بلاگ نوشت

دسته بندی ‘وبلاگ’

شکاف جامعه مجازی

یکی از چالشهایی که در جامعه مجازی ایرانی وجود دارد، شکاف بزرگی است که بین کاربران حرفه ای و کاربران غیرحرفه ای دیده می شود. اگر در وبلاگستان ـ که اغلب افراد جامعه آن جز کاربران حرفه ای نت محسوب می شوند ـ گشتی بزنید، درخواهید یافت که آنها تقریباً با سرعتی بالا در حال فراگیری و کاربرد ابزارهای پیشرفته اینترنت هستند که البته این موضوع جای بسی خوشحالی دارد. اما نباید فراموش کنیم که این قشر، تنها کاربران اینترنتی نیستند، و کاربران غیرحرفه ای بسیاری نیز وجود دارند که امروزه علاقمندی بیشتری به استفاده از این تکنولوژی نشان می دهند، اما متاسفانه به دلیل نداشتن وقت کافی یا مشکلات دیگر نمی توانند با سرعت کاربران حرفه ای با ابزارهای نوین آن آشنا شوند و آنها را بکارگیرند.

برای مثال، امروزه بسیاری از کاربران حرفه ای با مفهوم وب2 آشنایی دارند و از ابزارهای آن بصورت روزمره استفاده می کنند. و این موضوع باعث می شود تا بتوانند استفاده بهینه تر و مفیدتری از اینترنت بعمل آورند. اما بسیاری از کاربران غیرحرفه ای نه تنها با این مفهوم آشنایی ندارند که در استفاده معمولی از وب نیز دچار مشکلات فراوانی هستند. در حالی که استفاده از ابزارهایی چون فید (خوراک) می تواند کمک شایانی به این دسته از کاربران نماید تا علاوه بر حل مشکل کمبود وقت، از بسیاری از موانع دیگر از جمله قیلطرینگ عبور نمایند.

البته وبلاگنویسان همواره کوشیده اند تا با ارائه آموزشهایی بتوانند این شکاف را کاهش دهند، اما به نظر می رسد که این آموزشها بیشتر در سطوح کاربران حرفه ای باقی مانده است و در عمق جامعه سنتی نفوذ پیدا نکرده است. بسیاری از دانشگاهیان، معلمان، و تحصیلکردگان دیروز، که امروز به سمت کامپیوتر سوق پیدا کرده اند، با وجود گذراندن دوره های دست و پاشکسته ICDL، نمی توانند بدرستی به کشف و فراگیری ابزارهای جدید اینترنتی بپردازند و همین امر موجب توسعه یافتن این شکاف گردیده است.

شکی نیست که با پر کردن این شکاف، شاهد تاثیرگذاری بیشتر دنیای مجازی در دنیای حقیقی خواهیم بود، و پس از آن بیشتر می توان روی تاثیر پدیده هایی چون رسانه های وبلاگی روی جامعه و یا شکستن انحصار رسانه ای حساب باز کرد. آنچه که بعنوان راهکار به ذهنم می رسد اینکه لازم است کاربران حرفه ای دنیای مجازی، پلی بسازند در ارتباط با دنیای حقیقی و تلاش کنند تا سطح وسیعتری از علاقمندان را با ابزارهای اینترنتی آشنا کنند. این پل می تواند به کمک آموزشهای حضوری و یا انتشار جزوات و مقالات خودآموز بنا گردد. این پله ای است که پیش از این باید گام روی آن می گذاشتیم، اما متاسفانه از روی آن پریدیم و به این سبب ضعیفترها، پشت سر جامانده اند!

