بلاگ نوشت

دوباره یک شدم!

بعد از اینکه با از دست دادن تمام اطلاعات کامپیوترم، صفر شده بودم، از تلاش کردن باز نیاستادم و چند نرم افزار دیگر را هم دانلود کردم تا آنها هم سعی شان را در برگرداندن اطلاعاتم بکار گیرند: Stellar Phoenix Windows Data Recovery، EASEUS Data Recovery Wizard Professional و چندین نرم افزار دیگر.

دیگر واقعاً بیخیال اطلاعاتم شده بودم، خواستم تا هارد را کامل فرمت کنم و زندگی از سر گیرم، اما اجازه دادم تا Power Data Recovery کارش را تمام کند.

مثل خیلی از نرم افزارها دیگر، لیست کامل اطلاعاتم را نشان داد. فوراً رفتم سراغ فایلهای برنامه حسابداری، و بازیابی شان کردم.

و ناگهان فریاد شادیم به هوا رفت… اکثر فایلهای مهم بازیابی شدند و سالم هستند و کار می کنند.

خسته نباشی Power Data Recovery و دستتان درد نکند بچه های گروه FreeDanload که این نرم افزار را برای دانلود کردن، گذاشته بودید.

و اما تجربه نهایی: هرگز خدا را از یاد نبرید، و کار را نیمه کاره رها نکنید.

Subscribe to Feed Balatarin Donbaleh ارسال به پرشین دیگ

من صفر شدم!

می گویند در عصر اطلاعات و ارتباطات، هرکس که اطلاعات بیشتری داشته باشد، قدرتمندتر است! اما ابزارهای ذخیره کننده اطلاعاتی ما در صورتی که به درستی محافظت نشوند، زیاد هم قابل اعتماد نیستند.

روز جمعه در یک حرکت انتحاری، ناگهان متوجه شدم که یکی از درایوهای هاردم بصورت unlocated در آمده است. معلوم شد که پارتیشن آرشیوم بوده که کلیه نرم افزارها و فایلهای دانلودی و مهمتر از همه آنها، بکآپ حسابداری در آن قرار داشتند.

بقیه درایوها هم از این عملیات انتحاری بی نصیب نمانده بودند. My Documents که در پارتیشن E قرار داشت و حاوی کلیه اطلاعات شخصی من بود، باز نمی شد!

ابتدا فکر کردم که شاید بلایی روی Permissionهای سیستم عامل آمده باشد، اما فاجعه بسیار پیچیده تر از آن بود!

شاید جدول پارتشین های هارد صدمه دیده باشد! نرم افزار Partision Table Doctor را نصب کردم، اما گویا این هم نبود!

از انجام دادن سایر اقدامات که ممکن بود مشکل را بیشتر کند، خودداری کردم. فوراً هارد را جدا کرده و روی سیستم دیگری نصب کردم تا عملیات Recovery را آغاز کنم.

Get Data Back for NTFS، Search and Recover، Easy Recovery Professional، Media Recover، Zero Recovery، O&O Disk Recovery، File Rescu Pro، MultiStage Recovery، Recover My Files و چندین نرم افزار دیگر نتوانستند کاری از پیش ببرند! بعضی از آنها تنها قادر بودند لیست فایلها را ردیف کنند و بعد از برگرداندن، هیچکدام از فایلها قابل استفاده نبودند. حتی نرم افزارهای ترمیم فایل نیز قادر به مرمت کردن فایلهای صدمه دیده نبودند.

این اولین باری است که بعد از حذف اطلاعاتم، نتوانسته ام آنها را بازیابی کنم. به هر حال اکنون بعد از دو روز تلاش شبانه روزی به این نتیجه رسیده ام که متاسفانه گویا باید بی خیال تمام اطلاعات های از دست رفته شوم و از صفر شروع کنم.

اما این بار بیش از همیشه متوجه این موضوع شده ام که “همیشه و همه اطلاعات قابل بازیابی نیستند” لذا عقل حکم می کند که حتماً از اطلاعاتتان نسخه پشتیبان داشته باشید تا به درد من دچار نشوید.

