آیا خوانندگان وبلاگتان را می شناسید؟

آیا شما خوانندگان وبلاگتان را می شناسید؟ آیا می دانید که آنها در وبلاگتان دنبال چه چیزی می گردند؟ آیا می دانید که شما برای وب گردان حرفه ای می نگارید یا مبتدی؟!

خوانندگان وبلاگ شما همچون مشتریان شما هستند. شناخت کامل داشتن از بازدیدکنندگان و درخواستهای آنها، یکی از عوامل مهم موفقیت برای وبلاگ نویسان به حساب می آید.

شاید شما هم به این موضوع برخورده باشید که پستهایی که از نظر شما مهم تلقی می شوند، مورد توجه و استقبال بازدیدکنندگان تان قرار نمی گیرند، و در عوض پستهایی که شما به سادگی از کنار آنها می گذرید، به پستهای پربازدیدکننده وبلاگتان بدل می گردند. همین موضوع اهمیت شناخت درخواستهای بازدیدکنندگان را بیشتر می کند.

  1. نظرات را بررسی کنید: این نخستین گام برای شناخت بازدیدکنندگان تان است. هر از چندگاهی ـ هر دو هفته یا هر ماه یکبار ـ نظراتی که بازدیدکنندگان برای پستهای مختلفتان می گذارند، را آنالیز کنید. مخصوصاً به بررسی نظراتی که برای پستهای پربازدیدکننده گذاشته می شوند، بپردازید و سعی کنید متوجه شوید که چه عاملی در آن پست موجب استقبال خوانندگان گردیده است؟ این کار کمک بزرگی به شناختن بازدیدکنندگان تان می کند.
  2. پستهای پربازدید را بررسی کنید: همچنین شما بایستی زمانی را هم به بررسی پستهای با ترافیک بالا بگذرانید. پنج پستی را که بیشترین بازدیدکنندگان را دارند، بررسی کنید و ببینید که آیا آنها را برای افراد حرفه ای نوشته بودید یا اینکه پستهای غیرتخصصی بوده اند.
  3. آمار وبلاگتان را مرتباً کنترل کنید: مطمئنم که شما هر روز نگاهی به آمار تعداد بازدیدکنندگان تان می اندازید! اما اینبار بایستی دو سه ساعت به بررسی جامعی از آمارهای وبلاگتان بپردازید. اگر شما هم مثل من از کاربران Google Analytics هستید، مطمئناً آمارهای زیادی برای بررسی خواهید داشت که حتی گاهی سه ساعت زمان هم برای بررسی کامل آنها کم است. لازم است که به بررسی پستهای مختلف، زمان مکث کاربران در آنها و… بپردازید. این موضوع به شما می کند تا درباره کیفیت پستهای وبلاگتان بهتر تصمیم بگیرید.
  4. ایمیلهای خوانندگان تان را بررسی کنید: تقریباً هر هفته باید زمانی را برای بررسی ایمیلهایی که خوانندگان برای شما می فرستند، اختصاص دهید. بدین ترتیب شما می توانید متوجه کم و کاستی های پستهایتان که متوجه آنها نبوده اید، خواهید شد.
  5. به بررسی شمارشگر خوارک (فید)تان بپردازید: حتماً در جریان هستید که Feedburner شمارشگری برای نمایش دادن نوسانات تعداد خوانندگان وبلاگتان، در اختیارتان قرار می دهد. بدین ترتیب شما می توانید متوجه شوید که در روزهای گذشته چند نفر برای خواندن فید وبلاگتان وقت صرف کرده اند. گرچه همه RSS Readerها روی این آمار تاثیر نمی گذارند، اما اغلب فیدخوانهای معروف همچون فیدخوان FireFox، و Google Reader روی آمارتان تاثیرمی گذارند. از روی این آمار میتوان متوجه شد که کدام پستها باعث بالا رفتن آمار و کدامها باعث پائین رفتن آن شده است.

نتیجه

من نگفتم که شما میتوانید بعد از یکی دو روز از خوانندگان وبلاگتان شناخت کامل و درستی بدست آورید. اما مطمئناً بعد از چند هفته یا یکماه، به نتایج قابل قبولی خواهید رسید که به شما در بهتر نوشتن کمک خواهد کرد.

منبع: Daily Blog Tips

اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۸۷ | ۹ نظر | موضوع: وبلاگ |

گفتگوی خداحافظی بیل گیتس

Engadget : بسیار خوشحالیم که در طی این سالها نشستهای متعددی با آقای بیل گیتس (Bill Gates) داشته ایم. و برایمان جای بسی خرسندی است که وی را یکی از طرفداران خود بنامیم. آرزو داریم که این آخرین نشست ما نباشد، اما متاسفانه، شاید چنانکه نشست دیگری هم در پیش باشد، این بار ایشان متصدی Microsoft نباشند.

این بار میخواهیم، با ایشان درباره نشست تاریخی شان با استیو جابز (Steve Jobs - مدیر شرکت Apple)، نقشه هایشان برای سازمان خیریه بیل و ملیندا گیتس، و همچنین آینده کاریشان در Microsoft سخن بگوئیم.

