بلاگ نوشت

دسته بندی ‘نرم افزار’

دوباره یک شدم!

بعد از اینکه با از دست دادن تمام اطلاعات کامپیوترم، صفر شده بودم، از تلاش کردن باز نیاستادم و چند نرم افزار دیگر را هم دانلود کردم تا آنها هم سعی شان را در برگرداندن اطلاعاتم بکار گیرند: Stellar Phoenix Windows Data Recovery، EASEUS Data Recovery Wizard Professional و چندین نرم افزار دیگر.

دیگر واقعاً بیخیال اطلاعاتم شده بودم، خواستم تا هارد را کامل فرمت کنم و زندگی از سر گیرم، اما اجازه دادم تا Power Data Recovery کارش را تمام کند.

مثل خیلی از نرم افزارها دیگر، لیست کامل اطلاعاتم را نشان داد. فوراً رفتم سراغ فایلهای برنامه حسابداری، و بازیابی شان کردم.

و ناگهان فریاد شادیم به هوا رفت… اکثر فایلهای مهم بازیابی شدند و سالم هستند و کار می کنند.

خسته نباشی Power Data Recovery و دستتان درد نکند بچه های گروه FreeDanload که این نرم افزار را برای دانلود کردن، گذاشته بودید.

و اما تجربه نهایی: هرگز خدا را از یاد نبرید، و کار را نیمه کاره رها نکنید.

10 نظر

پایان دوران Windows XP

پایان دوران ویندوز اکس پیبعد از خداحافظی بیل گیتس، از دیروز استیو بالمر بجای او به اتاق ریاست پا نهاد. و همزمان با این اتفاق، طبق قرار قبلی، مایکروسافت فروش Windows XP را بعد از 6 سال متوقف ساخت. البته لازم به ذکر است که گرچه فروش این سیستم عامل متوقف شده است، اما پشتیبانی فنی از آن تا سال 2009 و پشتیبانی محدود تا سال 2014 ادامه خواهد داشت.

Windows XP را می توان در مقایسه با سیستم عاملهای قبلی مایکروسافت، یک شاهکار نامید. گرچه در سالهای اولیه عرضه آن، بسیاری با آن احساس راحتی نمی کردند و کار با Windows 98 را ترجیح می دادند، اما به تدریج اقبال عمومی به این سیستم عامل آنقدر زیاد شد که حالا عده ای می کوشند تا مایکروسافت را متوقف ساختن فروشش باز دارند!

اما از زمان عرضه Windows Vista تاکنون، عده ای این سیستم عامل را مناسب نمی دانند و ترجیح داده اند که با همان XP سر کنند. من که تابحال با سیستم عامل جدید مایکروسافت مشکلی نداشته ام. و اتفاقاً خیلی هم از آن راضی هستم. به نظر من Vista نسبت به XP بسیار بسیار قدرتمندتر، بهتر و امن تر است. Vista امکانات و ابزارها زیادی را در خود جای داده است که هنوز بسیاری از آنها ناشناخته مانده اند.

البته تاحدودی با این ادعا که استفاده از منابع سیستمی این OS بطور غیرعادی زیاد می باشد، موافق هستم. Vista علاوه بر آنکه حجم زیادی از هارد دیسک و RAM را اشغال می کند، در استفاده از قدرت CPU نیز افسارگسیخته است. اما این موضوع برای PCهای امروزی که هر روز بر قابلیتهای سخت افزاری شان افزوده می شود، مشکل چندانی محسوب نمی شود. شکی نیست که XP از بسیاری از قابلیتهای سخت افزارهای امروزی نمی تواند به نحوی شایسته استفاده کند و بهتر است PCهای بروز از یک سیستم عامل بروز هم استفاده کنند. با ایمانی هم که به Microsoft و روند رو به جلویش دارم، مطمئنم که در سیستم عامل بعدی (Windows 7) مشکلات موجود را نیز برطرف خواهد کرد.

27 نظر

گزارش مراسم خداحافظی بیل گیتس

بالاخره 27 ژوئن 2008 (7 تیر 1387) فرا رسید و Bill Gates کسی که Microsoft را با آرزوی قرار دادن یک PC روی هر میز و در هر خانه، بنا نهاده بود، کار تمام وقتش در صنعت نرم افزارهای کامپیوتری را در این شرکت رها کرد.

در زیر گزارش رویترز از مراسمی را که دیروز به همین مناسبت برگزار شده بود می خوانید:

خاطرات بیل گیتس در مایکروسافت

بخشهایی از نطق بیل گیتس درباره خاطراتش در مایکروسافت ـ گزارش شده توسط Daisuke Wakabayashi :

شروع با مایکروسافت

مایکروسافت از محدود کمپانی هایی است که با یک رویا شروع شد. رویای مهم کردن نرم افزارها. رویای وجود داشتن کامپیوترهای شخصی. اینها آرزوهایی من و پل آلن بودند که زمانی خیلی احمقانه به نظر می رسیدند.

ارتباط با IBM

ارتباط با IBM از دوره های مهم مایکروسافت به شمار می رود. ما شریک آنها بودیم، در آن زمان آنها تصمیم گرفتند که ما زیاد در IBM نقش نداشته باشیم. آنها با OS/2 ادامه دادند و ما به سمت Windows رفتیم، که پایانش هم مشخص شد.

توسعه یافتن تجارت

یادم است که من و استیو (بالمر) یک شب کامل با هم نشستیم و فکر می کردیم که آیا ممکن است روزی یک کمپانی ـ مایکروسافت یا هر کمپانی دیگری ـ یک میلیارد نسخه فروش داشته باشد. این عدد خیلی زیادی است!

من آن چیزهایی را که بعضی ها فکر می کنند مایکروسافت در آنها پیشرفتی نداشته است، دوست دارم. بله، ما اشتباه هم می کنیم. اما بر میگردیم و از اشتباهاتمان درس می گیریم. بسیاری از موفقیتهای امروز ما از همین طریق بدست آمده اند.

من ایمیلی به یکی از روزنامه ها فرستادم و از آنها پرسیدم چگونه Windows می تواند بهتر باشد؟ و آنها جواب دادند که این قسمت از ایمیل واقعاً تکان دهنده بود! و من بهشان گفتم شما فکر می کنید من تمام روز چکار می کنم؟ ارسال ایمیل هایی مثل این کار هر روزه من است!

ترک کردن مایکروسافت

برای من، بعد 33 سال، این تغییر خیلی بزرگی است. من معتادم به اینکه به مایکروسافت بیایم. بعضی روزها بچه ها را در ماشین سوار می کنم تا به مدرسه برسانم شان، ولی وقتی که شروع به رانندگی می کنم، فکرم مشغول کارهایم در مایکروسافت می شود و به سمت آنجا حرکت می کنم، تا اینکه آنها به من می گویند: «چرا داریم به مایکروسافت می رویم؟» و من دوباره فرمان را به سمت مدرسه کج می کنم!

