RSS

رفتار شناسی دنیای مجازی

۲۰م اردیبهشت ۱۳۸۸ | ۳۶ نظر | موضوع: جامعه, دنیای مجازی |

انسان ها بیشتر عمرشان را در گروه ها می گذرانند و بصورت گروهی زندگی می کنند. آنها به عنوان  اعضای یک خانواده، محله، شهر، کشور و … با هم رابطه و تعامل دارند. همین گروهها نیز به تدریج پایه های تشکیل جوامع و تمدنها را پدید آورد، و سبب تشکیل جهان یا دنیای حقیقی شد که امروزه در آن زندگی می کنیم.

اما با پیشرفت تکنولوژی و خصوصاً ورود کامپیوتر و اینترنت به زندگی انسان ها، نوع دیگری از گروه ها پدید آمدند که برپایه اینترنت و وب استوار بودند. در چندین سال گذشته، گروه ها، روابط و تعاملات اینترنت انسان ها آن قدر گسترش یافت که امروزه از پدید آمدن دنیایی مشهور به «دنیای مجازی یا سایبر» سخن می گوئیم.

دنیای جدید به دلیل ویژگی های منحصر به فرد و متمایزی که دارد، سبب بوجود آمدن رفتارها و نگرش های جدیدی در انسان هایی که بیشتر با آن سر و کار دارند، شده است. لذا همانگونه که پیش از این، بشر برای کسب اطلاع از آنچه که پیرامونش می گذشت، دست به مطالعه درباره پدیده های مختلف زد، امروزه نیز به نظر می رسد که باید به مطالعه جدی تر و عمیق تر دنیای مجازی و ساکنین این دنیا و تاثیرات آن در دنیای حقیقی بپردازد.

شاید پیش از این بسیاری از رفتارهای بشری در این دنیا برایم قابل توجیه بودند، اما به تدریج شاهد رفتارهایی هستم که هیچ توجیه منطقی یا غیر منطقی نمی توانم برایشان پیدا کنم. یکی از این رفتارها «خودکشی مجازی» با حفظ حالات دنیای حقیقی است (کاری هم حدیث به کرّات انجام داده و این بار با حذف کلیّه رد پاهایش در دنیای مجازی، آنرا نهایی کرده است)! خیلی دوست دارم که بتوانم دلائل این نوع رفتارها را بشناسم.

به یک نمونه رفتاری از این دست توجه کنید:

” حدیث حدود ۷ سال پا به دنیای اینترنت گذاشته و حدوداً ۵ سال است از طریق وبلاگش ساکن دنیای مجازی شده است. با ورود وب۲ و سرویس های شبکه اجتماعی مانند توئیتر، فیس بوک، فرندفید و… ارتباطات وی نیز همچون بسیاری دیگر در دنیای مجازی گسترش می یابد و دوستان بیشتری پیدا می کند، و ارتباطش با دوستان قدیمی صمیمی تر می شود.

شکی نیست که با گسترش ارتباطات، به همان میزان که روابط دوستانه افزایش می یابند، امکان پیش آمدن رفتارهای آزاردهنده نیز بیشتر می شود.

حدیث به دلیل موقعیت دنیای حقیقیش، جز افرادی است که مدت زمان زیادی را به نسبت در دنیای سایبر می گذراند. وی خیلی زود با عده ای صمیمی می شود. برخی اوقات رفتارهایی از دوستانش سر می زند که با روحیاتش در دنیای حقیقی سازگار نیست. لذا همان رفتارهای دنیای حقیقی را در این مواقع بروز می دهد و به شدت دورشان را خط می کشد.گاهی دل شکستی وی به جایی می رسد که به خودزنی می پردازد. به همین دلیل چندین بار وبلاگش را به حالت نیمه تعطیل در می آورد و گاهی هم حسابهایش در فرندفید و توئیتر را پاک می کند.

همین گونه رفتارها و به نظر من عدم شناسایی به موقع آنها، موجب می شود که وی در موقعیت های بعدی پا را فراتر بگذارد و در یک اقدام غافلگیرکننده، نه تنها وبلاگ و حسابهای توئیتر و فرندفیدش را که همه حسابهای اینترنتیش، از جمله ایمیل هایش و پروفایلش در فیس بوک را نیز پاک می کند!

