ویولت عزیز لطفاً معذرت خواهی کن

در مطلب قبل به عنوان عضو حقیری از جامعه وبلاگستان گفتم که بهتر است “وبلاگ نویس جشنواره ای نباشیم” و برای دل خودمان بنویسیم. همچنین نوشتم که به نظر بنده، وبلاگ خانه شخصیت مجازی ماست و باید حریمش را حفظ کنیم و با حس شهرت به آتشش نکشیم. در آن روز هرگز تصوّر نمی کردم که موضوع مسابقه اخیر دوئچه وله و بحثهای ویولت و نیما اکبرپور اینقدر کشدار است که آتشش دامان وبلاگهای دیگر را هم می گیرد!

روز گذشته در جمع فرندفیدان، به پاسخهای خانوم ویولت به وبلاگ نویسان محترمی که به پست وبلاگ من و ام اس برعلیه نیما اکبرپور انتقاد داشتند، اشاراتی شد ( + + + + ). پدرام نیز در پی بخشیدن همه جوایز وبلاگستان به ویولت، توضیحاتی درباره آنچه که گذشت، ارائه داد. فواد نیز در جانب دفاع از خویش و دوستش ویولت را تازه به دوران رسیده ای با برچسب وبلاگ نویس نامید.

هیچ شکی نیست که توکا، نیما، ویولت، پدرام و فواد همگی از وبلاگ نویسان برتر و البته محترم وبلاگستان فارسی می باشند. و بنده خودم را در حد و اندازه های آن نمی بینم که درباره رفتار و گفتار این دوستان اظهارنظر کنم. و امیدوارم که آنچه پیش آمده است سوتفاهمی باشد که هر چه سریعتر رفع گردد. قصد بنده نیز در این مطلب طرفداری از کسی یا توبیخ کردن دیگری نیست. تنها خواستم به عنوان یکی از خوانندگان وبلاگ ویولت کمی با وی درد و دل نمایم:

ویولت عزیز؛

قبل از هر چیز انتخاب پیشین شما در جشنواره پرشین بلاگ را بعنوان بانوی برتر وبلاگستان و همچنین انتخاب شما را در مسابقه دوئچه وله بعنوان یکی از وبلاگهای برتر فارسی تبریک عرض می نمایم. همه اینها نشان از معروفیت و محبوبیت شما در جامعه مجازی دارد که این خود گوهر ارزشمندی است.

ما همه شما منتخبان را دوست داریم و برایمان هیچ فرقی نمی کند که شما، توکای عزیز، یا نیمای دوست داشتنی و یا حتی شخص دیگری صاحب لقب برترین وبلاگ فارسی در دوئچه وله شوید. آنچه اهمیت دارد اینکه همراه با افتخار و اعتباری که این عناوین برایتان به ارمغان می آورند، مسئولیت سنگینی نیز بر دوشتان قرار می دهند. پس از این، وبلاگ شما دیگر خانه تنهایی شما نیست، اینک شما هر روزه میزبان هزاران رهگذری هستید که در این وادی مجازی عبور و مرور می کنند و برترین ها را برای دیدن و شنفتن بر می گزینند. اکنون شما یکی از نمادهای وبلاگستان شده اید و همه امیدواریم که بتوانید نماینده خوبی برای جامعه مجازی مان باشید و از آبرو و حیثیتمان در جامعه حقیقی و جوامع مجازی جهانی جانانه دفاع نمائید. که به امید خدا چنین خواهد بود.

ویولت عزیز؛

گویا معتقدید که یکی از دستاوردهایتان در طی شرکت در مسابقه اخیر دوئچه وله این بود که “به عنوان یک خانم بلاگر جلوی آقایون مدعی ایستاده اید و در مقابل چنگ و دندون نشون دادن ایادی اونها یک قدم هم از موضعتان عقب نرفتید”!

به یاد دارم که همواره همه وبلاگنویسان، از زن و مرد در کنار هم بوده ایم، تا با تبعیض جنسی موجود در جامعه حقیقی مان مقابله کنیم. هرگز یادم نمی آید که تبعیض جنسی را در جامعه مجازی نیز شاهد بوده باشم.

تقریباً شک ندارم که این احساس نشأت گرفته از دنیای واقعی پیرامون تان بوده که به اشتباه و بطور ناخودآگاه در شخصیت مجازی تان نیز ظهور کرده و موجب جبهه گیریهای تند و تیز شما در مقابل به اصطلاح آقایون وبلاگستان و ایادی آنها شده است. وگرنه واقعاً در دنیای مجازی چه اهمیتی دارد که شما مرد باشید یا زن؟!

ویولت عزیز؛

این وظیفه شما و همه کاندیداهای دیگر است که از حق خوانندگان و علاقمندان تان دفاع کنید و نگذارید تا آرای کسانی که به شما رای داده اند، با تنگ نظری ها و دغل بازی های دیگران پایمال شوند.