مطمئنم که یک روزی در همین ماه آینده، در حالی که غرق در افکارم برای توسعه دادن نرم افزاری هستم، اشتباهاً به طبقه پنجاهم (اتاق قبلیم) می روم و از آنجا به طبقه پائین (اتاق جدیدم) بر میگردم، و بالاخره بخاطر این حواس پرتی ها از مایکروسافت اخراجم خواهند کرد!

خاطرات گیتس با بالمر

بخشهایی از خاطره گویی بیل گیتس و جانشینش، استیو بالمر، در جمع کارمندان مایکروسافت

آشنایی با همدیگر

بیل گیتس: من و استیو هر دو در هاروارد بودیم. من پر انرژی بودم و ایده هایی در ذهن داشتم. یکی از دوستان که استیو را می شناخت، من را به او معرفی کرد و گفت: «این پسر مثل خودت سوپر انرژی است. او پسر مرتبی است». ما با هم آشنا شدیم و با هم به سینما رفتیم. ما مشترکات زیادی با هم داشتیم. و از آن روز با هم شروع کردیم و درباره ایده هایی که در ذهن داشتیم و کارهایی که میخواستیم انجام دهیم، صحبت می کردیم. واقعاً جالب بود.

استیو بالمر: بله ما رفتیم که با هم فیلم ببینیم. “آواز در باران” این فیلم مورد علاقه من بود. من تابحال آنرا 30 دفعه دیده ام… بعد از اینکه از فیلم برگشتیم، با هم شروع به رقصیدن کردیم، و بعد کشتی گرفتیم و یکی من را زمین زد. بیل تلاش می کرد تا او را شکست دهد.

پیوستن بالمر به مایکروسافت

بالمر: بیل و آلن با من مصاحبه کردند. بعد پدر و مادر بیل مرا به ناهار دعوت کردند. من قبلاً یکبار با آنها ملاقات کرده بودم. بعد از پایان مصاحبه کاری، احساس می کردم که این منحصر به فردترین مصاحبه ای بود که انجام داده ام. بیل گفت: «بسیار خوب، من شهر را ترک خواهم کرد. این ماشین من. مراقب خودت باش.» من او را به فرودگاه رساندم و او از میانه مصاحبه کاری به تعطیلات رفت. از همان جا من حدس زدم که استخدام شده ام!

گیتس: من می دانستم که استیو را می خواهم. من می دانستم که به استیو نیاز دارم. چون هر قراردادی مثل یک معجزه است… باید تخمین زد که چه باید کرد، چگونه قیمت گذاری کرد، چگونه به کارمندان حقوق داد. به به دوستانم حقوق زیادی نداده ام و از ایشان شرمنده ام. خصوصاً از استیو شرمنده ام که مدام می گفتم: «هی، بیا اینجا»!

مذاکره درباره حقوق بالمر

گیتس: من به تعطیلات رفته بودم و در  قایق نشسته بودم. و در همان حال ما از طریق تلفن بیسیم، با هم در مورد دستمزد بالمر مذاکره میکردیم. ما از فرمولی استفاده می کردیم که دستمزدش حدود 36000 دلار یا…

بالمر: 40000 یا 50000 دلار!

گیتس: من با دوستانی بودم که مست کرده بودند و مدام می گفتند: «هر چقدر میخواهد بهش بده»!

بالمر: او به من گفت: «نگران نباش!». من بخاطر بیل به مایکروسافت آمدم. من از برنامه نویسی چیزی نمی دانستم، درباره کامپیوترهای شخصی هم اطلاعاتی نداشتم. اما بیل را می شناختم و می دانستم که یک کمپانی موفق دارد. می دانستم که بیل یک فرد موفق و زیرک است و مطمئن بودم که اتفاقات خوبی در پیش خواهد بود.

روزی که بالمر قصد داشت مایکروسافت را ترک کند

بالمر: من با خودم گفتم: «احمقانه است! من درسم را در دانشگاه رها کرده ام و آمده ام در یک کمپانی با 30 کارمند، دفتردار شده ام». والدینم به دانشگاه راه نیافته بودند. پدرم دبیرستان را به پایان نرسانده بود، و رها کردن تحصیلات من، از سوی آنها کار درستی محسوب نمی شد… من یکبار دیگر با بیل و پدرش برای شام بیرون رفتم. بیل برای اینکه مرا از رفتن باز دارد، گفت: «تو این کار را نخواهی کرد. تو این کار را نخواهی کرد.  تو این کار را  نخواهی کرد. ما می خواهیم روی هر میز و در هر خانه یک کامپیوتر بگذاریم. این اصلاً کار ارزشمندی نیست که تو تجارت را رها کنی و به دانشگاه برگردی.» شاید بارها او این آرزوها را تکرار کرده بود، اما این بار لحن سخنش به گونه ای بود که مرا برای ماندن متقاعد ساخت.

در پارکینگ شرکت

گیتس: در روزها اول، ما بطور باورنکردنی سخت کار می کردیم. آن روزها یکی از سرگرمی های ما این بود که تلاش کنیم تا اتومبیل خودمان را در اولین محل پارکینگ، پارک کنیم، این یعنی اینکه ما از همه زودتر آمده ایم. اگر در هنگام رفتن اتومبیلی در سمت چپ شما پارک بوده باشد، بدین معنی بود که صاحب آن شما را «دور زده است»، یعنی قبل از شما آمده و بعد از شما می رود. خیلی تحقیر کننده بود که کسی شما را دور بزند! ما درباره این کار به Mel Hallerman در IBM هم گفتیم و او این پروژه را در آنجا هم راه انداخت و بخوبی آنرا اجرا می کرد. او از همه زودتر می آمد و از همه دیرتر می رفت.

بالمر: او اصلاً زندگی نمی کرد!

گیتس: حدود نه ماه بعد، من و استیو به همراه مل برای شام بیرون رفتیم. و مل گفت: «یکی آمده که از من سخت کوش تر است. من واقعاً خیلی زود می آیم و خیلی دیر می روم، اما او هر روز از من زودتر می آید و دیرتر هم می رود. باید بفهمم که او کیست.» بعد از شام ما به پارکینگ IBM رفتیم و مل ماشین آن فرد را به ما نشان داد. استیو به آن نگاه کرد و گفت: «یک لحظه صبر کنید! این اتومبیل اجاره ای است که ما چند ماه پیش گرفتیمش و یادمان رفت پسش بدهیم!»

پرسش و پاسخ

ابتدا گیتس و بالمر به سوالات تعدادی از کارمندان جواب دادند:

مهمترین دستاوردهای شما چه بود؟

بیل گیتس: ما افکار مردم درباره نرم افزار و کامپیوتر را تغییر دادیم. من فکر میکنم که این مهمترین کاری بود که ما انجام دادیم.

استیو بالمر: ایشان کارهای بزرگ زیادی انجام داده اند که می توانند به آنها افتخار کنند. تنها کافیست به چیزهای زیادی که در عرصه کامپیوتر اتفاق افتاده است فکر کنید. صنعت نرم افزار اصلاً وجود نداشت، اما حالا وجود دارد. هیچ کامپیوتر شخصی وجود نداشت. بیل واقعاً در تولد کامپیوتر شخصی نقش بسزائی داشت. در حقیقت بیل کامپیوتر شخصی IBM را طراحی کرد. این تاریخی فراموش نشدنی است.

