سه شنبه, مرداد ۲۲م, ۱۳۸۷
چقدر همه چیز برای مان عادی شده است؟! بارها با خبرهای مختلف دانشگاههای جعلی مثل هاوایی گوش مان را از دارا بودن مدارک جعلی توسط برخی مقامات پر کردند، تا به این موضوع عادت کنیم.
حالا کار به جایی رسیده است که وزیر علوم احمدی نژاد مدرک جعلی مرد علمی بودن در سالهای ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ از کمبریج رو می کند، و وزیر کشورش دکترای افتخاری جعلی از آکسفورد! و اینچنین است که آقای رئیس جمهور فتوشاپی، مدام در بوق و کرنا می کند که دور و بر مرا نابغه ها پر کرده اند!
و اصلاً شاید این برنامه ای از پیش تعیین شده باشد برای یک کودتای خاموش. براستی چه کسی می تواند بهتر از جاعلان در انتخابات ریاست جمهوری جعل کند؟! کار که از محکم کاری عیب نمی کند، شاید خاتمی زد به سرش و خواست در انتخابات شرکت کند!
ارسال شده با موضوع سیاست | ۳ دیدگاه »
سه شنبه, مرداد ۸م, ۱۳۸۷
سالهای کودکی هفته ای چند بار قطعی برق داشتیم، اون روزها پدر و مادرها می گفتن که ما سالهای جنگ رو می گذرونیم و خرابی ها زیاده، به همین دلیل هم چند ساعت قطعی برق طبیعیه.
چند سال بعد، با اینکه کشور دچار خشکسالی بود و قیمت نفت ـ بعنوان مهمترین منبع درآمدی کشور ـ بشکه ای ۲۰ دلار بود، اما ما نه تنها در تامین برق کشورمون خودکفا بودیم، که مقدار قابل توجهی از اون رو، حتی صادر می کردیم.
حالا ما در حال جنگ نیستیم. قیمت نفت در طول تاریخ بی سابقه است. در دو سه سال گذشته چندین بار شاهد جشن هسته ای ـ بعنوان انرژی نویی که به سایر انرژی هامون اضافه شد ـ بودیم. اما با این حال و با وجود اینکه اکثر نیروگاههای ما سیکل ترکیبی هستند، روزی چند بار قطعی برق داریم. حتی بیشتر از اون زمانی که در جنگ بودیم.
به نظر شما آیا این موضوع منطقی به نظر می رسه؟
به نظر من که منطقی نیست. گاهی فکر می کنم شاید میخوان با سهمیه بندی برق ما رو به سمت صرفه جویی سوق بدن. گاهی هم می گم که شاید در این مرحله از تولیدات هسته ای نیاز به نیروی زیادی از برق دارن و بدین ترتیب دارن تامینش می کنند تا کسی بهشون شک نکنه!
ولی هرچی که هست من یکی رو حسابی کلافه کرده…
پ.ن: همین که دکمه Publish رو زدم، دوباره برق رفت!
ارسال شده با موضوع جامعه, سیاست | ۷ دیدگاه »
چهارشنبه, تیر ۱۲م, ۱۳۸۷
شاید در خبرها شنیده باشید که روزنامه «اعتماد ملی» که رسانه حزب کروبی محسوب می شود، بخاطر درج مقاله ای با عنوان «چند سوال از رئیس جمهور» به قلم رسول منتجب نیا، توقیف شده است و حکم بازداشت مدیرمسئول آن نیز صادر گردیده است.
من هر چند بار که این مقاله را می خوانم دلیلی برای توقیف این روزنامه پیدا نمی کنم! گرچه در این چند سال به کارهای بی دلیل عادت کرده ایم، اما این مورد به نظر من، کمی متفاوت است.
منتجب نیا در این مقاله، ابتدا با اشاره به احادیث و روایات، انحرافات و بدعت گذاری ها در دین و خصوصاً در مسئله مهدویت را گناهی نابخشودنی معرفی کرده است و سپس با اشاره به چندین مورد از سخنانی که این سالها به نقل از احمدی نژاد در مورد امام زمان (عج) بر زبان مردم جاری است، نسبت به اینگونه خرافه گویی ها به احمدی نژاد و مراجع تقلید گوشزد نموده است.
