RSS

رویترز باید از بلاگستان فارسی عذرخواهی کند

جناب آقای کریستوف پلایتگین؛

ریاست محترم بازرگانی بنگاه رسانه‌ای رویترز؛

با سلام!

شنیدن خبر اهدای جایزه محمد امین به وبلاگ نویسان ایرانی، به خاطر «تعهد، شجاعت و فداکاری آن‌ها تحت شرایط جان‌فرسا و فشارهای فوق‌العاده در حین پوشش دادن اخبار انتخابات ریاست‌جمهوری» به اندازه‌ی تلخیِ اهدای این جایزه به سرکار خانم دلبر توکلی، به عنوان نماینده وبلاگ نویسان، مسرّت بخش بود!

شکی نیست بلاگ نویسانی که در طول دوره سانسور شدید رسانه‌ها، زندگی‌شان را برای خبررسانی از وضعیت ملتهب ایران، قمار می‌کردند، شایسته دریافت این جایزه هستند، اما باید از خود پرسید که آیا بلاگ‌نویسی که حتی در این دوره، وبلاگش با موضوعات دیگر هم به روز نشده، می‌تواند شایسته نمایندگی از این قشر، جهت دریافت نشان شجاعت باشد؟!

مگر نبودند بلاگ‌نویسانی همچون سمیه توحیدلو، وحید آنلاین، حنیف مزروعی، مهدی محسنی و… که در این راه دربند شده اند و در به در گردیده‌اند؟! آیا اهدای این جایزه، به نویسنده وبلاگ “خانه دلبر” – که به صراحت می‌توان گفت اکثریت قاطع بلاگ‌نویسان و بلاگ‌خوانان فارسی، وی را تا این زمان نمی‌شناختند! – نوعی کم ارزش جلوه دادن تلاش این عزیزان نیست؟! آیا بهتر نبود، که اصلاً این جایزه به شخص خاصی اهدا نمی‌شد تا اینکه به دم دست‌ترین فرد تعلق گیرد؟!

انتظار جامعه بلاگ نویسان ایرانی، از رویترز بیش از این‌ها بود! حداقلش اینکه وبلاگِ شخصی را که به عنوان نماینده بلاگستان، معرفی کرده‌اید از نظر می‌گذراندید!

حقیر و بسیاری دیگر از بلاگ‌نویسان ایرانی، خواستار شنیدن عذرخواهی رسمی رویترز به دلیلِ خبط پیش آمده هستیم.

وبلاگ‌های حامی این نامه:

ویولت

سیب سبز

آقای زیپ و خانم زیگزاگ

پیژامه

به قلم یک ژوکر روانی

قدم زدنهای یک مرد در دنیای مجازی

افیون

عزیزم! گوشی رو بردار

بلاگ نویس

این وبلاگ بدآموزی دارد!

نوشته‌هایی برای هیچ

کشکول هومن معین

تنها یک کلیک

مرثیه‌های خاک

نموگودی

دخترونه

چشم‌ها از دیوار رد می‌شوند، ساکت!

ملدِن

یادداشت‌های یک پسر خوشگذران

پلک اندوه

تک نوشت

روزانه‌های یک دوشیزه

حرفای یه دیوونه

چار دیواری، اختیاری

بیست بیت

من یک ساسان هستم

دخملونه

عشق پنهان

رسم روزگار

کوشووولوی بزرگ

پسری از گیلان

سوبر

منیره

در همین زمینه:

- جایزه رویترز برای خانه دلبر! وبلاگ عصیان

- چرا باید جایزه وبلاگ‌نویسان به روزنامه‌نگاران برسد، وبلاگ قدم‌زدن‌های یک مرد در دنیای مجازی

