روز «معلّم» گرامی باد
وقتی واژه «معلّم» را میشنویم به یاد آموزگاران و دبیران و گاهاً اساتید دوران دانشگاه میافتیم. و بعد یاد شلوغیهای مدرسه و دانشگاه و دل مشغولیهای خودمان. وجوانیای که به پای کلاسها به بطالت گذشت، بدون آنکه چیز به درد بخوری فرا گرفته باشیم. و اینگونه میشود که از «معلّم» تصویر خوبی در ذهنمان نمیماند. ولی واقعیت بگونهای دیگر است.اگر به «معلّم» اینگونه بنگیریم که “نخستین معلّم، خداوندگار بود که به آدم «بودن» را آموخت” موضوع فرق میکند. معلّم هر آن کسی است که چیزی به ما آموخت.
اگر قادر به راه رفتن شدیم، آنرا مدیون «تاتی کردن»های معلّم مهربانی هستیم که «مادر» میخوانیمش.
اگر میتوانیم حرف بزنیم، از آن روست که معلّمی بنام «پدر» کمکمان کرده است.
اگر اکنون قادریم سطور را بخوانیم و بنویسیم، این حاصل زحمات عاشقانه معلّمانی است.
اگر امروز میتوانیم از کامپیوتر بهره جوئیم، رانندگی کنیم، غذا بپزیم و… اینها همه حاصل تلاشهای معلّمان است.
اگر …
امروز هر کاری را میتوانیم انجام دهیم، آنرا مدیون «معلّمی» هستیم.
همیشه باید بیاد داشته باشیم که ما در هنگام تولّد ره توشهای با خود نداشتهایم و هر آنچه که امروز داریم را مدیون «معلّمی کردن» معلّمان هستیم. معلمان بودند که ما را از «هیچ» به «این» رسانیدهاند. پس همواره بایستی دست بوسشان باشیم و همیشه تلاش کنیم که خودمان هم «معلّمان» نیکی برای آیندگان خود باشیم.
به این امید…