اما نه شایسته شماست و نه شایسته خانه مقدس تان که عده ای ناآگاه با ترویج فرهنگ تقلب، ناپاکیها را واردش نمایند. مطمئنم که شما هرگز این موضوع را نمی پذیرید و با خاطیان برخورد خواهید کرد.

ویولت عزیز؛

اینک که این خطوط را می نگارم، ساعاتی است که مهلت رای گیری عمومی مسابقه دوئچه وله به اتمام رسیده است. اما آنچه که ماندگار است گفتار و رفتاری است که در وبلاگتان ثبت می کنید.

به هیچ وجه شایسته شما نمی دانم که با منتقدان تان، هر چند که سخن ناثواب گویند، با پرخاشگری سخن گوئید. انتقاد، هرقدر که تلختر باشد، سازنده تر است. و برخورد با منتقد ناثواب ترین کاری است که می تواند از کسی سر بزند.

در انتها بعنوان یکی از چندین هزار خوانندگان وبلاگتان، و بعنوان شهروندی ناچیز از دنیای وبلاگستان، از شما خواهشمندم تا ضمن تجدیدنظر در برخی از جبهه گیریهای اخیرتان، از دوستان محترمی که بصورت غیرعمد مورد بی احترامی قرار گرفته اند، پوزش بطلبید، تا بدین ترتیب فضای صمیمانه وبلاگتان همچنان حفظ گردد و از دشمنیها پاک شود.

آذر ۷م, ۱۳۸۷ | ۲۳ نظر | موضوع: جامعه, وبلاگ |

فرندفید و مباحث پیرامونش

پس از انتشار پادکست «فرندفید و فصلی نو»، دوست عزیزی برایم ایمیلی ارسال کردند و سوالاتی را درباره فرندفید مطرح نمودند. به نظرم آمد که این سوالات، دغدغه بسیاری دیگر نیز باشد، لذا با کسب اجازه از ایشان، سوالات و توضیحات بنده را اینجا منتشر می کنم.

۱- چرا و به چه علت باید انتظار داشته باشیم که در فرندفید مطالب و موضوعات به درد بخوری رد و بدل شود؟ آن هم باوجود رسانه قدرتمندی همچون وبلاگ که میتوانیم تمامی داشته هایمان را به آن انتقال دهیم.

۲- چرا و به چه علت باید انتظار داشته باشیم که بازدیدکنندگان وبلاگ در محیط فرند فید درمورد مطلب تایپ شده گفتگو کنند؟ آن هم باوجود قسمت کامنت که در رابطه با همین موضوع ایجاد شده است و تمامی وبلاگ ها از داشتن آن سود میبرند.

۳- چرا باوجود سیستم یاهومسنجر و روم های پر از شور و شادی اش با آن همه زیر شاخه های متنوع باید کاربران به دو دسته تقسیم شوند و جمعی به یاهو و جمعی به فرند فید بروند؟ آیا قشر وبلاگ نویسان نمیتواند با عام مردم در یک محیط که همان یاهومسنجر باشد سر کند؟

۴- چرا نباید یک جامعه مجازی کامل و با سرعت عالی برای ایرانی ها تاسیس شود؟ و چرا به پیشرفت سایت کلوب کمک نمیکنیم؟ و چرا سایتی با نام دانشگاهیان ایران به نام دوره باید تشکیل شود؟

۵- چرا باید شاخه های مختلفی را در اینترنت ایجاد کنیم که باعث سردرگمی هرچه بیشتر یک کاربر اینترنتی شود؟

۶- چرا باید در فرند فید انتظار داشته باشیم که گفتگوها و مطالب تخصصی بین کاربران رد و بدل شود و خبری از شوخی و خنده نباشد؟ آن هم وقتی که وبلاگ به راحتی میتواند میزبان مطالب تخصصی ما باشد و دیگر نیازی به انتشار آن در فرندفید نیست.

قبل از هر چیز لازم می دانم تا تعریف و نگاه خودم را از فرندفید تشریح کنم:

فرندفید یک شبکه اجتماعی تحت وب  است که گرچه امکان تولید محتوا بصورت مستقیم در آن وجود دارد اما مهمترین مشخصه آن این است که از خروجی خوراکها (فیدها) بعنوان ورودی استفاده  می کند. از همین جهت کاربردهای زیادی می توان برای آن متصور شد. که این کاربردها مختص به نوع خاصی نیستند و به تعداد موضوعات فیددار تحت وب می توان برای آن کاربرد متصور شد!