بنده به نوبه خود، هر علاقمند به مطالعه اینترنتی را که دور و برم پیدا می کنم، سریعاً با گوگل ریدر آشنا می کنم و ایشان را به استفاده از این ابزار تشویق می نمایم. البته ناگفته نماند که یکی از مشکلات دیگری که در این راه به آن برخورده ام، عدم پشتیبانی بسیاری از سایتهای خبری ایرانی (که جامعه سنتی ما بیشتر با آنها انس دارند)، از ابزارهایی چون فید(خوراک) است،  که فعلاً برای رفع این مشکل از ابزار Page2Rss کمک گرفته ام.

شما نیز اگر کسانی را در نزدیکیتان می شناسید که پتانسیل استفاده و فراگیری این ابزارها را دارند، بیکار ننشینید! این به نفع همه ماست.

4 نظر

اندر جشن پرشین بلاگ

تجربه جالبی بود. هر کس را که دور و برت می دیدی دوست داشتی بدانی که کیست و وبلاگش چیست. و به قول خانم مجری مراسم در صورتش زل می زدی، تا به نتیجه ای برسی! گرچه زل زدن کار خوبی نیست!

اما شناختن کسانی که تابحال عکسی ازشان ندیده ای خیلی کار مشکلی است. تنها کسی را که در همان نگاه اول شناختم، خوش تیپ ترین و باحال ترین پسر دنیا بود، که با همسرشان تشریف آورده بودند. قیافه اش داد میزد که من جادیم! اما بعد که مک بوکش را در آورد و شروع کرد به نوشتن گزارش لحظه به لحظه از مراسم، دیگر یقین کردم که خودش است. من هم طبقه بالا، نشسته بودم، اما صندلی هامان از هم دور بود، بعد از مراسم خدمتشان رسیدم و عرض ادب کردم.

از دوستان دیگری که در طول مراسم خدمتشان بودم، آقای حسین زینل زاده بودند که به ما خیلی لطف داشتند و باز هم از ایشان سپاسگزارم، و برایشان آرزوی بهترین ها را دارم.

دوستان دیگری که افتخار آشنایی و دیدارشان را داشتم ویدا خانوم، و مریم خانوم و شوهر ارجمندشان بودند.

این مراسم باعث شد که نسبت به آقای بوترابی احساس خوبی پیدا کنم. مدیر پرشین بلاگ، مثل بقیه مدیران نبودند. در کل مراسم سرپا بودند و مدام جنب و جوش داشتند. به ایشان هم خسته نباشید عرض میکنم، و امیدوارم سالهای بعد، شاهد مراسم های بهتری باشیم.

بین برنده ها بیشتر از همه دَیّر تَش باد مورد تشویق قرار گرفت. که به نظر من واقعاً هم حقش بود. نه به این خاطر که بهترین وبلاگ را دارد. به این خاطر که از وبلاگش به بهترین نحو استفاده می کند. بقیه برنده ها را هم از گزارش جادی و وبلاگ حدیث جون بخوانید.

یکبار دیگر آقای ابطحی عزیز را دیدم. البته سرش خیلی شلوغ بود. مدام می خواستند با ایشان عکس یادگاری بیاندازند و آدرس وبلاگشان را بدهند. یک چیز جالب بین وبلاگ نویسان همین است! معمولاً بقیه از طرف امضا می گیرند، اما وبلاگ نویسان بجای این کار آدرس وبلاگ خودشان را می دهند و می خواهند که بهشان سر بزند!

به هر حال از نیامدن بهتر بود! جای همگی خالی.

14 نظر

مزیتها و مضرات کار خانگی با اینترنت

یکی از وبلاگهای انگلیسی زبانی که دنبالش می کنم، Daily Blog Tips است، که واقعاً مطالب خواندنی و جالبی، خصوصاً در زمینه وبلاگ نویسی دارد.