Subscribe to Feed Balatarin Donbaleh ارسال به پرشین دیگ

خدا کند که بیایی…

تو را من چشم در راهممدتها بود که در پی فرصتی می گشتم تا دلایلم را از لزوم آمدن خاتمی برای انتخابات دور دهم ریاست جمهوری بنویسم. تا اینکه امروز یادداشتی را از آرش بهمنی خواندم با عنوان «خدا کند که نیایی». این مطلب بهانه ای شد تا من هم از دغدغه هایم بگویم:

شاید امیدی نباشد که خاتمی از دوران هشت ساله اش، بهتر که هیچ، بدتر عمل نکند! چرا که شاید اصلاح طلبان اینبار با کول باری از تجارب به میدان بیایند، اما اقتدارگرایان هم بیکار نخواهند نشست و تمام تلاششان را بکار خواهند گرفت که از یک سوراخ دوبار گزیده نشوند، و در این راه شاید هر نه روز که هیچ، هر روز توطئه ای بچینند.

اما آنچه که در این سالها اتفاق افتاد، چنان فاجعه آمیز بود که مرا نه تنها به حداقلها که حداقلها از حداقلها قانع می کند!

خاتمی را برای حمایت از ۱۸ تیر نمی خواهم!

خاتمی را برای برگزاری انتخابات آزاد نمی خواهم!

خاتمی را برای اصلاحات نمی خواهم!

خاتمی را برای لوایح دوقلو نمی خواهم!

خاتمی را برای محافظت از مطبوعات نمی خواهم!

خاتمی را این بار حتی برای این حداقلهای دموکراسی نیز نمی خواهم!

قبل از هر چیز خاتمی را می خواهم چون می تواند رای بیاورد! چون اینبار نمی خواهم ریسک کنم! چون خسته ام!

خاتمی را می خواهم تا بتوانم نفس بکشم.

خاتمی را می خواهم تا از گرسنگی نمیرم.

خاتمی را می خواهم تا در جهان محترم باشم.

خاتمی را می خواهم تا کشورم در زیر پوتینهای استعمارگران به تاراج نرود.

خاتمی را می خواهم تا انتخابات حداقلی را سالم برگزار کند.

خاتمی را می خواهم تا اگر روزنامه ای تعطیل شد، یکی دیگر از پسش درآید.

خاتمی را می خواهم تا فیلمی باشد که بتوانم به سینما بروم.

خاتمی را می خواهم تا حداقل بتوانم مردگی کنم! (که اکنون آن هم بر من حرام شده است!)

همین ها برایم کافیست. گرچه امیدم بیش از اینهاست.

خاتمی امروز با خاتمی اولین دوره تجربه اصلاحات، خیلی فرق دارد. سالهاست که خاتمی به بازخوانی دوران هشت ساله اش نشسته است. حالا او می داند که برای بهتر شدن، چاره ای جز تغییر نمانده است.

خدا کند که بیایی، که اگر نیایی…

پ.ن: یاری کنید که بیاید…

Subscribe to Feed Balatarin Donbaleh ارسال به پرشین دیگ

نه سال پس از ۱۸ تیر

نه سال از ۱۸ تیر ۷۸ می گذرد.

روزی که مهمترین جنبش دانشجویی پس از انقلاب اتفاق افتاد و سخت ترین زخم بر پیکره آن نشست. زخمی که هنوز هم سر به هم نیاورده است.

روزی که سلطه جویان، عمق نفرت خویش را از دانشجو نشان دادند.

روزی که قدرت طلبان، به کسانی که بر خلاف میل آنها، خاتمی را آوردند، درس سختی دادند.

روزی که خاتمی بزرگترین بحران دورانش را تجربه کرد. بحرانی که کمر دولتش و کمر اصلاحات را شکست.

