RSS

بلاگ‌نوشت را در فیلتر بخوانید!

شاید در جریان باشید که اول اسفند ماه سال گذشته، دامنه‌ی اصلی بلاگ‌نوشت فیلتر شد و پس از آن برای در دسترس قرار دادن آن، اقدام به ثبت دامنه‌ی IR نمودم. اما مدتی پیش دامنه‌ی دوم نیز به میمنت و مبارکی اسیر فیلتر شد و تا بلاگ‌نوشت طعم اسارت را بصورت یکدست بچشد!

خب به هر حال همان‌گونه که قبلاً هم گفتم بنده اصلاً قصد پیگیری موضوع فیلترشدن بلاگ‌نوشت را از مراجع ذیربط ندارم و ترجیح می‌دهم تا به احترام آزادی بیان، بلاگ‌نوشت همچنان فیلتر بماند! و گرچه به دلایل هویتی دچار خودسانسوری مفرط هستم، اما با این حال هم دوست ندارم تن به دادن تعهد در وزارت مکرم ارشاد دهم. از سوی دیگر به نظر می‌رسد که خریداری دامنه‌های سریالی نیز جز تسکینی زودگذر، تاثیر چندانی ندارد، مگر اینکه زحمت دست‌اندرکاران محترم فیلترینگ را هر چند ماه یکبار زیاد کند!

لذا مخاطبین عزیزی که به پشت گرمی ایشان قلم می‌زنم، از این پس چنانکه تمایل داشته باشند تا بلاگ‌نوشت‌های حقیر را بخوانند مجبور خواهند بود تا یکی از راه‌های زیر را جهت دسترسی به مطالب بکار گیرند:

۱- استفاده از ابزارهای فیلترشکن: توصیه می‌کنم از طریق دوستان و آشنایان یک فیلترشکن از نوع VPN تهیه نمائید تا دیگر نگران هیچ نوع فیلتری نباشید!

۲- اشتراک در خبرمایه‌ی بلاگ‌نوشت: اگر هنوز نمی‌دانید که چطور سرعت وب‌خوانی‌تان را تا صدها برابر افزایش دهید و ضمناً نگران فیلتر بودن سایت‌های مورد علاقه‌تان هم نباشید، توصیه می‌کنم که حتماً یکی از این مقالات را بخوانید:

ضمناً آدرس فید بلاگ‌نوشت http://feeds2.feedburner.com/blogneveshte می‌باشد!

یک راه دیگر برای مطالعه‌ی مطالب بلاگ‌نوشت، دریافت آن‌ها در ایمیل‌تان است، برای این کار آدرس ایمیل‌تان را در این فرم وارد نمائید و سپس در ایمیلی که جهت فعال‌سازی برای‌تان ارسال می‌شود، روی لینک تائیدیه کلیک کنید تا از این پس مطالب جدید بلاگ‌نوشت برای‌تان ایمیل‌ شود.

۳- مراجعه به فیل‌پر بلاگ‌نوشت: فیل پر یک روش توزیع شده برای مبارزه با فیلترینگ است، که دوست خوبم آرش کمانگیر آن را تهیه نموده است. فیل‌پر یعنی فیلترینگ پَر‍! فیل‌پر بلاگ‌نوشت از آدرس http://filpar.blognevesht.com قابل دسترس است!

در انتها ممنون می‌شوم اگر این مطلب را با دوستان‌تان که تبحّر کمتری در دور زدن فیلترینگ دارند و احیاناً نمی‌توانند این مطلب را بخوانند، به اشتراک بگذارید. احتمالاً بازنشر این مطلب را از این آدرس، بطور مستقیم می‌توانند مطالعه کنند.

۳۰م تیر ۱۳۸۹ | ۲ نظر | موضوع: خودنوشت, وبلاگ | 647 بازدید فید |

پایان گمگشتگی…

در هر زمان، مکان یا حالی که هستید، بیائید لحظه‌ای، به اختیار، افکار را ساکن کنیم و زندگی خارج از زمان و مکان‌مان را نظاره‌گر باشیم.