اخیراً نویسنده وبلاگ مطلبی درباره مضرات و مزیتهای کار خانگی با اینترنت نوشته است. با توجه به اینکه یکی از آرزوهای من در زندگی این است که روزی شرایطی برایم بوجود آید تا بتوانم تمام توان و انرژیم را در زندگی معطوف وبلاگ نویسی و وبگردی کنم، درحالی که از این راه درآمدی مکفی نیز نصیبم می گردد، لذا با دیدن این متن مشتاق شدم تا آنرا ترجمه کنم و با دوستان دیگری که به این کار علاقمند هستند به اشتراک بگذارم:

«تقریباً دو سال از زمانی که من از شغلم در یک شرکت چندملیتی استعفا دادم تا کسب و کار خانگی خودم با اینترنت را راه بیاندازم، می گذرد. برای شخص من این یک گذار خوب محسوب می شود. یکسال کار کردن در یک شرکت موجب شده بود تا به خوبی بدانم که از نظر حرفه ای چه کاری می خواهم انجام دهم، که مسلماً کار کردن برای دیگری جز آن نبود!

از دلایل دیگری که این گذار را برایم آسان می نمود این بود که در هنگام استعفا من فقط 22 سال داشتم، نه بدهی ای برای پرداختن داشتم و نه مسئولیتی!

امروزه افراد بسیاری هستند که می خواهند درباره شرایط کار کردن از خانه بدانند. آنها این کار را دوست دارند، اما هنوز برای این تغییر مردد هستند و می خواهند بدانند که چطور باید برای این تغییر آماده شوند. بنابراین دوست دارم تا تجاربم را در طی این دو سال با آنها در میان بگذارم:

در اولین پست به نظرات موافق و مخالف درباره کار خانگی خواهم پرداخت و در پست بعدی درباره راهکارهای یک گذار موفق خواهم نوشت.

مضرات

1- تنهایی

اگر در وجودتان نیاز روزانه به داشتن کنشهای متقابل اجتماعی احساس می کنید، گزینه کار در خانه نمی تواند برای شما مناسب باشد. بعضی ها هستند که باید همیشه دور و برشان رفت و آمد باشد، عده ای هم نیاز به روابط رو در رو دارند، و برای اینگونه افراد، اشتغال در یک شرکت می تواند بهتر باشد.

برنامه های پیام رسان، توئیتر و شبکه های اجتماعی تحت وب می توانند راه حلی برای غلبه بر این مشکل باشند، اما همه ما می دانیم که اینگونه ارتباطات مجازی با روابط حقیقی خیلی متفاوت هستند.

2- عوامل مختل کننده حواس

اگر شما تنها زندگی می کنید، مشکلی نیست. اما اگر با والدین، دوستان، یا همسر و فرزندان تان زندگی می کنید، باید آمادگی فاصله گرفتن بیشتر از آنها را داشته باشید. دیگران ممکن است نیاز به وقت زیادی داشته باشند تا بتوانند قبول کنند که هنگامی که شما در خانه و پشت کامپیوترتان نشسته اید، واقعاً در حال کار کردن هستد. در نتیجه ممکن است که آنها برای کوچکترین مسایل در اتاقتان را بزنند یا به شما تلفن کنند.

در نظر گرفتن یک اتاق کار در خانه شاید راه حل مناسبی باشد، گرچه برای رفع مشکل کمی سخت خواهد بود.

3- نیاز به انضباط کاری

شاید شما کاری را که من انجام می دهم دوست داشته باشید، اما قابل انکار نیست وقتی که روز آفتابی خوبی را بیرون از پنجره شاهدید، نمی توان روی کار تمرکز کرد! خوشبختانه من بازی های کامپیوتری را سالها پیش ترک کرده ام، وگرنه روی بهره وری کاریم تاثیر زیادی می گذاشت.

اگر شما فرد منضبطی باشید، آنگاه شاید با چنین مشکلاتی مواجه نشوید. اما اگر شما به یک رییس تا همکار محتاجید تا شما را به تحرک وادارد، آنگاه این موضوعات به ظاهر کوچک برایتان مسئله ساز خواهند شد.

4- مکان ثابت

یکی از مزیتهای کار در شرکت این است که بین محل سکونت شما و محل کارتان یک تفاوت فیزیکی وجود دارد. من معتقدم که این تفاوت تاثیر زیادی روی سلامت فرد دارد.