در بعضی از ستیزه ها ما از جلو رهبری می کردیم. این خیلی بهتر از دنباله رو بودن است. این برای ما جالبتر بود. واقعاً عالیست که شما مردم را شگفت زده می کنید. خیلی از کارمندهای فعلی مایکروسافت تاکنون موفق نشده اند که این حس را بچشند. ما قدم به قدم با کمپانی های بزرگی جنگیده ایم و بر آنها پیروز شده ایم. Windows با OS/2 جنگید و بر آن پیروز شد.

بزرگترین اشتباهتان چه بود؟

بیل گیتس: بزرگترین اشتباهمان وقتی بود که توجه نکردیم که نرم افزار در آینده ممکن است به کجا برود و زودتر روی این موضوع کار نکردیم. بعضی اوقات چیزی محبوبیت دارد و شما سه تا چهار سال وقت نیاز دارید تا آنرا آماده کنید.

وقتی که ما کار بر روی واسط گرافیکی را شروع کردیم، به رقبایمان هم گفتیم که روی این موضوع کار کنند، اما آنها این کار را نکردند. مشخص است که این یک اشتباه بزرگ از جانب آنها بود، چون ما این کار را کردیم و آنها با مشکلات بزرگی روبرو شدند. در صنعت نرم افزار، شما بایستی پیچهای جاده پیش رو را پیش بینی کنید. ما خیلی از این پیچها را پیش بینی کردیم. آنها همیشه می گفتند «هی ببینید، مایکروسافت به قله رسیده است» و 20 سال است که همین حرف را تکرار می کنند. دلیلش این است که ما پیچها را به موقع پیش بینی کردیم، اما خیلی از آنها را نیز از دست دادیم.

جستجو در وب و صنعت تبلیغات آن لاین چیزهای مهمی بودند که ما در اثر اشتباه آنها را از دست دادیم. اگر ما سه سال زودتر، اهمیت آنرا درک می کردیم و کار بر روی این صنعت را شروع می کردیم، کار خیلی آسانتر می شد.

بالمر: یک روز تصمیم گرفته بودم تا اشتباهاتمان را روی کاغذ لیست کنم، اما وقتی که لیست خیلی طویل می شد، ترسیدم و آنرا کنار گذاشتم!

خداحافظی

بعد از یکساعت پرسش و پاسخ، بیل و استیو با چشمان گریان، نطق خداحافظی شان را ایراد کردند:

استیو بالمر: به هیچ طریقی نمی توان از بیل تشکر کرد. بیل موسس است. بیل رهبر ماست. هیچکس نمی تواند از او تشکر کند. ما از بیل بخاطر فرهنگش متشکریم. ما از بیل بخاطر فرصتی که به تک تک ما در اینجا داده است، متشکریم. همه ما، چه آنهایی که هفته پیش کار را آغاز کرده اند و چه آنهایی که 28 سال با مایکروسافت گذرانده اند، بخاطر فرصتی که برای بالفعل کردن پتانسیل هایمان به ما داد، ممنونیم. ما این شانس را داشتیم که در کمک کردن به جامعه نقش داشته باشیم، این شانس را داشتیم که بعنوان یک حرفه ای رشد کنیم، این شانس را داشتیم که با بزرگترین و درخشان ترین کمپانی در جهان کار کنیم و این شانس را داشتیم که پیشرفت کنیم. من برای همه اینها از بیل متشکرم.

بیل گیتس: زندگی کاری من در نرم افزار و کار کردن با افراد افسانه ای خلاصه شده است. من عاشق کار کردن با افراد باهوش هستم. من کار کردن با استیو را دوست دارم. من کار کردن با همه افرادی را که اینجا هستند، دوست دارم.

چه روزهای بی مانندی که گذشتند. روزهایی که IBM تصمیم به حمله کردن به مایکروسافت را می گرفت و روزهایی که حقوق مشروع، غیر قانونی می شدند.

روزی در زندگیم نخواهد بود که به Microsoft و چیزهای بزرگی که باید انجام دهد و کمکهایی که باید انجام دهم، فکر نکنم.

منبع:Reuters

ترجمه: صادق جم

در همین رابطه: بیل گیتس و مایکروسافت در گذر زمان ـ  بیل گیتس از زبان خودش ـ بیل گیتس از زبان دیگران ـ گفتگوی خداحافظی بیل گیتس

28 نظر

بیل گیتس و مایکروسافت در گذر زمان

سالهای علاقمند شدن به کامپیوترها

28بیل گیتس و پل آلن در حال کار با کامپیوترهای اولیه اکتبر 1955 (6 آذر 1334)

Bill Gates در یک خانواده ثروتمند سیاتلی به دنیا آمد. او فرزند دوم William H Gates II بود. پدرش وکیل دادگستری و مادرش یک فعال امور خیرخواهانه بود.

1968 (1346-1347)

گیتس در Lakeside که یک مدرسه غیرانتفاعی انحصاری بود مشغول به تحصیل شد. او دو کلاس از Paul Allen عقبتر بود.

مدرسه به کمک انجمن اولیا یک ماشین تله تایپ خرید ـ ماشینی که می توانست از طریق خط تلفن، اطلاعات را به یک کامپیوتر مرکزی واقع در دانشگاه شهر ارسال کند ـ.

گیتس و آلن خیلی به این ماشین علاقمند بودند و گاهی اوقات، شبها بصورت دزدکی وارد مدرسه می شدند تا با این ماشین برنامه نویسی کنند.

1972 (1350-1351)

گیتس از ماشین تله تایپ برای طراحی ساعات درسی مدرسه Lakeside استفاده کرد. این کار پیچیده ای بود اما گیتس از این طریق برای دخترهایی را که برایش جذاب بودند در کلاس خودش برنامه ریزی می کرد.

فارغ التحصیلی

در سال 1970 جهشی در صنعت کامپیوتر بوجود آمد 1973 (1351-1352)

گیتس از مدرسه Lakeside فارغ التحصیل شد و شروع به تحصیل در دانشگاه Harvard نمود. رشته اول او حقوق بود، اما او در کلاسهای ریاضیات و اقتصاد نیز شرکت می کرد. در همین سال او با دانشجویی بنام Steve Ballmer آشنا شد.

دسامبر 1974 (آذر و دی 1353)

مقاله ای در نشریه Popular Electronics درباره ساخت نمونه جدیدی از “کامپیوترهای شخصی” با نام Altair 8800 توسط کمپانی MITS منتشر شد.

این کامپیوتر از ریزپردازنده Intel 8080 استفاده می کرد. MITS از خوانندگان خواسته بود تا برای این کامپیوتر یک زبان برنامه نویسی طراحی کنند.

اوائل 1975 (1356)

گیتس و دوست دوران مدرسه اش آلن با MITS تماس گرفتند و مدعی شدند که زبان برنامه نویسی پایه ای (BASIC) نوشته اند که با Altair کار میکند. MITS قبول کرد که برنامه آنها را ببیند. گیتس و آلن شب و روز کار کردند تا برنامه را سر وقت آماده کنند.

