RSS

نی‌نی دوباره گریه کرد

۲۵م دی ۱۳۸۴ | نظر | موضوع: خودنوشت, داستانک |
نی‌نی باز هم توی حیاط بود، اما گنجشکی پیدا نبود که آواز بخواند. چشم نی‌نی باز هم به گل سرخ افتاد. یاد انگشتش افتاد. انگشتش را در دهانش فرو برد و شروع کرد به مکیدن. نی‌نی از گل سرخ می‌ترسید… امّا هنوز…
در همین حال پروانه خوشگلی جلوی نی‌نی شروع کرد به رقصیدن. نی‌نی از رنگ پرهای پروانه خیلی خوشش اومده بود. دنبالش دوید تا بگیردش.
پروانه چرخی در هوا زد و کنار گل سرخ نشست.
نی‌نی فریاد زد: «اونجا نشین. تیغ داره»!
پروانه خندید.
گل سرخ ناراحت شد.
با اینکه نی‌نی از گل سرخ می‌ترسید، امّا دوست نداشت ناراحت ببیندش. به همین خاطر شروع کرد به گریه کردن! چون فقط همین یک کار را بلد بود…

مطالب مرتبط:

دیدگاه شما

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.

  • لاهیج‌مارکت
  • گوگل‌فرند



Switch to our mobile site