سالروز تولد عشق

تولدش برای من روز بزرگیه. چون اولین باری که واژه مقدس «دوستت دارم» رو بهش گفتم در همین روز بود. همون روزی که عاشقانه در خیابان ساحلی رامسر، دست در دست هم قدم می زدیم و از با هم بودن لذت می بردیم.
حتماً یادش هست که چقدر پیاده رفته بودیم! نمیدونم چرا رامسر تاکسی نداشت! کل شهر رو با پاهای پیاده گز کرده بودیم تا جایی که موقع برگشتن کمرم خشک شده بود و نمی تونستم تکون بخورم!
و اون روز اولین تولدی بود که با هم بودیم. و دومینش بعد از عقد و خونه پدریم بود، که من با نهایت شرمندگی، و بدلیل بی تجربگی درچیدن شمع روی کیک، کمی تا قسمتی خاطرش رو آزردم. که باز هم شرمنده ام.
و اما امروز…
سومین تولدی که با هم هستیم. دویمنش بعد از عقد و البته اولینش در خانه خودمان!
و مهمتر از همه، سومین سالی که ما همیدگر رو دوست داریم.
حدیث جون! سالروز زاده شدنت بر تو و سالروز پذیرفتن قلبم، بر من مبارک باد.
برچسب ها: تولد, خودنوشت, سالروز, عشق





@2008.03.12 13:02, چشم غمگین:
عزیزمی
:-*
@2008.03.12 22:01, امین:
آفرین بر شما زوج خوشبخت….
آرزوی قلبی منه که زوج های موفقی مثل شما برای دیگران هم الگو بشن….
امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق باشید…
وظیفه میدونستم که در وبلاگ خودشون تبریک بگم… اما گفتم اگر به شما هم بگم انگار به خودشون گفتم…
تبریگات منو هم پذیرا باشید….
@2008.03.13 09:41, شهلا:
سلام
واااااااااااای چه رومانتیک
انشااله ۱۰۰سال آینده وقتی با نوه بزرگم امدم تو وبلاگتون هنوزم همین حس رو به خانمتون و خاطرات داشته باشین:)
@2008.03.13 09:43, شهلا:
راستی از اینکه بهمون سر زدین خوشحال شدم.:)
@2008.04.22 11:37, saghar:
alireza asheghetam kash mifahmidi ke cheghad delam mikhad kenare to be aramesh beresam ama khodetam midoni ke na mizari na ghalban mikhayh
صادق: خوب البته من نمی دونم که این پیام رو برای کدوم علیرضا گذاشتین! اما به هر حال امیدوارم ایشون بفهمن و بخوان!