یکی از تاثیرات مهم آن این است که بدن و ذهنتان می تواند بین محل کار و کار از یک سو و خانه و استراحت از سویی دیگر ارتباط برقرار نماید. گاهی پیش می آید که من می خواهم بخوابم ولی ذهنم سخت درگیر وب سایتهایم و بطور کلی استراتژی های آنلاینم هست. و این واقعاً چیز خوبی نیست!

اینکه تمام روز در خانه بمانید، می تواند یکنواخت و خسته کننده باشد. رفتن به حوالی خانه و هوایی خوردن می تواند کمی تسکین دهنده باشد، اما مشکل را بطور کامل برطرف نمی کند.

وقتی که در کارتان پیشرفت کردید، می توانید برای خودتان اداره ای را اجاره کنید یا بخرید، اما این کار ممکن است شما را به ریتم کار قبلی تان در شرکت برگرداند.

5- چه کاره هستید؟

اینکه برای دیگران توضیح دهید که «چه کاره هستید؟» خیلی مشکل است! هر وقت درباره شغلم از من سوال می کنند، من در جواب فقط می گویم «با وب سایتها کار میکنم». پیش خودم فکر میکنم که یک طراح وب یا مسئول وب سایت یک شرکت هستم، چون خیلی مشکل است که کارتان را برای کسی که از اینترنت فقط برای چک کردن ایمیلهایش و گه گاهی هم جستجو کردن در Google استفاده میکند، توضیح دهید.

تصور کنید که شما بخواهید یک خانه بخرید. در آنصورت گرفتن کارت اعتباری، با کار اینترنتی بدون درآمد ثابت ماهیانه یا شرکتی که شما را پشتیبانی نماید، خیلی مشکل است.

مزیتها

1- انعطاف پذیری

شاید یکی از بزرگترین حسن های کار خانگی، انعطاف پذیری آن باشد. یک مثال ساده: مدتها پیش یکروز من فراموش کردم هنگام خواب ساعت را زنگ بگذارم و صبح خواب ماندم.

شما هر زمان که بخواهید، و به هر صورتی که دوست داشته باشید، می توانید کار کنید.

دوست دارید در پیژامه کار کنید؟ مشکلی نیست!

دوست دارید در هنگام طراحی کردن با صدای بلند به آهنگهای Heavy Metal گوش کنید؟ خوب این کار را انجام دهید!

افرادی هستند که راندمان کاریشان در شبها بالاتر است. برای این افراد کارهای خانگی میتواند خیلی ایده آل باشد.

2- بدون رییس

اینکه کسی به شما مدام بگوید که این کار را انجام دهید و آن کار را انجام ندهید، غیر قابل تحمل است. حداقل برای من که اینطور است.

کار کردن بدون حضور کسی که مدام غر بزند، به اندازه زیادی میتواند باعث کاهش استرس در هنگام کار کردن شود. البته شرکتهای زیادی هم وجود دارند که فرهنگ خوبی بر آنها حکم فرماست و افراد باهوش و با شخصیتی در کنار هم به فعالیت مشغولند. راستش را بخواهید رییس قبلی من شخص بسیار خوبی بود.

اما با این حال، هنوز کسی نیست تا به شما بگوید که چه کاری را در چه زمانی انجام دهید، چون خودتان در این باره تصمیم می گیرید.

3- سلامتی بیشتر

من از وقتی که ده ساله بودم همیشه دوست داشتم تا بصورت منظم ورزش کنم. بعد از اتمام دانشگاه که به کار مشغول شدم، به یکباره فاصله زیادی در برنامه ورزشیم بوجود آمد. سعی کردم تا شبها ورزش کنم، اما بعد از یکروز کاری سخت، انرژی شما به اندازه زیادی تحلیل می رود.

