ابطحی در گیلان

آقای ابطحی بمناسبت آغاز به کار دوباره شاخه جوانان و دانشجویان جبهه مشارکت گیلان، آمدند تا در جمع عده ای محدود از علاقمندان صحبتی داشته باشند.
خیلی خوشحال شدیم که بعد از حدود یکسال، دوباره ایشان را ملاقات کردیم. البته کوتاه بود، اما قول گرفتیم که دفعه بعد یک سر هم به آستانه اشرفیه بیایند.
تصوّر میشد که با توجه به مناسبت روز دانشجو، محور اصلی سخنرانی دانشجویان باشند، اما شاید به این خاطر که مدتهاست چنین فرصتی برای خطه گیلان پیش نیامده بود، از هر دری سخن گفته شد.
تاثیر گذارترین سخنی که در این جلسه شنیدم، درباره ملّت مان بود. موضوعی که مدتهاست مرا به خود مشغول کرده است. بارها از سابقه دیرین اجتماعی و سیاسی مردم ایران شنیده بودم، اما برایم قابل هضم نبود که با این حال پس چرا امروز ما اینقدر عقبیم؟! آقای ابطحی گفتند: جامعه ما هنوز یک جامعه بلوغ یافته نیست. و ملت ما نیاز دارند که نخبگان اداره امورشان را به دست گیرند.
از نظر من منطقی آمد! با اینکه ما تمدّنی ۲۵۰۰ ساله داریم، اما باید قبول کنیم که هنوز ملّت رشد یافته ای نیستیم و روشنفکران اگر عزلت نشینی کنند، در برابر تاریخ مسئولند.
در ادامه آقای ابطحی بهترین گزینه و آرامترین گزینه پیشرو را بیرون آمدن از صندوق های رای دانسته اند. ایشان علاوه بر دولت نهم، تحریم کنندگان انتخابات را نیز به چالش کشیدند و از آنها خواستند که پاسخگوی وضعیت پیش آمده باشند.
گرچه از بین پرسش های مطرح شده، هنوز بوی تحریم می آمد، اما ایشان اصرار به شرکت در انتخابات داشتند: اگر تحریمهای پیشین سودی برای جامعه داشت، به ما هم نشان دهید، تا ما هم به جمع شما بپیوندیم.
یکی دیگر از موضوعات مطرح شده این بود که چرا آقای خاتمی انتخابات مجلس هفتم را با وجود موج غیر منطقی رد صلاحیتها برگزار کردند؟
ابطحی پاسخ به این سوال را بسته به شرایط آن زمان دانست که باید جدل هفت هشت ماهه دولت در آن هنگام را کامل مورد بررسی قرار داد. اما در اشاره ای کوتاه مطرح کردند که آقای خاتمی در آن زمان تصمیم گرفته بودند که انتخابات را برگزار نکنند. و بعد از مطرح شدن این موضوع، سپاه تهدید کرد که بجای وزارت کشور انتخابات را برگزار خواهد کرد. دولت هشتم نیز بین برگزار کردن، و برگزار شدن انتخابات توسط نیروهای نظامی، مجبور به انتخاب گزینه نخست شد.

البته همانگونه که گفتم، در این جلسه دو ساعته، موضوعات مختلفی مطرح شد، که از حوصله وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی خارج است. اما امیدوارم که در آینده با نزدیک شدن به انتخابات، شاهد برگزاری بیشتر اینگونه جلسات باشیم.

ضمناً آقای صالح (نماینده مجلس ششم و ریاست جبهه مشارکت گیلان) خبر دادند که در آینده ای نه چندان دور، گیلان، میزبان خاتمی عزیز هم خواهد بود.

آذر ۱۴م, ۱۳۸۶ | ۲ نظر | موضوع: سیاست |

مراسم دوم خرداد

به مناسبت دهمین سالگرد دوم خرداد، مراسمی با سخنرانی آقای سید محمد خاتمی روز سه شنبه اول خرداد ماه از سا عت ۱۷ الی ۱۹ در مجتمع فرهنگی
ورزشی اریکه ایرانیان واقع در شهرک قدس، خیابان فرحزادی، نرسیده به بزرگراه نیایش، نبش خیابان ارغوان برگزار می‌شود.