تبعات این نوع رفتار تقریباً شبیه به همان حالاتی است که فرد پس از انجام رفتارهای مشابه در دنیای حقیقی دارد. و در اکثر مواقع با احساس پشیمانی همراه است.”

به راستی چه می شود که فرد دست به از بین بردن تمام تلاش هایش در دنیای مجازی می زند و همه خاطراتش را به ورطه نیستی می کشاند؟

مطالب مرتبط:

۳۶ دیدگاه برای “رفتار شناسی دنیای مجازی”

  1. منیره می‌گه:

    نمیدونم چی بگم والا!
    خودم هم کسی هستم مثل حدیثه. وقتی خسته میشم تنها کاری که میتونم بکنم پاک کردنه.
    فقط حدیثه کمی حساسیتش (خیلی) بیشتره. زود ناراحت میشه. زود خسته میشه و در نتیجه زود به بن بست میرسه.
    شاید اگه یکی رو داشت که از نظر فکری و روحی بهش نزدیک بود، یکی بود که حرفاشو میشنید و میتونست دراین جور مواقع دوستانه بهش کمک کنه(البته نیاز هست خودشم دوستانه مشکلشو در میون بذاره) اونوقت راه حل بهتری میتونست واسه بن بست رسیدن پیدا کنه.

    شرمنده ولی تا حالاشده به این فکر کنین چرا حدیثه این همه روزمرگیشو توییت میکرد؟؟؟؟؟ شاید دنبال همون هم فکر و هم رازه. من نتونستم واسش دوست خوبی باشم. احتمالا فرد دیگه ای رو هم توی دنیای مجازی پیدا نکرده. یا به قول خودش همه به نوعی دوستیشون یه طرفه بوده. باید دید واسه چی به این سادگی از این دنیای مجازی دست کشیده؟؟؟

    [پاسخ]

  2. صادق می‌گه:

    شاید من تقصیرات زیادی در زندگی مشترکمون داشته باشم، اما به نظر من بزرگترین مشکل اینه که حدیث زندگی مجازی و حقیقیش رو قاطی کرده بود.
    نگرش من در رابطه با زندگی مجازی و ابزارهای موجود در این دنیا با اونچه که حدیث فکر می کنه خیلی متفاوته. من از این ابزارها برای احساسات بهره نمی برم. به نظر من تکیه بر احساسات در دنیایی که اکثر شخصیت هاش پشت نقاب سایبر هستند نه تنها مفید نیست که در اکثر موارد میتونه مضر باشه. اون هم نه فقط در دنیای مجازی که تبعاتش می تونه در دنیای حقیقی هم نمود داشته باشه.
    معتقدم که حسابهای ما در دنیای مجازی ابزار هستند. همون طور که شکستن ظرف و ظروف برای خالی کردن دق دل یا خودکشی کردن مشکلی رو حل نمی کنه، از بین بردن ابزارهای اینترنتی هم چیزی به جز پاک کردن صورت مسئله نیست!
    قبول دارم که خیلی از مواقع نمی تونم احساسات حدیث رو به درستی درک کنم، و شاهدم که خیلی ها حدیث رو آزردن، اما راه حلی که حدیث انتخاب کرده، اصلاً قابل قبول نمی تونه باشه.

    [پاسخ]

  3. ali yousefi می‌گه:

    صادق جان فکر نمی کردم حدیثه همچین کاری کرده باشه . فکر کردم فقط همون آی دی و ایمیل بود . به هر حال . منم گاهی می زنم و پاک می کنم از ریشه ! وبلاگهای خیلی زیادی رو پاک کردم تا حالا . توی فیس بوک هم همین کار رو می کنم . حتی این مساله راجع به لیست دوستان در هر جایی در دنیای مجازی صادق هست . راستش من چون خودم در شرایطی که به اسم واقعیم در دنیای مجازی فعالیت می کنم خودم هستم . یعنی خود واقعیم و منم خیلی نمی تونم دوستان دنیای مجازی و واقعی رو تفکیک کنم و تا حالا هم خیلی از این قضیه لطمه دیدم . به هر حال حس و حال حدیثه رو می فهمم . انشالله اونچه که خیره پیش بیاد . مشکل ما- خصوصا ایرانیا اینه که زیاد دروغ میگیم . زیاد ماسک می زنیم . ایشالا درست بشه . نمی دونم . کی میخوایم آدم بشیم .