دو و نیم هزار مایل آن طرفتر در دره سیلیکان، کالیفرنیا، یک انجمن طرفداران کامپیوتر، با نام کلوب کامپیوتر Homebrew نیز به Altair علاقمند شدند. در آن هنگام Stephen Wozniac و Steve Jobs عضو این گروه بودند.

آلن به Albuquerque در نیومکزیکو، جائی که کمپانی MITS قرار داشت، سفر کرد و با موفقیت ساختار برنامه BASIC را که با همکاری گیتس نوشته بود، تشریح کرد. MITS، آلن را مسئول عیب یابی و سرپرست بخش نرم افزاری کرد.

تاسیس Microsoft

موفقیتهای بعدی گیتس با تاسیس شرکت مایکروسافت آغاز شدتابستان 1975 ـ بهار 1976 (تابستان 1354 ـ بهار 1355)

گیتس در Albuquerque به آلن پیوست و با هم روی توسعه دادن BASIC برای Altair کار کردند. در همین زمان آنها شرکت خود را با نام Micro Soft یا Micro-Soft تاسیس نمودند.

فوریه 1976 (اسفند 1354)

«نامه سرگشاده به طرفداران کامپیوتر» گیتس در خبرنامه کلوب کامپیوتر Homebrew منتشر شد. او از علاقمندان به کامپیوتر درخواست کرده بود که احترام به حقوق کپی رایت در برنامه های کامپیوتری را سرلوحه قرار دهند و به آن احترام بگذارند.

بهار 1976 (بهار 1355)

گیتس به هاروارد برگشت تا به تحصیلاتش ادامه دهد.

1 آوریل 1976 (13 فروردین 1355)

استیو جابز و استفان وازنیک که شرکت Apple را تاسیس کرده بودند، نخستین محصولشان را با نام کامپیوتر شخصی Apple I عرضه کردند.

26 نوامبر 1976 (6 آذر 1355)

گیتس و آلن، علامت تجاری “Microsoft” را به ثبت رساندند. کار آنها به انحصار MITS درآمد. گیتس تحصیلاتش را در هاروارد رها کرد و به همراه آلن، جدی تر به تجارت پرداختند.

دسامبر 1978 ( آذر و دی 1357)

درآمد مایکروسافت از 1 میلیون دلار تجاوز کرد.

1 ژانویه 1979 (11 دی 1357)

گیتس و آلن Microsoft را از Albuquerque به محل سکونتشان در واشنگتن منتقل کردند. آنها دفتری در Bellevue ـ چند مایل دورتر از جایی که متولد شدند ـ را افتتاح کردند.

11 ژوئن 1980 (22 خرداد 1359)

گیتس، دوست قدیمیش در هاروارد ـ استیو بالمر ـ را مسئول امور تجاری مایکروسافت نمود.

پیشرفت در تجارت

بیل بیش از نیمی از سهام کمپانی و آلن تنها یک سوم آنرا از آن خود کردند.تابستان و پائیز 1980 (تابستان و پائیز 1359)

گیتس تلاشش را برای تولید سیستم عاملی برای کامپیوترهای شخصی IBM ـ پیشروی صنعت کامپیوتر جهان ـ آغاز نمود. مایکروسافت حقوق انتشار سیستم عامل (MS-DOS) را برای توسعه روی کامپیوترهای دیگر، برای خود محفوظ نگهداشت.

1 جولای 1981 (10 تیر 1360)

شرکت Microsoft بصورت رسمی به ثبت رسید. گیتس 53%، آلن 31% و بالمر 8% از سهام کمپانی را از آن خود کردند. ارزش اولیه سهام 95 سنت بود.

1981 (1359-1360)

درآمد مایکروسافت به 16 میلیون دلار رسید. در این زمان مایکروسافت 128 کارمند داشت.

1983 (1361-1362)

آلن به بیماری سخت Hodgkin مبتلا شد. با اینکه معالجات او با موفقیت پیش می رفت اما او هیچگاه به کار تمام وقت در مایکروسافت بازنگشت.

1985 (1363-1364)

درآمدهای مایکروسافت به 140 میلیون دلار رسید، و تعداد کارمندانش به 910 نفر افزایش یافت.

عرضه Windows

20دوستان دوران دانشجویی در هاروارد ـبیل گیتس و استیو بالمرـ بیش از 28 سال است که با هم کار می کنند. نوامبر 1985 (29 آذر 1364)

مایکروسافت به سیستم عاملش MS-DOS یک افزونه گرافیکی اضافه کرد. این اولین نسخه Windows بود.

فوریه 1986 (بهمن و اسفند 1364)

مایکروسافت به Redmond ـ منطقه خوش آب و هوایی در سیاتل ـ نقل مکان کرد. جائی که تاکنون مرکز اصلی کمپانی در آنجا قرار دارد.

13 مارس 1986 (22 اسفند 1364)

سهام مایکروسافت بصورت عمومی عرضه شد. در نخستین روز قیمت سهام از 21دلار به 28دلار افزایش یافت.

1987 (1365-1366)

یک خانم جوان تگزاسی بنام Melinda French بعنوان مدیر فروش مایکروسافت منسوب شد. او و گیتس با هم روابط عاشقانه پیدا کردند.

18 مارس 1988 (28 اسفند 1366)

Apple برعلیه Microsoft در دادگاه طرح دعوی نمود مبنی بر اینکه سیستم “Look and Feel” ویندوز، شبیه “Graphical User Interface” اپل است. این مرافعه به مدت شش سال به طول انجامید و سرانجام Apple آنرا باخت.

1989 (1367-1368)

Microsoft Office عرضه شد.

22 می 1990 (1 خرداد 1369)

Windows 3.0 منتشر شد و در دو هفته اول، 100000 نسخه از آن به فروش رفت. در این هنگام همچنین Microsoft با IBM در تولید محصول مشابه ای با نام OS/2 همکاری داشت.

20 آگوست 1990 (29 مرداد 1369)

مایکروسافت دیدار ویژه ای در عمارت Shumway داشت تا در این مورد تصمیم گیری کند که کار روی OS/2 را رها کند و روی Windows تمرکز نماید. بعدها خبرگزاری ها نقل کردند که Microsoft و IBM از هم جدا شدند.

نگرانی رقبا

1992گیتس بر تجارت و کسب مال قانونی تمرکز کرد (1370-1371)

بعضی از شرکتهای رقیب نسبت به تسلط کمپانی گیتس بر بازار ابراز نگرانی می کردند و در این باره ملاقاتهایی را ترتیب دادند.

اکتبر 1992 (مهر 1371)

مجله Forbes اظهار داشت که گیتس به ثروتمندترین مرد آمریکا می باشد. در آن زمان دارایی های او 6.3 میلیارد دلار بود.

20 ژانویه 1993 (30 دی 1371)

ارزش تجاری Microsoft از غول صنعت کامپیوتر، IBM سبقت گرفت.