روزی که …

و پس از همه این روزها، دانشجو همچنان مظلوم است و به درد آن روز می سوزد…

Subscribe to Feed Balatarin Donbaleh ارسال به پرشین دیگ

شکاف جامعه مجازی

یکی از چالشهایی که در جامعه مجازی ایرانی وجود دارد، شکاف بزرگی است که بین کاربران حرفه ای و کاربران غیرحرفه ای دیده می شود. اگر در وبلاگستان ـ که اغلب افراد جامعه آن جز کاربران حرفه ای نت محسوب می شوند ـ گشتی بزنید، درخواهید یافت که آنها تقریباً با سرعتی بالا در حال فراگیری و کاربرد ابزارهای پیشرفته اینترنت هستند که البته این موضوع جای بسی خوشحالی دارد. اما نباید فراموش کنیم که این قشر، تنها کاربران اینترنتی نیستند، و کاربران غیرحرفه ای بسیاری نیز وجود دارند که امروزه علاقمندی بیشتری به استفاده از این تکنولوژی نشان می دهند، اما متاسفانه به دلیل نداشتن وقت کافی یا مشکلات دیگر نمی توانند با سرعت کاربران حرفه ای با ابزارهای نوین آن آشنا شوند و آنها را بکارگیرند.

برای مثال، امروزه بسیاری از کاربران حرفه ای با مفهوم وب۲ آشنایی دارند و از ابزارهای آن بصورت روزمره استفاده می کنند. و این موضوع باعث می شود تا بتوانند استفاده بهینه تر و مفیدتری از اینترنت بعمل آورند. اما بسیاری از کاربران غیرحرفه ای نه تنها با این مفهوم آشنایی ندارند که در استفاده معمولی از وب نیز دچار مشکلات فراوانی هستند. در حالی که استفاده از ابزارهایی چون فید (خوراک) می تواند کمک شایانی به این دسته از کاربران نماید تا علاوه بر حل مشکل کمبود وقت، از بسیاری از موانع دیگر از جمله قیلطرینگ عبور نمایند.

البته وبلاگنویسان همواره کوشیده اند تا با ارائه آموزشهایی بتوانند این شکاف را کاهش دهند، اما به نظر می رسد که این آموزشها بیشتر در سطوح کاربران حرفه ای باقی مانده است و در عمق جامعه سنتی نفوذ پیدا نکرده است. بسیاری از دانشگاهیان، معلمان، و تحصیلکردگان دیروز، که امروز به سمت کامپیوتر سوق پیدا کرده اند، با وجود گذراندن دوره های دست و پاشکسته ICDL، نمی توانند بدرستی به کشف و فراگیری ابزارهای جدید اینترنتی بپردازند و همین امر موجب توسعه یافتن این شکاف گردیده است.

شکی نیست که با پر کردن این شکاف، شاهد تاثیرگذاری بیشتر دنیای مجازی در دنیای حقیقی خواهیم بود، و پس از آن بیشتر می توان روی تاثیر پدیده هایی چون رسانه های وبلاگی روی جامعه و یا شکستن انحصار رسانه ای حساب باز کرد. آنچه که بعنوان راهکار به ذهنم می رسد اینکه لازم است کاربران حرفه ای دنیای مجازی، پلی بسازند در ارتباط با دنیای حقیقی و تلاش کنند تا سطح وسیعتری از علاقمندان را با ابزارهای اینترنتی آشنا کنند. این پل می تواند به کمک آموزشهای حضوری و یا انتشار جزوات و مقالات خودآموز بنا گردد. این پله ای است که پیش از این باید گام روی آن می گذاشتیم، اما متاسفانه از روی آن پریدیم و به این سبب ضعیفترها، پشت سر جامانده اند!

بنده به نوبه خود، هر علاقمند به مطالعه اینترنتی را که دور و برم پیدا می کنم، سریعاً با گوگل ریدر آشنا می کنم و ایشان را به استفاده از این ابزار تشویق می نمایم. البته ناگفته نماند که یکی از مشکلات دیگری که در این راه به آن برخورده ام، عدم پشتیبانی بسیاری از سایتهای خبری ایرانی (که جامعه سنتی ما بیشتر با آنها انس دارند)، از ابزارهایی چون فید(خوراک) است،  که فعلاً برای رفع این مشکل از ابزار Page2Rss کمک گرفته ام.