وی در یکی از مثالها در مورد آنچه که این روزها شایع است می آورد: «نمایندهای از شورای اسلامی، نقل میکرد روزی در ملاقات رئیسجمهور با مقام معظم رهبری ایشان نسبت به اظهاراتش و وعده ظهور حضرت در دو سال دیگر مورد اعتراض شدید رهبری واقع شد و در جواب گفت: کسانی که با ایشان در تماس هستند، گفتهاند. و پس از خروج از دفتر رهبری، اظهار کرده است: ایشان تصور میکند من رئیسجمهور او هستم، من رئیسجمهور امام زمان(عج) میباشم»
و سپس از رئیس جمهور می پرسد: «آیا این نقل قولها و شایعات در محافل خصوصی و عمومی راست است یا دروغ؟ اگر راست است، مقصود شما از بیان این مطالب غیرواقعی چیست؟ آیا تصور میکنید این سخنان، میتواند نارضایتی و اعتراضات مردم را نسبت به گرانی، تورم و سوءمدیریت دولت توجیه کند؟»
یعنی در این مملکت کار به جایی رسیده است که نسبت به توهین به ائمه هم نمی توان تذکر داد یا سوال پرسید؟! مگر این حرفها بین مردم شایع نیست؟! مگر به دلیل همین نقل قولهای احمقانه نیست که روز به روز از قداست امام عصر (عج) کاسته می شود؟!
من تا زمانی که احمدی نژاد اینگونه موضوعات را مطرح نکرده بود، به یاد نداشتم که حرف بی موردی درباره امام زمان شنیده باشم، اما حالا روز به روز بی حرمتیها و حتاکیها نسبت به آن امام بیشتر می شود. چه کسی مسئول این پرده دری است؟ چه کسی باید جلوی آنرا بگیرد؟!
با توقیف روزنامه اعتماد ملی، نه تنها بر این امر صحه گذاشته می شود که دولت نهم اصلاً انتقاد پذیر نیست، بلکه بر تفکرات ابتدایی و خرافه گونه درباره دین نیز دامن زده می شود. کاری که امیرالمومنین همه بانیان آنرا از دم تیغ گذرانده بود!
ارسال شده با موضوع دین, سیاست | ۱۱ دیدگاه »
سه شنبه, تیر ۱۱م, ۱۳۸۷
این روزها بازار خبرهای عجیب و غریب در کشور عزیز و متمدن مان ایران از همیشه داغتر است! بد نیست برای ثبت در تاریخ بلاگ نوشت هم که شده به گوشه ای از این خبرها اشاره ای داشته باشم.
مثل همیشه باز هم احمدی نژاد، خبرسازترین فرد در طی هفته های گذشته بوده است. ایشان مدعی هستند که دو بار (یکبار در عراق و بار دیگر در ایتالیا و آن هم با اشعه ایکس!) آمریکائی ها قصد ربودنش را داشتند! فکر میکنم هر چه سریعتر سازمان سیا باید مورد مواخذه قرار بگیرد که چرا در عملیاتی به این مهمی دو بار ناکام مانده است! پس این همه بودجه برای چرا حرامشان می شود؟! از سوی دیگر یک دمش گرم باحال هم باید نثار گارد ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد کنیم، که حتی در برابر عوامل ناشناخته ای چون ترور بوسیله اشعه ایکس هم بخوبی از جان معجزه هزاره سوم محافظت کردند. دستشان درد نکند و واقعاً خسته نباشند.
و اما خبر مهم دیگر مربوط است به پیش بینی ها درباره حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و پاسخ فرمانده کل سپاه به این تهدیدها. و البته پاسخ جالبتر فرمانده کمیته جستجوی مفقودین، که مدعی شد ایران در حال آماده سازی ۳۰۰ هزار قبر برای سربازان متجاوزین است! واقعاً در دنیای مسخره ای زندگی می کنیم. دو گروه افراطی در دنیا با هم کل می اندازند و این ما ملّت بدبخت هستیم که باید تاوان پیامدهای آنرا بدهیم. گرچه از هر طرف که نگاه کنیم، باز مقصر اصلی خودمان هستیم! اما به هر حال امیدوارم دوره شارلاتان بازی های جهانی هر چه زودتر خاتمه پیدا کند تا شاید اینبار سر عقل بیائیم و خودمان، و در نتیجه حاکمان مان را اصلاح کنیم.