بیائید ببینیم کجا هستیم و به کجا می‌رویم؟

اینجا – دنیایی که ساخته‌ایم – قرار بود جائی باشد برای یافتن خویشتن خویش‌مان؛ قرار بود جائی باشد برای اینکه یافته شویم. اما حالا در عوض محلی شده برای سردرگمی و گمگشتگی‌مان.

اگر خوب بنگریم در می‌یابیم که همه‌ی ما – چه آن‌ها که مرده‌اند و چه مائی که خواهیم مرد – در سفری هم‌داستانیم. و مهمترین بخش این سفر، لحظاتی است که با یکدیگر می‌گذرانیم. همه‌ی ما به همدیگر نیازمندیم و بدون یکدیگر نمی‌توانیم زندگی کنیم.

و یادمان باشد که فقط «عشق» به خاطر می‌ماند و «نفرت»، هر اندازه هم شدید باشد، از یاد خواهد رفت.

و ممنونم از Lost که به من این فرصت را داد تا پی به گمگشتگی و حیرانیم ببرم و لحظاتی را به چرائی و کجائی زندگیم بیاندیشم.

Let’s go and moving on to find out where we going…

پی‌نوشت: اگر هنوز Lost را ندیده‌اید، پیشنهاد می‌کنم که حتماً برای دیدنش عجله کنید! از اینجا می‌توانید نسخه‌ی کامل سریال را بصورت پستی خریداری کنید.

۸م خرداد ۱۳۸۹ | ۳ نظر | موضوع: خودنوشت, دین, فیلم و رسانه | 294 بازدید فید |

بلاگ‌نوشت‌های ۸۸

سه سال است (+ + +) که رسم شده تا در روزهای آخر هر سال، مروری داشته باشم بر مطالبی که طی یک‌ساله گذشته در بلاگ‌نوشت نگاشته شده است. امسال هم، گرچه به دلائل شخصی و اجتماعی کمتر به بلاگ‌نوشت رسیده‌ام، اما به هر حال بد نیست نگاهی داشته باشم به کارنامه پست‌‌های باقی‌مانده‌ی اینجا!

فروردین ۸۸

۱- سال ۸۸ را با سفر آغاز کردم. نتیجه‌اش عکس‌هایی شد از باغ وحش ارم، عالی‌قاپوی خط‌خطی و کلیسای وانک.

۲- طی سفر کوتاهی که به اصفهان داشتیم، دیداری صمیمی هم با دوستان مجازی اصفهونی داشتیم. بحث‌های آن دیدار جرقه‌ای شد برای راه افتادن سلسله بحث‌هایی درباره «وبلاگ‌نویسی حرفه‌ای»: وبلاگ نویسی حرفه ای: الگوبرداری از غرب؟!وبلاگ نویسی حرفه ای: گذار از روزانه نویسی به توئیترنویسی؟!وبلاگ نویسی حرفه ای: نگاهی به اجزای اصلی وبلاگها . از ویژگی مهم این سلسله پست‌ها این بود که گاهاً بحث‌های مطرح شده در بخش نظرات، از مطلب اصلی کامل‌تر و جامع‌تر بودند.

۳- در اواخر فروردین ماه ۸۸ این توفیق نصیبم شد تا خبرخوان وبلاگ‌های گیلانی را با کمک دوستان پرشین بلاگرز راه‌اندازی کنم.

اردیبهشت ۸۸

۱- با توجه به نزدیکی انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، اکثر مطالب بلاگ‌نوشت در اردیبهشت ماه و خرداد ماه ۸۸ سیاسی بودند و شامل پست‌های حمایتی من از میرحسین موسوی می‌شدند. که متاسفانه بنا به دلائل شخصی مجبور شدم بسیاری از آن‌ها را به دلیل حوادث پس از انتخابات، غیرفعال نمایم.

۲- خودکشی مجازی حدیث، موجب شده بود تا مطلبی درباره رفتارشناسی دنیای مجازی بنویسم. واقعاً که آدمی موجودی عجیب و ناشناخته است! و این عجیب بودن با ظهور فضاهای مجازی حتی چندین برابر هم شده!