حالا که در خانه به کار مشغول هستم، می توانم هر روز زمانی را به ورزش کردن اختصاص دهم. بعضی صبحها می دوم، یا عصرها تمرین بوکس می کنم حتی بعضی روزها شنا می کنم. در حال حاضر در آماده ترین حالت جسمانی به سر می برم.

یکی دیگر از فاکتورهایی که بر سلامت شما تاثیر می گذارد، جیره غذایی شماست. اگر شما با اصول اولیه علم تغذیه آشنا باشید، می توانید برنامه غذایی متعادلی را برای خودتان طرح ریزی کنید. شما می توانید وعده های غذایی تان را مرتب کنید و با مطالعه دستورالعملهای غذایی بدانید که چه چیزی به بدنتان تزریق می کنید.

اینکار را شما در بیرون از خانه هرگز نمی توانید انجام دهید، (بخاطر داشته باشید که شما بایستی هر روز در 6 وعده غذا بخورید) و مجبورید بیشتر اوقات غذاهای سرخ شده ای را که سرو می کنند، تناول کنید.

4- زمان بیشتر برای خانواده

یکی از مهمترین مسائل همه ما در زندگی این است که خانواده مان در کنارمان باشد و اولین اولویت را به آنها بدهیم. من درباره والدینتان صحبت نمی کنم، درباره وقتی حرف می زنم که شما زن میگیرید و وقتی که بچه ها اطراف شما را پر می کنند.

من هنوز به آن درجه نرسیده ام، اما مطمئنم افرادی که در خانه کار میکنند، وقت زیادی برای گذراندن با کسی که دوستش دارند، خواهند داشت. بعنوان پدر یا مادر شما می توانید تمرکز بیشتری روی تحصیلات و مراقبت از فرزندانتان داشته باشید.

5- کار کردن از همه جا

این مقاله طولانی را من زمانی که در هواپیما نشسته بودم، نوشته ام! من به برزیل می روم تا ژوئن را در آنجا بگذرانم. چون اینجا هوا زمستانی است و من با آب و هوای سرد، نمی توانم خوب کنار بیایم، برای همین تصمیم گرفته ام به مناطق حاره ای بروم!

شما می توانید در تعطیلات هم کار کنید، در حالی که از یک سر دنیا به سر دیگرش می روید! من هنوز ساکن ایتالیا هستم اما برای دیدن والدین و دوستان سری به برزیل می زنم. تصمیم دارم تا سال بعد به ایالات متحده یا کانادا بروم و در چند کنفرانس شرکت کنم، و با افرادی که می توانند روی کارم در وب تاثیرگذار باشند، ملاقات داشته باشم.

اینکه در یک کشور یا یک شهر برای همیشه زندگی و کار کنید، خیلی وحشت انگیز است!

نظر حقیقی من

در هنگام نوشتن مطالب بالا، خیلی سعی کردم تا بی طرفانه به موضوع نگاه کنم. اگر بخواهم نظر حقیقی خودم را صادقانه با شما در میان بگذارم، باید بگویم که من کار از خانه را ترجیح میدهم. به نظر من کفه مزیتهای کار خانگی نسبت به مضراتش خیلی سنگین تر است.

من معتقدم که در سالهای بعد، درصد افراد تحصیلکرده جوانی که به سراغ کار در شرکتها و ادارات می روند، کوچکتر و کوچکتر خواهد شد. امروزه این رقم 95% می باشد، شاید تا ده سال دیگر 70% شود.

در انتها، اگر شما فکر می کنید که باید از کار فعلی تان خارج شوید، من پیشنهاد میکنم که این کار را انجام دهید. این نیاز به کمی جسارت و برنامه ریزی با توجه به موقعیت تان دارد، اما با این کار شما به آزادی دست خواهید یافت و می توانید روی پاهای خودتان راه بروید.