از وقتی که برای صحبت با ما گذاشتید، سپاسگزاریم. دیشب در حال نت برداری برای مصاحبه امروز بودم که به فیلم مصاحبه اخیرتان برخوردم که در آن گفته بودید دنبال شغل جدیدی می گردید! فقط میخواستم بگویم که ما در Engadget دنبال نویسنده می گردیم!…

عالیه!

من میدانم که شما اخیراً برای گاردین چند مقاله نوشته اید…

بله! من کارهای شما را هم خیلی دوست دارم…

به هر حال میدانید که مرا کجا باید پیدا کنید!…

البته
(خنده)

من دیدار شما و استیو جابز را از نزدیک نظاره گر بودم. اینکه شما روبروی همدیگر قرار می گرفتید، به نظر من گذشته از اهمیت تاریخی آن، برای بسیاری از مردم هیجان انگیز بود. میخواهم بدانم که برای شخص شما چه احساسی داشت؟ فکر میکنم که خیلی از مردم میخواهند بدانند که این دیدار برای شما طعم تلخی داشته یا بالعکس. من احساس میکنم که به نوعی تلخ و شیرین بوده است!

خوب من به استیو علاقمندم. و همیشه نسبت به برخورد او با صنعت کامپیوترهای شخصی، بسیار احترام قائل بوده ام. به هر حال همانگونه که استحضار دارید، صنعت کامپیوترهای شخصی توسط افراد جوانی پایه گذاری شد که آنرا باور داشتند و همه آنها با هم به رشد آن کمک کردند. من و استیو هم سن و سال هستیم. البته او کمی از من بزرگتر است، و سه سال پس از آنکه نخستین کامپیوتر شخصی تولید شد، وارد این صنعت گردید. استیو، شانزدهمین مشتری مفسر زبان بیسیک من بوده است. من کمودور را شش ماه قبل از آن عرضه کرده بودم، و اگر به خاطر داشته باشید هشت ماه قبل از آن هم TRS-80 را ارائه کرده بودم، که آن زمان Floating Point BASIC را اجرا میکردند. در طی همین سالها هم من شهرت پیدا کرده بودم. و در واقع آن زمان، ما بیشتربا استیو وازیاک (Steave Woziak - از پایه گذاران Apple در کنار استیو جابز) سر و کار داشتیم - استیو جابز هنوز درگیر این کار نشده بود -. استیو واز (Woz) هم در آن روزها سعی میکرد که BASIC خودش را طراحی کند که البته موفقیتی بدست نیاورد.

ما روی پروژه های مختلفی با هم کار کرده ایم. وقتی که استیو، MAC را ارائه کرد، ما رابطه نزدیکی با هم داشتیم. سی نفر در Microsoft و بیست نفر در Apple بر روی رابطهای گرافیکی با هم رقابت میکردند. تجارب خوبی در آن زمان نصیب ما میشد. هنگامی که آنها به سمت حافظه های ۵۱۲ کیلوبایتی رفتند، ما هم رقیب آنها بودیم. آنها فکر میکردند که نرم افزار Jazz یک پیشرفت غیرمنتظره در صنعت خواهد بود، اما ما به آنها نشان دادیم که این Excel است که محصول غیرمنتظره ای محسوب میشود.

من واقعاً معتقدم که استیو مهارتهای منحصر به فردی دارد که من آنها را ندارم. شما کارهای خارق العاده ای از او می بینید که تولیدات متفاوتی را ناشی میشود.

خوب وقتی که آنجا با او روبرو می شدید چه احساسی داشتید؟ استیو به Beatles گفته که او احساس نامانوس و عجیبی داشته است. رقابتی که غیر قابل توصیف و توضیح بوده!

البته! هر کدام از ما شانسهایی داشتیم. من فکر میکنم که من و استیو، افراد خوش شانسی در صنعت بوده ایم، و این رقابت بود که ما را به این موفقیت نائل آورد. ما میدانیم که این گزینه ویژه ای است و آنجاهایی که ما در کنار هم کار کرده ایم؛ به صنعت کمک زیادی شده است. و هنگامی که ما این ارتباطات را کاملتر کنیم، صنعت کامپیوترهای شخصی وارد فاز جدیدی خواهد شد.

در ماههای اخیری که تصدی Microsoft را در دست دارید، چه می کنید؟ آیا بیشتر زمان تان را در سازمان خیریه می گذارنید؟ یا هنوز روی تکنولوژی متمرکز هستید؟

من در حال حاضر بطور تمام وقت، در Microsoft هستم. چه بعنوان رئیس و چه به هر عنوان دیگری. شما میتوانید این موضوع را از کارکنان کمپانی بپرسید. اما اول جولای که بیاید، تغییراتی در پیش خواهد بود. ممکن است در ماه ژوئن حضور من در Microsoft کمی متفاوت باشد. نه به این خاطر که من بر کارهای دیگری تمرکز کنم، نه! بلکه از آن جهت که آخرین ماه کاری من در Microsoft خواهد بود… به هر حال در حال حاضر، من سخت تر از هر زمان دیگری در یک دهه اخیر به کار مشغول هستم.

