرده اند. اما هیچ یک از آنان به اعدام محکوم نشده اند!

شاید کارنامه حکومت در سالهای پیشین پر از اعدامهای ناعادلانه باشد، اما چند صباحی است که دایره اعدام شوندگان را تنگتر کرده اند و هر کسی را با هر بهانه کوچکی اعدام نمی کنند. گرچه معتقدم که این دایره هنوز هم باید کوچکتر شود و به گره کوری بدل شود تا دیگر دامان کسی را نگیرد.

اما باورم نیست که جوانی را تنها به جرم وبلاگ نویس بودن یا روزنامه نگار بودن و یا حتی فعالیتهای ضد انقلابی مسالمت آمیز (!) اعدام کرده باشند. محتمل تر آن است که رابطه مهرنهاد با گروه تروریستی جندالله اثبات شده باشد و برای تلافی کردن ترورهای اخیر این گروه، وی را اعدام کرده باشد.

و حتی شاید این موضوع آنقدر جنبه امنیتی هم داشته که دادگاه وی بصورت علنی برگزار نشده باشد. و ممکن هم هست که دادگاهش بصورت کاملاً عادلانه برگزار شده باشد! اما به نظر من جواب ترور، ترور نیست!

من بیشتر با آرش کمانگیر موافقم که می گوید:

نکته اساسا این نیست که یعقوب میرنهاد چه کرده است. سوال این است، کشتن یک آدمیزاد ۱۰ دقیقه وقت می خواهد، طناب را بنداز و بکش بالا. پا می زند و تمام. اما که چه؟ چه می خواهیم بدست بیاوریم از این خشونت؟ آدمیزاد را به نام اراذل و مخالف سیاسی بالای دار کشیدن می خواهد چه بدهد به من و تو؟ جز این که اصرار می کنیم بر این عقیده ی خام که “خشونت حلال مشکلات است”؟ فرض کنیم یعقوب میرنهاد رفیق غار تروریست بلوچستانی است. با بالای دار کشیدنش جز این است که بهانه می دهیم به جوانک که باز رهزنی کند؟ جز اینکه کمکش می کنیم برای تبلیغ عقیده اش؟

جنگ و ترور! یکی به فریادمان برسد

سه شنبه, تیر ۱۱م, ۱۳۸۷

این روزها بازار خبرهای عجیب و غریب در کشور عزیز و متمدن مان ایران از همیشه داغتر است! بد نیست برای ثبت در تاریخ بلاگ نوشت هم که شده به گوشه ای از این خبرها اشاره ای داشته باشم.

مثل همیشه باز هم احمدی نژاد، خبرسازترین فرد در طی هفته های گذشته بوده است. ایشان مدعی هستند که دو بار (یکبار در عراق و بار دیگر در ایتالیا و آن هم با اشعه ایکس!) آمریکائی ها قصد ربودنش را داشتند! فکر میکنم هر چه سریعتر سازمان سیا باید مورد مواخذه قرار بگیرد که چرا در عملیاتی به این مهمی دو بار ناکام مانده است! پس این همه بودجه برای چرا حرامشان می شود؟! از سوی دیگر یک دمش گرم باحال هم باید نثار گارد ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد کنیم، که حتی در برابر عوامل ناشناخته ای چون ترور بوسیله اشعه ایکس هم بخوبی از جان معجزه هزاره سوم محافظت کردند. دستشان درد نکند و واقعاً خسته نباشند.

و اما خبر مهم دیگر مربوط است به پیش بینی ها درباره حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و پاسخ فرمانده کل سپاه به این تهدیدها. و البته پاسخ جالبتر فرمانده کمیته جستجوی مفقودین، که مدعی شد ایران در حال آماده سازی ۳۰۰ هزار قبر برای سربازان متجاوزین است! واقعاً در دنیای مسخره ای زندگی می کنیم. دو گروه افراطی در دنیا با هم کل می اندازند و این ما ملّت بدبخت هستیم که باید تاوان پیامدهای آنرا بدهیم. گرچه از هر طرف که نگاه کنیم، باز مقصر اصلی خودمان هستیم! اما به هر حال امیدوارم دوره شارلاتان بازی های جهانی هر چه زودتر خاتمه پیدا کند تا شاید اینبار سر عقل بیائیم و خودمان، و در نتیجه حاکمان مان را اصلاح کنیم.

