یکی از حسنهای دوران متاهلی این است که شما در همه بازی های وبلاگی همسرتان دعوتید! مثل الان که حدیث جون من را به بازی 10 تا از چیزهایی که دوست دارم و 10 تایی که دوست ندارم، دعوت کردند.
دوست دارمشان
1- خدا (که هرگز تنهایم نمی گذارد، اما من خیلی تنهایش می گذارم!)
2- حدیث جون (که نمادی از خانواده است!)
3- بلاگ نوشت (که نماد زندگی مجازیم است!)
4- کامپیوتر و اینترنت (که بدون آنها کاری از دستم بر نمی آید!)
5- مایکروسافت و خصوصاً شخص بیل گیتس (هر کسی عرضه ندارد آرزوهایش را جامه عمل بپوشاند.)
6- کوه (البته فقط سر سبزش را دوست دارم. مثل کوههای دیلمان را)
7- دریا (خنکایش را دوست دارم و بزرگیش را)
8- ماکارونی (بهترین نوعش همانی است که حدیث جون درست می کند و اینجا نماد خوراک است!)
9- بستنی (بهترین هله هوله دنیا!)
10- پول (چون اگر باشد، زندگی خواهم کرد!)
دوست ندارمشان
1- شیطان (که هر چه بدبختی است از اوست!)
2- تزویر (یک رو داشتن چه عیبی دارد که بعضی ها دو رو دارند؟!)
3- زورگویی (خدا انسان را آزاد آفرید تا آزادانه زندگی کند. این دنیا ارثیه کسی نیست!)
4- شک (شوینده ایمان)
5- بیکاری (عامل همه فتنه ها)
6- گرما و سرمای زیاد (آدم را کلافه میکنند!)
7- گرسنگی و تشنگی (مخ را از کار می اندازند!)
8- سوسکیجات و سنجاقیجات (چندش آورند!)
9- احمدی نژاد (نماد انسانهای نادان و گمراه!)
10- پول (چون اگر نباشد، زندگی مختل است!)
خوب این هم یک جورش بود!
گویا ده نفر هم باید دعوت کنم: جوزف، کاپیتان، امین، محمود، بریر، نونوا، و… و… و… و شمایی که الان داری این متن رو می خونی!