چیزی روی میزتان مانده که احساس کنید که هنوز شروع نشده یا کاملاً به پایان نرسیده است؟

خوب! تکنولوژی همراه (Tablet) هنوز در مسیر اصلی خودش قرار نگرفته است. تماشای تلویزیون از طریق اینترنت نیز همچنین - البته منظورم فراگیر شدن این تکنولوژی هاست. بطوری که میلیونها کاربر از آنها بهره ببرند-. در حقیقت اینها در مسیر رسیدن به جاده اصلی هستند ولی هنوز در آن قرار نگرفته اند.

وقتی که من برنامه های مختلف را نگاه میکنم، می بینم که ما در بسیاری از موارد پیشرفتهای بیشتری نسبت به دیگران داشته ایم.

یا مثلاً بهره وری، چیزی است که ما هنوز باید بر روی آن کار کنیم.

محاسبه در ابر (Computing in the cloud) موضوع جدیدی است که بررسی میکند چگونه نرم افزار بطور خودکار منابع سخت افزاری را به کار گیرد. این چیز خارق العاده جدیدی است که ما برای سیستم های اطلاعاتی مصرف کنندگان خانگی و تجاری آنرا در دست انجام داریم.

اکنون، دوره زمانی شگفت انگیزی است! من معتقدم که همه این چیزها به وقوع خواهند پیوست. اما به زمان نیاز است. درست همچون تکنولوژی های پزشکی که زمان بیشتری از آنچه که من دوست دارم، برای به نتیجه رسیدن، نیاز دارند.

درباره بهره وری صحبت کردید. من فکر میکنم که Microsoft واقعاً در طی سالیان، بهره وری را از آنِ خود کرده است و بازار را در دست داشته. و این واقعاً پشتوانه محکمی برای Microsoft است. اما با این حال، شما هنوز احساس می کنید که در بدست آوردن بازار مشتریان قصور کرده اید؟ یعنی واقعاً روی مشتریان تمرکز نداشتید اما استیو جابز و شرکت Apple داشتند؟ یا اینکه آرزو میکنید که همه مشتریان دیگر را هم تحت پوشش می گرفتید؟

من فکر میکنم که کلید اصلی، مفهوم کامپیوترهای شخصی و صنعت نرم افزاری است. این چیزی است که ما در سال ۱۹۷۵ بر آن اساس، هسته اصلی شرکتمان را بنا نهادیم. برنامه های کاربردی ثالثی هستند که مصرف کنندگان، آنها را بر روی Windows اجرا میکنند. من فکر میکنم که ما مسیر اصلی را به آنها داده ایم، و شما می بینید که آنها هر روز بهتر میشوند. این نقش کلیدی ما را نشان میدهد. بله! Microsoft خودش برای موزیک و عکس و همه اینها برنامه دارد، اما آنچه که ما را متمایز میکند، این است که ما به نرم افزارهای ثالث هم وسعت اجرا میدهیم. سخت افزارها متنوع هستند، و نرم افزارها هم همینطور.ما به مرزهای تازه ای نیاز داریم که من فکر میکنم، واسط طبیعی و سرویسهای اتصال، میتوانند ما را قادر به حرکت به سمت این مرزهای جدید کنند.

ما بخاطر بازیهایی که مردم بر روی Windowsها اجرا میکنند، به خود افتخار میکنیم. اما حرکت به این مرزهای جدید، میتواند نوید وارد شدن به مرحله جدید را به آنها بدهد.

به نظر من تاکید و اهمیت دادن به شرکتهای دیگر، کاری است ما همیشه بهتر از بقیه آنرا انجام داده ایم و امیدوارم که این موضوع ما را در موقعیت مناسبی قرار دهد.

درباره Windows، یکصد میلیون لیسانس فروخته شده، بدیهی است که مقدار هنگفتی است. اما فکر میکنم در ماههای اخیر، خصوصاً با تبلیغات رسانه ها و وبلاگها، Vista واقعاً در بین مردم ضربه خورده است. خیلی از کاربران به XP بازگشت کرده اند یا حداقل از بازگشت سخن میگویند. احساس نمی کنید که بی اعتبار شده است؟ آیا در طراحی محصول اصلی کمپانی، انتظارات مصرف کنندگان لحاظ نگردیده است؟

من اینطور فکر نمی کنم! هر نسخه ای از Windows امکانات جدید زیادی دارد که مردم از آنها بهره می برند، امکاناتی که با دوام هستند اما گاه سخت!

در گذار از XP به Vista ما چیزهای زیادی برای تغییر دادن داریم. آیا درایورهای سخت افزارها آماده این گذار شده اند؟ آیا ما به روزرسانی را تا آنجائیکه میتوانستیم برای این گذار آسان کرده ایم؟

وقتی که مردم به سمت Vista حرکت میکنند، آنها در کل احساس خوبی دارند. این خوشنودی شاید کامل نباشد، اما احساس خوبی است. به هر حال ما به گذار برای بهتر شدن کارها نیاز داریم.

