RSS

به امید صعود ایران به دور دوم

تب فوتبال جهان از امروز عصر، با شروع هجدهمین دوره جام جهانی در آلمان به اوج خودش میرسه.
هرکس که به نحوی به فوتبال علاقمند هست یا عِرق ملّی داره، از امروز چشم انتظار می‌مونه تا ببینه که بعد از همه حرف و حدیثها و همه پیش‌گوئی‌ها و نقدگوئی‌ها، تیم محبوبش در این تورنومنت بین‌المللی و در مستطیل سبز چه خواهد کرد و چه نتیجه‌ای بدست خواهد آورد.
همون طور که قبلاً هم گفتم، من فوتبالی نیستم، و حتی روز بازی استقلال ـ پرسپولیس که خیلی‌ها برای رسیدنش ماهها و روزها رو می‌شمرند، برام یه روز خیلی عادیه! اما بازی‌های رسمی تیم ملی و بخصوص بازی‌های جام جهانی یه چیز دیگه است! من روی این بازی‌ها خیلی حساسم و یه جورایی جو فوتبال منو می‌گیره!
شکی نیست که ته دلم مب‌خواد که ایران به دور دوم جام جهانی صعود کنه، صرف نظر از اینکه چطور به این مهم دست پیدا می‌کنه یا در اونجا چه نتیجه‌ای بدست میاره. اما به قول معروف «هر چه دلم خواست، نه آن شد…»
خیلی از کارشناسان معتقدند که تیم فعلی ایران، قوی‌ترین تیمیه که تابحال از ایران راهی جام جهانی شده، اما انصافاً این شرایط رو برای مکزیک و پرتغال و آنگولا هم باید در نظر گرفت. به نظر من همه حریفان ایران در دور اول قوی هستن، حتی آنگولا، و می‌تونن ایران رو شکست بدن. البته این بستگی به ایران داره که چطور مقابلشون ظاهر بشه و چقدر از توانایی‌هاش بهره ببره.
ولی با همه این تفاسیر من به این امید که تیم ملی‌مون بعد از گرفتن امتیاز از همه حریفاش به دور دوم سعود کنه، بازی‌های ایران رو در روزهای آینده نظاره می‌کنم، و برای رسیدن به این هدف از هیچ نذر و نیازی هم کوتاهی نمی‌کنم، چون کار دیگه‌ای از دستم بر نمیاد!
اما از ایران که بگذریم، در این دوره (مثل اکثر دوره‌ها) آرژانتین و آلمان، تیم‌های مورد علاقه من هستن که امیدوارم فینالیست باشن. غیر از اونها فکر می‌کنم برزیل، فرانسه و انگلیس بیشترین شانس رو برای رسیدن به فینال و قهرمانی دارن. البته «ایران» رو هم بدون شانس نمی‌دونم!
۱۹م خرداد ۱۳۸۵ | نظر | موضوع: ورزش | |

