وجوه فرمانروایی سیاسی

فرمانروایی سیاسی دو وجه دارد. یک وجهش این است که عموم مردم روایی فرمانش را می پذیرند، یعنی می پذیرند که فرمانروا حق دارد به آنها بگوید که چگونه رفتار کنند. به عنوان مثال وقتی مردم از قانون اطاعت می کنند، معمولاً به این دلیل است که فکر می کنند کسی یا هیئتی که این قانون را وضع کرده حق داشته که چنین کاری بکند و خود مردم هم متقابلاً وظیفه دارند که از قانون اطاعت کنند.

وجه دیگر فرمانروایی سیاسی این است که کسانی که از اطاعت قانون سر باز بزنند، با تهدید به مجازات مجبور می شوند که از قانون اطاعت کنند. و این دو وجه مکمل هم هستند. اگر اطاعت اکثریت مردم از قانون در اکثر مواقع به دلیل باور به مشروعیت قانون نباشد، چرخ نظام سیاسی نمی چرخد: در وهله اول، به تعداد زیادی مامور مجری قانون نیاز داریم ، و بلافاصله این سوال پیش می آید که چه کسی قانون را در مورد همین ماموران اجرا خواهد کرد؟ به همین سان کسانی که از سر احساس تکلیف از قانون اطاعت می کنند با دانستن اینکه قانون شکنان مجازات خواهند شد.، انگیزه بیشتری برای اطاعت از قانون پیدا می کنند.

فلسفه سیاسی - نوشته دیوید میلر - ترجمه بهمن دارالشفایی

تیر ۱۰م, ۱۳۸۸ | ۳ نظر | موضوع: جامعه, سیاست |

رفتار شناسی دنیای مجازی

انسان ها بیشتر عمرشان را در گروه ها می گذرانند و بصورت گروهی زندگی می کنند. آنها به عنوان  اعضای یک خانواده، محله، شهر، کشور و … با هم رابطه و تعامل دارند. همین گروهها نیز به تدریج پایه های تشکیل جوامع و تمدنها را پدید آورد، و سبب تشکیل جهان یا دنیای حقیقی شد که امروزه در آن زندگی می کنیم.

اما با پیشرفت تکنولوژی و خصوصاً ورود کامپیوتر و اینترنت به زندگی انسان ها، نوع دیگری از گروه ها پدید آمدند که برپایه اینترنت و وب استوار بودند. در چندین سال گذشته، گروه ها، روابط و تعاملات اینترنت انسان ها آن قدر گسترش یافت که امروزه از پدید آمدن دنیایی مشهور به «دنیای مجازی یا سایبر» سخن می گوئیم.

دنیای جدید به دلیل ویژگی های منحصر به فرد و متمایزی که دارد، سبب بوجود آمدن رفتارها و نگرش های جدیدی در انسان هایی که بیشتر با آن سر و کار دارند، شده است. لذا همانگونه که پیش از این، بشر برای کسب اطلاع از آنچه که پیرامونش می گذشت، دست به مطالعه درباره پدیده های مختلف زد، امروزه نیز به نظر می رسد که باید به مطالعه جدی تر و عمیق تر دنیای مجازی و ساکنین این دنیا و تاثیرات آن در دنیای حقیقی بپردازد.

شاید پیش از این بسیاری از رفتارهای بشری در این دنیا برایم قابل توجیه بودند، اما به تدریج شاهد رفتارهایی هستم که هیچ توجیه منطقی یا غیر منطقی نمی توانم برایشان پیدا کنم. یکی از این رفتارها «خودکشی مجازی» با حفظ حالات دنیای حقیقی است (کاری هم حدیث به کرّات انجام داده و این بار با حذف کلیّه رد پاهایش در دنیای مجازی، آنرا نهایی کرده است)! خیلی دوست دارم که بتوانم دلائل این نوع رفتارها را بشناسم.