در حال حاضر درایورها در دسترس قرار گرفته اند. بطور کلی وقتی که ما به محصولی نگاه میکنیم و میگوئیم که «خوب است!» ممکن است چیزهای خوب بسیاری در آن باشد، اما ما برای چیزهایی که برای انتقال به نسخه جدید لازم هستندذ، بایستی آمادگی پیدا کنیم. بنابراین بازگشت میکنیم تا آماده شویم.

پروسه های سختی در Windows وجود دارد که ما درباره آنها بررسی میکنیم و آنها را آسانتر ارائه میدهیم. نظرات برای ما خیلی مهم هستند. اما Vista محصولی است که امکانات فوق العاده ای دارد. من مردم را به استفاده از آن تشویق میکنم. ما به امکانات Vista افتخار میکنیم!

بله، البته! اما آیا خودتان به شخصه از آن کاملاً راضی هستید؟

من هیچ وقت از هیچ محصول Microsoft رضایت کامل ندارم!

پس این جمله را تصدیق میکنید که «نرم افزارها هیچگاه کامل نیستند، بلکه فقط کنار گذاشته میشوند»؟

همیشه ویژگی هایی وجود دارند که من میخواهم به نرم افزارها اضافه گردند، یا امکاناتی که دوست دارم، کمی بیشتر به آنها رسیدگی شود.

افرادی که در این کمپانی موفق هستند، کسانی هستند که بطور خنده آوری سخت کوش و مصمم هستند. آنها تقریباً وادار میشوند که کار را رها کنند و در این زمان، اصلاً کار آماده ارائه شده است! اما من در هر محصولی جستجو میکنم و آرزوهایم را برای بهتر شدن آن بیان می دارم.

بخشی از سازمان خیریه بر روی تکنولوژی متمرکز است تا به بالابردن سطح سلامتی در کشورهای در حال توسعه کمک کند. آیا قصد دارید که از آن بعنوان یک شرکت نرم افزاری یا یک کمپانی در زمینه تکنولوژی استفاده کنید؟

البته که نه! مسلماً این مسئله کاملاً متفاوت است. من فکر نمیکنم که کمپانی هایی که در زمینه تکنولوژی فعالیت دارند، همه شبیه به هم باشند. اینجا در سازمان خیریه، شما با تحقیقات آکادمیک، دانشمندان بزرگ شرکتهای دارویی، دولتهای توسعه یافته و در حال توسعه، سازمانهای غیر انتفاعی و… سر و کار دارید که برای عموم فعالیت میکنند.

بزرگترین بخش سازمان خیریه ما به پیدا کردن درمان برای بیست نوع بیماری مختلف می پردازد. مالاریا، ایدز، سل و بیماری های دیگری که بسیاری از آنها در کشورهای فقیر شیوع دارند و برخی از مردم ثروتمند حتی نام آنها را نشنیده اند مانند Visceral و Leishmaniasis.

خوب راهی که ما در پیش گرفته ایم، هماهنگی بیشتر انرژی و منابع است. اما محرّک ما برای این مسیر، بازار نیست. این مسیر نیاز به ابداعات و اختراعات دارد. و چون ما هنوز در مراحل اولیه هستیم، من هم به این گروه پیوسته ام. و میخواهم چیزهای زیادی یاد بگیرم.

من کتابخانه بزرگی از کتب علمی و خصوصاً علوم زیستی جمع آوری نموده ام. در نیمه دوم سال، که بیشتر وقتم را صرف آنها خواهم نمود.

شما سازمان خیریه را راه اندازی نموده اید و بطور خارق العاده ای هم به آن کمک مالی میکنید. مسیر اولیه چیست؟ اولین سال سازمان چگونه خواهد بود، و شما آرزو دارید که در دوازده ماه اول چه کاری انجام گیرد؟

خوب من در سازمان بصورت پاره وقت حضور خواهم داشت. آنجا افراد بزرگی هستند که بطور تمام وقت فعالیت میکنند، از جمله پتی استونسیفر (Patty Stonesifer - سرپرست بنگاه خیریه گیتس) و همسر من که وقت زیادی میگذارد.

ما از کمک مالی ۱/۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۶ به ۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۹ خواهیم رسید. بنابراین ما در حال صعود کردن هستیم، و این نشان میدهد که ما بلند پروازیم. ما میخواهیم که یک کار غیرمنتظره انجام دهیم، مثلاً کشف یک واکسن جدید، و در این راه شما واقعاً به پول بیشتری نیاز خواهید داشت. اما خوشبختانه اقبال عمومی نسبت به این کارها بیشتر شده است. اجماع سازمان Global، Bono و سازمان ما که به تازگی آغاز شده است، باعث می شود تا بهتر به آنچه که می خواهیم برسیم.

