سفر
جمعه, فروردین ۳۱م, ۱۳۸۶دوباره در سفرم،
میخواهم نگاه کنم…
به تمام دشت هایی که ندیدم.
هیوا مسیح
تقریباً از اوائل آبان ماه سال گذشته، تصمیم به تاسیس شرکتی کامپیوتری گرفتیم. و از ۱۹ آبان که شرکت با شماره ۸۹۶ به ثبت رسید، هر هفته و هر ماه تصوّر می کردیم که شرکت در طی همین چند روز افتتاح خواهد شد! ولی روزها از پی هم گذشتند،و پس از ماهها تلاش واقعاً پیگیر، و روزها دویدن و شبها نخوابیدن، بالاخره ساعت دو نیمه شب قبل، تقریباً شرکت خدمات رایانه ای و اینترنتی آپادانا رایانه شمال آماده افتتاح شد!
شرکت ما علاوه بر ارائه انواع خدمات سخت افزاری و نرم افزاری در زمینه کامپیوتر، به کافی نتی با سیستم Wireless با سرعت ۱۶۰ kbps (که در شهرمان بی سابقه است) مجهز می باشد، و لذا انواع خدمات حضوری اینترنتی هم در آن ارائه داده می شود.
برنامه های کاری زیادی در رابطه با شرکت در سر دارم که اگر خدا بخواهد تک تک شان را به اجرا خواهم گذاشت. از ایده ها و نظرات شما دوستان عزیز هم با آغوش باز استقبال می کنم و خوشحال میشوم مرا راهنمایی کنید.
به هر حال اگر مسیرتان به مرکز شهر آستانه اشرفیه افتاد. چنانچه جلوی درب بانک تجارت بایستید و به ساختمان روبرو نگاه کنید، در طبقه دوم تابلوی قرمز رنگ آپادانا را خواهید یافت. بدون شک از دیدن دوستان وبلاگی بسیار خوشحال خواهم شد و چنانکه از اینجا وبلاگتان را آپ کنید به خود خواهم بالید!
پ.ن۱: ضمناً امروز بمناسبت افتتاحیه خدمات اینترنتی به رایگان ارائه میشود!
پ.ن۲: تابلوی شرکت رو هم میتونین توی وبلاگ حدیث جون ببینین! البته هنوز آماده نصب نشده!
با حدیث جون سفری به تهران داشتیم. در راه با آقای مهندسی همسفر بودیم که کارشناس ارشد تونل سازی بودند و بعنوان مهندس ناظر و مشاور در پروژه های بزرگی حضور داشتند. از هر دری سخنی بود تا اینکه به بزرگراه در حال ساخت رشت ـ قزوین رسیدیم. گویا اجرای این اتوبان در حال حاضر در دست برادران سپاه است. اما به دلیل فقدان دانش کافی در زمینه راهسازی، تاکنون بارها به مشکل برخورده اند.بطوری که تونلهایی که ساخته اند، بارها ریزش کرده است و حتی در همین ایام نوروز هم یکی از تونلها بروی مسافرین بخت برگشته نازل شده است و جانشان را گرفته. از تونلها که بگذریم راههای کناره کوهها هم وضع بهتری ندارند. با کوچکترین باران، بهمن عظیمی از گِل روی جاده ها سرازیر می شود و جاده را به کلّی مسدود می کند. بعد از اینکه مدیران پروژه از برادران جهادگرشان ناامید می شوند، دست به دامن شرکتهای خصوصی و از جمله شرکتی که آقای مهندس در آن کار می کردند، می شوند. آقای مهندس مامور بررسی وضع پروژه میشود و پس از هفته ها بررسی به شرکتشان گزارش می دهد که از خیر گرفتن این پروژه بگذرد که خانه از پای بست ویران است! گویا اصلاً انتخاب مسیر بزرگراه از نظر علمی اشتباه بوده است، چرا که مسیر انتخاب شده بر روی گسل خزر قرار دارد. گذشته از این، نحوه زیرسازی و تونل سازی نیز منطبق بر روشها و تکنیکهای علمی نیست. در نهایت آقای مهندس پیش بینی کردند که با افتتاح این شاهکار، بدون شک برگ زرینی از تاریخ حوادث جاده ای کشور ورق خواهد خورد! و توصیه کردند که اگر جانتان را دوست دارید هرگز از این جاده به گیلان نیائید!
بعد از دو هفته جنگ و جدالهای رسانه ای درباره تجاوز نظامیان انگلیسی به آبهای ایران، بالاخره دولت ایران مبتدرانه و مقتدرانه به این قائله فیصله داد و با بوسه، سیلی محکمی به انگلیس و شریکانش زد!
با اینکه با احمدی نژاد و اطرافیانش میانه خوبی ندارم، اما در این مورد نباید از حق گذشت و واقعاً عفو بازداشت شدگان انگلیسی و برگرداندنشان به انگلیس بعد از تعهّد کتبی این کشور مبنی بر تکرار نشدن این موضوع جای بسی تقدیر و تحسین دارد.
امیدوارم که با این کار چهره خدشه دار شده ایران در جامعه بین المللی کمی روشنتر شود.
به برکت ازدواج با حدیث جون، فامیلهای زیادی در منطقه ییلاقی اسپیلی و دیلمان پیدا کردم. و همین امر موجب شد تا سیزده امسال رو در این مناطق بهشت گونه بدر کنیم.
اسپیلی و دیلمان از بخشهای وابسته به شهرستان سیاهکل از توابع لاهیجان واقع در شرق گیلان هستند. آنچه که به این مناطق کوهستانی رونق می بخشد، کوهستانهای جنگلی بکرش هست که واقعاً زیبایی خارق العاده ای دارند. تا تجربه نکنید نمی تونید بفهمید که در این بهترین روزهای عید امسال من چقدر حال کردم!
اینجا خونه خاله حدیث جون بود که ما در اون اقامت داشتیم
اینها شیرینی های خوشمزه محلی هستند که با آرد برنج و گندم پخت می شوند
یکی از کلبه های قدیمی که با کاه و گل و چوب بنا شده
دور و بر همه خونه های این منطقه پوشیده از درخت و سبزه است
میگن این درخت آلوچه وحشی هست که ان شاء الله تابستون ازشون خواهم خورد!
آب و هوای منطقه ییلاق هم استثنائیه! برف بی هیچ مقدمه ای شروع به باریدن کرد و در عرض نیم ساعت همه جا رو سفید پوش!
پ.ن: همه عکسها رو با گوشی جدید خودمون (SonyEricsson W700i) گرفتیم.
فیلم «مهمان» ساخته سعید اسدی، داستان ازدواج یک پسر ایرانی با دختر آمریکایی است که تحت تأثیر تبلیغات غرب دربارۀ ایران قرار گرفته و برای ازدواج دچار تردید شده است.
«مهمان» در زمرۀ فیلمهای کمدی قرار دارد اما وقت گذاشتن برای دیدن این فیلم را اصلاَ توصیه نمی کنم. چرا که آنقدر کسل کننده است که در طول فیلم خدا خدا می کردم هرچه زودتر به انتها برسد و از شرّش خلاص شوم!
توصیه می کنم اگر در این ایام قصد رفتن به سینما را دارید بجای دیدن «مهمان» مثل من دوبار «اخراجی ها» را ببینید. بیشتر می ارزد!!