5 فوریه 1993 (16 بهمن 1371)

کمیته تجاری فدرال درباره این موضوع که آیا مایکروسافت قانون شکنی می کند یا نه، به نتیجه ای نرسید و موضوع برای رسیدگی، در ماه آگوست به دادگستری ارجاع شد.

20 مارس 1993 (29 اسفند 1371)

گیتس در راه برگشت از Palm Springs به همراه ملیندا فرنچ، مسیر هواپیمای شخصیش را به سمت Omaha منحرف نمود. در آنجا دوست میلیاردرش Warren Buffet آنها را به مغازه جوهرفروشیش برد. در آنجا گیتس برای فرنچ، حلقه نامزدی خرید.

1 ژانویه 1994 (11 دی 1372)

بیل گیتس با ملیندا فرنچ ازدواج نمود.

9 ژوئن 1994 (19 خرداد 1373)

مادر گیتس، Mary در سن 64 سالگی بر اثر سرطان درگذشت.

14 اکتبر 1994 (22 مهر 1373)

شرکت Netscape سیستم هدایتگر دانلود رایگانش را بر روی اینترنت عرضه نمود.

دسامبر 1994 (آذر و دی 1373)

شایعه شد که مایکروسافت در نظر دارد کلیسای کاتولیک را بخرد. اما مایکروسافت با انتشار بیانیه ای این موضوع را تکذیب نمود.

5 جولای 1995 (14 تیر 1374)

مجله Forbes اعلام کرد که گیتس، ثروتمندترین مرد جهان می باشد. عنوانی که تا سال 2008 ادامه داشت.

آغاز اینترنت

26گیتس کمپانی مایکروسافت را در سال 1990 به حرکت در مسیر موج اینترنت واداشت. می 1995 (5 خرداد 1374)

گیتس مسیر تازه ای را برای حرکت Microsoft طرحریزی نمود. در مقاله ای با عنوان «موج جذاب اینترنت» که برای مدیران ارشد نگاشته بود، چنین گفت: «از این پس، اینترنت بیشترین اهمیت را خواهد داشت.»

24 آگوست 1995 (2 شهریور 1374)

با تبلیغاتی گسترده Windows 95 و سرویس آنلاین مایکروسافت MSN عرضه شدند.

سپتامبر 1995 (شهریور و مهر 1374)

گیتس بعد از 20 سال همراه با خانواده و دوستان نزدیکش به تعطیلاتی در چین رفت.

اکتبر 1995 (مهر و آبان 1374)

با فروش 7 میلیون نسخه از Windows 95، سود کمپانی 58% در یکسال افزایش یافت.

7 دسامبر 1995 (16 آذر 1374)

گیتس در یک مصاحبه جهانی استراتژی های اینترنتی مایکروسافت را تشریح کرد. در مناظره جنجالی با Pearl Harbor او از ارائه مرورگر اختصاصی مایکروسافت Explorer خبر داد.

آگوست 1996 (مرداد و شهریور 1375)

Internet Explorer 3.0 عرضه شد.

1996 (1375)

Netscape از دادگاه خواست تا به تخفیفی که Microsoft به کمپانی های کامپیوتری برای نصب Internet Explorer روی محصولاتشان می دهد، رسیدگی کند.

می 1998 (اردیبهشت و خرداد 1377)

دادگاه مایکروسافت را به رقابت نابرابر و ناعادلانه محکوم کرد.

25 ژوئن 1998 (4 تیر 1377)

مایکروسافت Windows 98 را عرضه کرد.

آگوست 1998 (مرداد و شهریور 1377)

گیتس برای سه روز بصورت کنفرانس ویدئویی به دادگاه دفاعیه اش را ارائه نمود.

سپتامبر 1998 (شهریور و مهر 1377)

Larry Page و Sergey Brin شرکت Google را به ثبت رساندند.

ژانویه 2000 (دی و بهمن 1378)

بالمر به عنوان مدیر اجرایی مایکروسافت منصوب گردید. گیتس بعداً اعلام کرد که آنها برای وفق پیدا کردن با نقش جدیدشان، زمان سختی را سپری کردند.

7 ژوئن 2000 (18 خرداد 1379)

پس از بررسیهای دادگستری، قاضی جکسون، حکم کرد که Microsoft بایستی به دو بخش تقسیم شود: بخش تولید سیستم عامل و بخش تولید سایر نرم افزارها. او مایکروسافت را “سو استفاده گر از انحصارات” نامید.

2000 (1378-1379)

درآمدهای مایکروسافت به 229 میلیارد دلار رسید. ورشکستگی کمپانی dot-com که تاثیرات بدی روی سایر کمپانی های صنعت کامپیوتر گذاشته بود، روی مایکروسافت، تاثیر چندانی نداشت. در این زمان تعداد کارمندان مایکروسافت 39000 نفر بودند.

دهه دیجیتال

2000بیل گیتس برنامه های توسعه مایکروسافت را تشریح می کند (1378-1379)

خانواده گیتس اقدام به تاسیس موسسه خیریه ای نمودند که برای “کم کردن نابرابری در ایالات متحده و جهان” فعالیت می کند. آنها میلیاردها دلار از سرمایه شان را به این موسسه دادند و بزودی آن به بزرگترین موسسه خیریه دنیا بدل شد.

ژوئن 2001 (خرداد و تیر 1380)

دادگاه تجدیدنظر، حکم قاضی جکسون مبنی بر تبدیل مایکروسافت به دو بخش مجزا را نقض نمود. اما اینکه مایکروسافت از طریق استفاده ناعادلانه از قرارداد انحصاری، سرویس دهندگان اینترنت و تولیدکنندگان کامپیوتر را در جهت از بین بردن مرورگر اینترنت Netscape ترغیب می کند، تائید نمود.

25 اکتبر 2001 (3 آذر 1380)

مایکروسافت Windows XP را منتشر نمود.

15 نوامبر 2001 (24 آبان 1380)

مایکروسافت با عرضه xbox وارد بازار تجاری کنسول بازی شد. این محصول یک رقیب جدی برای Sony PlayStation 2 و Nintendo GameCube بود.

مارس 2004 (اسفند 1382 و فروردین 1383)

اتحادیه اروپا، مایکروسافت را به اقدامات انحصارطلبانه محکوم نمود.

آگوست 2004 (مرداد و شهریور 1383)

Google مسیر پیشرفت را با سرعت طی نمود. دو ماه بعد از Yahoo سبقت گرفت و دارایی هایش به 50 میلیار دلار رسید.

ژانویه 2005 (دی و بهمن 1383)

گیتس 29 میلیارد دلار به موسسه خیریه بیل و ملیندا گیتس بخشید.

مرزهای جدید

15در سال 2008 بیل گیتس از خط مقدم مایکروسافت کناره گیری می کند ژوئن 2006 (25 خرداد 1385)

بیل گیتس خبر داد که تا دو سال دیگر از مایکروسافت کناره گیری خواهد کرد تا بیشتر روی کارهای عام المنفعه و بشردوستانه تمرکز کند. او گام به گام برنامه های “گذار”ش را تشریح کرد و گفت که تمایل داشت که برای تمام عمر رئیس کمپانی باقی می ماند.