خوب من با روسای سازمانهایی که در این باره تجارب زیادی دارند و بیشتر درگیر این نوع کارها هستند، دیدار خواهم کرد و از آنها برای همکاری دعوت میکنم. همچنین با افراد خیّر و نیک اندیش، نشست خواهم داشت و درباره لذّتی که از این کار نصیب من شده است سخن خواهم گفت، و آنها را ترغیب به همداستانی می کنم. به هر حال، هر کاری که از دستم بر بیاید انجام خواهم داد. اما هدف اصلی سازمان تلاش برای سلامتی دو میلیارد انسان فقیر دنیاست تا آنها هم همچون دو میلیار فرد ثروتمند احساس سلامتی داشته باشند. این هدفی بود که از ابتدا اتخاذ شده بود و من تنها جهت تسریع آن تلاش خواهم نمود.

و اما سوال آخر؛ چه محصولاتی در Microsoft است که دوست دارید قبل از رفتن ناخنکی به آنها بزنید؟

من واسط طبیعی کاربر (Natural User Interface) را دوست دارم و دلم میخواهد که با گروهی که در این باره کار میکنند، بمانم تا آنگاه که وقتش برسد و آنرا در جریان اصلی استفاده قرار دهیم.

جستجو، پروژه عظیم دیگری است که افراد مستعدی در حال پیش بردن آن هستند. افرادی که مردم آنها را نمی شناسند، اما در حال خلق چیزهای واقعاً متمایزی هستند. استیو بالمر (Steve Ballmer - رئیس جدید Microsoft) استارت این پروژه را زده است.

زمانی که در Microsoft نیستم، بر روی نرم افزارهایی برای سیستمهای درمانی و آموزشی فکر خواهم کرد. تا زمانی هم که اینجا هستم، جستجو میکنم ببینم که در این زمینه ها Microsoft چه گامی میتواند بردارد.

به هر حال در این مدّت باقیمانده، فکر کنم شاید در سه پروژه با Microsoft همکاری داشته باشم.

از نشستی که با ما داشتید بسیار سپاسگزارم.

خواهش میکنم. مصاحبه خوبی بود.

موفق باشید.

پ.ن: اگر در ترجمه، کم و کاستی بود، عذرخواهی میکنم.

دی ۱۹م, ۱۳۸۶ | ۲۸ نظر | موضوع: فناوری اطلاعات و ارتباطات |

ده نکته از ابداع کننده واژه وبلاگ

Jorn Barger

ده سال پیش (۱۷ دسامبر ۱۹۹۷) برای نخستین بار جورن بارگر (Jorn Barger) واژه وبلاگ (Weblog) را برای لیستی از لینکهایی که در حین وبگردی ها توجهش را جلب کرده بودند، بکار برد.
حالادر آستانه دهمین سالروز این اتفاق، وی ده نکته از تجاربش در زمینه بلاگ نویسی را برای آنهایی که به تازگی وبلاگ نویسی را آغاز میکنند، لیست نموده است:

«تصوّر من در سال ۱۹۹۷ از وبلاگ، پدیده ای بود برای شفاف سازی بیشتر در وب. که هر وبلاگ در شبکه های پیچیده اینترنتی، لیستی خواهد بود از لینکهایی که نگارنده اش در حین وب گردی آنها را بهترین یافته است. سالهای ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ برای من دوران طلایی وبلاگها بودند. درست زمانی که من اصول زیر را فرا گرفتم:

  1. یک وبلاگ به معنی کامل کلمه، لیستی است از لینکهایی که شما میخواهید ذخیره شان کنید، یا آنها را به اشتراک بگذارید. (از همین رو در حقیقت del.icio.us سیستم وبلاگ نویسی مناسبتری است از Blogger).
  2. شما لینکها را به افکار و پستهایتان و هر کجای دیگر میتوانید اضافه کنید… اما چنانکه در وبلاگتان، تعداد پستها بیش از لینکهاست، پس شما نیاز دارید که برخی چیزها را بیاموزید.
  3. اگر شما قبل از نگاشتن پست، کمی وبگردی کنید، در اکثر مواقع، ایده هایتان ساخت یافته تر خواهند شد.
  4. اگر صادقانه، خودتان باشید، بر جذابیت لینکهایی که در وبلاگ میگذارید افزوده خواهد شد. خوانندگانتان نیاز دارند که شما را خوب بشناسند.
  5. همیشه برای لینکهایی که میگذارید، عنوان وبلاگ نویسنده را هم ذکر کنید. (یا حداقل مطمئن شوید که توضیحات شما برای لینک، آنقدر کافی هست که خوانندگان دوباره صفحه ای را که قبلاً دیده اند، باز نکنند.)
  6. همیشه به لینکهایتان، صفات توصیفی بیافزایید، تا خواننده واکنش شما را به لینکها بداند. (مثلاً عالیست، جالب بود، و…)
  7. به منابعی که شما را به مطلبی راهنمایی کرده اند، اشاره کنید. با این کار برای خوانندگانتان امکان اتصال به سرچشمه را فراهم می آورید.
  8. مراقب “gotchas” (فرمتینگ جادویی، فایلهای طویل و…) باشید! لینکهای مهم و اصلی را بین، لینکهای غیرضروری گم نکنید.
  9. تعدادی از نویسندگان یا افراد محبوب تان را انتخاب کنید و یک Google News Feed از نوشته ها یا اخبار مربوط به آنها بسازید و آنرا در وبلاگتان به نمایش بگذارید تا خوانندگانتان هم در جریان نوشته ها و اخبار آنها قرار بگیرند.
  10. لینکهای مورد علاقه تان را بارها و بارها منتشر کنید، تا افرادی که اولین بار آنرا از دست داده اند، هم شانس دیدن آنرا داشته باشند.