    [پاسخ]

  4. صادق می‌گه:

    منم امیدوارم که خیر باشه و همه چی به حال عادی برگرده.

    [پاسخ]

  5. حدیثه می‌گه:

    وقتی چشاتُ وا می کنی می بینی دورُ برت، یه مشت جنازه ن که می زنن توی سرت، از پدر و مادرت هم یه روز دلسرد میشی! چرا چون اونا هم میخوان گوسفند باشی!

    همین جوری – یه ترانه !! دیگه چیزی نمی تونم بگم! :|

    مث سگ پشیمونم چرا اون روز که همه اکانتامو تعطیل کردم، دوباره برگشتم و همه رو فعال کردم! تا امروز که چنین وضعیتی رو باید تحمل کنم و همش زجر بکشم و تو فکر باشم !! :|

    [پاسخ]

  6. صادق می‌گه:

    خوشبختانه در دنیای مجازی، شخصیتها هم مجازی هستند، و حقیقت شخصیتی است که پشت این مجاز قرار گرفته. به همین دلیل خودکشی مجازی برخلاف خودکشی حقیقی قابل جبران است. حتی اگه نشه همون اکانتها رو برگردوند، میشه طرحی نو زد.
    اصلاً لازم نیست بر رنج کشیدن اصرار داشته باشی، میشه دوباره شروع کنی. اما به نظر من بهتره قبل از شروع دیدت رو نسبت به ابزارهای دنیای مجازی عوض کنی. ابزارها مقصر نیستند، شخصیتها مقصرند، پس ناراحتیت رو سر ابزارها خالی نکن. :*

    [پاسخ]

  7. حدیثه می‌گه:

    گیر دادی ها !! اینقد اصرار نکن و دوباره تاکید نکن بر اینکه از نو شروع کنم. یه بلایی سره خودم میارم که هم خودت پشیمون شی، هم من!! اصلا همش تقصیره شماهاست که زور میخواین من باشم و هر دفعه با حرفها و کامنتاتون گول خوردم و اراده م رو از دست دادم و باز هم برگشتم.

    این دفعه که ایمیلمم حذف کردم، به هیچ عنوان برنمیگردم و از نو شروع نمیکنم. خودت خوب میدونی چقد به ایمیل و خاطراتی که توش داشتم وابسته بودم. تو اون همه ایمیل حتی یه ایمیل بی خود وجود نداشت. همه و همه از دوستانم بودن و کامنتام! که یه روزی، یه جایی ، یه لحظاتی تمام زندگیم بودن، نیمی از وجودم بودن! :((((((((((((((((((((((((((((((((

    [پاسخ]

  8. حدیثه می‌گه:

    از رنگ صورتی حالم بهم میخوره :(((((((((((((((((( چرا اواترمُ همچین کرد وردپرس احمق! همه رو اعصاب من باشین اصن ………..

    [پاسخ]

  9. صادق می‌گه:

    وردپرس تو رو دوست داره دیگه :*

    [پاسخ]

  10. احمد می‌گه:

    من که تایید می کنم حرکتو ، دنیای مجازی تا جایی برام مهمه که توجیه اقتصادی داشته باشه .
    وگرنه خاطره ها و دوستی ها و احساستم رو ترجیه می دم حقیقی یا مکتوب داشته باشم .
    من دوست مجازی ندارم ، و احساس می کنم شما هم زیاد جدی گرفتید دنیای مجازی رو . یک جورایی هیجان زده اید از این ارتباطات .
    بنظرم چت ، وبلاگ یا پروفایل فیسبوک فقط آدم رو تنها تر می کنه . من دوست دارم اطرافیانم رو لمس کنم. و وجودشون رو حس کنم .