۳- یکی از مطالب جالبی که در سال گذشته از وبلاگ DailyBlogTips ترجمه کرده بودم، مطلب «سادگی مایه حیات» بود. لازمه باز یادآوری بشه که اکثر وب سرویس ها، کمپانی ها، وبلاگ ها، محصولات و کتاب های موفق، ساده هستند. اما ما چطور؟ آیا چیزها را ساده می‌سازیم یا آن ها را پیچیده‌تر می‌کنیم؟!

خرداد ۸۸

۱- از پست‌های سانسور شده‌ی انتخاباتی در خردادماه که بگذریم، یکی دو پست بیشتر باقی نمی‌ماند! که یکی از آنها ترجمه‌ای است درباره راه‌های خوب، بد و زشت برای جذب ترافیک وبلاگ.

۲- با اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۸۸، فقط دو پست شعرگونه از بلاگ‌نوشت باقی ماند و بس!

تیر ۸۸

۱- همچنان هنوز هم امیدوارم که پیروزی تنها از آنِ حق باشد!

۲- روزهای تیر ماه هم روزهای پر ز حزنی بودند که حرف‌های زیادی را فرو خوردند!

۳- به معمای جالبی بر خورده بودم که گفته می‌شد معمای انشتین است، آن را در بلاگ‌نوشت منتشر کردم تا مایه‌ی تفکر دوستان باشد!

۴- اینترنت در ایران، پس از انتخابات، دچار دردسرهای عمده‌ای شد. لذا در آن روزها بازار معرفی سرویس‌هایی که بتوانند دسترسی کاربران به ابزارهای وب۲ را فراهم کنند، گرم بود. من هم در آن شرایط Digsby را به خوانندگان اینجا معرفی کردم.

۵- در دنیای مدرن امروز، انتخاب یک آنتی ویروس خوب جز دغدغه‌های بشر شده است. من هم بعد از تست کردن چند آنتی‌ویروس در شرایط مختلف پستی نوشتم تا تجاربم را با دیگران در میان بگذارم. البته قصد من از نوشتن این مطلب این نبود که ارجحیت آنتی ویروسی را بر دیگران اثبات کنم، اما آنتی ویروسی که با آن احساس راحتی و آرامش بیشتری داشتم AVG بود!

مرداد ۸۸

۱- یکی از بازی‌های وبلاگی مرداد ماه، نوشتن درباره یک رسانه واقعاً ملی بود. من هم طی پستی نظرم را در این باره در میان گذاشته بودم.

۲- در این ماه نسخه آزمایشی Microsoft Office 2010 منتشر شد و من هم برخی از چشم‌اندازهای جدید آن را معرفی کردم.

۳- یکی از مطالب آموزشی کاملی که در سال ۸۸ نوشتم، مطلبی بود تحت عنوان «چگونه از ابزارهای اجتماعی وبلاگها استفاده کنیم؟» که فکر می‌کنم هر کاربر مبتدی اینترنت باید با آن آشنا باشد.

شهریور ۸۸

۱- یک افزونه خوب برای قسمت نظرات در وبلاگ‌های وردپرسی، افزونه wp-thread-comment است که موجب می‌شود تا مدیریت پیشرفته‌تری بر نظرات وردپرس داشته باشید.

۲- نیما اکبرپور مسابقه جالبی را در آستانه سالروز جهانی وبلاگ راه انداخته بود با عنوان طراحی صفحه ۴۰۴. که به لطف دوستان طرح بلاگ‌نوشت هم یکی از برندگان این مسابقه بود.

۳- شهریور ماه، ماه وبلاگ‌هاست! چرا که هم ۳۱ام آگوست که مصادف است با روز جهانی وبلاگ، و هم شانزدهم شهریور که سالروز تولد بلاگ فارسی است، در این ماه واقع شده. به همین مناسبت من هم چند مطلب درباره وبلاگ‌ها نوشته بودم: وبلاگها را دوست می‌دارم…بلاگ‌هایی که باید دیده شوند و بالاخره داستان بلاگ‌نویس شدن من! حتی یک پست ویژه هم به همین مناسبت در فیس‌آف منتشر شد، که به بررسی نقش بلاگستان در وقایع پس از ۲۲ خرداد ۸۸ می‌پرداخت.

