سفر به شاهین دژ
این چند روز که پیدام نبود به همراه همسرم سفری به شاهین دژ رفته بودم. شهری کوهستانی در جنوب استان آذربایجان غربی که لهجه مردمش چیزی بین ترکی و کردی است.
معماری شهر با معماری های شمال خیلی فرق داشت اما به نظر می رسه که از نظر وسعت و جمعیت مثل شهر خودمون -آستانه اشرفیه- بود. از نظر معماری و ساخت و سازها نه میشه گفت از آستانه بهتر بود نه بدتر. ولی فرهنگ و آداب و رسوم اونها و ما شمالی ها خیلی باهم تفاوت داشت.
مردم این شهر از یکی از مهمترین امکانات رفاهی که همون گاز شهری باشه محروم بودند به همین خاطر و با توجه به کوهستانی بودن منطقه، بویژه در زمستون ها با مشکلات عدیده ای مواجه میشن.
بطور کلی شاهین دژ برفی، سرد و دلگیر بود و سفر زمستونی زیاد بهمون نچسبید. شاید هم شرایط فصلی عامل این نتیجه گیری بوده باشه، امّا اونجا که بودیم دلم برای خونه خیلی تنگ شده بود!
پ.ن (۱۷/دی/۱۳۸۶): از زمان انتشار این پست تا امروز، هر از چندگاهی ایمیلی در این رابطه به من میشود، یا اینکه نظری به نظرات اضافه میگردد. لذا لازم دیدم تا درباره این پست توضیحاتی را اضافه نمایم.
من هرقدر این پست را خواندم، مطلب توهین آمیزی در آن نیافتم. آنچه که در این پست آمده است، تنها گزارشی از وقایعی است که در شاهین دژ بر من گذشته است! درباره بافت شهری و معماری هم، تنها نظر غیر کارشناسانه خود را از آنچه که دیدم نوشته ام. اما با این حال، چنانکه برداشت توهین آمیز از این پست میشود، عذرخواهی میکنم و امیدوارم که دوستان عزیز شاهین دژی مرا به بزرگواری خویش عفو نمایند.
برچسب ها: آذربایجان غربی, خودنوشت, سفر, شاهین دژ





@2007.01.11 06:54, نیما مینوی:
سلام!
اگر بخواهم اطاعت امر کنم و پیام مرتبط با این پست بدهم باید بگویم:
۱-همیشه به گشت و گذار.
۲- من تصدیق میکنم فرمایش شما را که شاهیندژ شهر سردی است با برفهای زمستانی و تابستانی و بیگازی خیلی چیز بدی است در آنجا. من اگر روزی رهبر یا رییس جمهور شدم به آنجا گاز خواهم داد.
۳- ایکاش ما هم جزو دوستان شما بودیم( بالاخره از اینهمه دوست کنار پنجره یک نفر که شاهیندژ را دوست دارد باید پذیرایی بکند یا نه؟) .
@2007.01.15 11:55, سایه:
سلام آقای جم
مزین فرمودید… خبر داشتم فرش قرمز پهن می کردم با یک سبد گل برای قدوم عروس و داماد عزیز
برایتان آرزوی بهروزی دارم
امیدوارم سفر بعد برایتان خاطره انگیزتر باشد
@2007.01.18 00:16, کاپیتان بدون هواپیما:
حسابی خوش گذشت نه ؟
همیشه خوش باشید
@2007.05.13 23:16, saman:
سلام امیدوارم یه بارم بهار به شاهین دژ سفر کنید چون واقعا زیباست در ضمن زبان اصلی این شهر ترکی که برخی از روستا هاش کرد نشین هستن و زبان چهار دولی و زعفرانلویی نیز در این شهر رواج داره
@2007.12.22 21:37, ناشناس:
مردک احمق
@2008.01.06 23:40, تقی:
دوست عزیز من این وبلاگ شما را در ۱۷ دی ۱۳۸۶ دیدم در مورد گاز باید خدمت عرض کنم به شکر خدا از پارسال به این شهر گاز کشی شده و بیشتر مردم این شهرستان از این نعمت دارند استفاده می کنند . از نظر معماری ایکاشی با کسانی که اهل فن بودند صحبت می کردید مناطق داره که دیدن آن براتون حتما جالب بود معماری با قدمت ۳ هزار سال و مکانهای با قدمت ۱۰ هزار سالموفق باشید
@2008.01.06 23:54, شاهیندژی در غربت:
لطفا در بهار و پاییز سال آینده به شهر عشاق(شاهیندژ) سفر فرمایید.
@2008.01.07 22:39, رفیق اکبر:
سلام اگه مام مثل شما پارتیمون کلفت بود چند سال پیش گاز داشتیم
صادق: فکر کنم تابحال گیلان تشریف نیاوردین! یا اگر هم اومدین، مثل اکثر اوقات این درختها نذاشته که درست گیلان رو ببینین!
@2008.05.27 16:30, ندا:
این مساله کاملا” طبیعیه که هر فرد در ابتدای ورود به ۱ مکان جدید دچار حالتی از دلتنگی میشه ولی دلیل بر قضاوت سریع نیست.باید اشاره کنم لهجه ی مردم این شهر ترکی است نه آذری و نه کردی….شهری دارای طبیعت نسبتا” بکر و منابع غنی آب.ارتفاعات این شهر شهره ی مردمان اهل طبیهت و زیبایی است. مانند ارتفاعات بیان . پیر محمد.این بار اگه تشریف آوردین خبر بدین تا از مهمون نوازی فوق العاده ی مردم این شهر محروم نمونید.شاد باشید.
@2008.08.03 12:15, محمد:
با سلام
بسیار خوشحال شدم که شاهین دژ یها اینقدر فعال شدن.
به قول خودمون دستمریزاد.