    [پاسخ]

  11. احمد می‌گه:

    بنظرم خودکشی مجازی توجیه منطقی نمی خواد … زندگی مجازی توجیه منطقی لازم داره !

    [پاسخ]

  12. صادق می‌گه:

    اگه پاسخ من به منیره رو دیده باشی، اتفاقاً منم معتقدم که پروفایلهای ما فقط ابزار هستند و باید بکارشون ببریم نه اینکه احساسات مون رو توش دخیل کنیم!

    [پاسخ]

  13. حدیثه می‌گه:

    مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرسی!! خیلی بهم روحیه دادی الان مرسی مرسی احمد!

    [پاسخ]

  14. صادق می‌گه:

    اول باید خودکشی مجازی رو تعریف کنیم: منظور من از خودکشی مجازی از بین بردن همه ردپاهایی است که در اینترنت داریم. و به نظر من این نیاز به توجیه داره!

    [پاسخ]

  15. امیرعلی می‌گه:

    اول از همه بگم که با رفتن حدیثه از دنیای مجازی خیلی ناراحت شدم ، من خودم خیلی سعی کردم از این اتفاق جلوگیری کنم ، ولی نشد.

    درجواب به احمد باید بگم ، این دنیای مجازی انقدر مهم بوده که تونسته یه همچین تاثیری رو روی خاله حدیثه وبلاگستان بزاره ، خیلی اینجا مهمه ، چون خیلی اتفاقها از اینجا شروع میشه و بعد به دنیای واقعی راه پیدا میکنه.

    در جواب به صادق عزیزم باید بگم ، درسته که ما نباید این دو جهان رو باهم قاطی کنیم ، من با این کاملا موافقم ، ولی نمیشه از ارتباطی که این دو جهان باهم دارن چشم پوشی کرد و نادیده گرفتش ، و ما میتونیم احساساتی رو که در این دنیای واقعی نمیتونیم تخلیشون کنیم رو خالی کنیم تو دنیای مجازی.

    دید آدم همونجوری که گفتی خیلی مهمه ، من خودم چند وقت پیشها از خیلی چیزای این دنیای مجازی ناراحت میشدم ، ولی بعد فهمیدم که میشه به راحتی از کنارشون رد شد ، و آدم کار خودش رو بکنه و به هدف خودش برسه ، و اصلا هم توی روحیش تاثیر نزاره و هیچ خدشه ای به زندگی حقیقیش وارد نکنه

    [پاسخ]

  16. منیره می‌گه:

    منم با احمد موافقم که میگه اکانتا باعث میشن آدما تنهاتر بشن!
    خودم سعی کردم رابطه حقیقی هامو تو همون فیسبوک و توییتر و حتی وبلاگم حفظ کنم ولی به وضوح میبینم که قبلا روابطم بهتر بود.
    گاهی هم همون حس نبودن دردنیای مجازی بهم دست میده چون میدونم حداقل دوستام رو وقتی میبینم (صداشون رو میشنوم) کاملا میتونم به معنی حرفاشون پی ببرم ولی تو دنیای مجازی از کلماتنمیشه حس ها رو دریافت کرد

    [پاسخ]

  17. منیره می‌گه:

    حدیثه همهچیزو قرارشد قاطی نکنی :) تو رنگ صورتی رو در دنیای حقیقی خیلی دوست داری چرا میگی بدت میاد؟؟ :)

    [پاسخ]

  18. صندوقک می‌گه:

    به نظر من چه در دنیای حقیقی چه در دنیای مجازی باید حدی برای روابط وجود داشته باشد تا کار به حذف نرسد من خودم زمانی که سن پایین تری داشتم گاهی از این حد می گذشتم بخاطر اینکه فکر می کردم به دلیل عدم وجود روابط حقیقی نبود حد مشکلی بوجود نمی آورد اما خب تجربه جالبی نبود حالا براحتی با این حد از جلوگیری هر مشکلی جلوگیری می کنم اگر هم کسی بخواهد از حدش بگذرد او را نادیده می گیرم تا مجبور به حذف خودم نشم.