کودک درون

«درون هر کدوم از ما ـ فارغ از سن و سالمون ـ یک کودک پنج ساله، یک کودک سه ساله، یک کودک یک ساله و حتی یک کودک یک ماهه زندگی می‌کنه» که خیلی از رفتارها و گفتارهای ما رو بدون اینکه خودمون متوجه باشیم، تحت کنترل خودشون دارن. همین موضوع که برگرفته از کتاب «کودک درون» نوشته لوچیا کاپاکیونه
هست، جان‌مایه فیلم «آتش‌بس» ساخته تهمینه میلانی، رو تشکیل میده.
کودکان درون یه زن و شوهر جوان، مدام با همدیگه لج و لجبازی می‌کنن و سر به سر هم می‌زارن، تا جائی که زن و شوهر با اینکه همدیگه رو خیلی دوست دارن، خسته میشن و کارشون به جاهای باریک کشیده میشه. اما از بخت خوش‌شون، بصورت خیلی اتفاقی با یه روان‌شناس آشنا میشن که بهشون کمک می‌کنه تا کودک درون‌شون رو بشناسن و اونو تحت کنترل خودشون در بیارن، تا کمتر زندگی‌شون رو بهم بریزه.
«آتش‌بس» فیلمیه که چشم مخاطبش رو به دنیای جدیدی از درون باز می‌کنه و دید آدمی رو نسبت به رفتار و گفتار خودش تغییر میده. من به نوبه خودم با فیلم خیلی احساس نزدکی کردم، چون همیشه در وجود خودم، چیزی شبیه به «نی‌نی» رو احساس می‌کردم. و حالا با دیدن این فیلم خیالم راحت شد که این «نی‌نیه» فقط مختص به من نیست و همه آدمها یکی مثل اون رو دارن! البته خیلی‌ها شاید نخوان که باورش کنن یا باهاش دوست باشن، اما من زندکی کردن باهاش رو دوست دارم!
کافیه کودک درون‌تون رو بشناسید و چند روزی باهاش زندگی کنید، اون موقع می‌بینید که چقدر زندگی کردن باهاش لذت‌بخشه. اینجوری دنیای اطراف‌تون، خیلی زیباتر به نظر میاد و خیلی از اتفاقات ساده‌ای که ازشون کوه می‌ساختین، دیگه اصلاً به چشم‌تون نمیاد.
بعنوان نمونه اگه یادتون باشه وقتی که بچه بودیم هیچ چیز برامون «غیر ممکن» نبود. هر کدوم‌مون آرزویی داشتیم و تقریباً مطمئن بودیم که وقتی بزرگ شدیم می‌تونیم به خواسته‌هامون برسیم. و اصلاً هم از این بابت نگران نبودیم. اما هر چی که بزرگتر شدیم و واقعیتهای زندگی رو بهتر دیدیم و به خیال اینکه بزرگ شدیم، کودک درون‌مون رو از یاد بردیم، آرزوهامون رو هم فراموش کردیم. اصلاً به خودمون نهیب می‌زدیم که این آرزوهای دست‌نیافتنی چی بودن که من داشتم! اما اگه کمی بهتر نگاه کنیم و کودک درون‌مون رو بیرون بکشیم، می‌بینیم که واقعاً چیزی نیست که انسان در این دنیا بخواد و نتونه بهش برسه. همه چیز به خودمون برمی‌گرده. اگه شما با این جمله که «فقط غیرممکن، غیرممکنه» موافق نیستید، بخاطر اینه که کودک درون‌تون باهاتون قهره! یه سری بهش بزنید، زندگی‌تون عوض میشه!
۱۵م خرداد ۱۳۸۵ | ۸ نظر | موضوع: فیلم و رسانه | |