- دلبرم دلبر، خانه خرابم کرد! وبلاگ پارک ممنوع

- یک جایزه وبلاگی برای کسی که وبلاگ‌نویس نیست! وبلاگ‌نیوز

- برای دلبری توکل کنید! وبلاگ میزانسن فالش

- تعریف جدیدی از وبلاگ و وبلاگ‌نویسی، وبلاگ ندای امروز

- قضیه دلبر: مقصر خود ما هستیم، وبلاگ آرش کمانگیر

- جایزه‌ی دلبرانه، یا از ماست که برماست! وبلاگ نوشته‌هایی برای هیچ…

- جایزه محمد امین و پراکنده‌ها، وبلاگ من و ام‌اس

- جایزه به دلبر توکلی، وبلاگ پارسانوشت

- حتما دلبر بود و دلبری کرده، وبلاگ دنیای مجازی یا فاجعه مجازی در ایران

- دلبر وبلاگ‌نویس! وبلاگ اعترافات هر روزه‌ی من

- جایزه دلبر! وبلاگ روزنوشتهای یک گیله مرد

- اعطای جایزه محمد امین به دلبر ایرانی، وبلاگ فیروزآباد آنلاین

- اندر حکایات یک جایزه، وبلاگ روزانه‌های تک‌نویس

توجه: قرار است لیستی از وبلاگهایی که با نوشتن نامه اعتراضی به رویترز موافقند، تهیه شود تا همراه با ترجمه نامه برای رویترز ارسال گردد، لذا چنانکه شما هم با این کار موافقید، آنرا در وبلاگتان منتشر کنید و به بنده اطلاع دهید تا لینک وبلاگتان را به انتهای نامه اضافه نمایم.

پی نوشت: قبل از هر چیز لازم می دانم توضیح دهم که این نامه از ابتدا قرار نبود اصلاً برای رویترز ارسال شود، و من برای نشان دادن اعتراض خودم آنرا در وبلاگم منتشر کردم. بعدها بعضی از دوستان پیشنهاد دادند که ترجمه نامه را برای رویترز ارسال کنیم. اما با تذکر به جای برخی از دوستان، روشن شد که در متن نامه باید اصلاحات اساسی صورت گیرد. لذا قول می دهم که به کمک دوستان نامه رسمی‌تر و بهتری جهت ارسال به رویترز آماده کنیم که در شأن بلاگستان فارسی باشد!

ترجمه انگلیسی نامه:

یکی از خوانندگان عزیز ویولت، زحمت ترجمه نامه را به انگلیسی کشیدند. صمیمانه از سرکار خانوم یاسمین ممنونم.

Dear Mr Pleitgen

Our delight in the news of Iranian bloggers winning the Mohamed Amin 2009 award for brave coverage of post-election events in Iran was only paralleled by our surprise in selection of Ms Delbar Tavakoli as the recipient of the award.

There is no doubt that Iranian bloggers deserve this award for putting their lives in danger to report the news of post-election Iran at a time of extreme media censorship; the question, however, is whether the writer of a blog that was not even updated during this period is a worthy representative.

For the information of yourself and of the esteemed board of the Mohamed Amin award, Ms Tavakoli’s two blogs, Delbar’s House and The Tourist, have not  been updated since mid-March 2009 and show a daily viewer statistics of close to zero prior to the award. Would you consider this an appropriate example of one of the world’s most lively, active blog-spheres?

While many Iranian bloggers continued to blog in the face of life-threatening danger, and while a great number of them are now in prison or have fled the country for their life, handing the award to the writer of an irrelevant, little known blog seems an unfair response to the those bloggers’ bravery and self-sacrifice.

Reuters is considered an efficient and professional news agency in the Iranian blog-sphere and as such is expected to demonstrate fair, well-informed methods for selection the most suitable candidate to receive a prestigious press award such as the Mohamed Amin Award.

We, the writers of blogs listed below, on behalf of the Persian Blogistan, request Reuters’ acknowledgement of the mistake committed in this regard.

۲۷م مهر ۱۳۸۸ | ۱۱۳ نظر | موضوع: وبلاگ | |

خشکسالی

شاید تابحال شنیده باشید که امسال با خشکسالی روبرو خواهیم شد. اما عمق فاجعه خیلی بیشتر از آن چیزی است که شما فکر میکنید!

امروز دومین روز اردیبهشت ماه هست، اما هنوز سفید رود خالی از آب است، به همین دلیل هم هیچ جا خبری از آغاز کاشت برنج در شالیزارهای استان نیست! این در حالی است که در سالهای گذشته حداکثر بعد از سیزدهم فروردین ماه همه شالیزارها زیر کشت می رفتند. اما امسال با توجه به کمبود آب بی سابقه حتی به خیلی از روستاهایی که دورتر از آبراههای اصلی هستند، گفته شده که از خیر کاشت برنج بگذرند. آنچه که من از اهالی و ریش سفیدان شنیدم، این بود که چنین خشکسالی ای را در طول عمرشان به چشم ندیده بودند. حتماً استحضار دارید که تاکنون حتی یک بارش بهاری را هم در گیلان شاهد نبوده ایم!