ژانویه 2007 (دی و بهمن 1385)

Windows Vista و Office 2007 ارائه شدند.

7 ژوئن 2007 (17 خرداد 1386)

گیتس به هاروارد بازگشت تا یک مدرک افتخاری دریافت کند.

1 فوریه 2008 (12 بهمن 1386)

Microsoft مبلغ 44.6 میلیارد دلار برای خرید کمپانی Yahoo پیشنهاد داد. برای نخستین بار در تاریخ، مایکروسافت قصد داشت تا کمپانی دیگری را با خود ادغام نماید. Yahoo این پیشنهاد را رد کرد.

27 فوریه 2008 (8 اسفند 1386)

مایکروسافت به دلیل اجرا نکردن قوانین غیرانحصارطلبانه، توسط اتحادیه اروپا به پرداخت 899 میلیون یورو جریمه شد. مایکروسافت درخواست لغو این جریمه را کرده است.

تابستان 2008 (تابستان 1387)

کارکنان مایکروسافت در حال حاضر تقریباً به 90000 نفر در سراسر دنیا می رسند.

27 ژوئن 2008(7 تیر 1387)

Bill Gates کار تمام وقت در Microsoft را رها خواهد نمود تا تمرکز بیشتری بر کارش در بنیاد خیریه بیل و ملیندا گیتس داشته باشد.

منبع: BBC News

ترجمه: صادق جم

در همین رابطه:  بیل گیتس از زبان خودش ـ   بیل گیتس از زبان دیگران

15 نظر

بیل گیتس از زبان دیگران

جای تعجب ندارد که در طی این سالها بیل گیتس موضوع بسیاری از صحبتها بوده است. افراد زیادی در سخنانشان از او نام برده اند، از رقیبانش تا کمدینها و سایر مردم. با نزدیک شدن به زمان کناره گیری وی از مایکروسافت، برخی از سخنان مثبت یا منفی ای را که دیگران درباره گیتس گفته اند، در زیر لیست می کنیم:

بیل بطور مرتب دنبال ایده هایی می گردد تا آنها را بدزدد. این واقعاً روش عاقلانه ای است. این روش او را خیلی موفق می کند. بعد او شروع می کند به پول گرفتن، بخاطر ایده هایی که دزدیده است. او واقعاً فکر می کند که از اول، آن ایده ها، مال خودش بودند… او نمی تواند خودش را مثل Rockefeller تصور کند، او فکر می کند که Edison است.

لری الیسون (Larry Ellison) ـ مدیر کمپانی Oracle ـ نقل شده از کتاب “نرم افزار: ایده ای گرفته شده از لری الیسون و اوراکل” نوشته متیو سیموندز (Matthew Symonds) با اضافاتی از شخص لری الیسون

بیل نخستین کمپانی نرم افزاری بزرگ را بنا نهاده است.

استیو جابز (Steve Jobs) - مدیر کمپانی Apple ـ نقل شده از کنفرانس مشترک با بیل گیتس در سال گذشته

در تکنولوژی های پیشرفته سه شرکت انحصاری ـ Intel، Cisco و Microsoft ـ وجود دارند، اما فقط یکی از آنها از این بابت دچار مشکل است. [گیتس و مدیرش استیو بالمر (Steve Ballmer)] مثل جوانان میانسالی هستند که نمی دانند بزرگ شده اند، و همه چیز را این ور آن ور پرت می کنند.

باب متکالف (Bob Metcalfe) ـ خالق اترنت (Ethernet) و موسس کمپانی 3Com ـ نقل شده از مقاله ای در واشنگتن پست در سال 2000

کرنش کردن شما در برابر بیل ممکن است کمی خطرناک باشد… او می توان انتخاب اول برای شروع کارهای گروهی باشد.

ورن رابرن (Vern Raburn) ـ یکی از اولین مدیران مایکروسافت در بخش محصولات

IT تجارتی است که من در آن سررشته ای ندارم، اما من بیل گیتس رو بخاطر عظمتش تحسین می کنم. من وی را از نزدیک می شناسم و فکر میکنم که در تجارت فردی افسانه ای است.

وارن بافت (Warren Buffett) ـ سرمایه گذار ـ نقل شده از یک سخنرانی در دانشگاهی در شمال کارولینا

مهم نیست که بیل گیتس چقدر از راههای دیگر درآمد دارد، او اینترنت را از دست داده است. درست مثل قطار سریع و السیری که او آمدنش را نمی بیند و نمی شنود.

جیم کلارک (Jim Clark) ـ از موسسین کمپانی ارتباطات Netscape ـ نقل شده از کتاب «i-Quote: استعدادها و استهزاهای عصر اینترنت» نوشته دیوید گرین (David Green)

[بیل گیتس] سهم باورنکردنی ای دارد… خیلی سخت است که تصور کنیم بدون استاندارد شدن سیستم عاملها توسط مایکروسافت، این صنعت امروزه چه جایگاهی داشت. من فکر میکنم که اگر این اتفاق نمی افتاد، امروزه این صنعت خیلی کوچکتر و ضعیفتر می بود.

مارک آندرسن (Mark Andreessen) ـ از موسسین کمپانی Netscape ـ  نقل شده از سخنرانی در نمایشگاه وب2 در ماه آوریل

گیتس به بهترین نحو با ساختن MS-DOS از روی CP/M کار مرا از من گرفت.

گری کیلدال (Gary Kildall) ـ از دیر پیشقدمان صنعت سیستم عامل ـ نقل شده از خاطرات منتشر نشده ای تحت عنوان “ارتباطات کامپیوتری” در کتاب «آنان که آمریکا را ساختند» نوشته هارولد ایوانز (Harold Evans) با همکاری گیل باکلند (Gail Buckland) و دیوید لفر (David Lefer)

شاید خطرناکترین و قدرتمندترین فرد در صنعت دوران ما.

اسکات مکنلی (Scott McNealy) ـ رئیس شرکت Sun Microsystems ـ نقل شده از گزارش ارائه شده به کمیته قضایی در سال 1998

گویا این بصورت یک رسم در آمده که هروقت شما از این در می گذرید به بیل انگشت نشان دهید؟

ریچارد استالمن (Richard Stallman) ـ رهبر جنبش نرم افزار آزاد ـ نقل شده به یک دانشجو در خارج از ساختمان بیل گیتس در دانشگاه استنفورد ـ گزارش شده توسط Salon.com در سال 1998

امروز بیل گیتس خیلی پولدار است… میخواهید بدانید چرا؟ پاسخ یک کلمه است: ورژنها.

دیو بری (Dave Barry) ـ طنزنویس ـ نقل شده از کتابش با عنوان «دیو بری در دنیای مجازی»

بیل گیتس مثل آدمی است با عینک تک چشمی یا یک گربه ایرانی است که مرتباً در فیلم های جیمز باند از اینکه آدم پستی باشد، دوری می کند.