از مزیتهای دیگر فرندفید این است که امکان نظر گذاشتن برای فیدهای وارده را فراهم می آورد. یعنی علاوه بر اینکه شما می توانید خوراکهای مورد علاقه تان را وارد کنید، قادر هستید درباره آنها به بحث و تبادل نظر هم  بپردازید.ا

از مباحث مطرح شده چنین بر می آید که فرندفید مکانی است برای دسترسی آسانتر به آنچه که دوست داریم. برای نمونه من به مطالبی که شما در وبلاگتان می نویسید، عکسهایی که در فلیکر آپلود می کنید، توئیتهایی که در توئیتر می نویسید، و… علاقمندم. مسلماً خیلی کم پیش می آید که بتوانم به همه این سرویسها سر بزنم و آپدیتهای شما را ببینم. حالا در نظر بگیرید اگر بخواهم  آپدیتهای چندین نفر را دنبال کنم، وضع چقدر بدتر می شود!

اما با وجود سرویسی چون فرندفید، دیگر نیازی نیست که من به سایتهای مختلف سرک بکشم و صفحات سنگین متعدد را باز کنم. تنها کافیست به اکانت فرندفیدم بروم و به صفحات دوستانم سرک بکشم تا آخرین کارهایشان را به راحتی دنبال کنم و حتی اگر دوست دارم درباره آنها نظر بدهم.

از این جهت، مشخص می شود که در هر صورتی، به هر حال فرندفید جایی است که اطلاعات در آن رد و بدل می شود و بنا بر تجربه شخصی اکثر این اطلاعات در هر صورت مفید هستند. و این هیچ ارتباطی با رسانه های دیگر (همچون وبلاگ) ند ارد و حتی در موازات آنها هم نیست. اصلاْ رسانه هایی چون وبلاگ خودشان یکی از منابع اطلاعاتی سرویس هایی مثل فرندفید هستند.

اما در مورد سوال دوم، باید به عرض برسانم که هیچ انتظاری وجود ندارد که مخاطبان وبلاگها حتماً در فرندفید درباره مباحث مطرح شده در پستها، به مباحثه بپردازند. اما فرندفید هم راهی است برای مطرح کردن نظرات و اتفاقاً بخش نظرات فرندفید به گونه ای غیر رسمی تر می نماید و کاربران در آن راحتتر و  با خیالی آسوده تر نظراتشان را مطرح می کنند و به دلیل قرار گرفتن سریعتر نظراتشان در اختیار دیگران، از قسمت نظرات وبلاگها بسی پویاتر می باشد.

با خواندن سوال سوم، این تصور در من بوجود آمد که شما نگرانی های برخی مبنی بر رفتن فرندفید به سمت و سوی چت رومها را شنیده اید، و از همین روی تصور کرده اید که فرندفید نسل جدیدی از چت روم است! در صورتی که به نظر من اصلاً چنین نیست  و با توجه به تعاریفی که از آن در بالا آوردم به هیچ وجه قابل مقایسه نیست و اصلاً به منظور چت کردن (به آن صورتی که در جامعه ایرانی مطرح است) طراحی نشده است. گرچه نمیتوان انکار کرد که در آن گفتگو و گپ زدن نیز صورت می گیرد. اما واقعاً به نحوی سازمان یافته تر  و مطلوب تر.

از سوی دیگر فرندفید مختص وبلاگ نویسان هم نیست که بگوئیم وبلاگ نویسان برای خودشان کافه جدایی راه انداخته اند و در آن به چت کردن می پردازند! عضویت در آن برای عموم آزاد است و هر کس به هر نحوی می تواند از آن بهره ببرد. اما همیشه گروهی هستند که در افتتاح سرویسها پیشگامند. و اغلب این پیشگامان از کسانی هستند که بیشتر سر در  پویش و کشف تازه ها دارند. از سوی دیگر به نظر من سرویسهایی مثل فرندفید باعث میشن که وبلاگ نویسان و علی الخصوص نخبگان (آنگونه که موردنظر شماست!) بیشتر با جامعه در ارتباط باشند. لذا موضوعات مطرح شده در سوال سوم نیز از نظر من بی بنیه هستند!

بنده با تقویت سرویس های مشابه ایرانی مشکلی ندارم.  فکر هم نمی کنم کسی مشکل داشته باشد.  اما  آنچه که موجب می شود سرویس های ایرانی همیشه کمتر مورد توجه قرار گیرند آن است که همیشه دنباله رو هستند! یعنی اولین سرویس در نوع خود نیستند! مثلاً اورکات بوجود می آید و  بعد سرویسی مثل کلوب ظهور پیدا میکند. و همین عامل باعث می شود که اکثر کاربران حرفه ای که دوست دارند چیزهای جدید را تجربه کنند، رغبتی به عضویت در سایتهای مشابه بسیاری که در وب بوجود می آیند نداشته باشند. این مشکل تنها مختص به سایتهای ایرانی نیست. سایتهای مشابه خارجی زیادی وجود دارند که به این مشکل بر می خورند. بعنوان مثال برای توئیتر، آلترنتیوهای زیادی بوجود آمده است اما هیچکدام رشد توئیتر را ندارند. من فکر می کنم دلیلش همان دنباله رو بودن و عدم ارائه طرحی نوین است.