بلاگ‌نوشت × ۲

وقتی تو لینکدونی «من و پری» لینک بلاگ‌نوشت رو در قسمت «پری‌گونه‌ها» دیدم، تعجّب کردم که چرا وبلاگ من رو بین نویسنده‌های خانوم قرار داده! اما وقتی روی لینک کلیک کردم، دیدم که زهی خیال باطل! «بلاگ‌نوشت» مزبور یه «بلاگ‌نوشت» دیگه‌است! متعلّق به خانومی به نظرم روزنامه نگار، فهیم و با دست به قلمی محشر! که از اسفند ۸۴ (یعنی حدود دو ماه پس از اولین سالگرد وبلاگم)‌ کار خودشون رو در زمینه وبلاگ‌نویسی آغاز کردن.
اولش خیلی عصبانی شدم، که چرا اسم وبلاگ من رو مورد استفاده قرار دادن! که ناراحتی خودم رو هم در نظردونی مطلب آخرشون اعلام کردم. که چون از سر غرض بوده گویا موجب ناراحتی این دوست عزیز هم شده بود، که در همین جا رسماً از ایشون عذرخواهی می‌کنم.
ایشون و برخی از خواننده‌هاشون در ایمیل‌هایی به من گفتن که موضوع پیش آمده، اصلاً «مشکل» نیست، چرا که اسم وبلاگها «منحصر به فرد» نیستن و می‌تونن شبیه به هم باشند. اما من به این امر معتقد نیستم. به نظر اسم وبلاگ‌ها منحصر به فرد هستن، همون‌طور که آدرس دومین‌شون منحصر به فرد هستن. مثلاً من با شنیدن نام «وب‌نوشت» به یاد ابطحی می‌افتم، یا وقتی صحبت از «سردبیر:خودم» میشه به یاد حسین درخشان می‌افتم، چرا که نام و آدرس وبلاگ‌هاشون منحصر به فرده.
خوب یا بد، دوست داشتم که «بلاگ‌نوشت» در انحصار خودم باشه. چرا که برای انتخاب این اسم بارها گزینه‌های مختلف رو مورد جستجو قرار دادم تا تکراری نباشن. در سرویس‌دهنده‌های رایگان هم تند تند دومین blognevesht رو ثبت می‌کردم تا یه «بلاگ‌نوشت» دیگه متولد نشه! این کار رو در مورد «بلاگفا» هم انجام داده بودم، اما انگار بلاگفا بعد از مدتی وبلاگهای غیر فعال رو پاک میکنه و به همین دلیل هم ایشون تونستن این نام رو به ثبت برسونن.
اما به هر حال کاریه که شده و فکر کنم اگه کسی هم این وسط سود برده، اون منم! چون هم نوشته‌های این خانوم در بلاگفا پرمغزتره، و هم این موضوع تلنگر محکمی به من زد تا هرچه سریعتر دات کام بشم…

۱۳م خرداد ۱۳۸۵ | نظر | موضوع: خودنوشت | |

ما می‌تونیم

۶ روز دیگه بزرگترین مسابقات فوتبال دنیا شروع میشه. رویدادی که تیم ملی کشور ما هم بعنوان یکی از سی و دو کشور در اون حضور داره. البته ایران در ورزش فوتبال آنچنان صاحبنام نیست و مقامهای قابل توجهی در این رشته بدست نیاورده، اما این اصلاً دلیل نمیشه که بگیم «پس اینبار هم نمی‌تونه»!
من زیاد اهل فوتبال نیستم و از تکنیک‌ها و تاکتیک‌ها زیاد نمی‌تونم بنویسم، اما با تحلیل‌های شاید «من درآوردی» که از اوضاع دارم، امیدوارم که تیم ملّی ما بتونه به دور دوم صعود کنه و روح تازه‌ای از غرور ملّی رو در ایران زمین بدمه.
برای دستیابی به این امر ما شایستگی‌های لازم رو داریم، فقط بایستی خودمون رو باور داشته باشیم، اینجوری حتّی اگه خدای نکرده نتایج خوبی هم نگیریم، حداقل عذاب وجدان نخواهیم داشت. گرچه «خود بودن» گاهی خیلی سخته، اما ما ایرانی‌ها خیلی تو این کار استادیم. من مطمئنم که می‌تونیم از پسِ مکزیک و پرتغال و آنگولا براحتی بر بیایم. بخصوص با این بازی‌های اخیری که مقابل کرواسی و بوسنی انجام دادیم، امید من بیش از پیش شده.
تا اون روز منتظر شروع جام جهانی ۲۰۰۶ می‌مونیم و برای ملّی پوشان کشور عزیزمون دعا می‌کنیم…
۱۳م خرداد ۱۳۸۵ | نظر | موضوع: ورزش | |

راه عشق

راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست
هرگه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
ما را ز منع عقل مترسان و می بیار
کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست
از چشم خود بپرس که ما را که میکشد
جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست
او را بچشم پاک توان دید چون هلال
هر دیده جای جلوه آن ماهپاره نیست
فرصت شمر طریقه رندی که این نشان
چون راه گنج بر همه کس آشکار نیست
نگرفت در تو گریة حافظ بهیچ رو
حیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست
۶م خرداد ۱۳۸۵ | ۱ نظر | موضوع: ادبیات | |
  • لاهیج‌مارکت
  • گوگل‌فرند



Switch to our mobile site