دنیس میلر (Dennis Miller) ـ کمدین ـ نقل شده از کتابش با عنوان «من بزله گویی میکنم، پس من هستم»

منبع: Computer World

ترجمه: صادق جم

در همین رابطه: بیل گیتس از زبان خودش ـ بیل گیتس و مایکروسافت در گذر زمان

2 نظر

بیل گیتس از زبان خودش

همه حرفهایی که بیل گیتس (Bill Gates ـ موسس کمپانی Microsoft) در عمر حرفه ای خویش زده است، درست و منطقی نبودند. بعنوان مثلا، نقل شده است که او در سال 1981 گفته بود: «مقدار 640K حافظه برای همه کافی است».

او درباره این حرفش در سال 1996 به اخبار تجاری Bloomberg گفت: «من تاکنون حرفهای احمقانه و اشتباهی زده ام،  اما این سخن را من نگفته ام. هیچ کس هیچگاه نمی تواند بگوید که یک مقدار مشخصی از حافظه، برای تمام زمانها و تمام افراد کفایت می کند. من از نسبت داده شدن این سخن احمقانه که میگوید 640K حافظه کفایت می کند، ضربه خورده ام. این شایعه مدام تکرار شد و تکرار شد. زمانی کامپیوتر میرفت تا به حافظه 512K دست یابد، اما ما همیشه سعی می کردیم تا این مقدار را افزایش دهیم. من هرگز چنین حرفی نزدم، من عکس این سخن را گفته ام.»

برای جمع آوری سخنانی که گیتس واقعاً آنها را نقل کرده است ما به سراغ آرشیو سایتهای معتبری چون Microsoft و IDG News رفتیم. مرور مصاحبات و سخنان بیل گیتس یادآوری می کند که وی یک مرد رویایی و باهوش است با گستره عظیمی از دانش.

در زیر بعضی از سخنانی که از هوش و ذکاوت وی ناشی شده اند را می خوانید:

اگر من شخصی بودم که فقط میخواست برنده شود، تاکنون باید وارد عرصه دیگری می شدم. فکر نمی کنید که اگر من در ذهنم خط پایانی را متصور بودم، سالها پیش می بایست از آن گذر کرده باشم؟

مصاحبه با مجله Playboy ـ 1994

ما همیشه درباره اتفاقاتی که در دو سال آینده رخ خواهد داد، اغراق می کنیم، اما آنچه که در 10 سال آینده رخ خواهد داد را خیلی کم تخمین می زنیم. هرگز اجازه ندهید که رکود و سکون به سراغتان بیاید.

کتاب «راه پیش رو» ـ انتشارات پنگوئن ـ 1996

آرزو دارم که فرصتی برای نوشتن کدهای بیشتری بدست آورم. دور و برم خیلی شلوغ شده است. اجازه نمی دهند که کدهای من در محصولات نهایی منتشر شود. هشت سال است که این کار را با من می کنند! هر وقت که به آنها می گویم در تعطیلات آخر هفته روی این کد کار خواهم کرد، آنها آنطور که باید و شاید حرف مرا جدی نمی گیرند!»

سخنرانی در سانتیاگو ـ 1997

خوب، یادتان باشد که من مالک دلارها نیستم. من فقط مالک سهامی در مایکروسافت هستم. بنابراین این ارقام وحشتناکی که شما نقل می کنید، تنها از طریق ضرب کردن بدست می آیند!

مصاحبه با مجله Playboy ـ 1994

آرزو داشتم که ثروتمند نبودم. چون از آن چیزهای خوبی بعمل نمی آید.

سخنرانی در سیاتل ـ 2006

منصفانه است اگر آنچه که امروزه ابداع می شوند را با اختراع ماشین چاپ، تلفن و رادیو یکسان بدانیم. این ابزارهای ارتباطی تاثیرات شگرفی دارند. آنها جهان را به مکان کوچکتری بدل می کنند. آنها به علم کمک می کنند تا شایسته تر پیش رود. آنها به سیاست کمک میکنند تا گام در مسیر جدیدی بگذارد. حالا کامپیوترهایی که به اینترنت متصل می شوند، از همه ابزارهای ارتباطی موجود، قدرتمندتر عمل می کنند.

کنفرانس «جوامع اینترنتی» ـ دانشگاه هاروارد ـ 1996

کامپیوترهای شخصی و اینترنت میروند که بعنوان ابزارهای پایه ای و اساسی درآیند. گرچه هنوز به آن درجه نرسیده اند اما ما در مسیر رسیدن به این هدف قرار داریم. درست مثل اینکه سوار اتومبیلی برای رسیدن به مقصد باشیم.

کنفرانس «عرضه Windows 98» ـ سانفرانسیسکو ـ 1998

می دانید که بسیاری از مردم تصمیم می گیرند تا دارایی هایشان را به فرزندانشان ببخشند، و البته برای این انتخاب یک مشروعیت کاملاً قانونی دارند. اما در مورد من، فکر میکنم که برای جامعه و برای فرزندانم بهتر باشد تا قسمت بزرگی از دارایی هایم به انجمنهای خیریه مهمی واگذار شود تا در چیزهایی مثل تکنولوژی، تحصیلات، تحقیقات پزشکی، خدمات اجتماعی و خیلی موارد دیگر مصرف شود.

مصاحبه با چارلی رز ـ 1998

یکی از مزایای موفقیت در این کشور، درگیر شدن با رسیدگیهای دولتی است، که کار بسیار ارزشمندی است. ما صنعت بسیار شهوت انگیزی داریم. اگر شما کارمند دادگستری باشید،  مشتاقید که به کدام مورد رسیدگی می کنید: نان یا نرم افزار؟ ما همیشه با دادگستری سر این موضوع بحث داریم که آیا باید نرم افزارهایمان را ناقص کنیم یا نه! برای نمونه آیا میتوانیم یکی از محصولاتی را که بصورت جداگانه تولید کرده ایم با سیستم عاملمان ادغام کنیم. مثلاً مرورگر اینترنت، یا رابط گرافیکی یا چیزهای دیگری را که تولید کرده ایم روی سیستم عاملهایمان بگذاریم تا مردم مجبور نباشند برای خرید جداگانه آنها پول بپردازند و یک محصول کامل داشته باشند…. خوب ما در Windows 98 چیزی را تغییر ندادیم، اما متاسفانه آنها از ما خواستند که محصولی ناقص تولید کنیم، و این خیلی بد است. این موجب می شود که عقبگرد کنیم. اما ما مطمئنیم که چنین اتفاقی نخواهد افتاد.

سخنرانی در دانشگاه استانفورد ـ 1998

من به شدت ایمان دارم که هر ابزاری که ارتباطات را افزایش می دهد، تاثیر شگرفی روی روشهای یادگیری مردم از یکدیگر می گذارد. و بدین ترتیب آنها می توانند به آزادی ای که به آن علاقمندند دست یابند. پست الکترونیک در روسیه ابزار بسیار کلیدی ای بود برای اینکه مردم با هم در ارتباط باشند و صحبت کنند درباره اینکه آیا می خواهند به سبک حکومت قبلی بازگردند یا نه. شما میتوانید در هر کشوری، تفاوتی را که این ابزارها بوجود آورده اند را ببینید.