26 نظر

قالب گوهر هستی برای بلاگ نوشت

این روزها Face Off خیلی مرا به خود مشغول کرده است. از آنچه که تصوّر می کردم خیلی مشکلتر و وقت گیرتر است. اما به هر حال با کمک دوستان در حال تلاش هستیم که با قدرت هر چه تمامتر این حرکت را به پیش ببریم.

اما دیروز کمی که از کارهای Face Off فارغ شدم تصمیم گرفتم تا قالبی نو به تن بلاگ نوشت کنم. با اینکه قالب قبلی به دلم چسبیده بود و تمام آن چیزهایی که من از یک قالب می خواستم را برایم فراهم آورده بود، اما شلوغی بیش از اندازه اش کمی سردرگم کننده بود. به همین خاطر دوباره به سمت قالبهای دو ستونه رفتم و عطای قالب سه ستونه را به لقایش بخشیدم!

قالب قبلی اینجا که ششمین قالبش بود

آنچه که امروز به تن بلاگ نوشت است، اولین قالبی است که من با توجه به استانداردهای فارسی سازی آنرا به فارسی برگردانده ام. رنگها مثل همیشه سلیقه حدیث جون است و نوید عزیز هم در اولین تجربه استاندارد سازی، خیلی به من کمک کرد.

همزمان با این قالب، افزونه RSS Footer را هم به وردپرس اضافه کردم. این افزونه خیلی ساده و سبک، به شما اجازه می دهد تا متن دلخواهی را به خوراک پستهایتان به عنوان پانوشت یا سرنوشت اضافه کنید. در حال حاضر من لینک وبلاگم را به زیر خوراک پستهایم اضافه کرده ام. این کار یکی از مشکلات خوراکهای به اشتراک گذاشته شده را که همان معلوم نبودن نام وبلاگ مبدا است را مرتفع می نماید.

10 نظر

آیا خوانندگان وبلاگتان را می شناسید؟

آیا شما خوانندگان وبلاگتان را می شناسید؟ آیا می دانید که آنها در وبلاگتان دنبال چه چیزی می گردند؟ آیا می دانید که شما برای وب گردان حرفه ای می نگارید یا مبتدی؟!

خوانندگان وبلاگ شما همچون مشتریان شما هستند. شناخت کامل داشتن از بازدیدکنندگان و درخواستهای آنها، یکی از عوامل مهم موفقیت برای وبلاگ نویسان به حساب می آید.

شاید شما هم به این موضوع برخورده باشید که پستهایی که از نظر شما مهم تلقی می شوند، مورد توجه و استقبال بازدیدکنندگان تان قرار نمی گیرند، و در عوض پستهایی که شما به سادگی از کنار آنها می گذرید، به پستهای پربازدیدکننده وبلاگتان بدل می گردند. همین موضوع اهمیت شناخت درخواستهای بازدیدکنندگان را بیشتر می کند.

