RSS

شعبان بی‌مخ

شعبان جعفری معروف به شعبان بی‌مخ از وقتی نامش با تاریخ ایران زمین عجین شد که یک شب پس از مستی، ناآگاهانه به تماشاخانه فردوسی رفت و تئاتر مردم به کارگردانی عبدالحسین نوشین را به هم ریخت و بدین ترتیب دربار را دلگرم نمود.
بعدها بارها بخاطر خرابکاری‌هایش به زندان افتاد، تا اینکه آخرین بار در واقعه ۹ اسفند ۱۳۳۱ که شاه بطور نمایشی قصد ترک کشور را داشت، شعبان به بهانه نگه داشتن شاه با دار و دسته‌اش به خانه مصدق هجوم برد و بار دیگر بازداشت شد.
اما روز ۲۸ مرداد، کودتاچیان به او نیازمند شدند و او را از زندان بیرون کشیده و مسئولیت راه‌اندازی اوباش را به او سپردند. و این‌چنین حکومت مصدق سرنگون شد و شاه به کشور بازگشت. و شعبان بی‌مخ یکی از پایه‌های قدرت شد!
شعبان بی‌سواد و نادان که فقط از روی قدرت به قضاوت می‌نشست و نوکری قدرتمداران را می‌نمود، بعدها که دوره‌اش به پایان رسید، به کناری انداخته شد. او نمی‌دانست که افرادی همچون او حتی توسط صاحبان‌شان هم جدی گرفته نمی‌شوند و فقط ابزار دست هستند. مقام این دوستان نادان، حتی از شمنان دانا هم پست‌تر است.
اما شاید جالب‌ترین نقطه زندگی شعبان جعفری روز مرگش باشد! او که نامش با ۲۸ مرداد ۳۲ به اوج رسید، امسال درست در همان روز چشم از جهان فروبست!
۳۰م مرداد ۱۳۸۵ | ۳ نظر | موضوع: سیاست | |

