RSS

به علی کریمی رأی دهید

بخش رسمی جام جهانی ۲۰۰۶ سایت Yahoo! در بین گروههای مقدماتی جام‌جهانی اقدام به برگزاری رأی‌گیری اینترنتی برای انتخاب بهترین گلزن هر گروه نموده است. در گروه D که تیم ملی کشور ما حضور دارد، دو تن از بازیکنان مطرح کشور ما بعنوان گزینه‌هایی که بازدیدکنندگان می‌توانند به آنها رأی دهند، هستند: وحید هاشمیان و علی کریمی. تا این لحظه که من در رأی‌گیری شرکت کرده، علی کریمی با ۲۳۲۱۶ رأی از مجموع ۲۹۷۹۴ رأی و با اکتساب ۷۰% کل آرا در مقام اول قرار گرفته است. وحید هاشمیان هم با ۲۲۳۲ رأی در مقام چهارم قرار دارد.
معمولاً ما ایرانی‌ها در شرکت کردن در رأی‌گیری‌های اینترنتی ید طولانی‌ای داریم و همیشه در اینگونه موارد شاخ دشمنان را شکسته‌ایم! گرچه الآن هم علی کریمی مقام اول را دارد، اما ۲۳۰۰۰ رأی شایسته ما ایرانی‌ها نمی‌تواند باشد! پس شما هم دست بکار شوید و با شرکت در این رأی‌گیری، در سربلندی تیم ملّی فوتبال ایران (حداقل در مجامع اینترنتی هم که شده) سهیم شوید.
برای شرکت در رأی گیری بایستی اینجا بروید. در ستون سمت راست صفحه، زیر عنوان Poll، روی نام Ali Karimi (IRN) کلیک کنید و در انتها کلید Vote را فشار دهید تا رأی شما ثبت گردد و نتایج آرا تا آن لحظه به شما نشان داده شود.
۲۷م اردیبهشت ۱۳۸۵ | ۱ نظر | موضوع: ورزش | |

ارتباطات الکترونیکی

۱۷ می روز جهانی «ارتباطات» است. بد نیست در این روز نگاهی موشکافانه‌تر به دنیای اطراف خود داشته باشیم و از منظر «ارتباط» به آن نگاهی بیاندازیم.
در هر یک از سه قرن گذشته، فناوری خاصّی رونق داشت. قرن هجدهم زمان توسعه سیستم‌های مکانیکی بزرگ و انقلاب صنعتی بود. قرن نوزدهم عصر موتور بخار بود. قرن بیستم زمان جمع‌آوری، پردازش و توزیع اطلاعات بود. در بین بقیه پیشرفتها، شاهد نصب شبکه‌های جهانی تلفن، اخترع رادیو و تلویزیون، تولید و رشد بی‌سابقه صنعت کامپیوتر و پرتاب ماهواره‌های ارتباطی بوده‌ایم، که مجموع اینها به گونه‌ای مستقیم یا غیر مستقیم با «ارتباطات» هم‌خانواده‌اند. با این توصیفات، بیراه نرفته‌ایم، اگر این دوره را از نظر علم ارتباطات، «عصر ارتباطات الکترونیکی» بنامیم.
ادغام کامپیوترها و ارتباطات، تاثیر بسزایی در سازمان‌دهی «ارتباطات بشر» داشته است. امروزه با بوجود آمدن این فرصت جدید، ظرف مکان در فواصل کوتاه زمینی، کمتر از هر زمان دیگری مورد محاسبه قرار می‌گیرد و در فواصل بین سیاره‌ای بیشتر از هر زمان دیگری مطرح می‌باشد! امروزه افراد برای دستیابی به اطلاعات راه دور، ارتباطات فرد به فرد، سرگرمی محاوره‌ای، تجارت الکترونیکی و… آزادانه‌تر و آسانتر از هر زمان دیگری می‌توانند اقدام نمایند. بطور کلی «ارتباطات» در دوره الکترونیک شکل تازه و تعریف جدیدی گرفته است.
امروزه روزنامه‌ها که از ابزارهای پایه‌ای ارتباطات محسوب می‌شوند به سمت online شدن پیش می‌روند و آسان‌تر از هر زمان دیگری در دسترس مردم سراسر دنیا قرار می‌گیرند. علاوه بر روزنامه‌ها و مجلات، کتابخانه‌ها نیز بصورت دیجیتال و online درآمده‌اند. بسیاری از سازمان‌های حرفه‌ای مثل ACM و IEEE که شرکت کردن در سیمنارهای‌شان رویای بسیاری از متخصصین محسوب میشد، امروزه کنفرانس‌های online ارائه می‌دهند و همگان از سراسر جهان، بدون هیچ مشکلی می‌توانند با آنها در ارتباط باشند.
یکی از مشخصه‌های بارز ارتباطات الکترونیکی «پیام رسانی فوری» است که روز به روز در حال گسترش است. این قابلیت از برنامه talk یونیکس مطرح شد که اجازه میداد تا دو نفر به طور فوری و بلادرنگ با هم به اصطلاح “چت” کنند. بعدها رشد این ایده موجب شد تا “اتاق‌های گفتگو” پدید بیایند و شرکتهای مختلف بر روی این امر سرمایه‌گذاری کنند. و در نهایت به اینجا رسید که امروزه هر کس به راحتی می‌تواند با داشتن ID یک Messenger با دوستان دیده و ندیده خودش در سراسر دنیا بدون درنگ و فوری ارتباط برقرار کند.
به هر حال، اینگونه نشانه‌ها که برخی از آنها را در بالا برشمردم، در دنیای امروز به وفور یافت میشوند، و اگر خود شما هم به اطرافتان کمی با دقت‌تر نگاه کنید، بدون شک بسیاری از آنها را خواهید دید. اما در کنار همه این پیشرفتها ما بعنوان اولین افراد از نسل «ارتباطات الکترونیکی» بایستی بسیار دقت کنیم. چرا که ما شکل‌دهنده قالب ارتباطات الکترونیکی هستیم. به نوعی ما فرهنگ‌سازان اولیه این وادی هستیم و اگر خدای نکرده خشت اول را بد نهیم، ممکن است وارثان ما تا ثریا بنا را کج بنهند و این بنا سر از ناکجاآباد در آورد. لذا برماست که بیش از سایر ارتباطات در زمینه ارتباطات الکترونیکی دقت داشته باشیم.
* * *
پ.ن.
قضیه پرونده من و سه تن از دوستانم در دادگاه انقلاب به روز شنبه موکول شد.
۲۶م اردیبهشت ۱۳۸۵ | ۳ نظر | موضوع: فناوری اطلاعات | |