منبع: Wired

آذر ۲۵م, ۱۳۸۶ | ۴ نظر | موضوع: وبلاگ |

تحلیل نیوزویک درباره وبلاگ احمدی‌نژاد

چرا آقای رئیس جمهور تصمیم گرفتند که یک دفتر یادداشت آن‌لاین داشته باشند؟
رهبران کشورها به ندرت وقت آزاد برای وبلاگ‌نویسی پیدا می‌کنند. اما محمود احمدی‌نژاد می‌خواهد این وضع را تغییر دهد. رئیس جمهور ایران هفته قبل شروع به نوشتن وبلاگی در آدرس www.ahmadinejad.ir نمود که مزین است به عکسی از او در حالیکه یقه پیرهنش باز است ]![ و قلمی بدست دارد. و تعجب برانگیز نیست که این وبلاگ در همین مدت کوتاه چنان سروصدایی به پا کند که خیلی از بلاگرها آرزویش را دارند!
در طی همین چند روزی که از اولین پست رئیس‌جمهور می‌گذرد، Technorati – موتور جستجوی وبلاگها که در سان‌فرانسیسکو مستقر است ـ به آن امتیاز ۳۷۲۲مین وبلاگ را از بین ۵۰ میلیون صفحه وب داده است.
اما شاید مهمترین پرسش این باشد که پشت این کار چه هدفی نهفته است. واضح است که سایت برای مخاطبان بین‌المللی طراحی شده است. سایت علاوه بر آنکه به زبان فارسی منتشر می‌گردد، دسترسی به زبانهای عربی و انگلیسی نیز در آن وجود دارد، ضمن آنکه ترجمه فرانسوی مطالب هم در راه است.
با توجه به نزدیک شدن به ۳۱ آگوست که بعنوان پایان ضرب‌العجل تعیین شده توسط شورای امنیت برای متوقف ساختن فعالیتهای هسته‌ای برای ایران می‌باشد، چنان جای تعجبی ندارد که احمدی‌نژاد در پی جمع‌آوری یک موافقت در بین افکار عمومی جهان نسبت به خود می‌گردد.
واضح است که توسط یک رسانه جمعی جدید، احمدی‌نژاد می‌خواهد پیام خود را به تمام دنیا ابلاغ کند. همچنین وبلاگ، با گستردگی و تجددی که دارد، می‌تواند راه نوینی باشد برای ارسال پیام برای دسته خاصی از مخاطبان مهم که همان جوانان هستند.
مانی منجمی، وبلاگ‌نویس تهرانی، می‌گوید: «او تلاش می‌کند تا با مردمی سخن بگوید که از طریق سایر رسانه‌ها همچون تلویزیون و روزنامه به او توجهی نمی‌کنند.» وبلاگ‌نویس تهرانی دیگری که بدلیل فیلتر بودن وبلاگش برای مدت شش ماه، نخواسته نامش فاش شود، می‌گوید که احمدی‌نژاد در تلاش است تا راهی پیدا کند که نشان دهد زندگی جوانان برایش اهمیت دارد و به فکر آنان است.
اما آیا جوانان ایرانی به این ابراز علاقه پاسخ مثبت خواهند داد؟
نخستین پست احمدی‌نژاد متن بلندی است درباره داستان بیداری دینی و سیاسیش، برخاستنش از خانواده‌ای روستایی و تنگ‌دست، و تشریح اینکه چگونه شاه و روسای خارجیش می‌کوشیدند تا ایران را به غربزدگی بکشانند و چگونه آیت‌اله خمینی این توطئه را ناکام گذاشت.
همچنین از این متن استباط می‌شود که احمدی‌نژاد یکی از دانش‌آموزان استعدادهای درخشان بوده است، یک دیندار عملگرا و یکی از اعضای گارد نخبگان انقلاب در جنگ ایران و عراق.
حسین درخشان، یکی از وبلاگ‌نویسان مطرح ایرانی که اکنون در تورنتو مستقر است، گمان می‌کند که اغلب ایرانی‌ها وبلاگ احمدی‌نژاد را کاملاً باب روز خواهند یافت.
اما قالب کلی وبلاگ شبیه وبلاگهای متداول نیس و تفاوتهایی دارد. در آن لینکهایی به سایتهای رسمی و دولتی وجود دارد که به وبلاگ حال و هوای حکومتی می‌بخشد. مخصوصاً که لینک سایر وب‌سایتها و بخصوص وب‌سایتهای مخالف در آن دیده نمی‌شود.
پست طولانی احمدی‌نژاد هم خوانندگان ویژه‌ای می‌طلبد ولی وی برای حل این مشکل در همان پست وعده داده است که در آینده «کوتاه‌تر و ساده‌تر» بنویسد و «به امید خدا» سخنانش را در کمتر از یک ربع تمام کند.
در نظر گرفتن آزادی بیان هم در این وبلاگ قابل تأمل است. خوانندگان این شانس را دارند که نظرات خود را بگذارند، البته با توجه به اینکه قبل از انتشار، نظراتشان بایستی تائید گردد.
احمدی‌نژاد در وبلاگش به نظرسنجی هم می‌پردازد. او می‌پرسد: «آیا فکر می‌کنید آمریکا و اسرائیل از حمله به لبنان قصد راه انداختن جنگ جهانی دیگری را دارند؟». خوانندگان به این بخش علاقه خاصی نشان داده‌اند، و تا روز چهارشنبه بیش از ۲۱۵۰۰۰ نفر رای دادند، و ۵۱ درصدشان گفتند نه!
از نگاه درخشان این می‌تواند نشانه خوبی باشد. وقتی که او در زمان انتخابات ریاست‌جمهوری به ایران برگشته بود، توسط ماموران امنیتی بخاطر نوشته‌هایش در وبلاگ مورد بازجویی قرار گرفت. حالا که احمدی‌نژاد به دنیای وبلاگ‌نویسی وارد شده است، درخشان امیدوار است که تهران کمتر وبلاگ‌ها را فیلتر کند و صاحبانشان را بازداشت نماید.