اردیبهشت ۳۰م, ۱۳۸۶ | نظر | موضوع: سیاست |

بالاخره شکست خوردیم

همه خبرها حاکی از آن است که بالاخره شکست خوردیم! اوائل گفتم شاید تقلبی شده باشد اما ندا این امر را منتفی می‌داند، که به نظر من هم زیاد بی‌ربط نمی‌گوید. از طرف دیگر الپر که به نوعی پرچمدار ما بحساب می‌آمد، بعد از اینکه از خواب برخاست، رسماً اعلام شکست ما را ابلاغ نمود!
اما واقعاً چرا یک شبه این همه از رأی معین کاسته شد؟ حامیان معین به سمت چه کسی سوق یافتند؟ آیا وزارت اطلاعات تا این اندازه ضعیف است که نمی‌تواند نتیجه انتخابات را یک روز پیش از آن پیش‌بینی کند و تا این اندازه اشتباه نماید؟
آیا بالاخره خواهیم توانست به این سوالات پاسخ دهیم؟
خرداد ۲۸م, ۱۳۸۴ | نظر | موضوع: سیاست |

لیست وبلاگهای حامی دکتر معین

نورهود دست به اقدام جالبی زده است. او لیستی از وبلاگهای حامی دکتر معین ترتیب داده است که در نوع خود میتواند یک نوآوری باشد (اگر به سمت راست بلاگ‌نوشت هم دقت کنید، این لیست را خواهید یافت). برای کسب اطلاعات بیشتر و همچنین ثبت نام وبلاگ خود در این لیست به وبلاگ عصیان رجوع نمائید.

خرداد ۱۶م, ۱۳۸۴ | ۲ نظر | موضوع: سیاست, وبلاگ |

یک روحانی ایرانی بلاگ نویسان را برای اصلاحات جمع کرده است

محمدعلی ابطحی، یکی از معاونین رئیس جمهور ایران که چندی پیش در اعتراض به سختگیری های مجلس شورای اسلامی از سمت خویش استعفا داد، یکی از اصلاح طلبانی است که در راه ارتباطات آزاد ملت میکوشند.

بیشتر از یکسال پیش آقای ابطحی، یکی از روحانیون میانه رو که ارتباطات خیلی نزدیکی با رئیس جمهور محمد خاتمی دارد، وبلاگی را افتتاح نمود تا عقایدش را با دیگران مطرح نماید و با دیگر کاربران اینترنتی ارتباط برقرار نماید.

آقای ابطحی بیشتر وقتش را در دفتر کار خود، که در منطقه ای مرفه نشین در شمال تهران است، به گپ زدن الکترونیکی با مردان و زنان جوان می پردازد که گاهی با تردید به صداقتش می نگرند.

اصلاح طلبان ایران تقریباً بیشتر محبوبیت خود در میان جوانان را از دست داده اند. جوانانی که برای اصلاحات بی حوصله شده اند، اعتقاد دارند که آقای خاتمی و متحدانش وقتی که مجلس را در دست داشتند، در راه رسیدن به جامعه ای آزاد بسیار ضعیف عمل کرده اند. اصلاح طلبان سال گذشته در پی سختگیری های مرکز تشخیص صلاحیت نامزدهای انتخاباتی ]شورای نگهبان[ بسیاری از کاندیداهای خود را از دست دادند و تعداد بسیار زیادی از رای دهندگان نیز در اعتراض به این امر در انتخابات شرکت نکردند.

یکی از بازدیدکنندگان جامعه مجازی Orkut درباره آقای ابطحی می نویسد: «ما نباید به او اطمینان کنیم، او هم یکی از آنهاست و قصد دارد که ما را دوباره گول بزند».

اما آقای ابطحی همچنان ایستادگی می کند. او اظهار می دارد انتقاد کم کاری اصلاح طلبان کاملاً درست است و با آن موافقت می کند.

آقای ابطحی، که هم اکنون مشاور رئیس جمهور ایران است، در مصاحبه ای می گوید: «تاسیس یک وبلاگ خیلی شهامت می خواهد. برای جوانان خیلی سخت است که به یک روحانی اعتماد نمایند. در ابتدا آنها فکر می کردند که من میخواهم برایشان موعظه کنم. ولی حالا ما با هم دوست شده ایم.»

وبلاگ او (وب نوشت) به یکی از پر بیننده ترین سایتهای فارسی زبان تبدیل شده است. این وبلاگ بارها توسط هکرها مورد حمله قرار گرفته است. بسیاری از سایتهای سیاسی و وبلاگها در داخل و خارج از ایران به سایت وی لینک داده اند.