اسرائیل: بزرگترین تروریست دنیا

سه شنبه, مرداد ۱۰م, ۱۳۸۵
به قول معاون وزیر خارجه آمریکا، بالاخره تلاش ایران برای ایجاد شکاف در میان قدرتهای بزرگ ناکام ماند و شورای امنیت سازمان ملل با ۱۴ رای موافق، قطعنامه‌ای علیه ایران تصویب کرد که بر طبق آن بایستی تمام فعالیتهای مربوط به غنی سازی را تا ۳۱ آگوست (۹شهریور) متوقف کند.
این اقدام شورای امنیت بر علیه ایران ـ که به نوعی آینده‌نگری اعضای صلح دوست آنرا می‌رساند! ـ در حالی صورت گرفت که این شورا در برابر نسل‌کشی لبنانی‌ها در روستای قانا توسط یکی از ابرقدرتهای هسته‌ای دنیا، تنها به صدور یک بیانیه که هیچ ضمانت اجرائی‌ای ندارد، بسنده کرده است.
من به هیچ‌وجه طرفدار اقدامات ایران برای دستیابی به سلاح‌های کشتار جمعی نیستم. ولی برخوردهای دروغ‌مآبانه ابرقدرتهای غربی را هم در مواجهه با حوادث بین‌المللی اصلاً نمی‌پسندم. بدون شک عقل حکم می‌کند که قبل از آنکه به آینده چشم داشته باشیم، مشکلات حالمان را حل کنیم. چرا که ممکن است این مشکلات روز به روز حادتر شوند و اصلاً نگذارند آینده‌ای فرا رسد!
در حالیکه اسرائیلی‌ها روز به روز از نظر تسهیلات نظامی و هسته‌ای قدرتمندتر و به همان موازات از نظر پاسخگو بودن و اجرای منشور حقوق بشر، بی‌بند و بارتر و بدون افسارتر می‌شوند، جامعه جهانی به رهبری ابرقدرتهای سیاستمدار به بهانه مبارزه با تروریست به جان گروهکها و احزاب کوچک درون کشورها افتاده‌اند و قصد نابودی آنها را دارند. گیرم که حزب‌الله تروریست باشد، آیا هیچ وقت می‌تواند خطری را که اسرائیل برای جهان دارد، به ارمغان آورد؟! آیا هیچ‌گاه می‌تواند نسل‌کشی‌هایی همچون واقعه قانا پدید آورد؟!
بسیار ساده‌انگارانه است که مشکل اصلی را حزب‌الله بدانیم و فکر کنیم که اگر حزب الله نبود، هرگز اسرائیل به لبنان و سوریه حمله نمی‌برد! خودمان را گول نزنیم! حتی اگر حزب الله یک گروهی تروریستی باشد باز دلیلی نمی‌بینم که اسرائیل برای از بین بردن آن زیرساختهای لبنان را نابود کند، و به کشتن زنان و کودکان بیگناه بپردازد.
برخلاف آنچه که شاید از نظرات من برآید، نه تنها من حامی حزب الله نیستم، بلکه خواهان خلع سلاح آن و واگذاری تسهیلات نظامی آن به دولت لبنانم، البته به وقتش! همچنین با هر گونه جنگی که به هر دلیلی شعله‌ور می‌گردد، کاملاً مخالفم. اما در این نبرد نابرابر اگر قرار باشد یک طرف محکوم گردد، بدون شک آن اسرائیل است که هر روز جنایات وحشیانه‌تری را موجب می‌گردد و اثبات می‌کند که تروریست‌ترین کشور دنیاست!