شما نیز اگر کسانی را در نزدیکیتان می شناسید که پتانسیل استفاده و فراگیری این ابزارها را دارند، بیکار ننشینید! این به نفع همه ماست.

Subscribe to Feed Balatarin Donbaleh ارسال به پرشین دیگ

آقای احمدی نژاد! حداقل به امام زمان رحم کنید

شاید در خبرها شنیده باشید که روزنامه «اعتماد ملی» که رسانه حزب کروبی محسوب می شود، بخاطر درج مقاله ای با عنوان «چند سوال از رئیس جمهور» به قلم رسول منتجب نیا، توقیف شده است و حکم بازداشت مدیرمسئول آن نیز صادر گردیده است.

من هر چند بار که این مقاله را می خوانم دلیلی برای توقیف این روزنامه پیدا نمی کنم! گرچه در این چند سال به کارهای بی دلیل عادت کرده ایم، اما این مورد به نظر من، کمی متفاوت است.

منتجب نیا در این مقاله، ابتدا با اشاره به احادیث و روایات، انحرافات و بدعت گذاری ها در دین و خصوصاً در مسئله مهدویت را گناهی نابخشودنی معرفی کرده است و سپس با اشاره به چندین مورد از سخنانی که این سالها به نقل از احمدی نژاد در مورد امام زمان (عج) بر زبان مردم جاری است، نسبت به اینگونه خرافه گویی ها به احمدی نژاد و مراجع تقلید گوشزد نموده است.

وی در یکی از مثالها در مورد آنچه که این روزها شایع است می آورد: «نماینده‌ای از شورای اسلا‌می، نقل می‌کرد روزی در ملا‌قات رئیس‌جمهور با مقام معظم رهبری ایشان نسبت به اظهاراتش و وعده ظهور حضرت در دو سال دیگر مورد اعتراض شدید رهبری واقع شد و در جواب گفت: کسانی که با ایشان در تماس هستند، گفته‌اند. و پس از خروج از دفتر رهبری، اظهار کرده است: ایشان تصور می‌کند من رئیس‌جمهور او هستم، من رئیس‌جمهور امام زمان(عج) می‌باشم»

و سپس از رئیس جمهور می پرسد: «آیا این نقل قول‌ها و شایعات در محافل خصوصی و عمومی راست است یا دروغ؟ اگر راست است، مقصود شما از بیان این مطالب غیرواقعی چیست؟ آیا تصور می‌کنید این سخنان، می‌تواند نارضایتی و اعتراضات مردم را نسبت به گرانی، تورم و سوءمدیریت دولت توجیه کند؟»

یعنی در این مملکت کار به جایی رسیده است که نسبت به توهین به ائمه هم نمی توان تذکر داد یا سوال پرسید؟! مگر این حرفها بین مردم شایع نیست؟! مگر به دلیل همین نقل قولهای احمقانه نیست که روز به روز از قداست امام عصر (عج) کاسته می شود؟!

من تا زمانی که احمدی نژاد اینگونه موضوعات را مطرح نکرده بود، به یاد نداشتم که حرف بی موردی درباره امام زمان شنیده باشم، اما حالا روز به روز بی حرمتیها و حتاکیها نسبت به آن امام بیشتر می شود. چه کسی مسئول این پرده دری است؟ چه کسی باید جلوی آنرا بگیرد؟!

با توقیف روزنامه اعتماد ملی، نه تنها بر این امر صحه گذاشته می شود که دولت نهم اصلاً انتقاد پذیر نیست، بلکه بر تفکرات ابتدایی و خرافه گونه درباره دین نیز دامن زده می شود. کاری که امیرالمومنین همه بانیان آنرا از دم تیغ گذرانده بود!

Subscribe to Feed Balatarin Donbaleh ارسال به پرشین دیگ

لینکلاگ

Subscribe to RSS headline updates from:
Powered by FeedBurner

آرشیو