۴- یکی از بایدهای وبلاگی این روزها، وجود نسخه موبایلی است! یکی از وب سرویس‌های خوب که به راه‌اندازی نسخه موبایلی کمک می‌کند، Mobify است که در پستی معرفیش کرده بودم.

۵- یاهو در شهریور ماه سرویس میکروبلاگینگ جدید خود با نام Meme را راه‌اندازی کرد که البته به مرور زمان، معلوم شد که توانایی رقابت با سایر وب‌سرویس‌های مشابه را ندارد.  در مطلب «سرویس میکروبلاگینگ Yahoo Meme» برخی از ویژگی‌های این سرویس را برشمرده بودم.

مهر ۸۸

۱- «سوپ جوجه برای روح‌های رمانتیک» نام کتابی است که حدیث به من هدیه کرد. در مطلبی با همین عنوان، یکی از داستان‌های این کتاب را نقل کرده‌ام.

۲- اولین پادکستی که تهیه کردم، کتاب صوتی «شب‌های ورامین» صادق هدایت بود. برای خودم تجربه جالب و البته پردردسری بود!

۳- شنیدن خبر اهدای جایزه محمد امین به وبلاگ نویسان ایرانی، به خاطر «تعهد، شجاعت و فداکاری آن‌ها تحت شرایط جان‌فرسا و فشارهای فوق‌العاده در حین پوشش دادن اخبار انتخابات ریاست‌جمهوری» به اندازه‌ی تلخیِ اهدای این جایزه به کسی که وبلاگ‌نویس نبود، مسرّت بخش بود! از همین رو نامه سرگشاده‌ای را در بلاگ‌نوشت منتشر کردم و به امضای تعدادی از بلاگ‌نویسان رساندم تا از رویترز بخواهیم که از بلاگستان فارسی عذرخواهی کند! اما گویا رویترزی‌ها پاسخگوی کردار خود نبودند!

۴- Google Wave یا موج گوگلی یکی از سرویس‌های جالب گوگل است که با سر و صدایی زیاد وارد عرصه رقابت وب۲ شد! اما رفته رفته معلوم شد که این سرویس هم در مقابل سرویس‌هایی چون Twitter، FriendFeed، Facebook و… حرف چندانی برای گفتن ندارد!

آبان ۸۸

۱- از آبان ماه تصمیم گرفتم که در بلاگ‌نوشت، قسمتی را به روزانه نویسی اختصاص دهم. از همین رو ابتدا سراغ افزونه‌هایی برای وردپرس رفتم که امکان ایجاد روزنوشت را فراهم می‌کردند. اما با توجه به مشکلاتی که داشتند، «خودمونی‌های بلاگ‌نوشت» را به کمک فیدبرنر راه‌انداختم.

[«خودمونی»ها، نوشته‌هایی هستند که در خبرمایه بلاگ‌نوشت منتشر نمی‌شوند، اگر دوست دارید «خودمونی‌نوشت‌»های مرا بخوانید مشترک خبرمایه آن شوید!]

۲- یکی از سریال‌هایی که از مهرماه همزمان با پخشش از شبکه abc، دنبال می‌کنم، سریال V است. طی مطلبی با عنوان «V : دشمنانی با پیام صلح» به معرفی این سریال پرداخته‌ام.

۳- از ترجمه‌های خوب آبان ماه که در بلاگ‌نوشت منتشرش کردم، بهینه‌سازی و بالابردن سرعت وبلاگ‌های وردپرسی است.

آذر ۸۸

۱- آذر ماه برای بلاگ‌نوشت ماه مهمی است! چرا که سال نوی بلاگ‌نوشت از این ماه شروع میشه! البته به شرطی که مشغله‌های زندگی، این واقعه مهم رو از یادم نبرن!

۲- یکی دیگر از سر و صداهایی که گوگل در سال قبل به پا کرد، معرفی سیستم عامل جدیدش بود. که من هم یک راهنمای تصویری از نحوه دانلود و نصب سیستم عامل گوگل کرومیموم منتشر کردم.