به یک نمونه رفتاری از این دست توجه کنید:

” حدیث حدود ۷ سال پا به دنیای اینترنت گذاشته و حدوداً ۵ سال است از طریق وبلاگش ساکن دنیای مجازی شده است. با ورود وب۲ و سرویس های شبکه اجتماعی مانند توئیتر، فیس بوک، فرندفید و… ارتباطات وی نیز همچون بسیاری دیگر در دنیای مجازی گسترش می یابد و دوستان بیشتری پیدا می کند، و ارتباطش با دوستان قدیمی صمیمی تر می شود.

شکی نیست که با گسترش ارتباطات، به همان میزان که روابط دوستانه افزایش می یابند، امکان پیش آمدن رفتارهای آزاردهنده نیز بیشتر می شود.

حدیث به دلیل موقعیت دنیای حقیقیش، جز افرادی است که مدت زمان زیادی را به نسبت در دنیای سایبر می گذراند. وی خیلی زود با عده ای صمیمی می شود. برخی اوقات رفتارهایی از دوستانش سر می زند که با روحیاتش در دنیای حقیقی سازگار نیست. لذا همان رفتارهای دنیای حقیقی را در این مواقع بروز می دهد و به شدت دورشان را خط می کشد.گاهی دل شکستی وی به جایی می رسد که به خودزنی می پردازد. به همین دلیل چندین بار وبلاگش را به حالت نیمه تعطیل در می آورد و گاهی هم حسابهایش در فرندفید و توئیتر را پاک می کند.

همین گونه رفتارها و به نظر من عدم شناسایی به موقع آنها، موجب می شود که وی در موقعیت های بعدی پا را فراتر بگذارد و در یک اقدام غافلگیرکننده، نه تنها وبلاگ و حسابهای توئیتر و فرندفیدش را که همه حسابهای اینترنتیش، از جمله ایمیل هایش و پروفایلش در فیس بوک را نیز پاک می کند!

تبعات این نوع رفتار تقریباً شبیه به همان حالاتی است که فرد پس از انجام رفتارهای مشابه در دنیای حقیقی دارد. و در اکثر مواقع با احساس پشیمانی همراه است.”

به راستی چه می شود که فرد دست به از بین بردن تمام تلاش هایش در دنیای مجازی می زند و همه خاطراتش را به ورطه نیستی می کشاند؟

اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۸۸ | ۳۶ نظر | موضوع: جامعه, دنیای مجازی |

برای شمائی که به تغییر می اندیشید

برای ایران” نام وب سایت تازه تاسیسی است که توسط گروهی که برای ایران نگرانند شکل گرفته و دغدغه مشترکشان اصلاح و تغییر است.

هدف این وب سایت اینگونه معرفی شده است: “فراهم کردن محلی برای بحث و تبادل نظر و خبر پیرامون وضعیت عمومی کشور و چالش های پیش روی آن، تا مشارکت بیشتر آنان را در سرنوشت شان، باعث شود.”

برای ایران” شباهت زیادی به بالاترین دارد، یعنی کاربران می توانند لینک خبرها را در آن ارسال کنند و به لینکهای ارسال شده رای دهند. تفاوت بارز این دو سرویس این است که در “برای ایران” محدوده موضوعات کنترل شده تر هستند و ضمناً سعی می شود که دچار سانسور نشود. همچنین از قابلیتهای ویژه “برای ایران“، ارسال مستقیم لینکهای مورد علاقه به وب سرویس های توئیتر و فیس بوک است.

برای آشنایی بیشتر با این سایت اینجا را ببینید و مرامنامه آنرا نیز مطالعه فرمائید.

صفحه شخصی من در برای ایران را می توانید اینجا ببینید.

اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۸ | نظر | موضوع: جامعه, سیاست |

وبلاگ نویسی حرفه ای: الگوبرداری از غرب؟!

پیش از این طی پستی به موضوع “وبلاگ نویسی حرفه ای” پرداخته بودم که دوستان عزیز لطف کردند و در قسمت نظرات همان پست به تبیین برخی مسائل در همین رابطه پرداختند و باعث روشن تر شدن هر چه بیشتر موضوع شدند. در همین جا لازم می دانم از همه این دوستان خصوصاً علی نیکوئی عزیز و آرش افراسیابی گرامی قدردانی کنم.