در مورد سوال پنجم، بنده فکر می کنم که وجود مشابهات و سایتهای موازی نه تنها مشکلی نیست که باعث رونق یافتن و احساس رقابت و بهتر شدن می شود. و از این روی وجود سایتهای مشابه را برای پیشرفت وب ضروری می دانم.

درباره اینکه چرا نباید در فرندفید شوخی کرد! بنده هیچگاه چنین نظری نداشته و ندارم. من معتقدم که دنیای مجازی از قانون “آزادی مطلق” تبعیت می کند و هر کاربری از سرویس های مجازی به هر نحوی که بخواهد می تواند استفاده کند و هیچ احدی نمی تواند وی را محدود کند. تنها کسانی که انتها و حد و مرزها را مشخص می کنند، طراحان سرویس ها هستند که در ضمن طراحی محدودیتها را در نظر می گیرند (آن هم در خود طرح، نه مانند برخی از سرویس های ایرانی با وضع قانون!). لذا در جایی مثل فرندفید، هر کس، هر نوع مطلبی که بخواهد می تواند وارد کند و مخالفان نهایت کاری که از دستشان بر می آید، اینکه آن فرد یا موضوع مطرح شده را بلاک نمایند! وگرنه به هیچ وجه، هیچکس قادر نخواهد بود جلوی مطرح شدن موضوعی را در پهنه گسترده وب بگیرد و به نظر من هر تلاشی در این راستا محکوم به شکست است!

البته مباحث قابل طرح درباره سرویس هایی همچون فرندفید، بسیار بیشتر از اینها هستند که مسلماً از حوصله این پست خارج است!

امیدوارم که در این مطلب توانسته باشم حق مطلب را برسانم و به روشنی دیدگاه خود را بیان کنم. به هر حال خوشحال خواهم شد اگر نظر خودتان را در این باره با بنده در میان بگذارید.

آبان ۱م, ۱۳۸۷ | ۶ نظر | موضوع: فناوری اطلاعات و ارتباطات, وب2 |

وبلاگستان: جامعه ای پر از خوبی ها و بدی ها

مطرود عزیز بحثی را در وبلاگستان راه انداخته است که مدتها گلویم را می فشارد و دوست داشتم درباره اش بنویسم.

ما در دورانی قرار گرفته ایم که خوشبختانه یا متاسفانه شکل گیری و رشد وبلاگستان را با چشمهای خویش دیده ایم و می بینیم. آنان که برای نخستین بار کلید وبلاگ نویسی را میزدند اهداف والایی در سر داشتند و به خیال خود می خواستند وبلاگستان فقط خروجی مثبت و مفید داشته باشد. اما امروز وبلاگستان به یک جامعه وسیع بدل شده است، پر از انواع و اقسام آدمها، با سلیقه ها و رفتارهای مختلف. حالا دیگر وبلاگستان نیز مثل همه جوامع بشری به سمت بینهایت میل می کند و در این گستره عظیم چاره ای نیست جز اینکه به آنچه که باب میل مان است بپردازیم و از خیر بقیه بگذریم. مثلاً شاید مطالب زرد از نظر بار اطلاع رسانی، مفید نباشند، اما عده بسیاری هم هستند که فقط دنبال اطلاعات مفید نیستند، و به جنبه های سرگرم کننده آنها نیز توجه دارند، لذا نه تنها خودشان به تولید اینگونه مطالب می پردازند بلکه از مطالب زرد دیگران نیز استقبال می کنند. و هیچ ایرادی نه به اینگونه افراد و نه به کسانی که صرفاً به تولید علم و دانش توجه دارند، وارد نیست.

اما در این بین آنچه که نیاز به توجه و کنترل دائمی دارد، اخلاقیات و رفتارهای گاهاً افسارگسیخته ای است که از ساکنان این دنیای مجازی سر می زند.

درست است که وبلاگشهر جامعه ای مجازی است، اما قوانین دنیای حقیقی در آن دخیل می باشد، چرا که ساکنان هر دو جهان را «انسانها» تشکیل می دهند. همین امر هم موجب می شود که رفتارها در وبلاگستان نیز مانند دنیای حقیقی نسبی باشند. در اینجا ما هم وبلاگ نویس خوش اخلاق داریم، هم بداخلاق، هم وبلاگ نویس خاکی داریم، هم مغرور، هم وبلاگ نویس معاشرتی و اجتماعی داریم، هم خوددار و گوشه گیر… و از مجموع این رفتارها می توان نتیجه گرفت که در وبلاگستان، هم وبلاگ نویس خوب وجود دارد، و هم وبلاگ نویس بد!