۳- معمولاً یکی از دغدغه‌های صاحبان وبگاه‌ها این است که مطمئن شوند قالب صفحه وب‌شان در هر شرایطی درست لود می‌شود. BrowsrShots وب سرویسی است که  برای همین اطمینان بخشی راه اندازی شده است!

دی ۸۸

۱- مثل همیشه ۱۱ دی ماه به درد و دل‌های من اختصاص پیدا کرد و این‌بار «یک‌سال نزدیک‌تر…»

۲- یکی از وب‌سرویس‌هایی که در دی ماه معرفی کردم «بلاگبان» نام دارد. بلاگبان، وب سرویسی است که با هدف جمع‌آوری و دسته‌بندی کردن وبلاگ‌های فارسی و مطالب منتشر شده در آنها فعالیت می‌کند. از ویژگی‌های بلاگبان این است که وبلاگ‌نویسان با رای دادن، برترین مطالب بلاگستان را انتخاب می‌کنند تا علاقمندان بتوانند راحت‌تر به پست‌های مفید بلاگستان دسترسی پیدا کنند.

۳- شاید تنها فیلم خوب ایرانی که در سال ۸۸ دیدم، فیلم «کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره» ساخته بهمن قبادی بود. نگاه من به این فیلم زیر پستی با عنوان «نعره گربه‌های ایرانی» نوشته شده است.

۴- و دی ماه با سالروز ازدواج من و حدیث به پایان می‌رسد. امسال خودمونی‌تر درباره ماجراهای ازدواج‌مون نوشتم!

بهمن ۸۸

۱- بلاگ‌نوشت در بهمن ۸۸ فقط دو پست داشت که یکیش نظرسنجی‌ای بود درباره اینکه بعد از یک رابطه نامشروع چه باید کرد؟!

۲- Google Buzz سرویس دیگری است از گوگل که به نظر می‌رسد بعد از برآورده نشدن انتظارات از Google Wave، معرفی شد. طی مطلب دومی که در بهمن ماه منتشر کردم، به بازی با قابلیت‌‌های این وب سرویس پرداخته‌ام!

اسفند ۸۸

اول اسفند ماه ۸۸، بلاگ‌نوشت رسماً فیلتر شد! تا جائی که حتی پیگیری‌ها برای یافتن مصادیق جرائم اینترنتی در بلاگ‌نوشت هم راه به جائی نبرد! تا اینکه تصمیم گرفتم که به احترام آزادی بیان، بلاگ‌نوشت همچنان فیلتر بماند، و تن به امضای تعهدنامه ندادم. البته بیکار هم ننشستم و برای راحتی رهگذران اینجا، دامنه BlogNevesht.IR را در کنار بلاگ‌نوشت.کام فیلتر شده، راه‌اندازی کردم تا باشد که چند صباحی رها باشیم!

باشد که این کارنامه در سال ۸۹ پربارتر از این باشد…

اکثر وب سرویس ها، کمپانی ها، وبلاگ ها، محصولات و کتاب های موفق، ساده هستند.

شما چطور؟ آیا شما چیزها را ساده می کنید یا آن ها را پیچیده می سازید؟!

۲۸م اسفند ۱۳۸۸ | ۱۳ نظر | موضوع: خودنوشت, وبلاگ | |

به احترام آزادی بیان، بلاگ‌‌نوشت فیلتر می‌ماند

اول اسفند ماه بود که متوجه فیلتر شدن بلاگ‌نوشت شدم. از همان روز جویای علت شدم و به عنوان اولین اقدام، ایمیلی به کمیته فیلترینگ مخابرات فرستادم. اما با کمال تعجب پاسخ گرفتم که «فیلترینگ بلاگ‌نوشت از سوی ما نبوده و ما روی سرورهای مخابرات می‌توانیم آن را بدون مشکل ببینیم»! سوال من درباره چگونگی پیگیری این مسئله بی‌پاسخ ماند، تا اینکه از سوی دوستان با ستاد ساماندهی پایگاه‌های اینترنتی ایرانی زیر نظر معاونت اطلاع‌رسانی وزارت ارشاد آشنا شدم.

