سایت خوانی بهتر از وبلاگ خوانی آمد پدید

او: تو اینترنت چیکار می کنی؟

من: وبلاگ می خونم!

او: کار خوبی نمی کنی! بجاش سایت بخون به معلوماتت اضافه بشه.

من: !

دی ۲۴م, ۱۳۸۷ | ۵ نظر | موضوع: داستانک, وبلاگ, کوته نوشت |

اینجا نماز است

نماز ظهر روز عاشورا

نمازگزاران در رکوع هستند. یک دسته عزاداری از کنار مسجد عبور می کند و صدای طبل و مداح با تمام توان کوفته می شوند. این صداها آنقدر آزاردهنده هستند که نمازگزاران یادشان می رود باید از رکوع برخیزند!

مکبّر: سمع الله لمن حمده، الله اکبر!

مکبّر: مرثیه خوان خفه کن آن صدا را! اینجا نماز است!

دی ۱۹م, ۱۳۸۷ | ۳ نظر | موضوع: داستانک, دین, کوته نوشت |

زاویه دید

او: چقدر درازه! اصلاً زاویه دید برای آدم نمیذاره!

من: چی رو می گی؟!

او: دماغتو می گم دیگه!

من: !

دی ۱۹م, ۱۳۸۷ | ۶ نظر | موضوع: داستانک, کوته نوشت |

ترس از اعتقادات

شب عاشورا

من: بیا لاست ببینیم!

او: نه! امشب خوب نیست. من می ترسم!

من: !

دی ۱۸م, ۱۳۸۷ | ۲ نظر | موضوع: جامعه, داستانک, دین, کوته نوشت |

دیکتاتوری پنهان

با دیدن دسته عزاداری:

او: گیر آوردن خودشونو! اوسکولند!

من: چرا به عقاید مردم توهین می کنی؟!

او: جلوی خودشون که توهین نکردم.

من: !

دی ۱۶م, ۱۳۸۷ | ۱۰ نظر | موضوع: جامعه, داستانک, دین, کوته نوشت |
  • بنرلاگ

    استاندارد وب پارسی
    Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان
  • گودرلاگ