آنانی که قرآن بر سر نیزه دارند…
به عقیدهی من، زندگی علی (ع) یکی از عبرتآموزترین درسهای تاریخ بشریت است. مشکلاتی که امیرالمومنین بعد از رحلت خاتم الانبیا با آنها روبرو بود، و نحوهی برخورد او با گروهی که از دین به عنوان دستآویزی برای رسیدن به قدرت بهره میبردند، میتواند درصورت تأمّل، نکات زیادی را به ما، که خود را پیرو آن امام میدانیم، و به همهی آزادمردان جهان بیاموزد.
هنوز چیزی از رحلت پیامبر (ص) نگذشته بود که پیشانیمهربستهها، دین را به نفع خودشان تفسیر میکردند و کار را به جائی رساندند که با سر نیزه کردن قرآن، تلاش کردند تا خود را بر حق نشان دهند! و چه بسیار احمقانی که فریب خدعهشان را خوردند!
مقابله و برخورد با این منحرفان، آنقدر مهم بود که علی(ع) نه تنها خودش را، بلکه کل خاندانش را در طول سالیان، قربانیِ برچیدن این قوم کرد. کاری که هنوز هم که هنوز است به انجام نرسیده است.
این روزها حتی هر دو طرف حق و باطل، زبان از پیروی مولا میزنند. شاید برای تشخیص گروه برحق، به این نکته باید توجه کنیم، که علی(ع) هرگز برای اثبات حقانیت خود، قرآن بر سر نیزه نکرد. و البته اگر نیک بنگرید در خواهید یافت که چه گروهی قرآن سر نیزه دارد و چه گروهی متهم به این کار است…
پ.ن: ولادت امیرالمومنین علی(ع) و بزرگداشت مقام پدر و روز مرد را به همه مردان روزگارمان تبریک عرض میکنم.