در وبلاگستان نیز مانند دنیای حقیقی بعضی بدی ها اشتهار دارند و مطلق هستند. مثلاً همانطور که در دنیای حقیقی، کسانی را که به هر نحوی دزدی می کنند، یا دیگران را مورد اذیت و آزار قرار می دهند، افراد بدی می دانیم، در دنیای مجازی نیز اشخاصی که از آزادی موجود سو استفاده می کنند و بدون رعایت قوانین کپی رایت، به دستبرد اطلاعات اقدام می کنند، یا در وبگاههایشان دیگران را مورد توهین و دشنام قرار می دهند، ساکنین بد دنیای مجازی می دانیم، و همه نیز در این موضوع متفق القول هستیم.

اما برخی رفتارها هم هستند که بدی و خوبی شان نسبی است. مثلاً شخصی را در نظر بگیرید که گوشه گیر است و دوست دارد در زندگی محدوده مشخصی داشته باشد و تمایل ندارد که در این حریم هر کسی را وارد کند. حالا اگر بنده به زور بخواهم با ایشان رابطه برقرار کنم، وی یا با بی محلی یا بصورت رک بنده را کنار میزند. شاید من از این موضوع ناراحت شوم و آنرا به حساب غرور و خودخواهی وی بگذارم، در صورتی که موضوع چیز دیگری بوده است.

در دنیای مجازی نیز وضع بر همین منوال است. مثلاً هر وبلاگ نویسی آزاد است که قوانین خاص خودش را بر لینکدونی وبلاگش اعمال نماید. یکی هر وبلاگی را که می بیند، فوراً می لینکد و یکی هم دوست دارد تنها آنهایی را لینک کند که نوشته ها و عقایدشان با افکارش جور در می آیند. حالا اگر من با این بلاگ نوشتهای مزخرفم از وی بخواهم که به من لینک دهد، مسلماً با پاسخ منفی یا بی محلی روبرو خواهم شد. و بعداً پشت سرش صفحه خواهم گذاشت که فلانی مثلاً چون آرشیو بلند بالایی دارد خودش را از ما بهتران فرض کرده و به من لینک نداده!

البته چه در قدیمی های وبلاگشهر و چه در تازه واردان شان هستند کسانی هم که واقعاً خودشان را تحفه جامعه فرض می کنند و از هر فرصتی برای اثبات برتری هایشان بهره می برند، که مسلماً اینگونه افراد مذمت شده هستند.

متاسفانه به دلیل افسار گسیخته بودن دنیای مجازی، کنترل کردن ناهنجاری های رفتاری و انتساب پاداش یا کیفر به آنها، مشکل و گاهی غیرممکن است. لذا تنها راهی که پیش روی مان باقی می ماند، اینکه رفتارهای نادرست را تذکر دهیم و به مذمت آنها بپردازیم. کاری که مطرود در یادداشت اخیرش کمی با چاشنی تندی و خشونت انجام داده است!

البته در بیان اینگونه انتقادات و گوشزدها باید حواسمان باشد که انگشت اتهام را تنها به سوی گناهکاران نشانه رویم و سایرین را بدون دلیل مورد اتهام قرار ندهیم. دیگران نیز بهتر است به جای به خودگیری انتقادات و جبهه گیری در برابر آنها، با منتقدین حقیقی همراه شوند برای مذمت کردن گناهان، تا شاید بدین ترتیب، بتوانیم جلوی بسیاری از کژی ها را در همین ابتدای راه بگیریم و در آینده جامعه مجازی به نسبت بهتری از جامعه حقیقی مان داشته باشیم.

در همین رابطه:

مرداد ۲۹م, ۱۳۸۷ | ۳ نظر | موضوع: وبلاگ |

پس از جوالدوز به بلاگفا: یک سوزن به وردپرس

ساعتی پیش جوابیه تندی بر دفاعیه علیرضا شیرازی درباره مسدود کردن سیستم انتقال اطلاعات از بلاگفا نوشتم. اما در این بین، هنگام وبگردی هایم به مصاحبه تلفنی نیما اکبرپور با علیرضا شیرازی برخوردم.

آقای شیرازی در این مصاحبه به طور آشکارتری به توضیح و تشریح موضع خویش پرداختند، که به نظر من از دفاعیه کتبی ایشان واضح تر بود. و تا حدودی مرا با خود هم پیمان ساخت. لذا بر خود واجب دانستم تا در همان لحظه دست بکار شوم و کمی از تندروی هایم را اصلاح نمایم.

ایشان وعده داده اند که:

در نسخه جدید سایت ما امکان تهیه نسخه پشتیبان فراهم شده که البته فرمتش یه فرمت خاصیه. تا ما هم بتونیم تمام اطلاعاتی رو که مورد نیازه بزاریم روی سایت و هم خود کاربرا بتونن ازش براحتی استفاده کنن.