  1. نظرات را بررسی کنید: این نخستین گام برای شناخت بازدیدکنندگان تان است. هر از چندگاهی ـ هر دو هفته یا هر ماه یکبار ـ نظراتی که بازدیدکنندگان برای پستهای مختلفتان می گذارند، را آنالیز کنید. مخصوصاً به بررسی نظراتی که برای پستهای پربازدیدکننده گذاشته می شوند، بپردازید و سعی کنید متوجه شوید که چه عاملی در آن پست موجب استقبال خوانندگان گردیده است؟ این کار کمک بزرگی به شناختن بازدیدکنندگان تان می کند.
  2. پستهای پربازدید را بررسی کنید: همچنین شما بایستی زمانی را هم به بررسی پستهای با ترافیک بالا بگذرانید. پنج پستی را که بیشترین بازدیدکنندگان را دارند، بررسی کنید و ببینید که آیا آنها را برای افراد حرفه ای نوشته بودید یا اینکه پستهای غیرتخصصی بوده اند.
  3. آمار وبلاگتان را مرتباً کنترل کنید: مطمئنم که شما هر روز نگاهی به آمار تعداد بازدیدکنندگان تان می اندازید! اما اینبار بایستی دو سه ساعت به بررسی جامعی از آمارهای وبلاگتان بپردازید. اگر شما هم مثل من از کاربران Google Analytics هستید، مطمئناً آمارهای زیادی برای بررسی خواهید داشت که حتی گاهی سه ساعت زمان هم برای بررسی کامل آنها کم است. لازم است که به بررسی پستهای مختلف، زمان مکث کاربران در آنها و… بپردازید. این موضوع به شما می کند تا درباره کیفیت پستهای وبلاگتان بهتر تصمیم بگیرید.
  4. ایمیلهای خوانندگان تان را بررسی کنید: تقریباً هر هفته باید زمانی را برای بررسی ایمیلهایی که خوانندگان برای شما می فرستند، اختصاص دهید. بدین ترتیب شما می توانید متوجه کم و کاستی های پستهایتان که متوجه آنها نبوده اید، خواهید شد.
  5. به بررسی شمارشگر خوارک (فید)تان بپردازید: حتماً در جریان هستید که Feedburner شمارشگری برای نمایش دادن نوسانات تعداد خوانندگان وبلاگتان، در اختیارتان قرار می دهد. بدین ترتیب شما می توانید متوجه شوید که در روزهای گذشته چند نفر برای خواندن فید وبلاگتان وقت صرف کرده اند. گرچه همه RSS Readerها روی این آمار تاثیر نمی گذارند، اما اغلب فیدخوانهای معروف همچون فیدخوان FireFox، و Google Reader روی آمارتان تاثیرمی گذارند. از روی این آمار میتوان متوجه شد که کدام پستها باعث بالا رفتن آمار و کدامها باعث پائین رفتن آن شده است.

نتیجه

من نگفتم که شما میتوانید بعد از یکی دو روز از خوانندگان وبلاگتان شناخت کامل و درستی بدست آورید. اما مطمئناً بعد از چند هفته یا یکماه، به نتایج قابل قبولی خواهید رسید که به شما در بهتر نوشتن کمک خواهد کرد.

منبع: Daily Blog Tips

9 نظر

چگونه از لیست محبوبترین وبلاگها خارج شویم؟!

بعد از انتشار پست “چگونه جز برترین وبلاگهای فارسی باشیم؟!”و آموزش دادن نحوه پیشی گیری در به اصطلاح رقابت نظرسنجی بسیار ابتدایی سایت پرشین وبلاگ، اینک قصد دارم به دوستانی همچون امین ثابتی عزیز، که دوست ندارند نام وبلاگشان در این رقابت حضور داشته باشد، نحوه خروج از رقابت را آموزش دهم!

برای این کار تنها کاری که لازم است انجام دهید، نوشتن یک پست انتقادی از نظرسنجی فوق الذکر می باشد! که اگر کمی بد و بیراه هم چاشنیش کنید، کارتان سریعتر پیش خواهد رفت.

حالا پست منتشره را از طریق فید و بالالابی در سطح وسیعی انتشار دهید. هر چه زمان انتشار آن در سطح وب کوتاهتر و گستره آن بزرگتر باشد، نام وبلاگ شما زودتر از گردونه خارج خواهد شد!

این راه کاملاً تضمین شده است! چون خودم این کار را انجام دادم و حالا که 15 صفحه این نظرسنجی را جستجو میکنم، خبری از آدرس بلاگ نوشت نیست!

اما چرا اینچنین است؟!

این برمیگردد به ضعفی که مدیران پرشین وبلاگ در زمینه انتقادپذیری دارند! خوب بجای اینکه مشکل مطرح شده را حل کنند، سوال کننده را از دور خارج می کنند! و اما همچنان راه برای محبوب شدن باز است!

15 نظر

لینکلاگ

Subscribe to RSS headline updates from:
Powered by FeedBurner

آرشیو