تارنوشت: باید به گوش همه برسد

جمعه, اسفند ۱۲م, ۱۳۸۴
دوست عزیز وبلاگ نویس‌مان، جناب آقای سام‌الدین ضیائی در تارنوشت مطلبی نوشتند با عنوان «باید به گوش همه برسد». بر خود واجب دانستم که برای اطلاع سایر دوستان من نیز آن را در وبلاگم منتشر نمایم. به این امید که به کار آید…

۲۳ اسفند سالروز ترور «سعید حجاریان» است.او که زمانی بیشتردوستش داشتیم و تحسینش می کردیم.به ویژه جسارتش در نشر «صبح امروز» را که فراموش ناشدنی است. هم او که برایش گریستیم.دعا کردیم.بیدار ماندیم.نوشتیم و… صباحی هم شاکی سخنانش شدیم و گفتیم این سعید آن سعید سابق که می شناختیم نیست!گویا دوباره عوض شده… و اما هرگز رادمردی اش در عرصه ی صراحت لهجه را نمی توان انکار کرد.حتی اگر به اقتضایی نا معتبر تغییر موضع داده باشد.
به نظر می رسد سالروز ترور حجاریان روز یک تیر و دو نشانی است که موثر خواهد افتاد.روزی که شاید بتواند اتحاد دوباره ی اصلاح طلبان درون نظام و جنبش اصلاح طلبی به معنای اخص کلمه و به عنوان یک حرکت بیرونی را ــ برای جنبشی بی خشونت ــ به آنان بازگرداند.جنبش یر قدرتی که اگر یا گرفت، بی تردید منجر به تغییری بنیادین خواهد شد.
با توجه به اشارتی که رفت،ییشنهاد می شود از روز ۲۳ اسفند تمام دوستان صاحب وبلاگ با هر عقیده و موضع سیاسی به بهانه ی اعتراض به خشونتی که بر ترویج بی خشونتی از سوی وبلاگ وزین « فانوس» رفت، با انتشار مکرر « مصاحبه ی آلیوس با دکتر برایان مارتین » نویسنده، محقق و اندیشمند مسائل اجتماعی و بی‌خشونتی، و همچنین درج آدرس کتابخانه بی‌خشونتی فانوس بر ترویح خشونتی به عنوان تنها یاسخ خشونت گرایان حاکم بر ایران یای فشارند.این اقدام می تواند هر روز به مدت یک هفته با درج دوباره ی مصاحبه ادامه یابد.و اما همت می خواهد.باید به گوش همه برسد.همه باید یاری مان کنند.همه!
««ییشنهادی کارسازتر اگر به نظر رسید دریغ ندارید که این هم تنها یک ییشنهاد است برای حرکتی کارساز.خلق الساعه و نایخته!»»

برای نجات خودمان!

پنجشنبه, اسفند ۴م, ۱۳۸۴
به نظر من یکی از احمقانه‌ترین راهها برای مقابله با یک سیر فکری یا یک سری افراد، استفاده از عملیاتهای تروریستی است. برای مثال اینکه بیائیم، برای به جان هم انداختن فرقه‌های اسلام، و در نتیجه تضعیف آن در دنیا، یا اصلاً به هر دلیل دیگری، یکی از اماکن مذهبی شیعیان را منفجر کنیم، خیلی مسخره است! چنین حوادثی نشان می‌دهد که هنوز آدمهای کوته فکر بسیاری در دنیا صاحب نفوذ و قدرت‌اند، که براحتی می‌توانند همه آدمهای دنیا را به کشتن دهند! پس به نفع خودمان است که تمام دنیا را از چنین آدمهایی و سلاح‌های مخربی که دستشان است عاری کنیم!!

(ضمناً بمب‌گذاری در حرم امام هادی (ع) از نظر من هم محکوم است! و به عموم آزاد اندیشان دنیا این مصیبت را تسلیت عرض می‌نمایم.)

لینکلاگ

یافتن مطالب :