بدین ترتیب، به بسیاری از بایدهایی که این روزها برایشان به بلاگفا معترض بودیم، پاسخ داده شده است.

آقای شیرازی در ادامه می افزاید:

من شخصاً به هیچ عنوان ترسی ندارم از اینکه کاربر من بخواد اطلاعاتش رو نسخه پشتیبان بگیره یا حتی بخواد ببره جای دیگه ای. این ترس وجود نداره، چرا که من همیشه بیشتر از اینکه به خروجیم نگاه کنم، به ورودی کاربرهام نگاه می کنم.

نیما اکبرپور در بخش دیگری از مصاحبه می پرسد: «چرا حالا که این امکان در وردپرس فارسی تعبیه شده بود، جلوش رو گرفتید؟» و شیرازی پاسخ می دهد:

دلیل اصلیش این بود که من بعنوان مدیر سایت اجازه نمی دم کسی از سرویس بلاگفا و اطلاعات اون استفاده تبلیغاتی بکنه. قضیه فرق میکنه بین اینکه گروهی بخوان برای کاربر بلاگفا دل بسوزونن و یا اینکه بخوان برای تبلیغ کار خودشون و کار بازاریابی برای سایت خودشون یا سایتی که بهش علاقمندند بیان چنین امکانی رو بزارن.

البته من قبول ندارم که تیم وردپرس فارسی بخاطر بازاریابی برای وردپرس این امکان را تعبیه نموده اند. در حقیقت این کار از یک سو برای علاقمندانی تعبیه شده است که به دلیل نبودن امکانات انتقال، دست و دلشان به مهاجرت به سمت وردپرس نمی رفت، و از سوی دیگر برای کسانی در نظر گرفته شده است که از بلاگفا به وردپرس مهاجرت کرده اند، اما امکان انتقال پستهای وبلاگ قبلی شان را ندارند.

شیرازی می افزاید:

دوستانی که این کار رو انجام دادند، هیچگونه هماهنگی و کسب اجازه ای از ما نکردند… اگه قراره کار نرم افزاری روی سرور انجام بشه، اگه که اون سرور صلاح بدونه تا یه حدی رو سرویس رو ارائه میده، اگه شما بخوای خارج از اون این کار رو انجام بدی حداقل به نظر من اولین گام حرفه ای بودن اینه که کسب اجازه بکنید.

نیما اکبرپور می پرسد: «اگر کسب اجازه می شد ممکن بود که با این کار موافقت کنی؟» و شیرازی در پاسخ می گوید:

بله، من شرایط می ذاشتم. مثلاً می گفتم که شما می تونید این کارو انجام بدی، اگه کاربری دلش خواست بیاد این کارو انجام بده یک چنین آپشنی می تونه وجود داشته باشه ولی نباید شما ازش استفاده تبلیغاتی بکنی. یعنی نباید اینجوری بشه که برای تهییج و تبلیغات سایت خودم. این کار درستی نیست… اگه تو می خوای تبلیغات خودت رو انجام بدی پس با من چیکار داری؟ چرا قرار هستش که کاربر منو به هر دلیلی تحریک بکنی که حالا بیاد به این سمت؟

من کاملاً ناراحتی آقای شیرازی را در این مورد درک می کنم و حق را به ایشان می دهم. تیم وردپرس فارسی چنانکه می خواست یک کار حرفه ای انجام دهد، می بایست قبل از هر اقدامی از ایشان کسب اجازه می نمود.

تیم قدرتمند وردپرس فارسی باید در نظر داشته باشند که در هر اقدامی که انجام می دهند آبروی یک سیستم معتبر بین المللی را یدک می کشند و بایستی کمی سنجیده تر عمل نمایند، و حتی کوچکترین بهانه ای را نیز به دست دیگران ندهند تا به وسیله آن تقبیح شوند.

علیرضا شیرازی می افزاید:

جالب اینجاست که مثلاً این سایت به عنوان این اومد که “انتقال اطلاعات کاربران بلاگفا به وردپرس” بعد که ما اینو مسدودش کردیم میگن که بلاگفا به کاربراش اجازه نداد که از اطلاعاتشون پشتیبان بگیرن. این که تهیه نسخه پشتیبان نبود. اگه شما می گفتی “ابزار تهیه نسخه پشتیبان از بلاگفا” این یه داستان دیگه بود… عنوان این قضیه نشون دهنده اینه که این کار در حقیقت یه کار تبلیغاتیه.