روزبه میر ابراهیمی، یکی از وبلاگ نویسانی که سال گذشته در پی درگیری هایی که برای آزادی بیان رخ داده بود، دو ماه زندانی شده است، میگوید: «سایت ابطحی از نظر سیاسی خیلی اهمیت دارد. گزارشات او از داخل دولت بسیاری از مسائل را برای مردم روشن می سازد.»

آقای میر ابراهیمی می افزاید: «آقای ابطحی به وبلاگها وجاهت قانونی بخشیده است و ثابت کرده است که وبلاگها ابزاری برای براندازی نظام نیستند.»

آقای ابطحی می گوید که در اینترنت متوجه شکاف عظیمی شده است که بین دولتمردان و نسل جوان ایران وجود دارد.

او می گوید: «ما همدیگر را درک نمی کنیم و نمی توانیم با هم صحبت کنیم. ما به عنوان دولتمرد گزارشات زیادی از آنچه که در جامعه میگذرد دریافت می کنیم. اما من احساس می کنم که با خواندن وبلاگهای جوانان و دریافت روزانه ۴۰ تا ۵۰ ایمیل از آنان، خیلی بیشتر از قبل آنها را شناخته ام. چیزهایی که من آموخته ام خیلی با آن نامه های رسمی که در پشت میز می خواندم متفاوت است.»

وقتی او نوشتن در وبلاگ را آغاز نمود، اظهار داشت که فقط میخواهد «محمدعلی ابطحی» باشد، بدون در نظر گرفتن موقعیتش در دولت.

او نوشته بود که وبلاگش را تاسیس کرده است تا عکسهای جالبی را که با گوشی همراه مجهز به دوربینش از دیگر دولتمردان ایرانی گرفته است، با دیگران به اشتراک بگذارد.

اما او درباره موضوعات جدی و گاه خطرناک هم می نویسد. بعضی اوقات گفتن حقایق می تواند زندانی شدن را به دنبال داشته باشد. آقای ابطحی اخیراًً در سایتش چیزهایی درباره روزنامه نگاران و وبلاگ نویسانی که پاییز گذشته زندانی شدند، نوشت. آنها بارها مورد ضرب و شتم قرار گرفتند تا اینکه بینی یکی از خانمها شکسته شد. همچنین او نوشت که آنها مدتها در زندانهای انفرادی نگه داشته شدند.

پس از آن او درباره دیدارش با دو تن از زندانیان آزاد شده، نوشت، که دادستان تهران، سعید مرتضوی، به آن پرونده رسیدگی می نمود. دو روزنامه نگار حقایق دردناک و وحشت آوری را فاش نمودند، که اشک را بر چشمان حاضرین جاری نموده بود.

آقای ابطحی که به عنوان نماینده آقای خاتمی در جلسه شرکت نموده بود، می نویسد: «ما مرتب به آنها آب می دادیم تا آنها بتوانند حرف زدنشان را ادامه دهند.»

آقای مرتضوی به زندانیان رها شده هشدار داد تا درباره مشاهداتشان جایی صحبت نکنند. آقای ابطحی نیز کمی پس نوشتن گزارش آن جلسه به دادگاه ویژه روحانیون فراخوانده شد.

اما پس از آنکه گزارش آقای ابطحی منتشر شد، آقای خاتمی و آیت الله محمود شاهرودی، رئیس قوه قضائیه، قول دادند که به این موضوع رسیدگی نمایند.

آقای میر ابراهیمی می گوید: «اگر آقای ابطحی و وبلاگشان نبود، ما جرات نمی کردیم که آنچه بر ما گذشت را فاش نمائیم. قبل از اینکه ما آنها را ببینیم، او با آنها ملاقات کرده بود و زمینه را آماده کرد، در غیر اینصورت آنها حرفهای ما را باور نمی کردند.»

حتی در میان اصلاح طلبان نیز کسانی هستند که با وبلاگ آقای ابطحی مخالفت می کنند. عطاءالله مهاجرانی، یکی از اصلاح طلبانی که سابقاً وزیر فرهنگ و ارشاد بود، آقای ابطحی را مورد سرزنش قرار داده و گفته است که کار او کاری «پست» است.

آقای ابطحی این موضوع را مطرح نکرد که خودِ آقای مهاجرانی نیز وب سایت دارد، اما او دوربینی برای گرفتن عکسهای جالب ندارد، و از سوی دیگر او زبان برقرار کردن ارتباط با جوانان را نیز نمی داند.

  • بنرلاگ

    Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان

  • عکسلاگ