اوائل دولت احمدی‌نژاد، بحث ساماندهی وب‌سایت‌ها پیش آمده بود که با مخالفت اصحاب اینترنت مواجه شد و حتی شنیده بودم که مجلس نیز طرحش را تصویب نکرد، اما گویا این ستاد با رنگ و بویی جدید کارش را از سر گرفته  است! همین اواخر در سایت‌ جدیدشان اطلاعیه‌ای را درباره نحوه پیگیری رفع فیلترینگ منتشر کرده بودند که بر اساس آن «در صورتی که اداره کننده پایگاه اینترنتی (وب سایت) فیلتر شده درخواست رسیدگی به مسئله خود را داشته باشد بایستی ضمن پالایش پایگاه اینترنتی خود از محتوای مجرمانه، نسبت به ثبت پایگاه در سایت ساماندهی به نشانی www.samandehi.ir اقدام نموده و شخص مسئول سایت ضمن مراجعه به اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی محل، فرم درخواست رفع فیلترینگ خطاب به دبیرخانه کارگروه مصادیق محتوای مجرمانه قانون جرایم رایانه ای  را پر نماید و پس از احراز هویت شخص، اصل فرم پر شده توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی به این مرکز جهت اقدامات بعدی ارسال گردد». فهرستی از مصادیق محتوای مجرمانه نیز در ذیل این اطلاعیه آمده که در نوع خود جالب توجه می‌باشد!

ابتدا قصد داشتم که برای رفع فیلترینگ بلاگ‌نوشت مسیر اعلام شده را طی کنم، لذا در مرحله اول مشخصاتم را در پایگاه ساماندهی به ثبت رساندم، اما بعد که خواستم برای پالایش بلاگ‌نوشت از محتوای به اصطلاح مجرمانه اقدام کنم، با خود اندیشیدم که آیا می‌خواهم با امضا کردن و انگشت زدن زیر برگه درخواست رفع فیلترینگ، بپذیرم که در طول دوران بلاگ‌نویسی‌ام مرتکب جرم شده‌ام؟! براستی جرم من چه بود؟! آیا معرفی وب‌سرویس‌های مجازی جرم است؟! آیا بیان آنچه که می‌اندیشیدم درست است، جرم تلقی می‌گردد؟! آیا حمایت از کاندیدایی خاص در انتخابات جرم محسوب می‌شود؟! آیا درخواست آزادی برای دوستانی که عقایدشان را بیان کرده‌اند، جرم است؟!…

گرچه این روزها همه این‌ها به گونه‌ای جرم محسوب می‌شوند، و حتی در بسیاری از موارد شخصاً مجبور شده‌ام به دلیل مسائل شغلی، بلاگم را از این‌گونه محتویات سانسور کنم، اما لال شدن و کور شدن و کر شدن، دلیل نمی‌شود که«خر» هم شوم!

اگر این روزها غربال پالایش آقایان آن‌قدر ریز شده که حتی تحمل مطالبی در حد بلاگ‌نوشت را هم ندارند، دلیل نمی‌شود که من هم به اختیار، با امضا زیر تعهدنامه‌ای ننگین، صحه بر کارشان بنهم!

اگر کار مملکت‌مان با فیلتر شدن بلاگ‌نوشت به سامان می‌شود، پس بگذار بلاگ‌نوشت همچنان فیلتر بماند، حتی گِل گرفتن درش، شرف دارد به پذیرش جرم ناکرده! با این تصمیم حداقل وجدانم راحت است که به زخم‌دیدگان راه آزادی بیان خیانت نکرده‌ام. مطمئنم که رهگذران اینجا هم سختی دور زدن فیلترینگ را به تن دادن بلاگ‌نویسش به ذلت بیشتر می‌پسندند.

