دیروز روز پرکاری رو سپری کردم. برخلاف دور اول، در این دوره، بازرس رایانه انتخابات بودم و مدام باید به ۱۱ شعبه اخذ رای سرکشی می کردم و مشکلات کامپیوتری شون رو حل میکردم.

در این دوره از انتخابات، آستانه اشرفیه دو نامزد به اصطلاح مستقل داشت. یکیشون دکتر قربانی بود که تفکرات اصولگرایانه داشت و به نظر من با اینکه خودش فرد مثبتی بود اما به دلیل نداشتن تجربه و قدرت مدیریت، بازیچه دست قدرت طلبان شهر شده بود. دکتر قربانی اهل و ساکن آستانه بود و در بخش کیاشهر و حومه محبوبیت چندانی نداشت.

نفر دوم، مهندس صادق، دارای مدرک دکترای فیزیک از آمریکا و آلمان بود و دوره های آموزشی زیادی رو در کشورهای مختلفی گذرونده بود. اصفهانی بودن وی باعث شده بود تا رقیبش خیلی روی این موضوع مانور بده و چون آستانه شهر کوچیکیه، به نظر می اومد که این موضوع بتونه تاثیر زیادی روی آرای مهندس صادق بزاره. اما از سوی دیگه کیاشهریها و روستاییان بخاطر رای نیاوردن یک آستانه ای بیشتر طرفدار مهندس بودند. کسانی که پای صحبتهای نشستند، وی رو برخلاف دکتر قربانی، دارای قدرت بیان بالایی می دونستند.

نتیجه انتخابات، برخلاف تصور من، به نفع مهندس صادق تموم شد. که البته ته دلم از این موضوع خوشحالم! صادق با بیش از ۱۲۰۰۰ رای و با اختلاف حدود ۱۶۰۰ رای پیروز این دور از انتخابات شد و به مجلس راه یافت.

گرچه به نظر من هیچکدوم از اینها نماینده اصلی مردم نیستند، چرا که با شرکت حدود ۲۰ درصدی مردم نمیشه گفت که اینها نمایندگان مردم هستند! اما به هر حال این انتخاب شاید نشان از بالا رفتن سطح فرهنگی مردم این حوزه داشته باشه. فکر کنم این انتخاب پیامی است به سودجویان که بدوند با زر و زور و تزویر و تفرقه افکنی، حتی در چنین شرایطی که اکثر مردم حوصله شرکت در انتخابات رو ندارند، هم نمی تونن به مقاصدشون برسند!