    [پاسخ]

  19. شقایق می‌گه:

    حدیثه چه در دنیای مجازی وجود داشته باشه و چه وجود نداشته باشه، چه بنویسه و چه ننویسه، توییت بکنه یا نکنه من دوستش دارم و به چشم یه دوست خوب و متفاوت بهش نگاه میکنم چون هم شکل دوست شدنمون جالب بود و هم دو دفعه دیداری که باهم داشتیم.
    فکر میکنم من هم اگر وارد زندگی مشترک بشم ترجیح میدم رابطه َم رو با دنیای مجازی کنترل کنم تا همه چیز طبق روال عادی خودش پیش بره.

    برای حدیثه: حدیثه جون ایشالا همیشه موفق باشی.

    [پاسخ]

  20. صادق می‌گه:

    منم معتقدم که چه بخواهیم و چه نخواهیم امروزه دنیای مجازی جز مهمی از زندگی عده زیادی از انسانها شده و نمیشه تاثیرش رو روی زندگیها نادیده گرفت.

    [پاسخ]

  21. صادق می‌گه:

    شاید بشه گفت که هر جا احساس دخیل میشه باید براش خط قرمز تعریف کنیم چرا که در هر دو صورت افراط و تفریط ضرر می کنیم.

    [پاسخ]

  22. حامد ملک می‌گه:

    یه چندباری (شاید اگه بخوام دقیق‌تر بگم چندده‌بار!) خواستم اکانت فرندفیدم رو پاک کنم. اما به خاطر کسانی که ازشون ناراحت شده بودم نبوده. این اتفاق فقط در مورد فرندفید افتاده برام و اون هم واسه اینکه از وقتم استفاده بهتری کنم. که فکر میکنم راهش رو هم پیدا کردم !
    خودکشی مجازی ازین جهت که باعث ازبین رفتن یک سری خاطره‌های دوطرفه میشه کار درستی نیست.اینکه کسی ایمیلش رو پاک کنه یا اکانتش رو توی یک شبکه‌اجتماعی یعنی بی‌احترامی به تمامی دوست‌هاش و خاطره‌هایی که باهاشون داشته بخصوص اونهایی که باعث آزارش نشده بودن.این “خاطره‌سوزی” برای من ناراحت‌کننده است و حق خودم می‌دونم که از حدیث و منیره ناراحت باشم :|

    [پاسخ]

  23. بارها شده که منم زدم همه چیر و پاک کردم ، گاهی اوقات هم که وبلاگ و وبلاگ نویسی به حالت تعطیل در می اومد و حالم از اینترنت به هم میخورد
    اما تا حالا اینجوری بهش فکر نکردم که شما نوشتید
    امروز داشتم کامنت های ۴ سال پیش رو میخوندم ، شاید تک و توک از اون بچه هایی که واسم کامنت گذاشته بودن هنوز فعال هستن ۹۰ درصدشون وبلاگ و اینترنت رو تعطیل کرده بودن
    نمیدونم باز هم شاید یه روزی زدم زیر همه کاسه و کوزه ها…
    اما زمان خودش همه چیز رو درست میکنه
    یادمه دوره ی راهنمایی عاشق نخودچی بودم هر روز بعد از مدرسه ۱۰۰ تومن میدادم نخودچی و پیاده میومدم خونه
    اما یه روز یهو زد زیر دلم ، به حدی که بوی نخودچی رو حس میکرم حالم بهم میخورد ، این تا ۵ سال باهام بود تا بالاخره باز خوب شدم
    اما دیگه از اون به بعد افرات نکردم
    ماجرای وبلاگ هم درست مثل همونه که یهو میزنه زیر دل آدم

    [پاسخ]

  24. صادق می‌گه:

    شاهد مثال جالبی بود برای تفهیم این نوع رفتار! :)

    [پاسخ]

  25. صادق می‌گه:

    البته شاید بشه رد پاهای فیزیکی رو پاک کرد، اما بدون شک جای پای مانده در دلها پاک نشدنی است :)

    [پاسخ]

  26. صادق می‌گه:

    مسلماً همه چیز به خودمون برمیگرده. این مائیم که باید اعتدال رو پیش بگیریم تا دچار تبعات افراط و تفریطها نشیم.