تحلیل نیوزویک درباره وبلاگ احمدی‌نژاد

چرا آقای رئیس جمهور تصمیم گرفتند که یک دفتر یادداشت آن‌لاین داشته باشند؟
رهبران کشورها به ندرت وقت آزاد برای وبلاگ‌نویسی پیدا می‌کنند. اما محمود احمدی‌نژاد می‌خواهد این وضع را تغییر دهد. رئیس جمهور ایران هفته قبل شروع به نوشتن وبلاگی در آدرس www.ahmadinejad.ir نمود که مزین است به عکسی از او در حالیکه یقه پیرهنش باز است ]![ و قلمی بدست دارد. و تعجب برانگیز نیست که این وبلاگ در همین مدت کوتاه چنان سروصدایی به پا کند که خیلی از بلاگرها آرزویش را دارند!
در طی همین چند روزی که از اولین پست رئیس‌جمهور می‌گذرد، Technorati – موتور جستجوی وبلاگها که در سان‌فرانسیسکو مستقر است ـ به آن امتیاز ۳۷۲۲مین وبلاگ را از بین ۵۰ میلیون صفحه وب داده است.
اما شاید مهمترین پرسش این باشد که پشت این کار چه هدفی نهفته است. واضح است که سایت برای مخاطبان بین‌المللی طراحی شده است. سایت علاوه بر آنکه به زبان فارسی منتشر می‌گردد، دسترسی به زبانهای عربی و انگلیسی نیز در آن وجود دارد، ضمن آنکه ترجمه فرانسوی مطالب هم در راه است.
با توجه به نزدیک شدن به ۳۱ آگوست که بعنوان پایان ضرب‌العجل تعیین شده توسط شورای امنیت برای متوقف ساختن فعالیتهای هسته‌ای برای ایران می‌باشد، چنان جای تعجبی ندارد که احمدی‌نژاد در پی جمع‌آوری یک موافقت در بین افکار عمومی جهان نسبت به خود می‌گردد.
واضح است که توسط یک رسانه جمعی جدید، احمدی‌نژاد می‌خواهد پیام خود را به تمام دنیا ابلاغ کند. همچنین وبلاگ، با گستردگی و تجددی که دارد، می‌تواند راه نوینی باشد برای ارسال پیام برای دسته خاصی از مخاطبان مهم که همان جوانان هستند.
مانی منجمی، وبلاگ‌نویس تهرانی، می‌گوید: «او تلاش می‌کند تا با مردمی سخن بگوید که از طریق سایر رسانه‌ها همچون تلویزیون و روزنامه به او توجهی نمی‌کنند.» وبلاگ‌نویس تهرانی دیگری که بدلیل فیلتر بودن وبلاگش برای مدت شش ماه، نخواسته نامش فاش شود، می‌گوید که احمدی‌نژاد در تلاش است تا راهی پیدا کند که نشان دهد زندگی جوانان برایش اهمیت دارد و به فکر آنان است.
اما آیا جوانان ایرانی به این ابراز علاقه پاسخ مثبت خواهند داد؟
نخستین پست احمدی‌نژاد متن بلندی است درباره داستان بیداری دینی و سیاسیش، برخاستنش از خانواده‌ای روستایی و تنگ‌دست، و تشریح اینکه چگونه شاه و روسای خارجیش می‌کوشیدند تا ایران را به غربزدگی بکشانند و چگونه آیت‌اله خمینی این توطئه را ناکام گذاشت.
همچنین از این متن استباط می‌شود که احمدی‌نژاد یکی از دانش‌آموزان استعدادهای درخشان بوده است، یک دیندار عملگرا و یکی از اعضای گارد نخبگان انقلاب در جنگ ایران و عراق.
حسین درخشان، یکی از وبلاگ‌نویسان مطرح ایرانی که اکنون در تورنتو مستقر است، گمان می‌کند که اغلب ایرانی‌ها وبلاگ احمدی‌نژاد را کاملاً باب روز خواهند یافت.
اما قالب کلی وبلاگ شبیه وبلاگهای متداول نیس و تفاوتهایی دارد. در آن لینکهایی به سایتهای رسمی و دولتی وجود دارد که به وبلاگ حال و هوای حکومتی می‌بخشد. مخصوصاً که لینک سایر وب‌سایتها و بخصوص وب‌سایتهای مخالف در آن دیده نمی‌شود.
پست طولانی احمدی‌نژاد هم خوانندگان ویژه‌ای می‌طلبد ولی وی برای حل این مشکل در همان پست وعده داده است که در آینده «کوتاه‌تر و ساده‌تر» بنویسد و «به امید خدا» سخنانش را در کمتر از یک ربع تمام کند.
در نظر گرفتن آزادی بیان هم در این وبلاگ قابل تأمل است. خوانندگان این شانس را دارند که نظرات خود را بگذارند، البته با توجه به اینکه قبل از انتشار، نظراتشان بایستی تائید گردد.
احمدی‌نژاد در وبلاگش به نظرسنجی هم می‌پردازد. او می‌پرسد: «آیا فکر می‌کنید آمریکا و اسرائیل از حمله به لبنان قصد راه انداختن جنگ جهانی دیگری را دارند؟». خوانندگان به این بخش علاقه خاصی نشان داده‌اند، و تا روز چهارشنبه بیش از ۲۱۵۰۰۰ نفر رای دادند، و ۵۱ درصدشان گفتند نه!
از نگاه درخشان این می‌تواند نشانه خوبی باشد. وقتی که او در زمان انتخابات ریاست‌جمهوری به ایران برگشته بود، توسط ماموران امنیتی بخاطر نوشته‌هایش در وبلاگ مورد بازجویی قرار گرفت. حالا که احمدی‌نژاد به دنیای وبلاگ‌نویسی وارد شده است، درخشان امیدوار است که تهران کمتر وبلاگ‌ها را فیلتر کند و صاحبانشان را بازداشت نماید.

منبع: NewsWeek
ترجمه آزاد از خودم!