از وقتی که احساس بشردوستی در من بوجود آمد، به عقب نگاه کردم تا ببینم چه بنیادهایی در تاریخ بنا نهاده شده اند. و به اینکه چه ابزارهایی می توانند تغییر ایجاد کنند. و اولین چیزی که نظر من را به خود جلب کرد موضوع رشد جمعیت بود. خانواده ها اطلاعاتی در زمینه کنترل جمعیت بدست آورده بودند و اطمینان حاصل کردند که اگر رشد جمعیت کمتر باشد آنها می توانند تغییرات زیادی بوجود آورند. و در نتیجه این تصمیم منابع بیشتری برای تحصیل کردن، و کلاً بهتر زندگی کردن در دسترس قرار گرفت. این یکی از پایه های اساسی و مفیدی بود که بنا نهاده شد.

کنفرانس «مزیتهای دیجیتالی شدن» در سیاتل ـ 2000

یکی از دلایل اینکه امروز ایالات متحده رهبری جهان را در دست دارد، به 20 سال پیش برمیگردد که ما فروتنی و تواضع زیادی داشتیم. ما به ژاپن نگاه می کردیم و با خودمان می گفتیم «واو! مدل برتری هم وجود دارد؟ آیا مدلی وجود دارد که از مدل ما قویتر باشد؟» و همه این دلایل موجب اوج گرفتن ما شد. اگر در طی این سالها ما تواضع نمی داشتیم به کشورهای دیگر توجه نمی کردیم، و از آنها یاد نمی گرفتیم، سیر پیشرفتمان نزولی می شد.

کنفرانس «مزیتهای دیجیتالی شدن» در سیاتل ـ 2000

تا هنگامی که ما به هر کودکی، به بهترین روش آموزش می دهیم، و تا هنگامی که شهر درونمان را پاکیزه می کنیم، در کارهایی که انجام می دهیم، کوچکترین نقصی وجود ندارد.

مصاحبه با مجله Playboy ـ 1994

دیروز یکی از بهترین همکارانم، اسکات مک نلی (Scott McNealy) اینجا بود و درباه بازار دیجیتالی حلقه ای (Digital Market Ring) صحبت می کرد. همه همیشه می گویند که Microsoft سعی دارد تا همه کار انجام دهد. اما الان من بطور رسمی می خواهم اعلام کنم که این بازاری است که Microsoft نمی خواهد وارد آن شود.

نمایشگاه ابزارهای الکترونیکی در لاس وگاس ـ 1998

تمام صنعت کامپیوترهای شخصی پیرامون این دستاورد گرد آمده اند. Windows XP قدرتمندترین، سریعترین، و مطمئن ترین سیستم عاملی است که ما تاکنون تولید کرده ایم. اینطور بگویم که ما میلیونها دلار توسعه در این محصول جدید ریخته ایم! ما از طریق فیدبکهای مشتریانمان و بر پایه این نگاه که کامپیوترهای شخصی را به انجام دادن کارهای جدیدی واداریم، به این محصول دست یافتیم. برای ما امنیت و حفاظت از حریم خصوصی، خیلی مهم بود. در سیستم تبادل پیام فوری، اساس نوینی را بنا نهادیم. این تجربه شخصی جدیدی از دنیای دیجیتال است. Windows XP و Office XP دو ابزار جدیدی هستند برای دنیای تجارت آینده.

کنفرانس «عرضه Windows XP» ـ نیویورک ـ 2001

ما در دوره شگفت انگیزی زندگی می کنیم. اگر با نیازهای فرودستان آشنا شویم، می توانیم از طریق تخصیص دادن درآمدها، و ساختن تجارتهای جدید، فقر را ریشه کن کنیم. این کار بی انتهاست و هرگز به پایان نمی رسد. احساس خاتمه دادن به این چالش، موجب می شود که با اشتیاق جهان را تغییر دهیم. و من خیلی خوشحالم که جزئی از این مسیر هستم.

سخنرانی در مجمع جهانی اقتصاد ـ سوئیس ـ 2008

در حالی که تکنولوژی های جدیدی در حال عرضه شدن هستند، والدین این نگرانی را دارند که این تکنولوژی ها چگونه استفاده می شوند. و اینترنت در بالای این لیست قرار دارد. شما میدانید که بزرگترین فرزند من 11 ساله است. و ما هنوز به سالهای سخت وارد نشده ایم. مثلاً داشتن حساب Facebook یا صرف حجم زیادی از وقت در مسنجرها. اما من مطمئنم که این اتفاق در پیش خواهد بود. ما مراقب هستیم که کامپیوترهای خانه مان آزاد نباشد. بنابراین فرزندانمان می دانند که هر کاری که روز کامپیوتر انجام میدهند، ما در جریانش خواهیم بود. البته ما از اعمال محدودیتهای زیاد، مثلاً محدودیت در تخصیص زمان یا چیزهای ویژه، دوری می کنیم. ما فقط نگاه می کنیم که اوضاع چطور پیش می رود و چه صحبتهایی رد و بدل می شود.

سخنرانی در کمیته علوم و تکنولوژی ایالات متحده ـ 2008

هنگامی که من به دبیرستان می رفتم، کامپیوتر، چیز وحشتناکی محسوب می شد. مردم درباه کارتهای پانچ و دستگاه شیطانی که صورتحسابهای اشتباهی برایشان می فرستاد سخن می گفتند. هیچکس تصور نمی کرد که روزی همه کارها به این ماشین واگذار شود.

سخنرانی در دانشگاه الینویز _ 2004

اگر بخواهم درباره چیزی که بهترین احساس را به من القا می کند، صحبت کنم، از بودن در جریان انقلاب نرم افزاری و نتایجی که از آن ناشی می شود، خواهم گفت. شما می توانید به سراسر جهان بروید و در تمام مدارس و بیمارستانها این کامپیوترها را ببینید که مورد استفاده قرار می گیرند. و خواهید دید که چگونه این ابزارها برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات و در نتیجه بوجود آوردن جهانی بهتر و آزادتر بکار گرفته می شوند.

سخنرانی در دانشگاه استانفورد ـ 2002

30 سال پیش، زمانی که پل آلن (Paul Allen) و من Microsoft را تاسیس کردیم، آرزوهای بزرگی درباره نرم افزارها در سر داشتیم. ما آرزوهایی از تاثیراتی که کامپیوترها می توانند در زندگی داشته باشند، داشتیم. ما رویای وجود کامپیوتر بر روی هر میز، و در هر خانه را در سر می پروراندیم. این خیلی شگفت انگیز است که می بینیم بسیاری از آن آرزوها به واقعیت بدل شده اند و ما می توانیم آنها را احساس کنیم. من هیچگاه تصور نمی کردم که کمپانی ما بتواند بر پایه آن رویاها چنین جهشی کند.

کنفرانس خبری درباره کار تمام وقت در زمینه خیریه و کار نیمه وقت در مایکروسافت - 2006

منبع: Computer World

ترجمه: صادق جم

در همین رابطه: بیل گیتس از زبان دیگران ـ بیل گیتس و مایکروسافت در گذر زمان

6 نظر

لینکلاگ

Subscribe to RSS headline updates from:
Powered by FeedBurner

آرشیو