فعلاً blognevesht.ir از گزند فیلتر رهاست. همچنین با دنبال کردن خبرمایه (فید یا خوراک) بلاگ‌نوشت (http://feeds.feedburner.com/blogneveshte)، می‌توانید مطمئن باشید که در هر صورت می‌توانید مطالب بلاگ‌نوشت را بخوانید. (راهنمای اشتراک خوراکی)

به پشتیبانی شما دلگرمم، تنهایم نگذارید…

۲۱م اسفند ۱۳۸۸ | ۶۲ نظر | موضوع: خودنوشت | |

ازدواج با طعم وبلاگ

ماهان عزیز بحثی رو با موضوع «ازدواج وبلاگ نویسان» مطرح کردند و از من هم دعوت فرمودند تا نظراتم رو مطرح کنم. از اونجائی که این بحث در آستانه سومین سالروز عقد ازدواج من و حدیث مطرح شده بود، من هم نوشتن در این باره رو تا ۲۷ دی ماه به تعویق انداختم، تا امروز، طی خاطره گوئی سالهایی که بر ما گذشت، گوشه‌ای از تجاربمون رو در میان بذارم.

برای اولین بار حدیث رو زمانی دیدم که همراه با دوستش به شرکتی که در اون کار می‌کردم اومده بود تا درخواست کار بده. برخلاف خیلی‌ها که ادعا می‌کنن از همون نگاه اول شیفته‌ی طرف مقابل شده بودند، من اصلاً حس خوبی به حدیث نداشتم! حتی به مدیر شرکت هم که موافقت خودش رو با استخدامش اعلام کرده بود، اعتراض کردم! اما کاری بود که شده و چاره‌ای نداشتم جز اینکه با حدیث همکار بشم!! :دی

حدیث دنیای متفاوتی داشت، نگاه‌مون به زندگی متفاوت بود. تفریحات و سرگرمی‌هامون هم از جنس‌های مختلفی بودند. کسی فکرش رو هم نمی‌کرد که بتونیم نقطه‌ی مشترکی با هم پیدا کنیم. اون زمان من بلاگ‌نوشت رو با جدیت روی بلاگر مدیریت می‌کردم و خیلی بهش اهمیت می‌دادم. حدیث هم وبلاگی روی بلاگفا داشت که مشترکاً با دوست پسرش توش می‌نوشتند!

اولین قدم برای نزدیکتر شدن به همدیگه از طرف من برداشته شد. اون زمان حدیث روی هر کامپیوتری که می‌نشست، بعد از اینکه آی‌دی یاهوش رو می‌بست، سریعاً اطلاعات پوشه‌ی پروفایل یاهو رو حذف می‌کرد تا احیاناً آی‌دیش دست غریبه نیافته. من هم از سر شیطنت جوانی پاپی گرفتن آی‌دیش بودم، اما از سر غرور، نمی‌خواستم از خودش بگیرم! تا اینکه بالاخره یه روز حدیث یادش رفت پوشه‌ی پروفایل رو پاکسازی کنه! من هم فوراً از فرصت استفاده کردم و آی‌دیش رو به لیست مسنجر یاهوم اضافه کردم! این شد که راحت‌تر تونستیم با هم رابطه داشته باشیم و بیشتر با هم آشنا شدیم!

بعد از اینکه رابطه‌ی حدیث با دوست پسرش به هم خورد، جا برای من بازتر شد! همان روزها بود که حدیث Sad Eye Never Lie رو روی بلاگفا راه انداخت و خواست که مرتب‌تر به وبلاگ‌نویسی بپردازه. ناگفته نمونه که از این بابت خیلی خوشحال بودم. دلیلش رو خودم هم درست نمی‌دونم، اما هنوز هم با دیدن وبلاگ‌هایی که تازه شروع به کار می‌کنن و انگیزه بالایی دارن، حال می‌کنم!

از اونجائی که وبلاگ همیشه در زندگیم پررنگ بوده، در تصوراتم بر این باور بودم که همسرم هم باید حتماً با دنیای وبلاگ‌نویسی آشنا باشه! شاید این باور از فشارِ عذابی ناشی می‌شد که از طرف خانواده و ناآشنایان مجازی، بر من وارد می‌شد و حتی گاهاً دسترسی من رو به وبلاگستان محدود می‌کرد.