۲۹م مرداد ۱۳۸۵ | ۵ نظر | موضوع: سیاست, وبلاگ | |

بیست و پنج دقیقه مهلت

دیروز ـ چهارشنبه ۲۵ مرداد ۸۵ ـ من و حدیث بیست‌ و پنج دقیقه مهلت پیدا کردیم تا…!
به مناسبت این روز بزرگ در زندگی‌مون، شعر زیر از شل سیلوراستاین رو می‌کوبمش اینجا:
بیست و پنج دقیقه مهلت
برای اینکه دوستت بدارم
بیست و پنج دقیقه مهلت
برای اینکه دوستم بداری
بیست و پنج دقیقه مهلت برای عشق
زمان کوتاهی است…
با این همه
من بیست و پنج دقیقه از عمرم را کنار می‌گذارم
تا به تو فکر کنم
تو هم اگر فرصت داری
بیست و پنج دقیقه
فقط بیست و پنج دقیقه به من فکر کن!…
بیا بیست و پنج دقیقه از عمرمان را برای همدیگر پس‌انداز کنیم…
پ.ن: بعد از دیروز، امروز هم روز خوبی شد! بالاخره بعد از ماهها، کارت معافیت سربازیم به دستم رسید.
۲۶م مرداد ۱۳۸۵ | ۱ نظر | موضوع: ادبیات, خودنوشت | |

جنگ بی‌فرجام

موضوع از آنجا شروع شده بود که پس از خروج نیروهای اسرائیلی از خاک لبنان در سال ۲۰۰۰ میلادی، اسرائیل و حزب‌الله به واسطه آلمان جهت تبادل اسرا و کشته‌شدگان با هم به مذاکره پرداختند.
لیست اسرا بین طرفین رد و بدل گردید، و قرار شد هر دو طرف اسیران را طبق لیست به آلمان تحویل دهند. حزب‌الله تمام اسیران اسرائیلی را تحویل داد، اما اسرائیل خیانت کرد و سه تن از اسرا را تحویل نداد.
در همان زمان دبیرکل حزب‌الله قول داده بود که این خیانت اسرائیل را پاسخ خواهد گفت و با به اسارت گرفتن سربازان اسرائیلی، مابقی اسرا را هم پس خواهد گرفت.
و بالاخره امسال این امر صورت گرفت و دو سرباز اسرائیلی به اسارت نیروهای حزب‌الله درآمدند. وزیر امورخارجه اسرائیل از این فرصت بدست آمده بهره جست و آنرا موقعیتی برای نابودی کامل حزب‌الله خواند. اما از سوی دیگر سیّدحسن نصرالله آنرا پاسخی به خیانت قبلی اسرائیل نامید و گفت که خواهان جنگ نیست ولی اگر اسرائیل خواهان آن باشد، تا هر کجا که بخواهد می‌تواند پیش رود و آمادگی نیروهای مقاومت را اعلام داشت.
جنگ سر گرفت. اسرائیل از زمین و هوا و دریا به لبنان یورش برد. و مثل همیشه بیشتر از نظامیان به قتل‌عام غیرنظامیان روی آورد، و زیرساختهای لبنان را نابود کرد. با این هدف که حزب‌الله را برای همیشه نابود سازد.
اما حزب‌الله خارج از تصوّر ظاهر شد و به تمام حملات اسرائیل، پاسخ گفت و جلوی پیشروی آنها را گرفت. حزب‌الله تا آنجا پیش رفت که وزیر امور خارجه اسرائیل معترف شد که از طریق نظامی نمی‌توان حزب‌الله را خلع سلاح نمود. و با آنکه در ابتدا به هیچ وجه حاضر به پذیرفتن صلح نبود، با تصویب قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت، پس از یکماه جنگ بی‌فرجام، آنرا پذیرفت و تن به صلح داد.
حزب‌الله برای برگرداندن سه اسیر، هزاران تن از مردم لبنان را قربانی نمود، و اسرائیل در جنگی که برای نابودی حزب‌الله آغاز نموده بود، حتی نتوانست دو اسیر خود را پس بگیرد!
این بود همه جنگ بی‌فرجامی که سی‌وسه روز مردم بی‌گناه در آتشش سوختند!
۲۳م مرداد ۱۳۸۵ | ۱ نظر | موضوع: سیاست | |

