چطور شد که بلاگ نویس شدم؟!

شهریور ۱۳م, ۱۳۸۸ | ۱۸ نظر | موضوع: خودنوشت, وبلاگ

گیله مرد عزیز، به مناسبت روز جهانی وبلاگ، بازی وبلاگی “انگیزه وبلاگ نویسی” را کلید زد. متاسفانه دیر متوجه دعوتشان شدم، اما به هر حال از ۳۱ آگوست (روز جهانی وبلاگ) تا ۱۶ شهریور (روز تولد بلاگستان فارسی) را می توان هفته بلاگ نویسی نامید، تا با این توجیه مهلت شرکت در این بازی وبلاگی همچنان باقی باشد!

و اما داستان بلاگ نویسی من:

نخستین بار از طریق حسین درخشان با پدیده بلاگ نویسی آشنا شدم. یادم هست، آن زمانها که هنوز سرویس دهنده فارسی زبانی نبود، حسین درخشان مطالب آموزشی زیادی درباره شروع بلاگ نویسی با بلاگر می نوشت. و از انصاف که نگذریم، خیلی هم به تازه کارها کمک می کرد تا وبلاگ شخصی شان را راه بیاندازند. من هم به کمک همین آموزشها اولین وبلاگم را روی بلاگر راه انداخته بودم.

از سبک بلاگ نویسی درخشان خیلی خوشم می آمد. بی قید و شرط می نوشت، کوتاه و بلند!  در مورد همه چیز! در بین مطالبش هم لینک مطالبی بود که در وبگردی هایش پیدایشان می کرد. اوائل خیلی دوست داشتم که وبلاگی مثل او داشته باشم. امروزه هم که بلاگ نویسی تخصصی تر شده است و تعداد بلاگهایی که بصورت تخصصی در مورد موضوعاتی خاص مطلب می نویسند، بیشتر شده، من همچنان بلاگ نویسی بی قید و شرط و شخصی را می پسندم! اینکه در مورد همه چیزهایی که دوست داری اظهار نظر کنی!

پرشین بلاگ که آمد، خیلی زود من و خیلی های دیگر از فارسی زبانان بساطمان را از بلاگر جمع کردیم و رهسپار پرشین بلاگ شدیم. در مدت کوتاهی که در پرشین بلاگ بودم، چندین وبلاگ را راه اندازی کردم و حذف کردم! یکی از آنهایی که نامش در خاطرم مانده “ققنوس شمال” بود!

اما در میانه دوران دانشگاه، تصمیم گرفتم که وبلاگ نویسی را بصورت جدی شروع کنم و از این شاخه به آن شاخه پریدن را کنار بگذارم. برای این کار بلاگر را انتخاب کردم. اما برای شروع علاوه بر سرویس دهنده، لازم بود که نام مناسبی هم انتخاب کنم. نمی دانم چه مدت، اما یادم هست که خیلی طول کشید تا نام مناسبی را برای وبلاگم پیدا کنم. دوست داشتم نامی که برمی گزینم، یکتا باشد! این شد که تحت تاثیر وب نوشت ابطحی، “بلاگ نوشت” را انتخاب کردم!

از اول دسامبر ۲۰۰۴ شروع کردم به نوشتن شعرها و نثرهایی که در طول سالیان گذشته به شکل گیری اندیشه هایم کمک کرده بودند. تا اینکه از اول ژانویه ۲۰۰۵، همزمان با آغاز سال میلادی و سالروز تولدم، رسماً قلم زدن در بلاگ نوشت را آغاز کردم!

در این سالها چیزهای زیادی از بلاگ نوشتن یاد گرفته ام اما با این حال خودم را در کلاس بلاگ نویسی شاگرد ضعیفی می دانم و دوست داشتم که بلاگر خیلی بهتری می بودم! اما به هر حال از کوزه همان تراود که در اوست!

در این مسیر بلاگهای زیادی بودند که دوست شان دارم، اما این بدین معنا نیست که بقیه خوب نیستند یا کمتر خوبند! معتقدم که هر وبلاگی که اصول اولیه بلاگ نویسی را رعایت کند، خوب است، و بقیه طبقه بندی ها مربوط می شود به سلائق و علائق افراد. بر همین مبنا، وبلاگهای آرش کمانگیر، بامدادی، جادی، وحید آنلاین و… از بلاگهای مورد علاقه من هستند که به معنای واقعی کلمه آنها را “وبلاگ” می دانم!