منبع: NewsWeek
ترجمه آزاد از خودم!

مرداد ۲۹م, ۱۳۸۵ | ۲ نظر | موضوع: سیاست, وبلاگ |

ایجاد کلمات عبور امن

اگر تاکنون کیف تان را گم کرده باشید، حتماً آسیب پذیری ناشی از این واقعه را بخوبی درک نموده اید. ممکن است، کسی با هویت شما کارهایش را انجام دهد، و ادعا کند که شما است! اگر کسی کلمه عبور یا Password شما را هم بدزدد، همین کار را می تواند بصورت آن لاین در دنیای اینترنت انجام دهد. یک هکر می تواند با کلمه عبور شما برای خود کارتهای اعتباری جدیدی دست و پا نماید، و در ارتباطات آن لاین، خودش را بجای شما، جا بزند. و وقتی شما به این موضوع پی خواهید برد که دیگر خیلی دیر شده است. در زیر این موضوع را بررسی می کنیم که شما چگونه می توانید با ایجاد کلمات عبور محکم و امن از هویت آن لاین خود محافظت نمائید.

آیا شما از کلمات عبور ضعیفی استفاده می کنید؟
شاید شما بدانید که نباید از ترکیب اعداد یا حروف پی در پی مانند «۱۲۳۴۵۶۷۸» یا «imnopqrs» و یا حروف کنار هم در صفحه کلید مانند «qwerty» برای ایجاد کلمات عبور استفاده کنید. همچنین شاید شنیده باشید که کلمه عبورتان نباید همان نام کاربری، نام همسر، و یا تاریخ تولدتان باشد. اما آیا می دانید که کلمه عبور شما نباید در فرهنگ لغت هیچ زبانی موجود نباشد؟ درست است. هکرها از ابزارهای پیچیده ای استفاده می کنند که قادرند کلمات عبور را براساس فرهنگ لغتهای زبانهای مختلف حدس بزنند، این ابزارها حتی می توانند کلماتی را که بصورت برعکس بعنوان کلمه عبور انتخاب می شوند را تشخیص دهند.
اگر شما از کلمات عمومی بعنوان کلمه عبورتان استفاده می کنید، شاید بتوانید با جایگزین کردن برخی از حروف با اعداد یا نشانه های شبیه به آن Passwordتان را امن تر کنید. برای مثال بجای Microsoft می توانید از M1cr0$0ft استفاده کنید و یا بجای Password از P@s$w0rd استفاده نمائید. البته باید بدانید که هکرها از این نوع حیله ها هم بخوبی مطلع هستند.

گام اول: کلمات عبور امنی را ایجاد کنید که بتوانید بخاطر بسپارید
شما می توانید کاملاً از اعداد و حروف و نشانه های تصادفی به عنوان کلمه عبور استفاده کنید، اما این کلمه عبور نمی تواند یک کلمه عبور خوب بحساب بیاید. چرا که بخاطر آوردن آن بسیار مشکل خواهد بود. احتمال دارد که شما آنرا روی تکه کاغذی بنویسید و آنرا در کشوی میزتان نگه دارید تا هرگاه که آنرا فراموش کردید، بتوانید آنرا بخاطر آورید، اما این روش نمی تواند، روش مطمئنی باشد.

یک Password خوب، کلمه عبوری است که حداقل ۸ کاراکتر طول داشته باشد و ترکیبی از حروف، اعداد و نشانه ها باشد و بخاطر سپردن آن برای شما آسان ولی حدس زدن آن برای دیگران مشکل باشد.