ارسال شده با موضوع سیاست | ۳ دیدگاه »
چهارشنبه, اسفند ۱۵م, ۱۳۸۶
همانطور که اطلاع دارید امسال برای نخستین بار قرار است در محل صندوق های رای گیری انتخابات، کامپیوتر هم باشد! گرچه در نفس انتخابات آینده جای بسی بحث است، اما از نظر حرفه ای قلقلک شدم تا در متن این نخستین تجربه ملی قرار داشته باشم!
این شد که قبل از ثبت نام نامزدهای انتخاباتی، وزارت کشور، شروع کرد به نام نویسی از علاقمندان به همکاری داوطلبانه با واحد رایانه، که ما هم به آن پیوستیم.
آنچه که قرار است در این همکاری صورت گیرد، عبارت است از واردکردن و کنترل کد ملی رای دهندگان توسط یک نرم افزار اینترنتی. تا بدین صورت برای نخستین بار علاوه بر مهرکردن فیزیکی شناسنامه ها، کارتهای ملی هم بصورت دیجیتالی به ثبت برسند.
این کار علاوه بر حُسن بزرگ کم کردن تعداد آرای چند باره، یک امتیاز ویژه دیگری هم برای نظام دارد که عبارت است از متمرکز کردن آمار رای دهندگان! تا برای نمونه هسته های گزینش ادارات برای کنترل کردن فعالیتهای اجتماعی ـ سیاسی متقاضیان استخدام، دیگر نیازی به کنترل شناسنامه فرد نداشته باشند و به یک استعلام از وزارت کشور اکتفا کنند.
در ایام باقیمانده تا انتخابات، واحد رایانه ستاد انتخابات مجلس هشتم، جهت آشنایی همکاران با نرم افزار طراحی شده، تمرینهای مرتبی را در ساعات مقرر ترتیب داده است. تا علاوه بر کسب تجربه، میزان کشش سرورها نیز مورد آزمون قرار گیرند.
به واسطه شغلی، این امکان برایم فراهم است تا افرادی که قرار است با این طرح همکاری داشته باشند را از نزدیک زیارت نمایم! آنچه در اینجا مشخص است اینکه در بین همکاران وزارت کشور، نه تنها مخللین طرح حجاب حضور دارند، که بسیاری از همکاران حتی هنوز به سن تکلیف قانونی جهت شرکت در انتخابات هم نرسیده اند!
اما جالب تر از آن، آمار شرکت کنندگان در تمرین اول این طرح می باشد. در این آمار عرضه شده است که تعداد شرکت کنندگان از تهران بزرگ، کرج، رشت در این طرح ملی فقط ۲ نفر بوده است! یا مثلاً شهرهای قزوین، رباط کریم و میانه فقط ۳ شرکت کننده داشتند!
اگر همه این مطالب را در کنار احتمال قطع شدن سراسری اینترنت در روز انتخابات، جهت جلوگیری از اختلال در سیستم رایانه ای بگذاریم، به نظر می رسد در روز ۲۴ اسفند شاهد سناریوی بی نظیری در عرصه انتخابات الکترونیک خواهیم بود!
ارسال شده با موضوع سیاست | ۳ دیدگاه »
دوشنبه, آذر ۱۹م, ۱۳۸۶
هفته ای دو بار که به رشت رفت و آمد میکنیم، فرصت نیم ساعته ای که در ماشین می گذرد، غنیمتی است برای فکر کردنهای جورواجور!
البته شاید گفتنشان، پرده دری باشد! اما در زمانه شفاف سازی، بگذارید افکار پنهانمان هم بر ملاء شود!
با خود فکر میکردم، اگر روزی خدا از من بپرسد:«تو که اینقدر ساز مخالف می زدی و حاکمانت را مقصر بدبختی های مملکتت و حتی مشکلات روحی روانی مردم میدانستی، برای اصلاح آنان چه کردی؟» خواهم گفت:«یکی از جرمهای سنگینشان از نظر من این است که اصلاً مرا بازی نمی دادند! فکر میکنم پتانسیل زیادی داشتم که می توانست به درد خدمت بخورد اما همه اش از دست این حاکمان به هدر رفت. من خواستار اشدّ مجازات برای این دسته از بندگانت هستم.»!
شما جدی نگیرید! 
ارسال شده با موضوع سیاست | ۵ دیدگاه »