اصولاً از شنیدن داستانهای افراد خیلی خوشم می آید. شما هم اگر دوست دارید، بگوئید که چطور شد بلاگ نویس شدید. تا از تجارب همدیگر بیشتر بهره ببریم.

مطالب مرتبط

۱۸ دیدگاه برای “چطور شد که بلاگ نویس شدم؟!”

  1. ali می‌گه:

    میگم صادق جان از همون اول وبلاگ نویسی اگه میخواستی آموزشی بدی کلا یه جوری میگفتی که سنگ یاد میگرفته چه برسه به انسان!!!!

    جالب بود

    [پاسخ]

    صادق در تاريخ شهریور ۱۴م, ۱۳۸۸ ۸:۵۷ قبل از ظهر:

    @ali, ممنون از لطفتون. خوشحالم که اینگونه بوده :)

    [پاسخ]

  2. علیرضا می‌گه:

    اتفاقا کنجکاو هم بودم بدونم که بلاگ نوشت چه طور بلاگ نوشت شد .

    ” من همچنان بلاگ نویسی بی قید و شرط و شخصی را می پسندم! اینکه در مورد همه چیزهایی که دوست داری اظهار نظر کنی! ”

    موافقم .
    —–
    ” …خودم را در کلاس بلاگ نویسی شاگرد ضعیفی می دانم … ”

    به شدت مخالفم !

    [پاسخ]

    صادق در تاريخ شهریور ۱۴م, ۱۳۸۸ ۸:۵۸ قبل از ظهر:

    @علیرضا, از اظهار لطفت ممنونم، علیرضا جان.

    [پاسخ]

  3. یک مهدی می‌گه:

    سلام
    اقا ایول برا مطلبه..همه چیز درباره FeedBurner …خداییش خیلی به من کمککرد …خیلی ازت ممنونم..خداکنه همیشه موفق و سربلند باشی

    [پاسخ]

    صادق در تاريخ شهریور ۱۴م, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۹ بعد از ظهر:

    @یک مهدی, خوشحالم که مطلبم به دردتون خورد :)

    [پاسخ]

  4. عباس می‌گه:

    خب گفتن نداره که از پیشکسوتان وبلاگستان هستی صادق خان! موفق باشی :)

    [پاسخ]

    صادق در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۸۸ ۹:۰۱ قبل از ظهر:

    @عباس, ما همچنان مخلصیم عباس جان :)

    [پاسخ]

  5. ایمان می‌گه:

    دمت داغ بابا پس خیلی باحاتر از اون چیزی که فکر میکردم هستی

    [پاسخ]

    صادق در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۸۸ ۹:۰۱ قبل از ظهر:

    @ایمان, دمت جیلیز و ویلیز ایمان جان D:

    [پاسخ]

  6. گیله مرد می‌گه:

    سالهایی که گذشت :)
    صادق جان متشکرم که زحمت کشیدی و نوشتی

    [پاسخ]

    صادق در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۸۸ ۹:۴۸ قبل از ظهر:

    @گیله مرد, وظیفه بود گیله مرد جان!
    از شما ممنونم که این فرصت رو فراهم کردید :)

    [پاسخ]

  7. سعید می‌گه:

    بابا شاگرد کجاست رو دست نوشته ها و ابتکارات شما دیگه کی…

    [پاسخ]

    صادق در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۸۸ ۱۲:۱۴ بعد از ظهر:

    @سعید, ای بابا! چوبکاری می فرمائید سعید خان.

    [پاسخ]

  8. ho3ine3ip می‌گه:

    سلام.
    خسته نباشید.اگر مایل به تبادل لینک هستید ما را با نام .:: برترین وبلاگ دانلود ::. لینک کرده و در قسمت نظرات به ما اعلام کنید شما را با چه نامی لینک کنیم…

    نظر خصوصی باشد.

    [پاسخ]

  9. کمانگیر می‌گه:

    ایول رفیق. همیشه سربلند باشی. :)

    [پاسخ]

    صادق در تاريخ شهریور ۲۴م, ۱۳۸۸ ۹:۳۳ قبل از ظهر:

    @کمانگیر, ما مخلص شماپیم آرش جان :)

    [پاسخ]

دیدگاه شما


  • بنرلاگ

    Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان

    وب سایت تخصصی شبکه نتورک پروف

    استاندارد وب پارسی

    نگهبان


راهنماي عضويت و استفاده از ابزارهاي شبکه اجتماعي گوگل