از عبارات کلمات عبور امن بسازید
آسانترین راه برای ایجاد یک کلمه عبور قوی، استفاده از جملات روزانه زندگی شماست که شما براحتی می توانید آنرا بخاطر بسپارید. برای مثال جمله «My Son Arman Is Three Years Older Than My Daughter Ayda» را در نظر بگیرید. شما می توانید با کنار هم قرار دادن حروف اول این جمله یک کلمه عبور خوب بسازید. مثلاً msaityotmda. حتی شما می توانید با جایگزین کردن حروف با حروف بزرگ و کوچک و اعداد و نشانه ها این Password را امن تر هم نمائید. برای مثال: M$@i3y0tmd@.

گام دوم: کلمات عبورتان را بصورت یک راز نگه دارید
نگهداری یک کلمه عبور بصورت امن به معنی نگهداشتن آن بصورت راز است. کلمه عبورتان را به دوستانتان ندهید، آنرا روی کاغذ یا در یک فایل کامپیوتری ناامن ننویسید و فقط در ذهن تان نگه دارید. ممکن است کامپیوترتان مورد دستبرد قرار گیرد یا فرزندتان به دوستانش اجازه دهد که از کامپیوتر شما استفاده کنند و آنها کلمه عبور شما را بصورت تصادفی پیدا کنند و بعدها از آن سوء استفاده نمایند.
حتی اگر شما بدانید که نباید کلمه عبورتان را بر روی کاغذ یا فایلهای کامپیوتری بنویسید، و نباید آن را به دوستانتان بدهید، با این حال بایستی هنگامی که آنها را به سایتها هم می دهید، مراقب باشید. یکی از حیله هایی که هکرها برای بدست آوردن کلمه عبور اشخاص انجام میدهند، ارسال نامه های الکترونیکی دروغین از طرف سایتهای معروفی چون eBay و Amazon و… است که از کاربران می خواهند تا کلمه عبور و دیگر مشخصات شان را برای فرستنده ارسال کنند. این نامه های الکترونیکی بسیار رسمی بنظر می رسند و میلیونها نفر به این نوع نامه های دروغی پاسخ می دهند.
اما بایستی بخاطر داشته باشید که سایتهایی چون Microsoft، eBay، Amazon، PayPal، Yahoo، Google و دیگر سایتهای شرکتهای معتبر هرگز از شما درخواست نمی کنند که از طریق e-mail کلمه عبور و دیگر مشخصات مهم تان را برایشان بفرستید. اگر شما e-mailی دریافت کردید که در آن از شما خواسته شده است تا کلمه عبور، شماره امنیتی اجتماعی، یا دیگر اطلاعات حساس را بازفرستید، بهتر است که شرکت مزبور را از وجود چنین نامه ای مطلع نمائید و به یاد داشته باشید که هرگز مشخصات امنیتی خود را برای دیگران از طریق e-mail نفرستید.

گام سوم: کلمات عبورتان را مدیریت نمائید
مطمئن ترنی روش آن است که برای هر وب سایت جدید، کلمه عبور جدیدی بسازید. اما این روش تقریباً غیرممکن است، چرا که بخاطر سپردن کلمات عبور متعدد بسیار دشوار خواهد بود. یک راه حل ساده آن است که شما چند کلمه عبور امن برای سایتهایی که بایستی امنیت بیشتری داشته باشند (مانند بانکها، کارتهای اعتباری و…) ایجاد کنید و کلمه عبور امن دیگری برای سایر سایتها بسازید.
بخاطر داشته باشید که کلمه عبوری امن است که شما هر چند ماه یکبار آنرا تغییر دهید. همانطور که شما در دوره های زمانی مشخصی نرم افزارهایتان را به روز می کنید، از برنامه هایتان پشتیبان تهیه می کنید، و برنامه های کهنه را از سیستم تان پاک می کنید، بایستی به همین ترتیب کلمات عبورتان را نیز مرتباً تغییر دهید.

گام چهارم: حساب هایتان را بازبینی کنید
ایجاد کلمات عبور قوی و امن از دزدیده شدن هویت آن لاین شما حفاظت خواهد کرد. هرچند که حتی این کار هم نمی تواند بصورت کامل امنیت شما را تضمین کند. اگر کسی کلمه عبورتان را بدزدد، هرچقدر که شما سریعتر به این موضوع پی ببرید و مراجع ذیصلاح را مطلع نمائید، کمتر آسیب خواهید دید. بهتر است که هر ماه اظهارنامه مالی خود را بازبینی نمائید و نکات مشکوک را سریعاً به شرکت یا بانک اطلاع دهید. همچنین به یاد داشته باشید که هر سال گزارش کارت اعتباری تان را بازبینی نمائید.

گام بعدی حفاظت از خود است
سرقت هویت آن لاین با بدست آوردن کلمه عبور شما اتفاق خواهد افتاد، اما هکرها از روشهای دیگری هم برای دستیابی به کامپیوتر شما استفاده می کنند. شما بایستی همیشه امنیت کامپیوترتان را با به روز کردن نرم افزارهایتان و استفاده از دیوار آتش (Firewall) تضمین کنید.

منبع: Microsoft

این مقاله در ITIran هم منتشر شده است.
اسفند ۴م, ۱۳۸۳ | نظر | موضوع: فناوری اطلاعات و ارتباطات |
  • بنرلاگ

    Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان

  • عکسلاگ