و یک اشتباه فاحش تیم وردپرس فارسی که به عقیده من کل اعتراضات ما را بصورت تف سربالا در آورد:

تو نسخه جدید همین نرم افزاری که تهیه شده اومدن گفتن که از قالب پیش فرض بلاگفا ما استفاده می کنیم، یعنی حتی لازم نیست که شما کدی رو بزارین توی قالب، حالا نتیجه این میشه که هر کسی میتونه اطلاعات هر کاربر دیگه ای رو منتقل کنه توی وبلاگی و بنام خودش بکنه. بدون کسب اجازه می تونه چنین کاری رو انجام بده، آیا این واقعاً تجاوز به حقوق کاربران نیست؟

به نظر من که هست، و واقعاً چنین نرم افزاری رو در شان وردپرس نمی بینم. هنگامی که من خواستم اطلاعاتم را از وبلاگ قبلیم در بلاگر به وردپرس منتقل کنم، از من نام کاربری و کلمه عبور خواست، این بدین معناست که هر کسی نمی تواند اطلاعات مرا از بلاگر به وردپرس منتقل کند و آنرا به نام خودش ثبت کند.

من به شدت با این نرم افزار دومی که بر روی وردپرس فارسی گذاشته شده است مخالفم و آنرا نه تنها نقض حقوق کاربران بلاگفا می دانم، که عاملی برای بی اعتبار کردن وردپرس می شناسم. لذا کاملاً به بلاگفا حق می دهم که راه این نرم افزار را مسدود نماید.

پ.ن: توضیحات گناهکار عزیز را از زبان تیم وردپرس فارسی درباره مسائل اخیر حتماً بخوانید.

مرداد ۲۲م, ۱۳۸۷ | ۱۴ نظر | موضوع: وبلاگ |

مرا سودی از ضرر بلاگفا نیست

پس از بوجود آمدن موج عظیمی از اعتراضات به اقدامات غیر معقولانه بلاگفا نسبت به مسدود کردن سیستم انتقال اطلاعات از بلاگفا به وردپرس، مدیریت این سرویس دفاعیه ای را منتشر نمودند.

ایشان در این دفاعیه مسدود کردن را در جهت منافع سایت دانسته اند و  متذکر شده اند که سایتهایی همچون فلیکر و فیس بوک نیز اقداماتی از این دست را انجام می دهند. که البته دکتر مزیدی در همین رابطه کاملاً موضوع مسدود شدن برخی امکانات توسط این دو ابرسایت را تشریح نموده اند.

اما در بخشی دیگر از این دفاعیه آمده است:

در بلاگفا همانند هر سایت مشابه و رایگان دیگری خدماتی برای انتشار و ذخیره مطالب فراهم شده است که هزینه آن نیز توسط سایت پرداخت می شود و قاعدتا این انتظار می رود که این اطلاعات توسط کاربران واقعی دیده شود تا از این طریق هزینه های سایت جبران شود.

از این جملات می توان این گونه برداشت نمود که بلاگفا معتقد است هر روشی که موجب شود کاربران واقعی، سایت را دور بزنند و از طریق دیگری غیر از روش معمول به مطالب دسترسی پیدا کنند، منافع سایت را (که در حال حاضر از نمایش تبلیغات تامین می گردد) به خطر می اندازد و لذا مردود است و با آن مقابله می شود.

طبق این تعریف خروجی خوراک وبلاگ نیز می تواند یکی از راههای دور زدن قالب اصلی وبلاگ باشد. چرا که در این صورت خواننده مطالب دیگر بیننده تبلیغات سایت نخواهد بود و لذا هیچ تضمینی وجود نخواهد داشت که دو فردای دیگر با افزایش خوراک خوانها و به خطر افتادن منافع بلاگفا، خروجی RSS وبلاگها نیز مسدود گردد!

آقای شیرازی همچنین تاکید دارند که

طبیعی است که بلاگفا با اینگونه کاربردها و استفاده از اطلاعات سایت در جهت تبلیغات و منافع سایت مشابه دیگری کاملا مخالف است و طبیعتا بدون توجه به اینکه سایت مورد نظر چه سایتی است با آن برخورد میکند.

اما کدام تبلیغات؟ کدام منافع؟ آنچه که توسط تیم وردپرس فارسی طراحی شده است، نرم افزاری است که اولاً تنها توسط صاحب وبلاگ در بلاگفا قابل استفاده می باشد، چرا که نیاز به انجام تغییراتی در قالب وبلاگ مورد نیاز دارد، ثانیاً تنها از مطالب وبلاگ در بلاگفا نسخه پشتیبان تهیه می کند، که مسلماً این نسخه پشتیبان نیز در اختیار نویسنده مطلب قرار می گیرد. یعنی بطور کلی این نرم افزار تنها خدماتی را به صاحبان وبلاگهای بلاگفایی ارائه می دهد و هیچ منفعتی از این ماجرا نمی برد. که آن هم با اصرار تعداد زیادی از کاربران بلاگفا تهیه شده است، که بنده تعداد زیادی از آنها را از نزدیک می شناسم و با ایشان مراودت دارم. نزدیکترین شان هم، همین همسر بنده که مدتها زحمت کشید تا بتواند تک تک مطالبش را بصورت دستی به سیستم وردپرس منتقل نماید، و تازه نظراتش را هم نتوانست که منتقل کند!