    [پاسخ]

  27. حامد می‌گه:

    در زندگی واقعی، حلقه دوستان ما حلقه کوچک و محدودی است، اما در زندگی آنلاین لااقل در تئوری شما می‌توانید با تک تک کاربران آنلاین دوست باشید. واسط دوستی‌های آنلاین شما شبکه‌های اجتماعی هستند: جایی که همیشه می‌توانید دوستان جدیدی پیدا کنید… http://hyperweb.wordpress.com/2009/03/15/online-friends-offline-friends/
    ما هنوز برای این شکل از ارتباط آماده نیستیم. من در یادداشت‌هایی در وبلاگم سعی کردم آسیب‌های اعتیاد به وب ۲ رو بررسی کنم. به نظرم مغز ما هنوز ظرفیت لازم برای پردازش این حجم از اطلاعات و احساسات رو نداره. خودکشی مجازی کمکی نمی‌کنه. وابستگی ما به فناوری‌های ارتباطی نوین آنقدر زیاد شده که فردی خودکشی کننده دیر یا زود، آشکار یا پنهان دوباره ارتباطات مجازی خودش رو شروع می‌کنه. حتی ممکنه برای اینکه دوباره دچار شرایط مشابهی نشه، با اسم مستعار شروع کنه، اما در نهایت چون مشکل اصلی یعنی یافتن راه تعامل با ابزارهای مجازی رو پیدا نکرده دیر یا زود دوباره به بن بست می‌رسه. نوشته شما و کامنت دوستان رو خوندم، سعی می‌کنم درباره این موضوع هم یادداشتی بنویسم

    [پاسخ]

  28. صادق می‌گه:

    تئوری شما جالب و قابل قبول است. من هم نظر مشابهی دارم. همانگونه که قبلاً هم اشاره کردم، مشکل از نوع نگرش و تعامل ما با این نوع ارتباطات دیجیتالی جدید است و خودکشی مجازی مشکلی را حل نمی کند.
    بابت توضیحات تون ممنونم.

    [پاسخ]

  29. n a m n a m می‌گه:

    صادق و حدیثه عزیز!
    هر دوی شما خوب و فعال و پر شور هستید و تک تک متن‌ها و نوشته‌های شما رو خوندم و می‌خونم اما به نظر این خودکشی نیست. یه راه هست برای اعتراض به آن‌چه خواسته‌ایم و به آن نرسیدیم.
    شاید به این سئوال منظورم رو متوجه بشید: اگه یه متن بنویسید و انتظار داشته باشید که همه واکنش a رو در مورد اون بگیرن اما بیشتر مخاطب‌ها واکنش دیگه‌ای یا بدتر از اون در تقابل با اون بگیرن اون وقت چه جسی پیدا می‌کنین؟ حالا زمانی رو فرض کنید که این اتفاق از اتفاق بودن خارج بشه و شکل یه حکم رو به خودش بگیره. اون وقت چی می‌شه؟
    من به عنوان یه شاهد برای چند تا از این خودکشی‌ها دیدم که بیشتر این دوستان مجازی دنیای سایبر رو فضایی برای بیان احساسات خودشون انتخاب کرده بودن و خوب به نظرم تو فضایی که نیاز به هم‌دلی و یاری دوستان کجازی‌شون داشتند، بازخورد خوبی نگرفتن و این شد که تصمیم به ترک دنیا گرفتند. به نظرم این عاملش هست.
    خود من هم یه آدم افسرده‌ی مجازی هستم. این رو می‌شه از تعداد و نوع نوشته‌های من دید.

    [پاسخ]

  30. امین می‌گه:

    سلام

    وبلاگ خوبی داری من به تازگی یه وبلاگ راه اندازی کردم می خواستم اگه امکان داره با هم تبادل لینک کنیم .