اما این خشکسالی از سوی دیگر دستاویزی شده است برای نامزدهای دور دوم انتخابات مجلس! هر کس به طریقی با مردم همدردی می کند، دیروز نامه یکی از نامزدها به وزیر نیرو را دیدم، که از وی درخواست کرده بود تا سدها را باز کند که آب به مزارع برسد!  یکی نیست بپرسد آقای وزیر از کجایش آب در بیاورد بریزد پشت سد؟!

البته شمار مردمی هم که گول این حرفها را می خورند، کم نیست! اما به هر حال با این وضع خشکسالی که پیش آمده، بعید نیست که صندوقهای دور دوم انتخابات را نیز خشکسالی بگیرد!

۲م اردیبهشت ۱۳۸۷ | ۱ نظر | موضوع: سیاست | |

ما فریاد می‌زدیم

الان بامداد روز دوشنبه، بیست و پنجم اردیبهشت ماه است و بر طبق قرار و مدارهای قبلی ( ۱ ، ۲ ، ۳ )، من بایستی ساعاتی دیگر خودم را به شعبه سوم دادگاه انقلاب رشت معرفی کنم تا شاید بتوانم از اتهام وارده به خودم که «اقدام علیه امنیّت ملّی» است، دفاع کنم.
اما در این فرصت دیوان استاد احمد شاملو را تورقی می‌زدم، به شعر زیبایی برخوردم که بی‌مناسبت نیافتمش و بد ندیدم که اینجا نقلش کنم:

ما فریاد می‌زدیم: «چراغ! چراغ!»
و ایشان در نمی‌یافتند.

سیاهیِ چشمِ‌شان
سپیدیِ کدری بود اسفناج‌وار
شکافته
لایه‌بر لایه‌بر
شباهت برده از جسمیّتِ مغزشان.
گناهی‌شان نبود:
از جَنَمی دیگر بودند.

ادامه:
امروز آقای قاضی تشریف نداشتن. قرار شد فردا بریم.

۲۵م اردیبهشت ۱۳۸۵ | ۱ نظر | موضوع: خودنوشت | |

هودر در ایران!

همین چند دقیقه پیش، یک خبر جالب خواندم. حسین درخشان روزهای انتخابات در ایران بود! البته شاید خیلی‌ها دوست نداشته باشند که این خبر را بزرگ کنند. شاید خیلی‌ها بگویند «حالا مگه این حسین درخشان کی هست!!»
اما من خیلی حسین را دوست دارم. من او را پدر وبلاگ نویسی ایران می‌شناسم و چیزهای زیادی از او یاد گرفته‌ام. به همین دلیل این اتفاق برای من خیلی جالب و هیجان‌انگیز است. و خیلی دوست داشتم که با او ملاقات می‌کردم و او را از نزدیک می‌دیدم و به صحبت می‌نشستم. اما چه کنیم که موقعیت کشور به گونه‌ای است که حتی کسی مثل حسین درخشان هم نمی‌تواند با خیال راحت به ایران بیاید و برود و بایستی کلّی برنامه‌ بچیند و بعد هم پنهانی بیاید! واقعاً خیلی تاسف برانگیز است.
به امید روزی که حسین درخشان و امثال او بتوانند با خیال راحت به ایران بیایند و بروند…
۶م تیر ۱۳۸۴ | ۲ نظر | موضوع: سیاست, وبلاگ | |

بالاخره شکست خوردیم

همه خبرها حاکی از آن است که بالاخره شکست خوردیم! اوائل گفتم شاید تقلبی شده باشد اما ندا این امر را منتفی می‌داند، که به نظر من هم زیاد بی‌ربط نمی‌گوید. از طرف دیگر الپر که به نوعی پرچمدار ما بحساب می‌آمد، بعد از اینکه از خواب برخاست، رسماً اعلام شکست ما را ابلاغ نمود!
اما واقعاً چرا یک شبه این همه از رأی معین کاسته شد؟ حامیان معین به سمت چه کسی سوق یافتند؟ آیا وزارت اطلاعات تا این اندازه ضعیف است که نمی‌تواند نتیجه انتخابات را یک روز پیش از آن پیش‌بینی کند و تا این اندازه اشتباه نماید؟
آیا بالاخره خواهیم توانست به این سوالات پاسخ دهیم؟
۲۸م خرداد ۱۳۸۴ | نظر | موضوع: سیاست | |
  • لاهیج‌مارکت
  • گوگل‌فرند



Switch to our mobile site