با گذشت زمان، کار به جائی رسیده بود که جداً جنون عاشقی گرفته بودم و زندگی بدون حدیث برام غیر قابل تصور بود. داستانک‌های نی‌نی (+ + + + + + + + +) هم حاصل همان دوران بود. تا اینکه بالاخره همراه با استحکام وبلاگ حدیث، رابطه‌ی ما هم جدی شد، و بعد از کجدار و مریزهایی در ۲۷ دی ماه ۸۵ با کلام سیّد محمّد خاتمی و سیّد محمدعلی ابطحی، به عقد دائم همدیگه در اومدیم.

یه جمله‌ای هست که اگه از هر متأهلی بپرسید تائیدش می‌کنه. این جمله می‌گه: «شناخت شما از نامزدتون هر قدر هم که عمیق باشه، تا وقتی که او به همسری‌تون در نیاد، این شناخت کامل نمیشه»!

از اونجائی که زندگی مشترک زیر یه سقف و تحت تاثیر اطرافیان، موجب به وجود اومدن شرایط‌های ویژه‌ای میشه، به ناچار عکس‌العمل‌ها و واکنش‌هایی رو در بر خواهد داشت که پیش از اون هرگز مشابهش رو نخواهید دید.

یکی از این شرایطی که در زندگی ما به وجود اومد، همون شرایطی بود که ماهان مطرح کرد!

یه روز به خاطر شرایطی – که الان اصلاً یادم نمیاد! – حدیث ازم خواست که بین وبلاگ‌نویسی و اون، یکی رو انتخاب کنم! و برای اثبات عشقم وبلاگ‌نویسی رو کنار بذارم! مدت‌ها سر بی منطق بودم گزینه‌های مطرح شده، باهاش بحث و جدل داشتم، تا اینکه بالاخره مجبور شده بودم برای مدتی دور بلاگ‌نوشت رو خط بکشم.

اگه بخوام به دور از واقعیت نظرم رو در این باره بگم، می‌گفتم که دور شخصی که به علائق شما احترام نمی‌ذاره و براتون استقلال قائل نیست، خط بکشید! اما واقعیتی که تنها پس از ازدواج تجربه‌اش می‌کنید، بهتون نشون میده که زندگی مشترک حاوی تناقض سلائقی است که به ناچار اصطحکاک‌هایی رو در برخواهد داشت که موجب رنجش طرفین خواهد شد. و از اونجائی که هر عملی را عکس‌العملی است، مسلماً رفتارهایی رو تجربه خواهید کرد که شاید تا قبل از ازدواج برای هر دو طرف مسخره و خنده‌دار بودند!

شکی نیست که اگه من شرایطی رو به وجود نمی‌آوردم که موجب رنجش خاطر حدیث بشه، او هم مجبور نمی‌شد تا روی نقطه ضعف من دست بذاره. لذا راهکار درست این مشکل از نظر من اینه که به جای دامن زدن به بحران، در پی بر طرف کردن اصطحکاک‌های قبلی که موجب به وجود اومدن گزینه‌های جدید شده بر بیایم. البته عملی کردن این راهکار برای دو طرفی که در گود هستند، خصوصاً در روزهای اول خیلی سخت و متمایل به ناممکن خواهد بود. اما به هر حال جنگ اجتناب ناپذیری است که بعضی اوقات فقط باید تجربه‌ش کرد!

در انتها ضمن عذرخواهی مجدد از حدیث به خاطر شرایط‌هایی که در گذشته براش به وجود آوردم تا جایی که مجبور شد من رو وادار به قرارگیری بر سر دو راهی عشق و وبلاگ کنه، خدا رو به خاطر وابستگی حال حاضرش به دنیای مجازی واقعاً شاکرم، که ب هر حال درصد پیش اومدن ماجراهایی نظیر بیرون انداختن من از بلاگ‌نوشت رو پائین میاره! :دی و امیدواترم که زندگی مشترک شما هیچ‌گاه دست‌خوش شرایطی نیشه که از زندگی مجازی‌تون به عنوان دستاویزی برای اعمال شکنجه استفاده بشه!

۲۷م دی ۱۳۸۸ | ۸۳ نظر | موضوع: خودنوشت, وبلاگ | |
  • لاهیج‌مارکت
  • گوگل‌فرند



Switch to our mobile site