    موفق باشی

    [پاسخ]

  31. Jozeph می‌گه:

    اگه بگم که حال روز الان این روزهای من هم اقکاری تو همین مایه هاست، پر بیجا نگفتم. حرفهایی رو که نوشتی تایید میکنم و مهمترین دلیل بروز این جور رفتار ها رو عدم آگاهی از اون چیزایی میدونم که قراره اتفاق بیوفته و هیچ جوری هم نمیشه پیش بینیشون کرد تا خودمون رو آماده کنیم. فقط میتونیم انعطاف پذیری که از خودمون نشون میدیم اوضاع رو تعدیل کنیم و گاهی هم ناگزیر…
    “خودکشی مجازی” قشنگترین کلمه ایه که میشه بهش گفت و شایدم روزی برامون قابل قبول تر از حالا بشه. درست مثل وقتی که از خیلی چیزها خسته میشی و حوصلشون رو نداری، دنیای مجازی هم برامون تکراری میشه و نیاز به بازگشت رو کاملا احساس میکنیم و میگیم: خسته شدم دیگه بسه!

    [پاسخ]

  32. صادق می‌گه:

    اما اگه شهروند دنیای مجازی شده باشیم، به همین راحتی ها هم نمی تونیم ازش دل بکنیم و بریم. درست مثل زندگی در این دنیا! شاید خیلی وقتها از زندگی کردن خسته بشیم و بخوایم برگردیم. اما به هر حال مجبوریم که فعلاً بمونیم! من معتقدم که حتی خودکشی های مجازی هم نمی تونن همیشگی باشن!

    [پاسخ]

  33. صادق می‌گه:

    این هم میتونه یکی از دلائل باشه به هر حال. امیدوارم هر چه زودتر این افسردگی که بلاگستان رو فراگرفته سایه اش رو کم کنه.

    [پاسخ]

  34. l2oot -مهیار می‌گه:

    اول از همه منم میخوام بگم که واقعا از رفتن حدیث از دنیای مجازی خیلی ناراحت شدم !
    دوست خوبی بود برام و خیلی ناراحت شدم که همه اکانت هاشُ پاک کرده حتی دفتر خاطراتِ تویترشُ !
    اولا تو زندگی مشترک بایدحددنبای مجازی خود را فهمید و به ابزار ها زیاد دل نبست و با همین احساسات مجازی تو زندگی حقیقی تصمیم نگرفت !
    ولی گاهی دست خود آدم نیست بعضی ها شاید از بی توجهی / بعضی ها از بی کاری و … میان به طرف دنیای مجازی دل میبندن و حددُ حدود از بین میره !
    ولی فکر کنم همه یه دورانی دارن که تو این دنیای مجازی دست به این کارمیزنن و پشیمون میشن ۱۰۰% !
    ولی هرچی باشه من دلیل نمیبینم که آدم بیاد با این همه خاطرات بیاد خودکشی مجازی کنه !
    امیدوارم یه تجربه خوبی براش باشه و باز برگرده !
    ممنون از مطلبت صادق جان !

    [پاسخ]

  35. صادق می‌گه:

    راستش هر چی که پیش بیاد منم نمی تونم قبول کنم که کسی به هر دلیلی خودکشی مجازی کنه! یه جوری برام قابل هضم نیست.

    [پاسخ]

  36. امین ثابتی می‌گه:

    این مطلب را من الان خواندم. دنیای مجازی مانند یک تابع سینوسی است که نقطه‌ی ماکسیمم و مینیمم دارد و به همین دلیل نباید زیاد سخت گرفت. من هم این روزها خیلی کم می‌نویسم و به فرندفید و توییتر هم کم سر می‌زنم، اما هستم.
    در مورد کار حدیثه هم باید بگویم که هر کسی دلایل خاص خودش را دارد و نباید به وی ایراد گرفت. او آنگونه راحت‌تر بوده است و من هم به کار وی احترام می‌گذارم.

    [پاسخ]

دیدگاه شما

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.

  • لاهیج‌مارکت
  • گوگل‌فرند



Switch to our mobile site