آیا این حق برای نویسنده مطلب وجود ندارد که از مطالب خود هرگونه که دوست دارد استفاده کند؟ آیا وی حق ندارد از مطالب خود نسخه پشتیبان داشته باشد؟ آیا نویسنده نمی تواند مطلبش را به هر کجای دیگر که دوست دارد، منتقل نماید و آنها را منتشر کند؟!

ایشان می فرمایند:

این بدین معنا نیست که اطلاعات کاربران سایت در حصر باشد که میدانیم آنها میتوانند همواره صفحات خود را ذخیره یا به شکل دستی در جای دیگری ذخیره کنند بلکه این محدودیت برای روباتها و اسکریپتهای سایتهای مشابه و رقیب است که بدون کسب اجازه و هماهنگی درخواستهایی را به سرور سایت ارسال میکنند.

اما گویا فراموش کرده اند که این به اصطلاح روباتی که طراحی شده است اولاً روباتی است که جهت تسهیل کردن کار کاربران طراحی شده است و ثانیاً بدون کسب اجازه و هماهنگی فعالیت نمی کند، چرا که قبل از آن باید صاحب وبلاگ یک سری تنظیمات را برای آن مهیا نماید. یعنی به نوعی روباتی است که گوش به فرمان صاحب وبلاگ است و اختیاراتی را به صاحب وبلاگ می دهد. که متاسفانه الزامات آن توسط بلاگفا مسدود گردیده است!

آقای شیرازی معتقد است

سایت بلاگفا تضمینی برای ارائه خدمات و اطلاعات سایت به  اسکریپتهای سایتهای رقیب یا هرگونه روبات یا اسکریپتی که منفعتی برای سایت بلاگفا ندارد نخواهد داشت و قاعدتا عدم ارائه خدمات به این اسکریپتها اصولا ارتباطی به حقوق کاربران  نسبت به سایت ندارد.

اما آنچه که بعنوان اسکریپت سایتهای رقیب نامیده شده است، در پاسخ به نیاز کاربران خود بلاگفا بوجود آمده است، که پس از مدتی متوجه شده اند که راهی برای انتقال یا پشتیبان گیری از مطالبشان وجود ندارد، و سرویس دهنده نیز گویا در سر ندارد که چنین امکاناتی را برایشان فراهم نماید.

شاید مسدود کردن این اسکریپتها به معنی از بین بردن حقوق کاربران نباشد، اما سخت کردن راههای انتقال و پشتیبان گیری از مطالب، نیز به معنای احترام کردن به کاربران و رعایت حقوق شان نمی باشد!

در انتها مدیر بلاگفا کسانی که در این مورد زبان به اعتراض گشوده اند را سودجویانی می داند که با این کار متضرر شده اند:

به راحتی میتوان مشاهده کرد  که وقتی دسترسی اینگونه اسکرپیتها به سرور محدود می شود اولین و تقریبا اکثر کسانی که به این روند اعتراض میکنند کسانی هستند که از کار این اسکریپتها برای منافع شخصی یا سایت خود بهره می برند یا با بلاگفا به هر دلیلی مخالف هستند و طبیعی است که اعتراض خود را با محکوم کردن بلاگفا یا من  نشان می دهند.

که الحمدلله بنده نه هیچگاه در بلاگفا وبلاگی داشته ام، و نه از این نقل و انتقالات سود و زیانی به من می رسد! اما نمی دانم چرا ما هرگاه زبان به انتقاد می گشائیم یا به بزغاله ملقب می شویم یا به سودجو!

به هر حال بنده نه تنها از ضرر بلاگفا سودی نمی برم، که بسیار خوشحال خواهم شد که سرویس دهندگان داخلی بتوانند آنقدر پیشرفت کنند که با سایتهای مشابه خارجی رقابت نمایند. تا به جهان ثابت شود که ایرانیان نیز چیزهایی برای ارائه کردن دارند.

اما فعلاً با توجه به شواهد و قرائن نمی تواند آن چنان که باید و شاید به سرویس دهندگان وطنی اطمینان نمود. لذا تنها کاری که از بنده حقیر بر می آید اینکه توصیه کنم تا اطلاع ثانوی با بلاگفا و سایتهای مشابه وبلاگ نویسی را آغاز نکنید که بدون شک بعدها دچار مشکل خواهید شد.

پ.ن: پس از جوالدور به بلاگفا: یک سوزن به وردپرس را هم حتماً بخوانید!

مرداد ۲۲م, ۱۳۸۷ | ۲ نظر | موضوع: وبلاگ |
  • بنرلاگ

    Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان

  • عکسلاگ