جهان مسخره ما

پس از یکماه تاخیر، بالاخره شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه‌ای را برای برقراری آتش‌بس بین اسرائیل و لبنان به تصویب رساند. قطعنامه‌ای که شاید اگر توفیقات حزب‌الله در متوقف ساختن ارتش اسرائیل از رسیدن به اهدافش نبود، به این زودی‌ها به تصویب نمی‌رسید.
حالا اسرائیلی که از طریق حملات نظامی نتوانست به اهدافش برسد و آن‌گونه که قولش را داده بود حزب‌الله لبنان را ۴۸ ساعته نابود سازد، تصمیم گرفته تا از طرق سیاسی و باز هم به کمک هم‌پیمانش، آمریکا، این‌گونه وانمود کنمد که پیروز جنگ بوده است! گرچه همه می‌دانند که نتیجه بدست آمده در این درگیری‌ها، برای ارتشی که خود را چهارمین نیروی نظامی دنیا می‌داند، بسیار وحشتناک بوده است. توجه داشته باشید که نیروهای اسرائیلی در درگیری‌های زمینی اکثراً در مقابل نیروهای حزب‌الله تن به شکست داده‌اند و مجبور به عقب‌نشینی شده‌اند. تنها برتری نیروهای صهوینیست دارا بودن نیروی هوایی بوده که از آن طریق انتقام شکست‌های خود را با بمباران کردن زیرساختهای شهری و روستایی و کشتن مردم بی‌گناه می‌گرفتند.
اما به هر حال با وجود آنکه قطعنامه شورای امنیت به نفع اسرائیل تنظیم شده است، حزب‌الله و دولت لبنان آنرا پذیرفتند و نشان دادند که برخلاف تبلیغات رسانه‌های غربی، جنگ‌طلب نیستند. ولی از سوی دیگر، اسرائیل برای پذیرفتن آن چند روزی فرصت خواسته تا به قول خودشان در این فرصت شکست سنگینی بر پیکره حزب‌الله وارد نمایند تا نتواند خود را پیروز جنگ معرفی کند! چنین رفتارها و اظهارات واقعاً کودک‌مآبانه و مسخره هستند که بیش از پیش ضعف ابرقدرتهای نظامی را با وجود همه تسهیلاتشان نشان می‌دهند، که غرورشان نمی‌گذارد شکست را بپذیرند و چون گرگ زخم خورده در پی انتقام‌گیری برمی‌آیند، و در کنار همه این واقعیات باز هم خود را مبارزان تروریسم می‌نامند و پرچم‌دار صلح جهانی !! واقعاً که جهان مسخره‌ای داریم…

پ.ن: از جنگ و خونریزی هم که بگذریم، می‌بینیم که جهان ما فقط در روزهای جنگ مسخره نیست، حتّی روزهای صلحش را هم ما با کارمان مسخره می‌کنیم! دیشب برنامه «مهربانی» شبکه سه، صدای پدر پیر رنج‌دیده‌ای را پخش کرد که از بی‌مبالاتی پسرش شکوه می‌کرد. پسری که هشت سال به دیدنش نرفته بود و او را چشم انتظار دیدن روی فرزند و نوه‌هایش قرار داده بود. آه که چقدر زجه‌هایش دردناک بود!
واقعاً چرا باید چنین باشیم؟! چرا نمی‌توانیم خوب باشیم؟! چرا جهان‌مان را اینقدر زشت می‌کنیم؟!
باور کنید که جهان م زیباست، اگر «ما» زیبا بیاندیشیم…

۲۲م مرداد ۱۳۸۵ | ۱ نظر | موضوع: سیاست | |
  • لاهیج‌مارکت
  • گوگل‌فرند



Switch to our mobile site