یکی از بحثهایی که در زیر پست مذکور در گرفت، “لزوم یا عدم لزوم الگوبرداری از غرب در پدیده وبلاگ نویسی” بود. که تمایل دارم برای دقیق تر شدن روی این موضوع، آنرا جداگانه مطرح کنم تا بیشتر درباره اش فکر کنیم.

موضوع از آنجا شروع شد که آرش خان برای اینکه ثابت کند وبلاگهای ترکیبی نمی توانند وبلاگهای حرفه ای خوبی محسوب شوند، از من خواست تا یک نمونه موفق وبلاگ حرفه ای خارجی را معرفی کنم (+). اما من نظر متفاوتی داشتم:

به نظر من جامعه مجازی شمه ای از جامعه حقیقی ای است که در آن زندگی می کنیم. همانگونه که آداب و رسوم و فرهنگ جامعه ایرانی با سایر ملل متفاوت است و نوع زندگی حقیقی آنها نیز دگرگونه می باشد، لذا شکی نیست که در دنیای مجازی نیز تفاوت اساسی بین این فرهنگها وجود دارد و نمی توان تنها به این بهانه که چون غربیها در پدیده هایی چون وبلاگ نویسی پیشرو بوده اند، همان نسخه ای را برای ایرانیها پیچید که آنها از آن بهره می برند. (+)

آرش در پاسخ می نویسد:

وقتی پدیده ای متعلق به ما نیست الگوهای آن نیز طبیعتا ارتباطی با ما ندارد و به همان علت که وقتی از تمدن باستان، هنرهای دستی سنتی و فراورده های مختص این مملکت همچون پسته و خاویار صحبت می شود، همه دنیا به ایران فکر می کنند، وقتی ار پدیده ای غربی همچون اینترنت و وب لاگ نیز سخن می رانیم می بایست به الگوهای پایه ای این مبحث بپردازیم…

وقتی که وب لاگ های حرفه ای در ایران از تعداد انگشت های یک دست نیز فراتر نمی رود چگونه انتظار دارید به نمونه های ایرانی این ماجرا اکتفا نمائیم؟ اینجاست که من برخلاف شما به شدت به این موضوع اعتقاد دارم که امری که ساخته و پرداخته ما نیست، نسخه پیچیده شده و من درآوردی وطنی در مورد آن جواب نمی دهد، کما اینکه جواب نداده است و ما همچنان در اولین ایده ایجاد وب لاگ یعنی روزانه نویسی، مانده ایم و بر حرفه ای بودن آن تاکید هم داریم!  (+)

اما من همچنان مخالف این نظریه هستم:

به نظر من پدیده هایی چون دنیای مجازی فرا ملیتی هستند. همه جوامع با هم شروع به ساختن این دنیا کرده اند. اینجا مثل دنیای حقیقی با فرآیند چندین هزار ساله کشف قاره روبرو نیستیم که صحبت از تمدنها کنیم.

اگر دنیای مجازی غربی به دلیل صنعتی بودن جوامع حقیقی آنها شکل صنعتی تر و تخصصی تری به خود گرفته اند، نمی تواند دلیل آن باشد که دنیای مجازی ما با فضای شرقی گونه تر غیرحرفه ای است!

بلاگستان فارسی که امروز شاهدش هستید توسط چندین میلیون وبلاگ فارسی بنا نهاده شده است، نه توسط وبلاگهای غربی. بستر و تکنولوژی با آنچه که دنیای مجازیش می نامیم، متفاوت است. (+)

آرش همچنان با من اتفاق نظر ندارد و میگوید:

به نظر شما نقش کشورهای کاملا عقب افتاده عربی در دنیای مجازی تا چه اندازه است؟ (البته منظور از کشورهای عربی همین نمونه های حاضر در جنوب ایران است چرا که من کشورهایی مثل لبنان، مصر و سوریه را که همانند ایران مورد تهاجم عرب ها واقع شده اند را عربی به حساب نمی آورم) و یا کشوری مثل ایران که تا پیش از پدیده ای به نام hoder وب لاگ را نمی توانست معنی کند در میانه این بازی تا چه اندازه سهم داشته است. همانطور که اتوموبیل ساخت کشورهای غربی ست و در استفاده از آن خواه ناخواه می بایست به سبک غربی ها متوسل شد، دنیای مجازی نیز با وجود تفاوت های محسوسی که با دنیای واقعی دارد بعلت گسترده بودن آن در فضائی فراتر از مرزها قابل تسویه نمودن و اعمال فرهنگی خاص به آن را ندارد. در مورد بلاگستان فارسی نیز بعلت عدم تعریف صحیح از پدیده وب لاگ، این میلیون ها وب لاگ قالبا روزنوشته های پراکنده ای هستند که دو گزینه حیاتی یک نوشتار حرفه ای یعنی دوام و تولید محتوا در آنها جائی نداشته و برخلاف دنیای پیشرفته که وبلاگ ها انقلابی را در دنیای مجازی بوجود آورده اند، حرکت در سطح در آنها بشدت به چشم می خورد. (+)

من معتقدم که فیزیک وبلاگ از روحش جداست:

با یک مثال سعی میکنم تا منظورم را بهتر بیان کنم:

اتومبیل یک وسیله غربی است. لذا ما برای ساخت آن ناچاریم از نمونه های غربی الگوبرداری کنیم و برای ساخت ابزارهای جانبی از آنها کمک بگیریم. اینها قسمت فیزیکی قضیه هستند. اما برای کاربریهایی که با ان می کنیم لزومی ندارد حتماً از غربیها الگوبرداری کنیم. این بخش مربوط به فرهنگ جامعه است که فرهنگ اتومبیل رانی را می سازد.

وبلاگ بعنوان یک تکنولوژی تحت وب از غرب آغاز شد. ما از آنها یادگرفتیم که وبلاگ چه شکل و شمایل و قالبی دارد. به چه وسیله ای می توان آنرا اداره کرد. ابزارهای جانبی آن چه چیزهایی هستند. اما اینکه در آن چه بنویسیم لزومی به الگوبرداری از غرب ندارد.

فیس بوک یک شبکه اجتماعی غربی است. ما از طریق غربی ها آنرا یافتیم و در آن عضو شدیم و با ابزارهای آن آشنایی پیدا کردیم. تمام بسترهای نرم افزاری و سخت افزاری فیس بوک را غربیها فراهم کرده اند. اما هدف اصلی فیس بوک تشکیل شبکه های اجتماعی از انسانهاست. نحوه ایجاد روابط ما و نحوه بکارگیری آن به هیچ وجه نیاز به الگوبرداری از غرب ندارد. ما با توجه به فرهنگ جامعه خودمان آنرا ناخودآگاه می سازیم. (+)

اما نظر شما چیست؟! فکر می کنید برای وبلاگ نویسی لازم است که از غرب الگوبرداری کنیم یا نه؟

دعوت می کنم ضمن ارائه دلائل تان دراین باره در نظرسنجی زیر نیز شرکت کنید:

فروردین ۲۳م, ۱۳۸۸ | ۱۵ نظر | موضوع: جامعه, وبلاگ |

عالی قاپوی خط خطی

از پله های عالی قاپو که بالا می روی، تا رواق اصلی عمارت، هر جا که دست آدمی را یارای رسیدنش بود، پر است از کنده کاریهای یادگاری بازدیدکنندگان! حال بگذریم از متعصبهای به ظاهر مذهبی که خواستند طرح امنیت اجتماعی را در مورد صورتکهای روی بنا هم اعمال کنند و حجاب بر رخشان بگسترانند!

فروردین ۸م, ۱۳۸۸ | ۱ نظر | موضوع: جامعه, سفر و سیاحت |
  • بنرلاگ

    استاندارد وب پارسی
    Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان
  • گودرلاگ