ما فریاد می‌زدیم

الان بامداد روز دوشنبه، بیست و پنجم اردیبهشت ماه است و بر طبق قرار و مدارهای قبلی ( ۱ ، ۲ ، ۳ )، من بایستی ساعاتی دیگر خودم را به شعبه سوم دادگاه انقلاب رشت معرفی کنم تا شاید بتوانم از اتهام وارده به خودم که «اقدام علیه امنیّت ملّی» است، دفاع کنم.
اما در این فرصت دیوان استاد احمد شاملو را تورقی می‌زدم، به شعر زیبایی برخوردم که بی‌مناسبت نیافتمش و بد ندیدم که اینجا نقلش کنم:

ما فریاد می‌زدیم: «چراغ! چراغ!»
و ایشان در نمی‌یافتند.

سیاهیِ چشمِ‌شان
سپیدیِ کدری بود اسفناج‌وار
شکافته
لایه‌بر لایه‌بر
شباهت برده از جسمیّتِ مغزشان.
گناهی‌شان نبود:
از جَنَمی دیگر بودند.

ادامه:
امروز آقای قاضی تشریف نداشتن. قرار شد فردا بریم.

۲۵م اردیبهشت ۱۳۸۵ | ۱ نظر | موضوع: خودنوشت | |

هوو

«هوو» رو هم دیدم. شاید موضوع فیلم با «چهارشنبه سوری» یکی باشه، ولی از «هوو» تا «چهارشنبه ‌سوری» خیلی راهه! بیننده این فیلم خیلی کمتر تحت تاثیر پیام فیلم قرار می‌گیره و اصلاً خیلی جاها پیام فیلم رو در بین صحنه‌های گاه طنزآلود فیلم گم می‌کنه.
داستان «هوو» به گونه‌ای پیش میره که مخاطب با خائن، خیلی جاها همدردی می‌کنه! و اشکالی در این نمی‌بینه که شوهری با یک بچه، در کنار همسری که دوستش داره ولی بهش سخت می‌گیره و وادارش می‌کنه تا اون جور که خودش می‌خواد، باشه، دختری رو که قبلاً می‌خواسته باهاش قرار و مدار بذاره و باهاش می‌تونه راحت زندگی کنه، به همسری برگزینه.
حتی در انتهای فیلم مخاطب به گونه‌ای سوق داده میشه که وقتی «عطا»، «سپیده» رو که اسیرش کرده بود و «مریم» رو که با توطئه‌ای برای به چنگ آوردن زمین‌هاش وارد زندگیش شده بود، به همون راحتی‌ای که برگزیده بودشون، بی خیال میشه، و همسری باغبون، ساده و بی غل و غش رو می‌گیره، با وی همدردی می‌کنه و حق رو به اون میده. چون «عطا» در زندگی جدیدش نه اونی بود که زنش می‌خواست و نه اونی که به سرش شیره مالیده باشن، بلکه فقط و فقط «خودش» بود…
۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۵ | نظر | موضوع: فیلم و رسانه | |

لحظه‌های جبران‌ناپذیر

چرا فکر می‌کنیم هر کار کثیفی را که انجام می‌دهیم، جبران‌پذیر است؟! چرا فکر می‌کنیم کارهای زیبایی که پیش از این انجام دادیم، زشتیِ لجن‌کاری‌مان را می‌پوشاند؟!
مگر «ابلیس» را به یاد نمی‌آوریم که سالها از بهترین مخلوقات بود و از بهترین عابدان؟! و تنها یک اشتباه کرد و تکبّر دیدگانش را بست تا نتواند بر آفریده خداوندگار سجده کند. و همان یک لحظه کافی بود تا از درگاه خداوند برای همیشه مطرود شود.
فقط یک لحظه! ما هم فقط یک لحظه اشتباه می‌کنیم! ولی شرم آن لحظه را تا پایان عمر باید یدک کشیم. شاید خودمان خیلی زود از یادش بریم ولی بدون شک کسانی هستند که هرگز آن لحظه را فراموش نمی‌کنند و ما نیز راهی برای جبرانش نداریم. چرا که آن لحظه سپری شده است و آب رفته به رود باز نخواهد گشت…
۲۲م اردیبهشت ۱۳۸۵ | ۱ نظر | موضوع: خودنوشت | |
  • لاهیج‌مارکت
  • گوگل‌فرند



Switch to our mobile site